Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 216 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
in the pipeline
[Colloquial]
U
در آماده سازی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
logical
U
واحد اطلاعات آماده پردازش که لزوما شبیه داده اصلی در فضای ذخیره سازی نیست که ممکن است حاوی داده کنترل و... باشد
emptied
U
رسانه ذخیره سازی خالی و فرمت شده آماده دریافت داده
emptier
U
رسانه ذخیره سازی خالی و فرمت شده آماده دریافت داده
empties
U
رسانه ذخیره سازی خالی و فرمت شده آماده دریافت داده
emptiest
U
رسانه ذخیره سازی خالی و فرمت شده آماده دریافت داده
empty
U
رسانه ذخیره سازی خالی و فرمت شده آماده دریافت داده
buffer
U
فضای ذخیره سازی موقت برای وسیلهای که دادهای دریافت کرده ولی آماده پردازش نیست
buffer
U
استفاده از فضای ذخیره سازی موقت تا وقتی که پردازنده یا رسانه آماده پردازش آن شود
open
U
آماده سازی فایل پیش از دستیابی یا ویرایش یا تراکنش روی سایر رکوردهای ذخیره شده
opened
U
آماده سازی فایل پیش از دستیابی یا ویرایش یا تراکنش روی سایر رکوردهای ذخیره شده
opens
U
آماده سازی فایل پیش از دستیابی یا ویرایش یا تراکنش روی سایر رکوردهای ذخیره شده
sixth form
U
دورهی آماده سازی برای دانشگاه
sixth forms
U
دورهی آماده سازی برای دانشگاه
design development
U
آماده سازی و تکمیل نقشه فرش
pre-treatment
U
عملیات مقدماتی و آماده سازی
[مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
Other Matches
rectification
U
یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
calculating
U
دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials
U
وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
jagger
U
الت کنگره سازی یادندانه سازی
ordnance plant
U
کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
one level address
U
سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
frustrations
U
خنثی سازی محروم سازی
frustration
U
خنثی سازی محروم سازی
imagery
U
مجسمه سازی شبیه سازی
formularization
U
کوتاه سازی ضابطه سازی
irritancy
U
پوچ سازی باطل سازی
ouster
U
بی بهره سازی محروم سازی
subjugation
U
مقهور سازی مطیع سازی
erasable
U
1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
able
آماده
at one's fingertips
<idiom>
U
آماده
save
U
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saved
U
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saves
U
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
make arrangements
U
آماده کردن
make preparations
U
آماده کردن
make provisions
U
آماده کردن
set out
<idiom>
U
آماده سفرشدن
in arms
<idiom>
U
آماده جنگیدن
take up arms
<idiom>
U
آماده جنگیدن
up in arms
<idiom>
U
آماده حمله
up to
<idiom>
U
آماده شیطنت
get ready
<idiom>
U
آماده شدن از
here goes nothing
<idiom>
U
آماده شروع
accessible
آماده پذیرایی
give-and-take
U
آماده به توافق
handshaking
U
آماده دریافت
accommodate
آماده کردن
symmetrical compression
U
سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
red alerts
U
حالت آماده باش
promise the moon
<idiom>
U
آماده انجام کار
preparations
U
آماده کردن چیزی
prone to do something
آماده کردن برای
to prepare
[for]
U
آماده شدن
[به یا برای]
red alert
U
حالت آماده باش
luncheon meat
U
گوشت پخته و آماده
fair game
U
طعمهی حاضر و آماده
preparation
U
آماده کردن چیزی
dinner etc. is served
U
غذا آماده است
colder
U
بدون آماده بودن
get set
<idiom>
U
آماده شروع شدن
to stand ready for
[+ noun]
U
آماده بودن برای
to stand ready to
[+ verb]
U
آماده بودن برای
in store
<idiom>
U
آماده بوقوع پیوستن
at someone's beck and call
<idiom>
U
همیشه آماده پذیرایی
up for grabs
<idiom>
U
آماده رقابت شدن
go ahead
<idiom>
U
آماده کار شدن
psyched up
<idiom>
U
آماده انجام کار
coldest
U
بدون آماده بودن
cold
U
بدون آماده بودن
colds
U
بدون آماده بودن
prone to do something
آماده برای کردن کاری
retaking
U
آماده برایفیلمبرداری یا عکس برداری
able
آماده بودن آرایش دادن
to prepare something
U
چیزی را آماده کردن
[آشپزی]
precompiled code
U
کد خروجی کامپایلر و آماده اجرا
hit the books
<idiom>
U
برای کلاس آماده شدن
retakes
U
آماده برایفیلمبرداری یا عکس برداری
to be in season
[in heat]
U
آماده جفتگیری بودن
[جانورشناسی]
Since you are not ready ...
U
چونکه هنوز آماده نیستی...
As you are not ready ...
U
چونکه هنوز آماده نیستی...
Please have my bill ready.
لطفا صورتحسابم را آماده کنید.
cast the first stone
<idiom>
U
همیشه آماده جنگیدن است
retaken
U
آماده برایفیلمبرداری یا عکس برداری
retake
U
آماده برایفیلمبرداری یا عکس برداری
My room hasn't been prepared.
اتاق من آماده نشده است.
on call
<idiom>
U
آماده برای ترک خدمت
forthcoming
<adj.>
U
آماده به ارائه
[نزدیک به تحقق]
sorts
U
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sort
U
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorted
U
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
hits
U
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hitting
U
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hit
U
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
in the market for
<idiom>
U
خواستن یا آماده خرید چیزی شدن
to dress
[food]
U
آماده کردن
[پختن]
[غذا یا دسرت]
to set about
دست بکاری زدن آماده کاری
reworks
U
برای کاربرد مجدد آماده کردن
finished
U
کالاهای تولیدی که آماده فروش هستند
reworking
U
برای کاربرد مجدد آماده کردن
address
آماده شدن برای ضربه یا هدفگیری
reworked
U
برای کاربرد مجدد آماده کردن
standby
U
که در صورت خرابی آماده استفاده است
standbys
U
که در صورت خرابی آماده استفاده است
rework
U
برای کاربرد مجدد آماده کردن
electronic
U
کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
on tap
<adj.>
U
همیشه آماده
[برای ریختن از شیره بشکه]
To stand at attention(ease).
U
بحالت آماده باش ( آزاد ) ایستادن ( ؟ رآمدن )
to be about to do something
<idiom>
U
آماده انجام کاری بودن
[اصطلاح روزمره]
I am prepared for any eventuality.
U
برای هر گونه پیش آمدی آماده هستم
to be on the verge
[brink]
of doing something
<idiom>
U
آماده انجام کاری بودن
[اصطلاح روزمره]
pages
U
عمل چسباندن تصویر و تن در یک صفحه آماده چاپ
paged
U
عمل چسباندن تصویر و تن در یک صفحه آماده چاپ
page
U
عمل چسباندن تصویر و تن در یک صفحه آماده چاپ
interleaving
U
به طوری که در حین اجرا همزمان آماده می شوند
on-call service
U
آماده برای ترک در خدمت
[اصطلاح رسمی]
to square up
U
خود را آماده کردن
[برای دعوی یا حمله]
to be on-call
U
در آماده باش برای ترک درخدمت بودن
It's time to prepare the meal.
U
وقتش رسیده است که غذا را آماده کنیم.
clearest
U
سیگنال RSC که یک خط یا وسیله آماده ارسال داده است
clears
U
سیگنال RSC که یک خط یا وسیله آماده ارسال داده است
clearer
U
سیگنال RSC که یک خط یا وسیله آماده ارسال داده است
clear
U
سیگنال RSC که یک خط یا وسیله آماده ارسال داده است
finished
U
متنی که تایپ شده و آماده چاپ گرفتن است
microprogram
U
مجموعه کامل ریز دستورات ابتدایی آماده در CPU
To work on someone
کسی را پختن
[از نظر فکری وذهنی آماده کردن]
attended operation
U
فرآیندی که در صورت وقوع مشکل یک عملگر آماده دارد
opens
U
آماده کردن فایل پیش از رویدادن عملیات خواندن یا نوشتن
contention
U
مدت زمانی که طول می کشد تا وسیلهای آماده استفاده شود
focuses
U
پنجره خاص یا فیلدی که آماده پذیرش دستور کاربر است
contentions
U
مدت زمانی که طول می کشد تا وسیلهای آماده استفاده شود
handshaking
U
سیگنال ارسالی بین دو وسیله ارتباطی شامل آماده ارسال
action architecture
U
[معماری با طرح های دقیق و مختصر و استفاده از مواد آماده]
demanded
U
پردازش داده وقتی که آماده شد ونه منتظر ماندن برای آن
focussed
U
پنجره خاص یا فیلدی که آماده پذیرش دستور کاربر است
focusses
U
پنجره خاص یا فیلدی که آماده پذیرش دستور کاربر است
opened
U
آماده کردن فایل پیش از رویدادن عملیات خواندن یا نوشتن
focussing
U
پنجره خاص یا فیلدی که آماده پذیرش دستور کاربر است
demands
U
پردازش داده وقتی که آماده شد ونه منتظر ماندن برای آن
demand
U
پردازش داده وقتی که آماده شد ونه منتظر ماندن برای آن
open
U
آماده کردن فایل پیش از رویدادن عملیات خواندن یا نوشتن
focused
U
پنجره خاص یا فیلدی که آماده پذیرش دستور کاربر است
focus
U
پنجره خاص یا فیلدی که آماده پذیرش دستور کاربر است
Indeo
U
فناوری نرم افزاری ساخت Intel که به کامپیوتر امکان ذخیره سازی و اجرای تصاویر ویدیویی فشرده را میدهد با استفاده از روشهای نرم افزاری فشرده سازی
dump
U
1-دادهای که از یک وسیله به دیگری برای ذخیره سازی کپی شده است . 2-انتقال داده به دیسک برای ذخیره سازی . 3-چاپ محتوای کل یابخشی از داده در حافظه
externals
U
روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
external
U
روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
printed
U
فضای حافظه که کارهای چاپ آماده ارسال به چاپگر را ذخیره میکند
preprocessor
U
نرم افزاری که داده را پیش از کامپایل یا ترجمه آماده و پردازش میکند
beta version
U
گونهای از برنامه کاربردی نرم افزار که تقریباگ آماده انتشار است
print
U
فضای حافظه که کارهای چاپ آماده ارسال به چاپگر را ذخیره میکند
device handler
U
نرم افزار مخصوص برای کنترل و فرمت دستورات آماده چاپ
takedown
U
مدت زمانی که یک وسیله جانبی آماده برای کار دیگری میشود
greasy wool
U
پشم چرب
[پشمی که هنوز شسته نشده و آماده ریسندگی نیست.]
prints
U
فضای حافظه که کارهای چاپ آماده ارسال به چاپگر را ذخیره میکند
device driver
U
نرم افزار مخصوص برای کنترل و فرمت دستورات آماده چاپ
medium
U
رسانه مغناطیسی خالی و فرمت شده که آماده پذیرش داده است
cts
U
CSR برای بیان اینکه یک خط یا وسیله آماده ارسال داده است
mediums
U
رسانه مغناطیسی خالی و فرمت شده که آماده پذیرش داده است
streams
U
تعداد کارهای مرتب شده و آماده برای پردازش در سیستم دستهای
configured in
U
وسیلهای که مشخصات آن بیان کننده آماده بودن آن برای استفاده است
stream
U
تعداد کارهای مرتب شده و آماده برای پردازش در سیستم دستهای
streamed
U
تعداد کارهای مرتب شده و آماده برای پردازش در سیستم دستهای
processed silk
U
ابریشم پخته
[ابریشمی که صمغ آن گرفته شده و آماده ریسندگی و یا رنگرزی است.]
dataset
U
سیگنال RSC ازمودم به کامپیوتر برای بیان اینکه آماده استفاده است
feasibility
U
امتحان و گزارش درباره کارایی و هزینه محصول جدید که آماده فروش میشود
workspace
U
فضایی در حافظه که برای استفاده آماده است یا در حال حاضر اپراتور در آن کار میکند
output
U
ثباتی که داده خروجی را ذخیره میکند تا گیرنده آماده شوند یا کانال خالی شود
outputs
U
ثباتی که داده خروجی را ذخیره میکند تا گیرنده آماده شوند یا کانال خالی شود
takedown
U
حذف نوار یا کاغذ یا دیسک از یک وسیله جانبی پس از یک کار و آماده کردن آن برای بعدی
lengths
U
تعداد داده هایی که در بافر ذخیره می شوند تا پردازنده آماده دریافت آنها شود
length
U
تعداد داده هایی که در بافر ذخیره می شوند تا پردازنده آماده دریافت آنها شود
drivers
U
نرم افزار مخصوص که دستورات کاربر را که آماده چاپ هستند کنترل و فرمت میکند
pre
U
اجرای یک فرایند که وقتی شروع میشود که حافظه و رسانههای جانبی آماده استفاده هستند
dual
U
دادههای ترکیبی هر مجموعهای از داده در پاس یا لبه ساعت مختلف آماده و معتبر است
driver
U
نرم افزار مخصوص که دستورات کاربر را که آماده چاپ هستند کنترل و فرمت میکند
pre-
U
اجرای یک فرایند که وقتی شروع میشود که حافظه و رسانههای جانبی آماده استفاده هستند
microsoft
U
جستجوگر وب ساخت ماکرو سافت که آماده است و به کاربر امکان دیدن صفحه وب را میدهد
programs
U
نوشتن یا آماده کردن تعدادی دستورالعمل که کامپیوتر برای انجام عمل خاصی هدایت میکند
program
U
نوشتن یا آماده کردن تعدادی دستورالعمل که کامپیوتر برای انجام عمل خاصی هدایت میکند
invites
U
حرف خاص ارسالی برای بیان به وسیلهای که کامپیوتر میزبان آماده دریافت پیام است
invited
U
حرف خاص ارسالی برای بیان به وسیلهای که کامپیوتر میزبان آماده دریافت پیام است
invite
U
حرف خاص ارسالی برای بیان به وسیلهای که کامپیوتر میزبان آماده دریافت پیام است
dos
U
نشانگری که می گوید DOS آماده پذیرش یک دستور تایپ شده روی صفحه کلید است
Internet
U
جستجوگر وب سافت ماکروسافت که در حال حاضر آماده است و به کاربر امکان مشاهده صفحه وب را میدهد
Internet
U
می را می سازد که اینترنت و اتصالات فروش را آماده میکند تا کاربران خصوصی به آنها دسترسی داشته باشند
appliance computer
U
سیستم کامپیوتری آماده اجرا که خریداری میشود و به سرعت برای یک منظور کاربردی قابل استفاده است
expanded memory system
U
ابزاری که حافظه اضافی در IBM PC قرار دارد را مدیریت میکند و برای برنامه ها آماده استفاده می سازد
beta test
U
گونه دوم از بررسی هایی که روی نرم افزار انجام میشود پیش از آنکه آماده انتشار شود
bins
U
محلی برای کاغذهایی که باید آماده برای چاپ شوند
bin
U
محلی برای کاغذهایی که باید آماده برای چاپ شوند
opens
U
سیستمی که چندین ایستگاه کاری آماده برای هر کس برای استفاده داشته باشد
open
U
سیستمی که چندین ایستگاه کاری آماده برای هر کس برای استفاده داشته باشد
AT command set
U
حالتی در مودم که آماده پذیرش دستورات با استفاده از مجموعه دستورات Hayes AT است
affirmative
سیگنال تصدیق از طرف گیرنده که پیام را پذیرفته است و آماده بعدی است.
cleans
U
کپی که آماده تایپ است و تغییرات زیادی روی آن اعمال نشده است
cleanest
U
کپی که آماده تایپ است و تغییرات زیادی روی آن اعمال نشده است
cleaned
U
کپی که آماده تایپ است و تغییرات زیادی روی آن اعمال نشده است
clean
U
کپی که آماده تایپ است و تغییرات زیادی روی آن اعمال نشده است
opened
U
سیستمی که چندین ایستگاه کاری آماده برای هر کس برای استفاده داشته باشد
opens
U
برنامه کاربردی فایل روی دیسک را باز میکند و برای اجرا آماده میکند
opened
U
برنامه کاربردی فایل روی دیسک را باز میکند و برای اجرا آماده میکند
turnkey system
U
سیستم کامل که طبق نیاز مشتری طراحی شده است و آماده استفاده است
open
U
برنامه کاربردی فایل روی دیسک را باز میکند و برای اجرا آماده میکند
howlers
U
صدایی که به اپراتور تلفن اعلام میکند که دستگاه تلفن کاربر آماده گیرندگی نیست
howler
U
صدایی که به اپراتور تلفن اعلام میکند که دستگاه تلفن کاربر آماده گیرندگی نیست
frees
U
آماده استفاده یا آنچه هنوز استفاده نشده است .
freeing
U
آماده استفاده یا آنچه هنوز استفاده نشده است .
freed
U
آماده استفاده یا آنچه هنوز استفاده نشده است .
idle
U
که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده
idles
U
که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده
idlest
U
که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده
free
U
آماده استفاده یا آنچه هنوز استفاده نشده است .
idled
U
که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده
line up
<idiom>
U
سازمان دهی کردن ،آماده برای عمل کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com