Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
haw
U
درنگ فرمان حرکت
hawed
U
درنگ فرمان حرکت
hawing
U
درنگ فرمان حرکت
haws
U
درنگ فرمان حرکت
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
route
U
فرمان حرکت دادن
routes
U
فرمان حرکت دادن
marching orders
U
فرمان حرکت برای جنگ
recovering
U
به حالت اول درامدن فرمان حرکت از نو
recover
U
به حالت اول درامدن فرمان حرکت از نو
recovers
U
به حالت اول درامدن فرمان حرکت از نو
tent striking
U
فرمان اماده حرکت شدن یکانها
wingman
U
خلبانی که خارج از فرمان دسته هوایی حرکت میکند خلبان جناحی
real time
U
با همان سرعتی که در جهان واقعی حرکت می کنند.نقاشی متحرک بلا درنگ نیاز به سخت افزار نمایش قادر به نمایش یک ترتیب به صورت ده تصویر مختلف در ثانیه دارد
clangorous
U
درنگ درنگ کننده
ctrl break
U
در DOS فرمان صفحه کلیدی که اخرین فرمان داده شده رالغو میکند
magna charta
U
فرمان کبیر یا فرمان ازادی صادره از طرف جان پادشاه انگلیس در سال 5121
magna carta
U
فرمان کبیر یا فرمان ازادی صادره از طرف جان پادشاه انگلیس در سال 5121
sound off
U
فرمان موزیک را شروع کنید فرمان مارش کوتاه
controlled stick steering
U
دستگاه فرمان کنترل شده اهرم فرمان خودکار
stand fast
U
فرمان توقف درتوپخانه یا فرمان توقف درتوپخانه یا فرمان بایست به جای خود
steering
U
فرمان ماشین سیستم فرمان یا هدایت
forward march
U
فرمان قدم رو فرمان پیش
guide on me
U
فرمان پشت سر من پیش مرا تعقیب کنید فرمان پشت سر من
differential ailerons
U
ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
hesitancy
U
درنگ
hesitation
U
درنگ
pauses
U
درنگ
paused
U
درنگ
straight away
U
بی درنگ
halt
U
درنگ
halted
U
درنگ
pausing
U
درنگ
halts
U
درنگ
hesitance
U
درنگ
without demur
U
بی درنگ
cut-off
U
درنگ
hertzprung russel diagram
U
درنگ
instantaneous
<adj.>
U
بی درنگ
pause
U
درنگ
intuitive
<adj.>
U
بی درنگ
juncture
U
درنگ
delays
U
درنگ
tarrying
U
درنگ
tarry
U
درنگ
immediate
<adj.>
U
بی درنگ
delaying
U
درنگ
tarriance
U
درنگ
delay
U
درنگ
tarries
U
درنگ
cut-offs
U
درنگ
right off the bat
<idiom>
U
بی درنگ
right away
U
بی درنگ
right off
U
بی درنگ
eftsoons
U
بی درنگ
tarried
U
درنگ
unintermediate
<adj.>
U
بی درنگ
loiteringly
U
با درنگ
lingeringly
U
درنگ کنان
lingerer
U
درنگ کننده
hey presto
U
برگرد درنگ
hesitant
U
درنگ کننده
tarrying
U
درنگ کردن
tarry
U
درنگ کردن
two days d
U
دو روز درنگ
swither
U
درنگ کردن
tarried
U
درنگ کردن
stick around
U
درنگ کردن
loiteringly
U
درنگ کنان
loiter
U
: درنگ کردن
demurred
U
درنگ کردن
directly
U
یکراست بی درنگ
loitered
U
: درنگ کردن
demurring
U
درنگ کردن
loitering
U
: درنگ کردن
apace
U
باشتاب بی درنگ
unhesitatingly
U
بی درنگ بی تامل
demurs
U
درنگ کردن
retardment
U
درنگ تاخیر
loiters
U
: درنگ کردن
retardatory
U
درنگ کننده
lingers
U
درنگ کردن
lingering
U
درنگ کردن
retardative
U
درنگ کننده
right away
<idiom>
U
فورا ،بی درنگ
tarries
U
درنگ کردن
real time
U
بلا درنگ
linger
U
درنگ کردن
lingered
U
درنگ کردن
demur
U
درنگ کردن
computer controlled machine
U
دستگاه با فرمان کامپیوتری دستگاه با فرمان الکترونیکی
close interval
U
فرمان " فاصله جمع " فرمان " جمع به جلو "
close ranks
U
فرمان " صفها جمع " فرمان " فاصله جمع "
real time
U
بازده بلادرنگ بی درنگ
real time output
U
خروجی بلا درنگ
real time system
U
سیستم بلا درنگ
real time input
U
ورودی بلا درنگ
to give a ready consent
U
بی درنگ رضایت دادن
proceed at once to tehran
U
بی درنگ به تهران رهسپارشوید
let
U
درنگ کردن مانع
snap shoting
U
بی درنگ شلیک کردن
letting
U
درنگ کردن مانع
lets
U
درنگ کردن مانع
up on the spot
U
فی المجلس مقدا بی درنگ
demurring
U
تقاضای درنگ یا مکث کردن
demur
U
تقاضای درنگ یا مکث کردن
haltingly
U
درنگ کنان ازروی دودلی
demurred
U
تقاضای درنگ یا مکث کردن
demurs
U
تقاضای درنگ یا مکث کردن
guide left
U
فرمان نفر راهنما به راست یابه چپ فرمان نفر هادی به راست یا چپ
to snap up
U
بی درنگ پذیرفتن یا خریدن متعرض شدن
to linger on a subject
U
روعی موضوعی درنگ کردن یامعطل شدن
waving
U
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waves
U
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waved
U
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
wave
U
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
feint
U
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinted
U
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinting
U
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feints
U
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
mouses
U
نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
mouse
U
نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
route order
U
ترتیب حرکت در روی جاده حرکت به ستون راه
trackball
U
وسیلهای برای حرکت نشانه گر روی صفحه که با حرکت دادن توپ موجود در محفظه کنترل می شوند
stroked
U
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroking
U
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
strokes
U
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
move off the ball
U
حرکت سریع از نقطه معین پس از حرکت توپ
fish tailing
U
حرکت نوسانی یا تاب
[تریلر در حال حرکت]
stroke
U
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
cruising
U
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruises
U
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruise
U
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruised
U
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
taped
U
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
tapes
U
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
tape
U
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
cancel check firing
U
فرمان بازرسی اتش ملغی فرمان بازرسی اتش لغو
counter clockwise
U
حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
transferring
U
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transfer
U
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
compound motion
U
حرکت صلیبی حرکت عرضی و طولی
transfers
U
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
aberration
جابجائی زاویه ای فاهری در جهت حرکت نافر که نتیجه ترکیب سرعت حرکت نافر و سیر نورمیباشد
drag
U
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drags
U
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
dragged
U
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
mouse
U
وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
mouses
U
وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
relative
U
که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
momentum
U
سرعت حرکت شتاب حرکت
angle of depression
U
میدان حرکت لوله توپ در زیرافق زاویه حرکت زیر افق لوله
skulls
U
حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
skull
U
حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
moving havens
U
مناطق ازاد از نظر حرکت زیردریاییها مناطق امن حرکت دریایی
travelling overwatch
U
راهپیمایی با پوشش حرکت راهپیمایی با استفاده ازمراقبت حرکت با اتش
real time
U
اجرای چندین کار بلا درنگ همزمان بدون کاهش سرعت اجرای فرایندی
nodes
U
ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
node
U
ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
bounding overwatch
U
حرکت خیز به خیز با پوشش حرکت با اتش و مانور
quadrature encoding
U
سیستمی که جهت حرکت mouse را مشخص میکند. در یک mouse مکانیکی , دو احساس WS و سیگنال حرکت عمودی و افقی آنرا تشخیص می دهند. با این روش این سیگنالها ارسال می شوند
stabile
U
بدون حرکت بی حرکت
insubordinate
U
نا فرمان
ordinace
U
فرمان
rescript
U
فرمان
pipes
U
فرمان
MDs
U
فرمان D
MD
U
فرمان D
bugle call
U
فرمان
drive
U
فرمان
commandments
U
فرمان
commandment
U
فرمان
firman
U
فرمان
chdir
U
فرمان CD
handle bar
U
فرمان
controls
U
فرمان
controlling
U
فرمان
by order of
U
فرمان
ship will adjust
U
فرمان
control
U
فرمان
hest
U
فرمان
indocile
U
نا فرمان
mark time
U
فرمان در جا
mkdir
U
فرمان D
rudder bar
U
فرمان
drives
U
فرمان
sanction
U
فرمان
edicts
U
فرمان
steering
U
فرمان
instituting
U
فرمان
commanded
U
فرمان
decreed
U
فرمان
edict
U
فرمان
ordinance
U
فرمان
if
U
فرمان IF
institutes
U
فرمان
command
U
فرمان
word
U
فرمان
handlebar
U
فرمان
institute
U
فرمان
worded
U
فرمان
Rd
U
فرمان RD
instituted
U
فرمان
decree
U
فرمان
decreeing
U
فرمان
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com