English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
We have two books extra. U دوتا کتاب اضافه ( زیادی) داریم
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
surcharges U اضافه بارکردن عوارض زیادی گرفتن از
surcharge U اضافه بارکردن عوارض زیادی گرفتن از
super numerary U نفر یا سرباز اضافه برسازمان یا زیادی
put two and two together <idiom> U حساب کتاب کردن ،دو دوتا کردن
go places in pairs U دوتا دوتا گردش رفتن
plaiting U [نوعی گیس بافی برای اتمام ریشه ها، در این روش که برای اتمام ریشه های فرش بکار می رود، جای آزاد گذاشتن نخ های چله آنرا بصورت اریبی دوتا دوتا یا بیشتر از لابلای یکدیگر رد کرده و نخ ها بسته به نظر آید.]
capitulary U کتاب راهنمای کلمات کتاب مقدس کتاب دعا
overtime U وقت اضافی اضافه کار اضافه کاری ساعت فوق العاده
couples U دوتا
tows U هر دوتا
geminate U دوتا
couple U دوتا
twin U دوتا
coupled U دوتا
twain U دوتا
two and two U دوتا دوتا
tow U هر دوتا
twinned U دوتا
tows U دونوع دوتا
tow U دونوع دوتا
doubled up U : دو برابر دوتا
doubled U : دو برابر دوتا
double U : دو برابر دوتا
the last two U اخرین دوتا
deuteronomic U وابسته به کتاب تثنیه که دومین کتاب تورات است
caxton U کتاب کاکستون نخستین کتاب چاپ کن انگلیسی
book of reference U کتاب برای مراجعه گاهگاهی کتاب راهنما
readers U مصصح چاپخانه کتاب قرائت کتاب خواندنی
reader U مصصح چاپخانه کتاب قرائت کتاب خواندنی
he inherited a large fortune U دارایی زیادی بمیراث برد دارایی زیادی به او رسید
We are short of space here . U اینجا جا کم داریم
here is bread in plenty U نان فراوان داریم
we are in the same way U ما هم همان حال را داریم
we have a seedless type too U یک رقم بی هسته هم داریم
He contradicted himself. U چند جور حرف زد ( حرفش دوتا شد )
We have a long journey before us . U مسافرت طولانی در پیش داریم
We are expecting guests for dinner . U برای شام مهمان داریم
We have a wedding ceremony comin off. U جشن عروسی در پیش داریم
we make it a rule to U قانون ما اینست که ...قانونی داریم که .....
what is the score U هر کدام چند بازی داریم
We have plenty of time . U خیلی وقت هست ( داریم )
He planted both his feet firmly in the ground . U دوتا پایش را محکم کاشت روی زمین
we abhor a traitor U از شخص خائن تنفر و بیم داریم
we regret the error U از اشتباهی که شده است تاسف داریم
There is no hurry , there is plenty of time . U عجله نکنید وقت زیاد داریم
invisible hand U منشاء این اصطلاح کتاب "ثروت ملل "ادام اسمیت است . بر اساس این کتاب
You name it , weve got it. U از سفیدی ماست تا سیاهی ذغال را داریم ( همه چیز )
We'll need 10 years at a [the] minimum. U ما کمکمش به ۱۰ سال [برای این کار] نیاز داریم.
Carry the one [two] . U یک [دو] در ذهن داریم. [ریاضی] [در جمع یا ضرب دوعدد که حاصلشان دو رقمی باشد]
In regard to the proposed changes I think we need more information. U در مورد تغییرات پیشنهاد شده من فکر می کنم ما به اطلاعات بیشتری نیاز داریم.
We have problems of our own. U ما مشکلات خودمان را داریم. [وقت نداریم به مشکلات شما برسیم]
we are want of money U ما نیازمند پول هستیم به پول احتیاج داریم
checksum U آن را اضافه میکند و مقدار اضافه شده را با مقدار ذخیره شده مقایسه میکند
check total U آن را اضافه میکند و مقدار اضافه شده را با مقدار ذخیره شده مقایسه میکند
excesses U زیادی
superfluous U زیادی
greatness U زیادی
unduly U زیادی
muchness U زیادی
to a large extent U تا حد زیادی
greatly U به زیادی
surplus U زیادی
immensity U زیادی
redundance U زیادی
undue U زیادی
surpluses U زیادی
supervacaneous U زیادی
profuseness U زیادی
profoundness U زیادی
intensity U زیادی
wealth U زیادی
profoundly U زیادی
overly U زیادی
excrescential U زیادی
extras U زیادی
superfluity U زیادی
extra U زیادی
intenseness U زیادی
inordinacy U زیادی
infiniteness U زیادی
enormousness U زیادی
extra- U زیادی
immoderacy U زیادی
excessiveness U زیادی
excrescent U زیادی
immenseness U زیادی
extremeness U زیادی
frequentness U زیادی
heaviness U زیادی
nimiety U زیادی
excess U زیادی
abundance U زیادی
hugeness U زیادی
numerousness U زیادی
overweight U وزن زیادی
largely U تا درجه زیادی
exorbitance U زیادی افراط
over production U محصول زیادی
hyperacidity U زیادی اسید
to a degree U تادرجه زیادی
for long U مدت زیادی
riffraff U زیادی توده
fuzz ball U گوشت زیادی
gaudery U پیرایههای زیادی
overblance U زیادتی زیادی
clog U زیادی پرکردن
interleaf U برگ زیادی
extensiveness U کثرت زیادی
outgrowth U گوشت زیادی
inordinateness U زیادی بی اندازگی
clogs U زیادی پرکردن
distichiasis U مژگان زیادی
clogged U زیادی پرکردن
increscent U زیادی توسعه
growths U گوشت زیادی تومور
extra U موضوعی که زیادی است
go on <idiom> U زیادی صحبت کردن
extra- U موضوعی که زیادی است
I incurred a heavy loss. U ضرر زیادی کردم
You have given me too much. U زیاد ( زیادی ) به من دادی
extras U موضوعی که زیادی است
go out of one's way <idiom> U تلاش زیادی کردن
growth U گوشت زیادی تومور
make a bundle <idiom> U پول زیادی درآوردن
intensity of gravity U شدت با زیادی جاذبه
oversale U پیش فروش زیادی
excess U مقدار زیادی از چیزی
to shoot one's mouth off <idiom> U زیادی حرف زدن
it was a U مبلغ زیادی بود
over estimation U زیادی درنظر گرفتن
it will not take long U مدت زیادی نمیخواهد
odd come short U زیادی باقی مانده
No small number of ... U تعداد زیادی [از مردم]
Quite a few people ... U تعداد زیادی [از مردم]
long a go U مدت زیادی پیش
many of them U عده زیادی از انها
kajillion [slang] U تعداد بسیار زیادی
long ago U مدت زیادی پیش
outgrwth U برامدگی گوشت زیادی
redun dantly U بطور زائدیا زیادی
make a killing <idiom> U پول زیادی درآوردن
quite a number of people U عده زیادی از مردم
exairesis U برش اندام زیادی
so U خیلی باین زیادی
excesses U مقدار زیادی از چیزی
I have lost a lot of blood. U خون زیادی از من رفته است
hyperacid U حاوی مقدار زیادی اسید
it takes much room U فضای زیادی را اشغال میکند
excess demand U تقاضای زیادی مازاد تقاضا
it makes a t. difference U تفاوت خیلی زیادی نمیکند
compact U چیزی که فضای زیادی نمیگیرد
To cover (traverse)long distances. U مسافت زیادی راطی کردن
Do you have an extra pen to lend me? U یک قلم زیادی داری به من بدهی ؟
surplus U مازاد کالاهای اقتصادی زیادی
quickly U بدون مصرف زمان زیادی
compacting U چیزی که فضای زیادی نمیگیرد
surpluses U مازاد کالاهای اقتصادی زیادی
compacts U چیزی که فضای زیادی نمیگیرد
To go to great expenses . U خرج زیادی را متحمل شدن
polypus U گوشت زیادی ساقه دار
splurge on something <idiom> U پول زیادی خرج کردن
He is bound to come. U احتمال زیادی دارد که بیاید
lose one's shirt <idiom> U پول زیادی را از دست دادن
ring bone U استخوان زیادی در بخولق اسب
Suffering many privations . U محرومیتهای زیادی رامتحمل شدن
much sugar was left U قند زیادی باقی ماند
compacted U چیزی که فضای زیادی نمیگیرد
To stint . To be cheese - paring . U گدا بازی درآوردن ( صر فه جویی زیادی )
A big crowd surged into the streets. U جمعیت زیادی ریخت توی خیابانها
It seems I am not welcome (wanted) here. U مثل اینکه من اینجا زیادی هستم
to pad a sentence U جمله را با واژههای زیادی دراز کردن
to overdose a patient U داروی زیادی به بیمار دادن یاخوراندن
polyposis U دچاری بگوشت زیادی یابواسیر لحمی
You are sure a dead ringer for muy brother. U تو قطعا شباهت زیادی با برادر من داری.
I made a lot of profit in the deal . U دراین معامله فایده زیادی بردم
new broom sweeps clean <idiom> U شخص تازهای موجب تغییرات زیادی شود
pay through the nose <idiom> U برای چیزی پول زیادی خرج کردن
put on one's thinking cap <idiom> U زمان زیادی روی چیزی فکر کردن
hard wheat U گندم ماکارونی دارای مقدارگلوتن زیادی است
trouty U دارای تعداد زیادی ماهی قزل الا
digital research inc U یک شرکت نرم افزاری که محصولات زیادی دارد
blue chip U ژتون ابی رنگ که ارزش زیادی دارد
normalization U تابع نرمالساز عدد اعشاری که ارقام زیادی
to occupy much space U فضای زیادی را اشغال کردن زیاد جا بردن
to raise big problems for the country U مواجه کردن این کشور با مشکلات زیادی
blue-chip U ژتون ابی رنگ که ارزش زیادی دارد
labour intensive industry U صنعتی که به نیروی انسانی زیادی احتیاج دارد
lady's man U مردی که علاقه زیادی بمعاشرت زنان دارد
There are not many amusements in this town. U دراین شهر تفریحات زیادی وجود ندارد
I cant see much difference in them. U فرق زیادی بین آنها نمی بینم
zeroes U کوتاه کردن فایل با حذف صفرهای زیادی
zero U کوتاه کردن فایل با حذف صفرهای زیادی
to face a serious problem for the country U مواجه کردن این کشور با مشکلات زیادی
The bus stop is no distance at all . U ایستگاه اتوبوس فاصله زیادی با اینجا ندارد
to raise big problems for the country U روبرو کردن این کشور با مشکلات زیادی
to face a serious problem for the country U روبرو کردن این کشور با مشکلات زیادی
zeros U کوتاه کردن فایل با حذف صفرهای زیادی
ladies' men U مردی که علاقه زیادی بمعاشرت زنان دارد
ladies' man U مردی که علاقه زیادی بمعاشرت زنان دارد
increase U اضافه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com