Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 307 (16 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
program
U
دستور کار
programs
U
دستور کار
instruction
U
دستور کار
instructions
U
دستور کار
job order
U
دستور کار
operating instruction
U
دستور کار
operating manual
U
دستور کار
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
formula
U
دستور
formulae
U
دستور
formulas
U
دستور
field
U
بخشی از دستور کاپیوتری که حاوی محل داده است
field
U
بخشی از دستور کامپیوتری که حاوی محل داده است
fielded
U
بخشی از دستور کاپیوتری که حاوی محل داده است
fielded
U
بخشی از دستور کامپیوتری که حاوی محل داده است
fields
U
بخشی از دستور کاپیوتری که حاوی محل داده است
fields
U
بخشی از دستور کامپیوتری که حاوی محل داده است
overdraft
U
دستور پرداخت بی محل اضافه برداشت
overdrafts
U
دستور پرداخت بی محل اضافه برداشت
focus
U
پنجره خاص یا فیلدی که آماده پذیرش دستور کاربر است
focused
U
پنجره خاص یا فیلدی که آماده پذیرش دستور کاربر است
focuses
U
پنجره خاص یا فیلدی که آماده پذیرش دستور کاربر است
focussed
U
پنجره خاص یا فیلدی که آماده پذیرش دستور کاربر است
focusses
U
پنجره خاص یا فیلدی که آماده پذیرش دستور کاربر است
focussing
U
پنجره خاص یا فیلدی که آماده پذیرش دستور کاربر است
exit
U
در DOS-MS دستور سیستم برای توقف و ترک زیر فرآیند و بازگشت به فرآیند اصلی
exits
U
در DOS-MS دستور سیستم برای توقف و ترک زیر فرآیند و بازگشت به فرآیند اصلی
tag
U
بخشی از دستور کامپیوتری
tags
U
بخشی از دستور کامپیوتری
join
U
دستور تولید فایل جدید که از یک فایل اضافه شده به دیگری بدست می آید
joined
U
دستور تولید فایل جدید که از یک فایل اضافه شده به دیگری بدست می آید
joins
U
دستور تولید فایل جدید که از یک فایل اضافه شده به دیگری بدست می آید
compound
U
تعدادی دستور برنامه در یک خط از برنامه
compounded
U
تعدادی دستور برنامه در یک خط از برنامه
compounds
U
تعدادی دستور برنامه در یک خط از برنامه
program
U
برنامه دستور
program
U
دستور
programs
U
برنامه دستور
programs
U
دستور
basic
U
دستور تغییر نیافته برنامه که پردازش میشود تا دستور اجرا شدنی بدست آید
basics
U
دستور تغییر نیافته برنامه که پردازش میشود تا دستور اجرا شدنی بدست آید
condition
U
ثباتی که حاوی وضعیت CPU پس از اجرای آخرین دستور است
link
U
دستور ترکیب یک لیست از فایلهای جداگانه با هم
link
U
تعداد دستورات کامپیوتری در برنامه که در هر زمان قابل فراخوانی هستند و کنترل به دستور بعدی به برنامه اصلی برمی گردد
copied
U
دستور سیستم عامل که محتوای یک فایل را روی فایل دیگر در رسانه ذخیره سازی کپی میکند
copies
U
دستور سیستم عامل که محتوای یک فایل را روی فایل دیگر در رسانه ذخیره سازی کپی میکند
copy
U
دستور سیستم عامل که محتوای یک فایل را روی فایل دیگر در رسانه ذخیره سازی کپی میکند
copying
U
دستور سیستم عامل که محتوای یک فایل را روی فایل دیگر در رسانه ذخیره سازی کپی میکند
machine
U
تولید برنامه کد ماشین از برنامه HLL با ترجمه و اسمبلر کردن هر دستور HLL
machine
U
کمترین دوره زمانی CPU برای اجرای یک دستور
machined
U
تولید برنامه کد ماشین از برنامه HLL با ترجمه و اسمبلر کردن هر دستور HLL
machined
U
کمترین دوره زمانی CPU برای اجرای یک دستور
machines
U
تولید برنامه کد ماشین از برنامه HLL با ترجمه و اسمبلر کردن هر دستور HLL
machines
U
کمترین دوره زمانی CPU برای اجرای یک دستور
stop
U
دستور برنامه نویسی کامپیوتر که اجرای برنامه را متوقف میکند
stopped
U
دستور برنامه نویسی کامپیوتر که اجرای برنامه را متوقف میکند
stopping
U
دستور برنامه نویسی کامپیوتر که اجرای برنامه را متوقف میکند
stops
U
دستور برنامه نویسی کامپیوتر که اجرای برنامه را متوقف میکند
prompt
U
نشانهای که برای بیان نیاز به یک دستور نمایش داده میشود
prompted
U
نشانهای که برای بیان نیاز به یک دستور نمایش داده میشود
prompts
U
نشانهای که برای بیان نیاز به یک دستور نمایش داده میشود
command
U
دستور
commanded
U
دستور
commands
U
دستور
pitch
U
دستور به وسیله صوتی موجی برای تغییر صورت با فاکتور خاصی
pitches
U
دستور به وسیله صوتی موجی برای تغییر صورت با فاکتور خاصی
complete
U
عملی که عملوندهای لازم را بازیابی میکند از حافظه و عمل را انجام میدهد و نتیجه و عملوندها را به حافظه بر می گرداند و دستور بعدی برای اجرا را می خواند
completed
U
عملی که عملوندهای لازم را بازیابی میکند از حافظه و عمل را انجام میدهد و نتیجه و عملوندها را به حافظه بر می گرداند و دستور بعدی برای اجرا را می خواند
completes
U
عملی که عملوندهای لازم را بازیابی میکند از حافظه و عمل را انجام میدهد و نتیجه و عملوندها را به حافظه بر می گرداند و دستور بعدی برای اجرا را می خواند
completing
U
عملی که عملوندهای لازم را بازیابی میکند از حافظه و عمل را انجام میدهد و نتیجه و عملوندها را به حافظه بر می گرداند و دستور بعدی برای اجرا را می خواند
halt
U
دستور برنامه از کاربر یا خطایی که باعث توقف برناه بدون ترمیم میشود
halt
U
دستور برنامهای که باعث توقف CPU میشود. تا وقتی که مجددا تنظیم شود
halt
U
وضعیتی که CPU به دستور غلط برسد یا به دستور نیمه برسد که در برنامه اجرا میشود
halt
U
دستور برنامه که باعث توقف اجرای دستوات CPU میشود تا مجددا تنظیم شود و یا تا وقتی که شروع مجدد شود
halted
U
دستور برنامه از کاربر یا خطایی که باعث توقف برناه بدون ترمیم میشود
halted
U
دستور برنامهای که باعث توقف CPU میشود. تا وقتی که مجددا تنظیم شود
halted
U
وضعیتی که CPU به دستور غلط برسد یا به دستور نیمه برسد که در برنامه اجرا میشود
halted
U
دستور برنامه که باعث توقف اجرای دستوات CPU میشود تا مجددا تنظیم شود و یا تا وقتی که شروع مجدد شود
halts
U
دستور برنامه از کاربر یا خطایی که باعث توقف برناه بدون ترمیم میشود
halts
U
دستور برنامهای که باعث توقف CPU میشود. تا وقتی که مجددا تنظیم شود
halts
U
وضعیتی که CPU به دستور غلط برسد یا به دستور نیمه برسد که در برنامه اجرا میشود
halts
U
دستور برنامه که باعث توقف اجرای دستوات CPU میشود تا مجددا تنظیم شود و یا تا وقتی که شروع مجدد شود
habeas corpus
U
دستور احضار زندانی دستوری که دادگاه به زندان محل توقیف زندانی یی که توقیفش را غیر قانونی می داند
fetch
U
رویدادهای که دستور بعدی برای اجرا را از حافظه بازیابی می کنند.
fetch
U
رویدادهای لازم برای بازیابی , کد گشایی و اجرای دستور ذخیره شده در حافظه
fetch
U
دستور کامپیوتری برای انتخاب و خواندن داده یا دستور بعدی که باید پردازش شود
fetch
U
دستوری که دستور بعدی حافظه را بازیابی میکند
fetched
U
رویدادهای که دستور بعدی برای اجرا را از حافظه بازیابی می کنند.
fetched
U
رویدادهای لازم برای بازیابی , کد گشایی و اجرای دستور ذخیره شده در حافظه
fetched
U
دستور کامپیوتری برای انتخاب و خواندن داده یا دستور بعدی که باید پردازش شود
fetched
U
دستوری که دستور بعدی حافظه را بازیابی میکند
fetches
U
رویدادهای که دستور بعدی برای اجرا را از حافظه بازیابی می کنند.
fetches
U
رویدادهای لازم برای بازیابی , کد گشایی و اجرای دستور ذخیره شده در حافظه
fetches
U
دستور کامپیوتری برای انتخاب و خواندن داده یا دستور بعدی که باید پردازش شود
fetches
U
دستوری که دستور بعدی حافظه را بازیابی میکند
language
U
برنامهای که را در یک زبان به دستور مشابه در زبان دیگر تبدیل میکند
language
U
زبانی که برای برنامه نویسی طولانی و پیچیده است که هر دستور نشان دهنده یک دستور کد ماشین است
languages
U
برنامهای که را در یک زبان به دستور مشابه در زبان دیگر تبدیل میکند
languages
U
زبانی که برای برنامه نویسی طولانی و پیچیده است که هر دستور نشان دهنده یک دستور کد ماشین است
recall
U
دستور تجمع قوا دادن
recalled
U
دستور تجمع قوا دادن
recalls
U
دستور تجمع قوا دادن
poke
U
دستور کامپیوتر که ورودی را در حافظه اضافه میکند با نوشتن یک عدد در آدرس در حافظه
poked
U
دستور کامپیوتر که ورودی را در حافظه اضافه میکند با نوشتن یک عدد در آدرس در حافظه
pokes
U
دستور کامپیوتر که ورودی را در حافظه اضافه میکند با نوشتن یک عدد در آدرس در حافظه
poking
U
دستور کامپیوتر که ورودی را در حافظه اضافه میکند با نوشتن یک عدد در آدرس در حافظه
cancel
U
لغو کردن دستور قبلی رالغو کنید
cancel
U
متوقف کردن یک فرآیند یا دستور پیش از اجرای کامل
Other Matches
statement
U
1-اصط لاح بیان یک دستور یا یک فرآیند. 2-دستور به زبان اصلی که به چندین دستور که ماشین ترجمه میشود
statements
U
1-اصط لاح بیان یک دستور یا یک فرآیند. 2-دستور به زبان اصلی که به چندین دستور که ماشین ترجمه میشود
one for one
U
که برای هر دستور یا کلمه دستور در زبان یک دستور که ماشین تولید میکند
separator
U
نشانه جدا کردن بخشهای خط دستور در برنامه مثل دستور وآرگومان
skip
U
دستور کامپیوتر خالی که CPU را به دستور بعدی هدایت میکند
skipped
U
دستور کامپیوتر خالی که CPU را به دستور بعدی هدایت میکند
actual address
U
دستور نهایی که پس از اعمال تغییرات در دستور ابتدایی اجرا میشود
statements
U
دستور برنامه کامپیوتری که حاوی بیش از یک دستور یا عبارت باشد
modifiers
U
دستور برنامه نویسی که وضعیت طبیعی دستور را تغییر میدهد
modifier
U
دستور برنامه نویسی که وضعیت طبیعی دستور را تغییر میدهد
statement
U
دستور برنامه کامپیوتری که حاوی بیش از یک دستور یا عبارت باشد
skips
U
دستور کامپیوتر خالی که CPU را به دستور بعدی هدایت میکند
pipe
U
که به سیستم عامل می گوید خروجی یک دستور را به دستور دیگر بفرستد به جای نمایش آن
piped
U
که به سیستم عامل می گوید خروجی یک دستور را به دستور دیگر بفرستد به جای نمایش آن
GOSUB
U
دستور برنامه نویسی که یک تابع را اجرا میکند و سپس دستور بعدی را برمی گرداند
prefixes
U
کد یا دستور یا حرفی که در شروع پیام یا دستور نوشته شود
effective
U
دستور نتیجهای که پس از تغییر در دستور اصلی اجرا میشود
prefix
U
کد یا دستور یا حرفی که در شروع پیام یا دستور نوشته شود
branch
U
مسیر یا جهش مناسب از یک دستور به دستور دیگر
branches
U
مسیر یا جهش مناسب از یک دستور به دستور دیگر
discrimination instruction
U
دستور برنامه نویسی شرطی که با همراه داشتن محل دستور بعدی که باید اجرا شود و کنترل مستقیم اعمال میکند.
parting injuncyions
U
دستور در هنگام جدایی اخرین دستور
macroinstruction
U
دستور برنامه نویسی که به چندین دستور در تابع یا ماکرو برمی گردد. نرم افزار نشر Macromedia Derector برای PC و Macintosh با استفاده از زمان چاپ Lingo
do nothing instruction
U
دستور برنامه نویسی که عملی انجام نمیدهد فقط شمارنده برنامه را به آدرس دستور بعدی افزایش میدهد
resident
U
برنامهای که از خط دستور شروع میشود , وسپس درحافظه بار میشود, آماده دریافت توسط عملی است و کنترل را به خط دستور برمی گرداند
residents
U
برنامهای که از خط دستور شروع میشود , وسپس درحافظه بار میشود, آماده دریافت توسط عملی است و کنترل را به خط دستور برمی گرداند
branch
U
دستور برنامه شرطی که محل دستور بعدی در برنامه را مسخص میکند
branches
U
دستور برنامه شرطی که محل دستور بعدی در برنامه را مسخص میکند
one plus one address
U
قالب دستور که حاوی محل یک ثبات و محل دستور بعدی باشد
immediate
U
دستور کامپیوتری که عملوند در دستور راست و نه آدرس محل عملوند
addressing
U
در سطح صفر: عملوندی که بخشی از قسمت آدرس دستورالعمل است . سطح اول : عملوندی که در آدرس دستور ذخیره شده است . سطح دوم : عملوندی که در آدرسی که به دستور داده میشود ذخیره شده است
enjoinment
U
دستور
say so
U
دستور
prescript
U
دستور
commandments
U
دستور
rule
U
دستور
regulation
U
دستور
say-so
U
دستور
precepts
U
دستور
precept
U
دستور
commandment
U
دستور
direction
U
دستور
order
U
دستور
prescriptions
U
دستور
prescription
U
دستور
instruction
U
دستور
instructions
U
دستور
order of the day
U
دستور جلسه
ordinace
U
دستور شرعی
mandate
U
دستور مردم به
order format
U
قالب دستور
order code
U
رمز دستور
directives
U
دستور دهنده
daily order
U
دستور روز
directive
U
دستور دهنده
operation order
U
دستور عملیاتی
mandates
U
دستور مافوق
recipes
U
خوراک دستور
embedded code
U
دستور چاپگر
mandate
U
دستور مافوق
postbyte
U
در یک دستور برنامه
enforcement order
U
دستور اجرا
purchase order
U
دستور خرید
engine order
U
دستور ماشین
formulary
U
دستور نامه
mandated
U
دستور مافوق
mandated
U
دستور مردم به
generative grammar
U
دستور زایشی
grammatically
U
ازروی دستور
gramarey
U
دستور زبان
money orders
U
دستور پرداخت
money order
U
دستور پرداخت
grammer
U
دستور زبان
order
U
دستور سفارش
agendas
U
دستور جلسه
laying instruction
U
دستور نصب
field manual
U
دستور رزمی
lubrication order
U
دستور روغنکاری
execute statement
U
دستور اجرایی
macro
U
شرح دستور
macroinstruction
U
درشت دستور
macro instruction
U
درشت دستور
instructions
U
دستور عمل
macro
U
درشت دستور
instruction
U
دستور عمل
agenda
U
دستور جلسه
recipe
U
خوراک دستور
night order
U
دستور شبانه
mandates
U
دستور مردم به
mandating
U
دستور مافوق
movement order
U
دستور حرکت
mounting instruction
U
دستور نصب
commandments
U
دستور خدا
order
U
دستورالعمل دستور
mandating
U
دستور مردم به
microinstruction
U
ریز دستور
commandment
U
دستور خدا
intuit
U
دستور دادن
grammar
U
دستور زبان
order
U
دستور دادن
dictate
U
دستور دادن
dictated
U
دستور دادن
dictates
U
دستور دادن
dictating
U
دستور دادن
run
U
دستور RUN
runs
U
دستور RUN
principal
U
دستور دهنده
principals
U
دستور دهنده
directions
U
دستور عمل
regulation
U
دستور قانون
programmes
U
دستور نقشه
grammar
U
علم دستور
grammar
U
کتاب دستور
intuited
U
دستور دادن
intuiting
U
دستور دادن
intuits
U
دستور دادن
prescriptions
U
دستور عمل
prescription
U
دستور عمل
grammars
U
کتاب دستور
grammars
U
علم دستور
dictate
U
دستور دادن
grammars
U
دستور زبان
standing order
U
دستور جاری
standing orders
U
دستور جاری
permission
U
دستور پروانه
to give instractions
U
دستور دادن
administrative order
U
دستور اداری
directs
U
: دستور دادن
cancellation order
U
دستور فسخ
warning order
U
دستور اگهی
direct
U
: دستور دادن
directed
U
: دستور دادن
cancellation order
U
دستور لغو
programme
U
دستور نقشه
statements
U
بیانیه دستور
blanket order
U
دستور کلی
avaunt
U
دستور اخراج
transformational grammar
U
دستور گشتاری
technical manual
U
دستور فنی
superior order
U
دستور مافوق
behest
U
امر دستور
statement
U
بیانیه دستور
sailing orders
U
دستور حرکت
cramer's rule
U
دستور کرامر
conditional statement
U
دستور شرطی
statement number
U
شماره دستور
collection order
U
دستور وصول
brief
U
دستور خلاصه کردن
obey
U
اجرا کردن دستور
obeyed
U
اجرا کردن دستور
obeying
U
اجرا کردن دستور
obeys
U
اجرا کردن دستور
injunctions
U
حکم بازداشت دستور
field order
U
دستورعملیاتی دستور رزمی
final process
U
دستور اجرای حکم
development order
U
دستور ساخت اماد
dd statement
U
دستور تعریف داده
imperatives
U
دستور بی چون وچرا
assembly order
U
دستور مونتاژ وسایل
insubordination
U
سرپیچی از اجرای دستور
tabling
U
از دستور خارج کردن
delivery order
U
دستور تحویل کالا
call-up
U
دستور ارسال گزارش
recipes
U
دستور خوراک پزی
call up
U
دستور ارسال گزارش
imperative
U
دستور بی چون وچرا
transfers
U
تغییر دستور یا کنترل
programme
U
پروگرام دستور کار
transferring
U
تغییر دستور یا کنترل
transfer
U
تغییر دستور یا کنترل
programmes
U
پروگرام دستور کار
tables
U
از دستور خارج کردن
tabled
U
از دستور خارج کردن
briefed
U
دستور خلاصه کردن
briefer
U
دستور خلاصه کردن
briefest
U
دستور خلاصه کردن
grammarians
U
متخصص دستور زبان
grammarian
U
متخصص دستور زبان
cry havoc
U
دستور غارت دادن
injunction
U
حکم بازداشت دستور
ambiguous grammar
U
دستور زبان مبهم
actual instruction
U
دستور العمل واقعی
call-ups
U
دستور ارسال گزارش
table
U
از دستور خارج کردن
recipe
U
دستور خوراک پزی
draft order
[American English]
U
دستور به خدمت
[سربازی]
call-up order
U
دستور به خدمت
[سربازی]
we were ordered to stay
U
دستور دادند بمانیم
vasto
U
حکم یا دستور تخریب
transfer instruction
U
دستور العمل انتقال
to put out of court
U
از دستور خارج کردن
to orders dinner
U
دستور ناهار دادن
marching order
[travel order]
U
دستور پیشروی
[ارتش]
order
[placed with somebody]
U
دستور
[ازطرف کسی]
to issue instructions
U
دستور صادر کردن
signal operation instruction
U
دستور کار مخابرات
mail order of payment
U
دستور پرداخت کتبی
payment stopped
U
دستور عدم پرداخت
job order
U
دستور انجام کارتعمیرات
NDIS
U
واسط دستور استاندارد
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com