English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
x scale U در عکس هوایی مایل مقیاس خطی است که موازی با خط افق حقیقی عکس کشیده میشودc
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
y scale U در عکس هوایی مایل مقیاسی خطی است که موازی با خط محوراصلی عرضها کشیده میشود
mil gridded oblique U عکس مایل شبکه بندی شده به مقیاس میلیمی
sliver U فتیله نخ [الیاف کشیده شده و موازی که هنوز تاب داده نشده اند.]
nap side U خواب فرش [با انجام عمل پرداخت الیاف از قسمت گره بصورت راست و کشیده درآمده و ظاهر حقیقی فرش را بوجود می آورند.]
perspective grid U خطوط شبکه مختصاتی که روی عکس هوایی کشیده می شوند
point designation U شبکه بندی مخصوصی که برای تعیین نقاط نسبت به هم روی عکس هوایی کشیده میشود
nominal scale U شاخص مقیاس اسمی مقیاس غیر واقعی مقیاس تقریبی
wing photograph U نوعی عکس هوایی مایل که به وسیله دوربینهای چند عدسی گرفته میشود
z scale U نوعی مقیاس خطی روی عکس هوایی مورب که برای اندازه گیری ارتفاع اشیاء به کار می رود
drawls U کشیده حرف زدن اهسته و کشیده ادا کردن
drawling U کشیده حرف زدن اهسته و کشیده ادا کردن
drawled U کشیده حرف زدن اهسته و کشیده ادا کردن
drawl U کشیده حرف زدن اهسته و کشیده ادا کردن
true horizon U افق حقیقی عکس یا افق پرسپکتیوی عکس هوایی
barleycorn U مقیاس وزنی برابر 8460/0 گرم مقیاس طولی برابر5/8میلیمتر
rood U مقیاس سطحی معادل یک چهارم جریب مقیاس طولی که درانگلستان 7 الی 8 یارد است
realistic deterrence U میخکوب کردن حقیقی استراتژی سد کردن پیشروی کمونیسم در دنیا ممانعت حقیقی از پیشرفت کمونیسم
parallelled U چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
parallels U چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
paralleling U چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
paralleled U چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
parallel U چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
parallelling U چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
multiple U معماری پردازنده موازی که از چندین ALU و حافظه موازی برای افزایش سرعت پردازش استفاده میکند
MIMD U معماری پردازنده موازی که تعدادی ALU و وسایل حافظه را موازی استفاده میکند تا پردازش سریع داشته باشد
lpt U در DOS نام دستگاهی است که به یکی از درگاههای موازی مربوط می گردد وچاپگرهای موازی می توانندبه ان متصل شوند
airlift service U سرویس حمل و نقل هوایی خدمات ترابری هوایی قسمت ترابری هوایی
scale factor U ضریب مقیاس نقشهای ضریب تبدیل مقیاس نقشه
centigrade temperature scale U مقیاس دمای سانتی گراد مقیاس دمای سلیسوس
small scale U طبلک کوچک مقیاس نقشه مقیاس کوچک
small-scale U طبلک کوچک مقیاس نقشه مقیاس کوچک
holiday U تولید رخنه در عکاسی هوایی محوطه پوشیده نشده درعکاسی هوایی
telling U مخابره اطلاعات به دست امده از تجسس هوایی به یکانهای پدافند هوایی
holidays U تولید رخنه در عکاسی هوایی محوطه پوشیده نشده درعکاسی هوایی
antiair warfare U جنگ ضدبرتری هوایی نبرد بر علیه برتری هوایی دشمن
restrictive fire plan U طرح اتش محدود کننده حرکات هوایی یا تامینی هوایی
air policing U عملیات گشت زنی هوایی پاسوری هوایی در زمان صلح
i stay U در رهگیری هوایی به علامت ماموریت گشت هوایی راتحویل گرفتم اعلام میشود
line chief U افسرجزء نیروی هوایی که درفرود امدن وبرخاستن هواپیمادرخطوط هوایی نظارت میکند
pounced U در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
pounce U در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
pounces U در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
pouncing U در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
broadcast controlled air interception U نوعی رهگیری هوایی که هواپیمای رهگیر را مداوم درجریان تک هوایی دشمن قرارمی دهند
air delivery container U جعبههای مخصوص حمل بارهای هوایی جعبه حامل بار در نقل و انتقال هوایی
air sentinel U گارد هوایی نگهبان مخصوص اعلام خطرتک هوایی
steer U در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
steers U در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
steered U در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
shunted U موازی موازی فرعی
shunts U موازی موازی فرعی
shunt U موازی موازی فرعی
pigeons U در رهگیری هوایی یعنی اینکه گرای مغناطیسی و مسافت پایگاه هوایی از هواپیما این قدر است
pigeon U در رهگیری هوایی یعنی اینکه گرای مغناطیسی و مسافت پایگاه هوایی از هواپیما این قدر است
flak U گلوله خودترکان ضد هوایی توپ پدافند هوایی
sleeve target U هدف کش هوایی استوانهای برای تیراندازی ضد هوایی
air scoop U چاه هوایی صفحه تنظیم دریچه هوایی
fly through U عبور هدف هوایی از مخروط اتش ضد هوایی تقاطع هدف با اتش ضد هوایی
air pilots U خلبانان نیروی هوایی راهنمایان هوایی
aviation pay U معاش هوایی سختی خدمت هوایی
air superiority U برتری موقت هوایی رجحان هوایی
air interdiction U عملیات ممانعتی هوایی ممانعت هوایی
air suprmacy U برتری کامل هوایی سیادت هوایی
universal U قطعهای که رشته بیت سری اسنکرون را به حالت موازی یا حالت موازی را به رشته سری تبدیل میکند
carrier air group U دو یا چند گردان هوایی که درروی یک ناو مستقر باشند گروه هوایی ناو هواپیمابر
airs U هوایی هواپیمایی نیروی هوایی
air material U ماتریل هوایی وسایل هوایی
aired U هوایی هواپیمایی نیروی هوایی
notice to airmen U اعلامیه هوایی یا اعلان هوایی
air U هوایی هواپیمایی نیروی هوایی
air branch U قسمت هوایی رسته هوایی
code panel U رمز ارتباطات در عملیات هوایی و زمینی کلید رمزارتباطات در عملیات هوایی وزمینی
splashes U ترکیدن ترکیدن گلوله در پدافند هوایی یعنی کلیه هدفهای هوایی زده شد
air station U ایستگاه عکس برداری هوایی نقطه تمرکز عکسبرداری هوایی ایستگاه هواشناسی
splashing U ترکیدن ترکیدن گلوله در پدافند هوایی یعنی کلیه هدفهای هوایی زده شد
tropopause U منطقه چاه هوایی جوی بین استراتوسفر و تروپوسفر منطقه سکته هوایی
splash U ترکیدن ترکیدن گلوله در پدافند هوایی یعنی کلیه هدفهای هوایی زده شد
efective U حقیقی
true U حقیقی
truer U حقیقی
unfeigned U حقیقی
genuine U حقیقی
truest U حقیقی
real U حقیقی
veracious U حقیقی
actual U حقیقی
intrinsic U حقیقی
air picket U هواپیمای مخصوص اکتشاف و گزارش و ردیابی هواپیماو موشکهای دشمن هواپیمای گشتی هوایی هواپیمای پیشقراول هوایی
true course U راه حقیقی
true life U حقیقی وصحیح
real numbers U اعداد حقیقی
true wind U باد حقیقی
real module U ضریب حقیقی
real number U عدد حقیقی
trueness U بی ریایی حقیقی
true azimuth U گرای حقیقی
real constant U ثابت حقیقی
true dip U شیب حقیقی
true variance U پراکنش حقیقی
down to earth U حقیقی واقعی
true mean U میانگین حقیقی
true or real focus U کانون حقیقی
down-to-earth U حقیقی واقعی
true heading U سمت حقیقی
interpolymer U همبسپار حقیقی
true resistance U مقدارمقاومت حقیقی
true copolymer U همبسپار حقیقی
true power U توان حقیقی
true score U نمره حقیقی
true value U مقدار حقیقی
real memory U حافظه حقیقی
real image U تصویر حقیقی
real power U توان حقیقی
true U واقعی حقیقی
absolute magnitude U قدر حقیقی
ohmic valve U مقدارمقاومت حقیقی
observed altitude U ارتفاع حقیقی
real address آدرس حقیقی
actual movement U حرکت حقیقی
real time U زمان حقیقی
real storage U حافظه حقیقی
natural person U شخص حقیقی
actual resistivity U مقاومت حقیقی
real function U تابع حقیقی
truer U واقعی حقیقی
genuine U واقعی حقیقی
genuine U حقیقی یا درست
true U حقیقی کردن
real gas U گاز حقیقی
truest U حقیقی کردن
truest U واقعی حقیقی
truer U حقیقی کردن
true north U شمال حقیقی
call mission U درخواست پشتیبانی فوری هوایی ماموریت هوایی طبق درخواست
air photographic U شناسایی از طریق عکسبرداری هوایی شناسایی با استفاده ازعکس هوایی
tactical air controler U افسر کنترل عملیات هوایی مسئول مرکز کنترل هوایی
air scout U هواپیمای دیده ور هوایی هواپیمای مخصوص گشت زنی هوایی
airlift command U فرماندهی ترابری هوایی قسمت حمل و نقل هوایی فرماندهی حمل و نقل هوایی
longs U کشیده
long- U کشیده
posttensioning U پس کشیده
deep drawn U از ته دل کشیده
threaded U نخ کشیده
longed U کشیده
drawn U کشیده
longest U کشیده
longer U کشیده
long U کشیده
drawlingly U کشیده
tensing U کشیده
tensest U کشیده
oblonated U کشیده
oblongated U کشیده
leptosome U کشیده تن
leptokurtic U کشیده
tenses U کشیده
tense U کشیده
drew U کشیده شد
indrawn U تو کشیده
tenser U کشیده
tensed U کشیده
ectomorph U کشیده تن
live exercise U تمرین رزمی حقیقی
euciliate U مژه داران حقیقی
rightful U حقیقی دارای استحقاق
actual maximum flowline U ماکزیمم خط ابدهی حقیقی
real number U عدد حقیقی [ریاضی]
real-valued function U تابع حقیقی [ریاضی]
brake horsepower U توان حقیقی مهاری
verisimilar U دارای فاهر حقیقی
apparent horizon U افق حقیقی نقاط
real numbers U اعدد حقیقی [ریاضی]
particle density U وزن مخصوص حقیقی
real sector U بخش متغیرهای حقیقی
low angle U مسیر کشیده
threaded U بند کشیده
leptomorph U کشیده ریخت
intractile U کشیده نشدنی
low angle fire U تیر کشیده
flat trajectory U خط سیر کشیده
flat fire U تیر کشیده
vellum paper U کاغذمهره کشیده
deep fetched U از ته دل کشیده شده
deer neck U گردن کشیده
drawable U کشیده شدنی
ectomorphic type U سنخ کشیده تن
sapped U شیره کشیده از
saps U شیره کشیده از
elongate U کشیده کردن
pinxit U کشیده است
elongates U کشیده کردن
elongating U کشیده کردن
at full length U دراز کشیده
ectomorphy U کشیده تنی
prolate U کشیده شده
extensive U بسیط کشیده
long robe U صورت کشیده
indrawn U بداخل کشیده
couchant U دراز کشیده
drag U کشیده شدن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com