Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (37 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
quadruplicate
U
در چهارنسخه تهیه کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
to type in quadruplicate
U
چهارنسخه ماشین کردن
laying up
U
تهیه کردن سر پل دریایی تهیه سرپل ساحلی
purveyed
U
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveying
U
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purvey
U
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveys
U
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purvey
U
تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveys
U
تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveying
U
تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveyed
U
تهیه اذوقه تهیه سورسات
schematize
U
بصورت برنامه دراوردن طرح یا نقشهای تهیه کردن ابتکار کردن
skeletonizer
U
تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
pre engage
U
ازپیش برای خود تهیه کردن تعهد قبلی کردن
to pull off something
[contract, job etc.]
U
چیزی را تهیه کردن
[تامین کردن]
[شغلی یا قراردادی]
castellation
U
تهیه استحکامات تدافعی سنگربندی کردن مستحکم کردن
provide
U
تهیه کردن
supplying
U
تهیه کردن
prepares
U
تهیه کردن
catered
U
تهیه کردن
cater
U
تهیه کردن
prepare
U
تهیه کردن
supplied
U
تهیه کردن
process
U
تهیه کردن
preparing
U
تهیه کردن
supply
U
تهیه کردن
procuring
U
تهیه کردن
procure
U
تهیه کردن
procured
U
تهیه کردن
processes
U
تهیه کردن
provision
U
تهیه کردن
affording
U
تهیه کردن
administer
U
تهیه کردن
caters
U
تهیه کردن
administering
U
تهیه کردن
blend
U
تهیه کردن
blends
U
تهیه کردن
afford
U
تهیه کردن
afforded
U
تهیه کردن
procures
U
تهیه کردن
affords
U
تهیه کردن
catering
U
تهیه کردن
to find in
U
تهیه کردن
provides
U
تهیه کردن
administers
U
تهیه کردن
administered
U
تهیه کردن
orchestrating
U
هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
orchestrated
U
هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
back-up
U
کپی پشتیبان تهیه کردن پشتیبانی کردن
back up
U
کپی پشتیبان تهیه کردن پشتیبانی کردن
orchestrate
U
هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
orchestrates
U
هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
process
U
تهیه و تولید کردن
programme
U
برنامه تهیه کردن
programmes
U
برنامه تهیه کردن
conserves
U
کنسرو تهیه کردن
conserving
U
کنسرو تهیه کردن
effigy
U
تمثال تهیه کردن
harnessing
U
اشیاء تهیه کردن
conserved
U
کنسرو تهیه کردن
conserve
U
کنسرو تهیه کردن
enabled
U
تهیه کردن برای
preparations
U
تهیه کردن اتش
preparation
U
تهیه کردن اتش
effigies
U
تمثال تهیه کردن
prearrange
U
قبلا تهیه کردن
getting
U
تهیه کردن فهمیدن
processes
U
تهیه و تولید کردن
extemporizes
U
فورا تهیه کردن
extemporized
U
فورا تهیه کردن
fund
U
تهیه وجه کردن
bill
U
تهیه کردن صورتحساب
bills
U
تهیه کردن صورتحساب
funded
U
تهیه وجه کردن
program
U
برنامه تهیه کردن
programs
U
برنامه تهیه کردن
triplicate
U
در سه نسخه تهیه کردن
extemporising
U
فورا تهیه کردن
extemporize
U
فورا تهیه کردن
extemporises
U
فورا تهیه کردن
extemporizing
U
فورا تهیه کردن
enable
U
تهیه کردن برای
to lay in a stock
U
موجودی تهیه کردن
harnessed
U
اشیاء تهیه کردن
gets
U
تهیه کردن فهمیدن
get
U
تهیه کردن فهمیدن
extemporised
U
فورا تهیه کردن
whomp up
U
بسرعت تهیه کردن
harness
U
اشیاء تهیه کردن
enables
U
تهیه کردن برای
enabling
U
تهیه کردن برای
finances
U
بودجه چیزی را تهیه کردن
financing
U
بودجه چیزی را تهیه کردن
to draw up
U
تهیه کردن درصف اوردن
bosses
U
نقش برجسته تهیه کردن
aminister
U
تهیه کردن بکار بردن
bossed
U
نقش برجسته تهیه کردن
finance
U
بودجه چیزی را تهیه کردن
circumstantiate
U
امارات لازمه را تهیه کردن
mush
U
حریره اردذرت تهیه کردن
financed
U
بودجه چیزی را تهیه کردن
to serve the city with water
U
اب برای شهر تهیه کردن
boss
U
نقش برجسته تهیه کردن
to raise funds
U
تهیه وجه یاسرمایه کردن
bossing
U
نقش برجسته تهیه کردن
handwrite
U
نسخه خطی تهیه کردن
draft
U
تهیه کردن پیش نویس
scabble
U
زمخت وناصاف تهیه کردن
to provide for old age
U
برای پیری تهیه کردن
drafted
U
تهیه کردن پیش نویس
drafts
U
تهیه کردن پیش نویس
outlined
U
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
munition
U
تدارکات جنگ افزار تهیه کردن
develop
U
توسعه دادن وضعیت تهیه کردن
develops
U
توسعه دادن وضعیت تهیه کردن
revictual
U
دوباره غذا یا خواربار تهیه کردن
finance
U
علم دارایی تهیه پول کردن
outline
U
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
finances
U
علم دارایی تهیه پول کردن
preparative
U
تدارکی مربوط به تهیه کردن چیزی
outlining
U
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
outlines
U
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
financing
U
علم دارایی تهیه پول کردن
financed
U
علم دارایی تهیه پول کردن
formulation
U
تهیه جمع اوری فرمول بندی کردن
mekeready
U
تهیه واماده کردن فرم وصفحه و گراور
mekeready
U
وسایل تهیه کردن فرم وصفحه بندی
procurement
U
تهیه و انجام خدمات و اماد تدارک کردن وسایل
finance
U
درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
financing
U
درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
finances
U
درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
financed
U
درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
furnishes
U
تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
furnishing
U
تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
furnish
U
تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
bookings
U
نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
booking
U
نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
put out
U
تهیه کردن اشفته کردن
furnishes
U
مزین کردن تهیه کردن
to draw out
U
تهیه کردن طرح کردن
To make reservations. To book seats.
U
جا تهیه کردن ( رزرو کردن )
furnish
U
مزین کردن تهیه کردن
make
U
تهیه کردن طرح کردن
makes
U
تهیه کردن طرح کردن
furnishing
U
مزین کردن تهیه کردن
map compilation
U
تهیه نقشه جدید یا جمع اوری اطلاعات جدید برای تهیه نقشه
projection print
U
روش تهیه نقشه یا عکس بااستفاده از روش بزرگ کردن یا کوچک کردن فیلم یک عکس دیگر چاپ تصویری
projections
U
سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
projection
U
سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
conformal projection
U
نوعی سیستم تهیه نقشه بزرگ کردن یکنواخت نقشه
code
U
قانون بصورت رمز دراوردن مجموعه قانون تهیه کردن
phototostat
U
رونوشت برداری بوسیله عکاسی دستگاه عکسبرداری ازاسناد رونوشت تهیه کردن
maps
U
نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
map
U
نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
mapping
U
نقشه کشی کردن تهیه نقشه
briefed
U
خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefer
U
خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
brief
U
خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefest
U
خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
tea leaf
U
برگ چای
[از این گیاه جهت تهیه رنگینه قهوه ای یا بژ استفاده می شود و خصوصا در رفوگری جهت تیره تر کردن رنگ های دیگر بکار می رود.]
counter preparation
U
ضد تهیه
ministration
U
تهیه
seating
U
تهیه جا
preparations
U
تهیه
preparation
U
تهیه
purvey
U
تهیه
provision
U
تهیه
purveys
U
تهیه
housing
U
تهیه جا
purveying
U
تهیه
procurement
U
تهیه
purveyed
U
تهیه
off hand
U
بی تهیه
supplying
U
تهیه
supplied
U
تهیه
supply
U
تهیه
parasceve
U
روز تهیه
base development
U
تهیه پایگاه
preparation fire
U
تیر تهیه
pitched
U
تهیه دیده
photo imagery
U
تهیه عکس
preparations
U
اتش تهیه
to bargain for
U
تهیه دیدن
counter preparation
U
تیر ضد تهیه
weaponry
U
تهیه سلاح
preparation of food
U
تهیه خوراک
placement
U
تهیه کار
placement
U
تهیه شغل
placements
U
تهیه کار
placements
U
تهیه شغل
data processing
U
تهیه اطلاعات
data processing
U
تهیه و تولیداطلاعات
triplicity
U
تهیه در سه نسخه
triplication
U
تهیه در سه نسخه
furtherance
U
تهیه وسایل
provided
[that]
<conj.>
U
تهیه شده
preparation time
U
زمان تهیه
preparator
U
تهیه کننده
preparatorily
U
بعنوان تهیه
prepare mortar
U
تهیه ملات
laid on
<past-p.>
U
تهیه شده
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com