Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (37 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
to tear down a building
U
خراب کردن ساختمانی
to pull down a building
U
خراب کردن ساختمانی
to demolish a building
U
خراب کردن ساختمانی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
faulted
U
تابعی که بخشی از برنامه است که علت داده خراب یا قطعه خراب را بیان میکند
fault
U
تابعی که بخشی از برنامه است که علت داده خراب یا قطعه خراب را بیان میکند
faults
U
تابعی که بخشی از برنامه است که علت داده خراب یا قطعه خراب را بیان میکند
to tear down a building
U
متلاشی کردن ساختمانی
to pull down a building
U
متلاشی کردن ساختمانی
to demolish a building
U
متلاشی کردن ساختمانی
dud
U
ترقه خراب هرچیز خراب
to plan a building
U
نقشه ساختمانی را کشیدن یاطرح کردن
ratten
U
بوسیله دزدیدن یا خراب کردن افزارش اذیت کردن
to do for
U
خراب کردن
undoes
U
خراب کردن
demolishes
U
خراب کردن
demolishing
U
خراب کردن
to cut up
U
خراب کردن
bungles
U
خراب کردن
make havoc with
U
خراب کردن
cut up
U
خراب کردن
demolished
U
خراب کردن
demolish
U
خراب کردن
wrack
U
خراب کردن
corrupts
U
خراب کردن
to take down
U
خراب کردن
vitiate
U
خراب کردن
demonish
U
خراب کردن
vitiated
U
خراب کردن
vitiates
U
خراب کردن
botching
U
خراب کردن
unbuild
U
خراب کردن
botches
U
خراب کردن
botch
U
خراب کردن
to play the deuce with
U
خراب کردن
dilapidate
U
خراب کردن
to bring to nought
U
خراب کردن
vitiating
U
خراب کردن
to mull a mull of
U
خراب کردن
demolitions
U
خراب کردن
bungle
U
خراب کردن
impaired
U
خراب کردن
botched
U
خراب کردن
destroy
U
خراب کردن
muddles
U
خراب کردن
impair
U
خراب کردن
destroying
U
خراب کردن
bungled
U
خراب کردن
destroys
U
خراب کردن
impairs
U
خراب کردن
bungling
U
خراب کردن
impairing
U
خراب کردن
corrupt
U
خراب کردن
muddling
U
خراب کردن
muddled
U
خراب کردن
marring
U
خراب کردن
undo
U
خراب کردن
pull down
U
خراب کردن
to lay in ruin
U
خراب کردن
take down
U
خراب کردن
go to pot
<idiom>
U
خراب کردن
to break down
U
خراب کردن
to make a hash of
U
خراب کردن
demolition
U
خراب کردن
amortize
U
خراب کردن
corrupting
U
خراب کردن
disfigure
U
خراب کردن
disfigures
U
خراب کردن
disfigured
U
خراب کردن
overtumble
U
خراب کردن
muddle
U
خراب کردن
marred
U
خراب کردن
mar
U
خراب کردن
corrupted
U
خراب کردن
disfiguring
U
خراب کردن
raze or rase
U
بکلی خراب کردن
to do up
U
خانه خراب کردن
side out
U
خراب کردن سرویس
over run
U
خراب کردن در هم نوردیدن
double foult
U
خراب کردن پی در پی دوسرویس
batter
U
خراب کردن خمیر
to crock up
U
خراب کردن یاشدن
batters
U
خراب کردن خمیر
To spoilt things . To mess thing up .
U
کارها را خراب کردن
undermine
U
از زیر خراب کردن
undermined
U
از زیر خراب کردن
to bring to ruin
U
خانه خراب کردن
to wreck
U
کاملا خراب کردن
undermines
U
از زیر خراب کردن
hand out
U
خراب کردن سرویس اسکواش
unmake
U
بهم زدن خراب کردن
deteriorate
U
خراب کردن روبزوال گذاشتن
deteriorated
U
خراب کردن روبزوال گذاشتن
deteriorates
U
خراب کردن روبزوال گذاشتن
frustrate
U
فکر کسی را خراب کردن
deteriorating
U
خراب کردن روبزوال گذاشتن
frustrates
U
فکر کسی را خراب کردن
frustrating
U
فکر کسی را خراب کردن
muck
U
خراب کردن زحمت کشیدن
to break aset
U
خراب یا ناقص کردن یک دستگاه
to torpedo
U
خراب کردن
[برنامه یا نقشه]
To get damaged . To become defective .
U
عیب کردن ( خراب شدن )
simple leg ride
U
شگک خراب کردن حریف
ram
U
سنبه زدن باذژکوب خراب کردن
rams
U
سنبه زدن باذژکوب خراب کردن
boot
U
خراب کردن توپ هنگام گرفتن ان
rammed
U
سنبه زدن باذژکوب خراب کردن
overwrite
U
و خراب کردن هر داده دیگر در این محل
foul up
<idiom>
U
با یک اشتباه احمقانه همه چیز را خراب کردن
lay waste
<idiom>
U
خراب کردن وویران نگه داشتن ،شکستن
wreck
U
لاشه کشتی و هواپیما و غیره خراب کردن
wrecks
U
لاشه کشتی و هواپیما و غیره خراب کردن
wrecking
U
لاشه کشتی و هواپیما و غیره خراب کردن
ruinate
U
خراب کردن منهدم کردن
ruins
U
خراب کردن فنا کردن
destroys
U
خراب کردن معدوم کردن
devastate
U
خراب کردن تاراج کردن
devastates
U
خراب کردن تاراج کردن
to pull down
U
خراب کردن بی بنیه کردن
destroying
U
خراب کردن معدوم کردن
destroy
U
خراب کردن معدوم کردن
ruining
U
خراب کردن فنا کردن
ruin
U
خراب کردن فنا کردن
sick
U
مریضی اعلام خراب بودن وسایل یا بدکار کردن انها
sickest
U
مریضی اعلام خراب بودن وسایل یا بدکار کردن انها
corrupt
U
تغییر دادن یا خراب کردن اطلاعات چنان که اعتبار انهامشکوک باشد
corrupts
U
تغییر دادن یا خراب کردن اطلاعات چنان که اعتبار انهامشکوک باشد
corrupting
U
تغییر دادن یا خراب کردن اطلاعات چنان که اعتبار انهامشکوک باشد
corrupted
U
تغییر دادن یا خراب کردن اطلاعات چنان که اعتبار انهامشکوک باشد
langrel
U
اهن پارهای که برای خراب کردن بادبان و اسباب کشتی بکار میرود
langridge
U
اهن پارهای که برای خراب کردن بادبان و اسباب کشتی بکار میرود
langrage
U
اهن پارهای که برای خراب کردن بادبان و اسباب کشتی بکار میرود
building line
U
بر ساختمانی
constructional
U
ساختمانی
structurally
U
ساختمانی
structural
U
ساختمانی
organic
U
ساختمانی
trapdoors
U
فاصلهای عمدی در یک سیستم پردازش اطلاعات که به منظور جمع اوری تغییر یا خراب کردن اتی اطلاعات بوجود امده است
trapdoor
U
فاصلهای عمدی در یک سیستم پردازش اطلاعات که به منظور جمع اوری تغییر یا خراب کردن اتی اطلاعات بوجود امده است
member
U
جزء ساختمانی
structural timber
U
الوار ساختمانی
site
U
زمین ساختمانی
to found a building
U
ساختمانی بینادکردن
ashlar
U
سنگ ساختمانی
structural steel
U
فولاد ساختمانی
contractors yard
U
واحد ساختمانی
building sites
U
کارگاه ساختمانی
components
U
جزء ساختمانی
timber
U
چوب ساختمانی
building site
U
کارگاه ساختمانی
contractors plant
U
ماشینهای ساختمانی
construction joints
U
درزهای ساختمانی
Construction works .
U
عملیات ساختمانی
construction joint
U
درز ساختمانی
ashler
U
سنگ ساختمانی
grillage
U
شبکه ساختمانی
building material
U
مصالح ساختمانی
building operations
U
عملیات ساختمانی
basic unit assembly group
U
گروه ساختمانی
site
U
کارگاه ساختمانی
members
U
جزء ساختمانی
building work
U
کار ساختمانی
monumentality
U
عظمت ساختمانی
structural draftsman
U
نقشه کش ساختمانی
structural crack
U
ترک ساختمانی
structural concrete
U
بتن ساختمانی
structual engineering
U
مهندس ساختمانی
structrual steelwork
U
فولاد ساختمانی
structrual stability
U
استحکام ساختمانی
structrual stability
U
ثبات ساختمانی
sited
U
زمین ساختمانی
component
U
جزء ساختمانی
sites
U
کارگاه ساختمانی
building unit
U
واحد ساختمانی
site office
U
دفتر ساختمانی
sites
U
زمین ساختمانی
site building
U
زمین ساختمانی
sited
U
کارگاه ساختمانی
artificial stone
U
سنگ ساختمانی
structural joints
U
درزهای ساختمانی
basic construction unit
U
واحد ساختمانی
structural drawing
U
نقشه ساختمانی
constructive
U
مفید ساختمانی
structural factor
U
ضریب ساختمانی
building limes
U
اهک ساختمانی
structural member
U
عضو ساختمانی
masonry lining
U
پوشش با مصالح ساختمانی
material testing laboratory
U
ازمایشگاه مصالح ساختمانی
material storage area
U
انبار مصالح ساختمانی
masonery
U
مصالح ساختمانی سنگتراشی
intelligent building
U
[ساختمانی با سرویس هوشمند]
construction cost index
U
شاخص هزینه ساختمانی
public works
U
کارهای ساختمانی همگانی
home wiring
U
سیم کشی ساختمانی
light weight unit
U
واحد ساختمانی سبک
constitutive
U
تشکیل دهنده ساختمانی
fabrique
U
[ساختمانی در محوطه باغ]
sidewalk superintendent
U
نافر عملیات ساختمانی
structural transformation
U
تغییر شکل ساختمانی
pattern construction drawing
U
الگوی نقشههای ساختمانی
structural steel sheet
U
ورق فولاد ساختمانی
ashlar
U
سنگ ساختمانی تراشیده
building machinery
U
ماشین الات ساختمانی
sheer plan
U
نقشه ساختمانی ناو
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com