Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
programme
U
دستور نقشه
programmes
U
دستور نقشه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
statements
U
1-اصط لاح بیان یک دستور یا یک فرآیند. 2-دستور به زبان اصلی که به چندین دستور که ماشین ترجمه میشود
statement
U
1-اصط لاح بیان یک دستور یا یک فرآیند. 2-دستور به زبان اصلی که به چندین دستور که ماشین ترجمه میشود
one for one
U
که برای هر دستور یا کلمه دستور در زبان یک دستور که ماشین تولید میکند
maps
U
نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
map
U
نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
strategies
U
طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
strategy
U
طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
conformal projection
U
نوعی سیستم تهیه نقشه بزرگ کردن یکنواخت نقشه
line route map
U
نقشه نشان دهنده راهها نقشه راهنمای مسیر خطوط سیم دستگاه
separator
U
نشانه جدا کردن بخشهای خط دستور در برنامه مثل دستور وآرگومان
docking plan
U
نقشه مسیر ورود کشتی به حوضچه تعمیر نقشه ساختمان قسمت زیر ناوlongshoreman
statement
U
دستور برنامه کامپیوتری که حاوی بیش از یک دستور یا عبارت باشد
modifiers
U
دستور برنامه نویسی که وضعیت طبیعی دستور را تغییر میدهد
actual address
U
دستور نهایی که پس از اعمال تغییرات در دستور ابتدایی اجرا میشود
modifier
U
دستور برنامه نویسی که وضعیت طبیعی دستور را تغییر میدهد
skip
U
دستور کامپیوتر خالی که CPU را به دستور بعدی هدایت میکند
skipped
U
دستور کامپیوتر خالی که CPU را به دستور بعدی هدایت میکند
skips
U
دستور کامپیوتر خالی که CPU را به دستور بعدی هدایت میکند
statements
U
دستور برنامه کامپیوتری که حاوی بیش از یک دستور یا عبارت باشد
piped
U
که به سیستم عامل می گوید خروجی یک دستور را به دستور دیگر بفرستد به جای نمایش آن
pipe
U
که به سیستم عامل می گوید خروجی یک دستور را به دستور دیگر بفرستد به جای نمایش آن
fetches
U
دستور کامپیوتری برای انتخاب و خواندن داده یا دستور بعدی که باید پردازش شود
GOSUB
U
دستور برنامه نویسی که یک تابع را اجرا میکند و سپس دستور بعدی را برمی گرداند
fetched
U
دستور کامپیوتری برای انتخاب و خواندن داده یا دستور بعدی که باید پردازش شود
fetch
U
دستور کامپیوتری برای انتخاب و خواندن داده یا دستور بعدی که باید پردازش شود
basic
U
دستور تغییر نیافته برنامه که پردازش میشود تا دستور اجرا شدنی بدست آید
basics
U
دستور تغییر نیافته برنامه که پردازش میشود تا دستور اجرا شدنی بدست آید
effective
U
دستور نتیجهای که پس از تغییر در دستور اصلی اجرا میشود
prefixes
U
کد یا دستور یا حرفی که در شروع پیام یا دستور نوشته شود
prefix
U
کد یا دستور یا حرفی که در شروع پیام یا دستور نوشته شود
cartographers
U
ترسیم کننده نقشه متخصص رسم نقشه
cartographer
U
ترسیم کننده نقشه متخصص رسم نقشه
hyetography
U
نقشه کشی از بارندگی نمایش بارش با نقشه
control map
U
نقشه مخصوص بررسی صحت بقیه نقشه ها
branch
U
مسیر یا جهش مناسب از یک دستور به دستور دیگر
branches
U
مسیر یا جهش مناسب از یک دستور به دستور دیگر
topographic map
U
نقشه عوارض نما نقشه توپوگرافی
mapping
U
نقشه کشی کردن تهیه نقشه
discrimination instruction
U
دستور برنامه نویسی شرطی که با همراه داشتن محل دستور بعدی که باید اجرا شود و کنترل مستقیم اعمال میکند.
parting injuncyions
U
دستور در هنگام جدایی اخرین دستور
macroinstruction
U
دستور برنامه نویسی که به چندین دستور در تابع یا ماکرو برمی گردد. نرم افزار نشر Macromedia Derector برای PC و Macintosh با استفاده از زمان چاپ Lingo
storage map
U
نقشه انباره نقشه انبارش
language
U
زبانی که برای برنامه نویسی طولانی و پیچیده است که هر دستور نشان دهنده یک دستور کد ماشین است
languages
U
زبانی که برای برنامه نویسی طولانی و پیچیده است که هر دستور نشان دهنده یک دستور کد ماشین است
do nothing instruction
U
دستور برنامه نویسی که عملی انجام نمیدهد فقط شمارنده برنامه را به آدرس دستور بعدی افزایش میدهد
halted
U
وضعیتی که CPU به دستور غلط برسد یا به دستور نیمه برسد که در برنامه اجرا میشود
halt
U
وضعیتی که CPU به دستور غلط برسد یا به دستور نیمه برسد که در برنامه اجرا میشود
halts
U
وضعیتی که CPU به دستور غلط برسد یا به دستور نیمه برسد که در برنامه اجرا میشود
residents
U
برنامهای که از خط دستور شروع میشود , وسپس درحافظه بار میشود, آماده دریافت توسط عملی است و کنترل را به خط دستور برمی گرداند
resident
U
برنامهای که از خط دستور شروع میشود , وسپس درحافظه بار میشود, آماده دریافت توسط عملی است و کنترل را به خط دستور برمی گرداند
branches
U
دستور برنامه شرطی که محل دستور بعدی در برنامه را مسخص میکند
branch
U
دستور برنامه شرطی که محل دستور بعدی در برنامه را مسخص میکند
one plus one address
U
قالب دستور که حاوی محل یک ثبات و محل دستور بعدی باشد
orthographic
U
تصویر یا نقشه که در ان خطوط مصور برسطح تصویر یا نقشه عموداست
immediate
U
دستور کامپیوتری که عملوند در دستور راست و نه آدرس محل عملوند
plots
U
تعیین کردن محل هدف یا دشمن روی نقشه رسم کردن مسیر حرکت روی نقشه
plotted
U
تعیین کردن محل هدف یا دشمن روی نقشه رسم کردن مسیر حرکت روی نقشه
plot
U
تعیین کردن محل هدف یا دشمن روی نقشه رسم کردن مسیر حرکت روی نقشه
geodesy
U
نقشه برداری عملیات نقشه برداری در شبکه جهانی
map sheet
U
شماره برگ نقشه از سریهای مختلف برگ نقشه
vignetting
U
سایه روشن زدن به نقشه یاعکس هوایی نمایش عوارض نقشه با سایه روشن تدریجی
outline assembly drawing
U
نقشه کلی ساختمان نقشه ایکه تصویر کلی ساختمان را نشان میدهد وجزئیات ساختمان روی ان پیاده نشده است
spandrel
U
لچک
[در فرش های لچک ترنج، لچک ها معمولا یک چهارم ترنج بوده و یا دارای نقشه مشابه و یا نقشه متفاوت می باشند.]
common control
U
کنترل عمومی نقشه برداری شبکه عمومی نقشه برداری شبکه جهانی نقشه برداری
geodetic datum
U
سطح مبنای نقشه برداری افق مبنای نقشه برداری زمینی جهانی
map compilation
U
تهیه نقشه جدید یا جمع اوری اطلاعات جدید برای تهیه نقشه
bench mark
U
شاخص علامت نقطه کنترل نقشه برداری شاخص نقشه برداری
computer aided design and drafting
U
طراحی و نقشه کشی به کمک کامپیوتر طراحی و نقشه کشی کامپیوتری
grid navigation
U
ناوبری از روی نقشه ناوبری از روی خطوط شبکه نقشه
projections
U
سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
projection
U
سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
polar stereographic
U
سیستم تهیه نقشه قطبی سیستم نقشه برداری قطبی
trimsize
U
اندازه تنظیم شده نقشه حواشی تنظیم شده نقشه
trig list
U
لیست نقاط نقشه برداری شده فهرست مختصات نقاط نقشه برداری شده
survey station
U
ایستگاه نقشه برداری ایستگاه کنترل نقشه برداری
map plane
U
سطح مبنای تراز نقشه مبنای تراز نقشه
addressing
U
در سطح صفر: عملوندی که بخشی از قسمت آدرس دستورالعمل است . سطح اول : عملوندی که در آدرس دستور ذخیره شده است . سطح دوم : عملوندی که در آدرسی که به دستور داده میشود ذخیره شده است
field control
U
نقاط کنترل نقشه برداری نقاط کنترل زمینی نقشه برداری
planless
U
بی نقشه
plan
U
نقشه
designs
U
نقشه
plat
U
نقشه
plotless
U
بی نقشه
plans
U
نقشه کف
plans
U
نقشه
plan view
U
نقشه کف
charts
U
نقشه
plan
U
نقشه کف
map
U
نقشه
maps
U
نقشه
draftsmen
U
نقشه کش
plots
U
نقشه
charted
U
نقشه
plotted
U
نقشه
visual aid
U
نقشه
chart
U
نقشه
map maker
U
نقشه کش
drawing
U
نقشه
design
U
نقشه
models
U
نقشه
modelled
U
نقشه
draughtsman
U
نقشه کش
draughtsmen
U
نقشه کش
mounted map
U
نقشه
designers
U
نقشه کش
charting
U
نقشه
designer
U
نقشه کش
plot
U
نقشه
model
U
نقشه
modeled
U
نقشه
drawings
U
نقشه
schemes
U
نقشه
outlines
U
نقشه
projects
U
نقشه
rambling
U
بی نقشه
cartographers
U
نقشه کش
outlining
U
نقشه
projected
U
نقشه
planners
U
نقشه کش
schemed
U
نقشه
programs
U
نقشه
project
U
نقشه
tracer
U
نقشه کش
cartographer
U
نقشه کش
outline
U
نقشه
scheme
U
نقشه
cartograph
U
نقشه
draftsman
U
نقشه کش
tracers
U
نقشه کش
outlined
U
نقشه
program
U
نقشه
planner
U
نقشه کش
command
U
دستور
regulation
U
دستور
prescription
U
دستور
commanded
U
دستور
precept
U
دستور
rule
U
دستور
precepts
U
دستور
instruction
U
دستور
commandments
U
دستور
commandment
U
دستور
prescript
U
دستور
say-so
U
دستور
say so
U
دستور
instructions
U
دستور
prescriptions
U
دستور
program
U
دستور
enjoinment
U
دستور
formulas
U
دستور
formulae
U
دستور
formula
U
دستور
programs
U
دستور
direction
U
دستور
order
U
دستور
commands
U
دستور
bleeding edge
U
حاشیه نقشه
pattern
U
نقشه شکل
my cake is dough
U
نقشه ام باطل شد
pattern
U
نقشه ساختن
contour
U
نقشه برجسته
mapwise
U
نقشه وار
bi margin format
U
نقشه دو حاشیهای
memory map
U
نقشه حافظه
memory mapping
U
نقشه حافظه
mercator chart
U
نقشه مرکاتور
nautical chart
U
نقشه دریانوردی
patterns
U
نقشه ساختن
patterns
U
نقشه شکل
nautical chart
U
نقشه دریایی
battle pin
U
سنجاق نقشه
operation map
U
نقشه عملیات
part plan
U
نقشه جزیی
insets
U
نقشه فرعی
topography
U
نقشه برداری
designs
U
نقشه کشیدن
surveyors
U
نقشه بردار
abbazzo
U
طرح نقشه
ground plans
U
نقشه مسطحه
ground plan
U
نقشه مسطحه
design
U
نقشه کشیدن
surveyor
U
نقشه بردار
original map
U
نقشه مادر
inset
U
نقشه فرعی
inset
U
نقشه تکمیلی
battle map
U
نقشه جنگی
portfolios
U
کلاسور نقشه
portfolio
U
کلاسور نقشه
base map
U
نقشه مبنا
base map
U
نقشه پایگاه
operation map
U
نقشه عملیاتی
cognitive map
U
نقشه شناختی
ideas
U
نقشه کار
original map
U
نقشه اصلی
wrenches
U
نقشه فریبنده
wrenched
U
نقشه فریبنده
wrench
U
نقشه فریبنده
base map
U
نقشه مادر
insets
U
نقشه تکمیلی
approval of plan
U
تصویب نقشه
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com