Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 81 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
in a short time
U
در یک مدت کوتاهی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
barnstorm
U
مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
barnstormed
U
مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
barnstorming
U
مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
barnstorms
U
مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
card
U
برنامه کوتاهی که داده را از کارت پانچ به حافظه اصلی منتقل میکند
cards
U
برنامه کوتاهی که داده را از کارت پانچ به حافظه اصلی منتقل میکند
allocation
U
برنامه کوتاهی که منابع حافظه را بین نرم افزار و وسایل جانبی تقسیم میکند
allocations
U
برنامه کوتاهی که منابع حافظه را بین نرم افزار و وسایل جانبی تقسیم میکند
default
U
کوتاهی
defaulted
U
کوتاهی
defaulting
U
کوتاهی
defaults
U
کوتاهی
knickers
U
شلوارگشاد کوتاهی که نزدیک زانو جمع شده باشد
impulse
U
پالسی که زمان کوتاهی می ماند
impulses
U
پالسی که زمان کوتاهی می ماند
impulsive
U
آنچه برای زمان کوتاهی می ماند
brevity
U
کوتاهی
delinquency
U
کوتاهی
failing
U
درصورت کوتاهی از
failings
U
درصورت کوتاهی از
defaulter
U
کوتاهی کننده
defaulters
U
کوتاهی کننده
transient
U
آنچه برای مدت کوتاهی وجود دارد
transient
U
وضعیت یا سیگنالی که برای مدت زمان کوتاهی فاهر شود
transients
U
آنچه برای مدت کوتاهی وجود دارد
transients
U
وضعیت یا سیگنالی که برای مدت زمان کوتاهی فاهر شود
failure
U
کوتاهی قصور
failures
U
کوتاهی قصور
initial
U
تابع کوتاهی که برنامه را باز میکند
initialed
U
تابع کوتاهی که برنامه را باز میکند
initialing
U
تابع کوتاهی که برنامه را باز میکند
initialled
U
تابع کوتاهی که برنامه را باز میکند
initialling
U
تابع کوتاهی که برنامه را باز میکند
initials
U
تابع کوتاهی که برنامه را باز میکند
negligence
U
قصور کوتاهی
transience
U
کوتاهی
skateboard
U
وسیله کوتاهی با 4 قرقره
skateboards
U
وسیله کوتاهی با 4 قرقره
abridgement
U
کوتاهی
acrostic
جدول شعر کوتاهی که حرف اول و وسط و آخر بندهای آن با هم عبارتی را برساند جابجا شونده
brachylogy
U
کوتاهی
breach of trust
U
کوتاهی درانجام دادن انچه که به موجب سند تنظیمی در تاسیس حقوقی می بایستی انجام دهد
compend
U
کوتاهی اختصار
compendium
U
مختصر کوتاهی
concise ness
U
کوتاهی
curtness
U
کوتاهی وتندی سخن
defult
U
کوتاهی ورزیدن
dwarfishness
U
کوتاهی
flash card
U
ورقهای که روی ان کلمات یااعداد یا تصاویری نوشته شده و معلم انرا برای زمان کوتاهی بشگردان نشان میدهد
hard hack
U
بوته کوتاهی که دراتازونی میروید
he did his level best
U
کوتاهی نکرد
herdic
U
کالسکهای که بدنه کوتاهی دارد واز عقب سوار ان میشوند
i will do my possible
U
هر چه از دستم براید کوتاهی نخواهم کرد
interspinalis
U
ماهیچه کوتاهی که برامدگی مهرههای پشت رابهم می پیوند د
laniard
U
طناب کوتاهی که برای نگاه داشتن چیزی بکار میرود
led line
U
خط کوتاهی که در بالایاته حامل برای نت هابیرون ازحامل می افزایند
loader
U
تابع کوتاهی که بخش اول برنامه را باز میکند و از آن به بعد خود پردازنده ها را باز میکند
loader
U
برنامه کوتاهی که داده را از کارت پانج به حافظه اصلی می برد
local area network
U
شبکهای که ترمینال ها و قط عات مختلف آن فاصله کوتاهی از یکدیگر دارند.
lowness
U
کوتاهی
non feasnce
U
کوتاهی
non feasor
U
کوتاهی کننده
shorrcomer
U
کوتاهی کننده
short timer
U
پرسنلی که عمر خدمتی کوتاهی از انها مانده و به سن بازنشستگی نزدیک هستند
shortness
U
کوتاهی
splash screen
U
صفحه نمایش ابتدایی که در زمان شروع برنامه برای مدت کوتاهی نمایش داده میشود
succinctness
U
کوتاهی
the quantity of a vowel
U
کوتاهی وبلندی حرف صدایی کمیت حرف مصوت
to be in d.
U
کوتاهی درانجام وفیفه کردن
transience or cy
U
کوتاهی
truckle bed
U
تختواب کوتاهی که زیر تختواب دیگرقرار گیرد
trundle bed
U
تختخواب چرخکدار کوتاهی که زیرتختخواب بزرگتری جا بگیرد
trunk hose
U
شلوار کوتاهی که تانیمه ران میرسیده
I have a short trip ahead.
U
قرار است یک مسافرت کوتاهی بروم
for a short time
U
بری مدت کوتاهی
Gothic Revival
U
[پله های کوتاهی که یکی از آن بالای دیگری قرار می گیرد.]
gradine
U
[پله های کوتاهی که یکی از آن بالای دیگری قرار می گیرد.]
to go for a spin
U
با خودرو گردش کوتاهی کردن
to step out
U
برای مدت کوتاهی بیرون رفتن
to pause
U
[برای مدت کوتاهی]
در انجام کاری توقف کردن
Partial phrase not found.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com