Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
coffee grinder
U
حرکت دورانی یک پای ژیمناست با دو دست روی زمین
coffee grinders
U
حرکت دورانی یک پای ژیمناست با دو دست روی زمین
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
tapes
U
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
taped
U
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
tape
U
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
landing
U
فرود ژیمناست به زمین
landings
U
فرود ژیمناست به زمین
concentricity
U
حرکت دورانی
turning movement
U
حرکت دورانی
concentric running
U
حرکت دورانی
concentricity test
U
ازمایش حرکت دورانی
evolution
U
چرخش حرکت دورانی
vertical envelopement
U
حرکت دورانی قائم
split lean
U
پا باز نشسته و تماس سینه ژیمناست با زمین
spots
U
کمک به ژیمناست درحال انجام حرکت
spot
U
کمک به ژیمناست درحال انجام حرکت
single leg balance
U
حرکت تعادلی بدن ژیمناست روی یک پا
rock
U
حرکت دورانی بال به دور بدنه
rocked
U
حرکت دورانی بال به دور بدنه
rocks
U
حرکت دورانی بال به دور بدنه
circulation
U
حرکت دورانی سیال دراطراف یک جسم یا نقطه
circulations
U
حرکت دورانی سیال دراطراف یک جسم یا نقطه
vortex flow
U
جریان سیال با حرکت ترتیبی دورانی و انتقالی
expansion bearing
U
تکیه گاهی که موجب حرکت طولی یا دورانی میشود
stockli
U
حرکت روی خرک ازانتها به وسط یا بعکس بادایره زدن ژیمناست از پهلو
regulus
U
نوعی موشک اتمی هدایت شونده زمین به زمین که بانیروی جت حرکت میکند
kelly
U
قطعهای از لوله حفاری که باعث میشود علاوه برحرکت دورانی مته در جهت عمود نیز حرکت نماید
earthmoving
U
حرکت زمین
atrip
U
لنگر از زمین برداشته امادهء حرکت
pivot foot
U
پایی که درهنگام حرکت بایدروی زمین بماند
gyrostabilizer
U
التی که جنبش حرکت وضعی زمین را نشان میدهد
golf car
U
وسیله باطری دار برای حرکت دو بازیگر در زمین گلف
navigation
U
هدایت کشتی یاهواپیما حرکت در روی زمین با استفاده از قطب نما
check point
U
نقطه از پیش تعیین شدهای در سطح زمین برای کنترل حرکت رسانگرها یا پرتابه ها
oblique compartment
U
قسمتی از زمین که محورطولی ان نسبت به سمت حرکت یکانها به طور مایل قرار گرفته باشد
chasse
U
نوعی حرکت با پاها بصورت یک پا روی زمین و یک پای دیگر روی هوا
drag
U
وضع سرعت حرکت طعمه مصنوعی بیش از سرعت جریان اب بوی روباه روی زمین
drags
U
وضع سرعت حرکت طعمه مصنوعی بیش از سرعت جریان اب بوی روباه روی زمین
dragged
U
وضع سرعت حرکت طعمه مصنوعی بیش از سرعت جریان اب بوی روباه روی زمین
gymnasts
U
ژیمناست
gymnast
U
ژیمناست
fullest
U
چرخیدن ژیمناست
leaped
U
جهش ژیمناست
full
U
چرخیدن ژیمناست
leap
U
جهش ژیمناست
leaps
U
جهش ژیمناست
differential ailerons
U
ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
dollyo
U
دورانی
vertiginous
U
دورانی
out flanking
U
دورانی
mawashi
U
دورانی
rotary
U
دورانی
tumblers
U
ژیمناست زمینی کار
half circle
U
چرخش نمیدایره ژیمناست
cut
U
درو زدن ژیمناست
stutz
U
عقبگرد جلو ژیمناست
straddle vault
U
پرش پا باز ژیمناست
stag leap
U
پرش پا باز ژیمناست
tumbler
U
ژیمناست زمینی کار
cuts
U
درو زدن ژیمناست
rotational
U
چرخشی دورانی
rotation flow
U
شارش دورانی
diode lamp
U
دیود دورانی
rotary switch
U
کلید دورانی
rotary pump
U
پمپ دورانی
rotary drilling
U
حفاری دورانی
dollyo chagi
U
ضربه دورانی پا
encirclement
U
احاطه دورانی
eyre
U
گردش دورانی
rotational inertia
U
لختی دورانی
turbo compressor
U
کمپرسور دورانی
circular frequency
U
تکرار دورانی
revolving
U
گردنده دورانی
revolution
U
سرعت دورانی
centrifugal pump
U
پمپ دورانی
turning movement
U
احاطه دورانی
mawashi geri
U
ضربه دورانی پا
rotation inertia
U
لختی دورانی
cyclical unemployment
U
بیکاری دورانی
cyclical budget
U
بودجه دورانی
revolutions
U
سرعت دورانی
cyclic pitch
U
گام دورانی
toe stand
U
ایستادن ژیمناست روی نوک پا
double
U
دوبار چرخش کامل ژیمناست
doubled up
U
دوبار چرخش کامل ژیمناست
monkey hang
U
اویزان شدن ژیمناست با یک دست
doubled
U
دوبار چرخش کامل ژیمناست
croup
U
انتهای خرک نزدیک ژیمناست
muscle up
U
بالاکشیدن بکمک نیروی عضلانی ژیمناست
swing half turn
U
تاب بدن ژیمناست با نیم پیچ
english hand balance
U
بالانس ژیمناست روی چوب موازنه
upper arm hang
U
اویزان شدن ژیمناست روی کتفها
dismount
U
پرش اخر ژیمناست روی هر وسیله
dismounting
U
پرش اخر ژیمناست روی هر وسیله
dismounts
U
پرش اخر ژیمناست روی هر وسیله
support
U
تکیه بدن ژیمناست روی دستها
circular dischroism
U
دو رنگ نمایی دورانی
circular flow of income
U
گردش دورانی درامد
gyratory crusher
U
سنگ شکن دورانی
gyratory breaker
U
سنگ شکن دورانی
cyclic pitch control
U
کنترل گام دورانی
moom dollyo bandea dollyo chagi
U
ضربه پا برعکس دورانی
kwon toul chigi
U
ضربه مشت دورانی
moom dolly chagi
U
ضربه پا به عکس دورانی
swan scale
U
تعادل ژیمناست روی یک پاروی چوب موازنه
chest roll
U
چرخیدن ژیمناست از حالت ایستاده بروی سینه
planche
U
وضع افقی بدن ژیمناست روی دستها
near side
U
سمت اسباب که ژیمناست بدان نزدیک میشود
semi spinner
U
پرتاب دورانی گوی بولینگ
semi roller
U
پرتاب دورانی گوی بولینگ
screwing
U
حرکات دورانی یخهای دریایی
cycles
U
:بصورت دورانی فاهر شدن
cycled
U
:بصورت دورانی فاهر شدن
cycle
U
:بصورت دورانی فاهر شدن
mag
U
ماده شیمیایی برای جذب رطوبت دست ژیمناست
mags
U
ماده شیمیایی برای جذب رطوبت دست ژیمناست
extends
U
کشیدن بدن یاراست کردن بازو یاپای ژیمناست
extending
U
کشیدن بدن یاراست کردن بازو یاپای ژیمناست
wraparound
U
چرخش 063 درجهای ژیمناست ازبالای ناحیه ران
extend
U
کشیدن بدن یاراست کردن بازو یاپای ژیمناست
dish rag
U
حالت افقی بدن ژیمناست درامتداد چوب موازنه
rotaglider
U
گلایدرهایی که دارای بالهای دورانی ازاد هستند
gear ratio
U
نسبت سرعتهای دورانی محورهای ورودی و خروجی یک جعبه دنده
clowned
U
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
ground return
U
انعکاسات سطح زمین روی صفحه رادار امواج انعکاسی زمین
clown
U
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
touch judge
U
هریک از داوران مامورمراقبت در طرفین زمین برای تماس توپ با زمین
clowns
U
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowning
U
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
geotaxis
U
گرایشی که نیروی جاذبه زمین انراهدایت میکند زمین گرایی
pancake
U
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
pancakes
U
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
center field
U
قسمت دوردست زمین پایگاه 2و چپ و راست زمین بیس بال
hercules
U
نوعی موشک زمین به زمین با بردزیاد هواپیمای باری هرکولس
inductive earthing
U
زمین پیچکی زمین کردن نقطه ستاره بایک بوبین
frost heave
U
برامدگی زمین یا سنگفرش که دراثر یخ زدن ایجاد میگردد یخ زدگی وبادکردگی زمین
honest john
U
نوعی موشک برد کوتاه زمین به زمین توپخانه
off side
U
سمت راست زمین کریکت مقابل زمین توپزن
nap of the earth
U
از نزدیک زمین در سطح زمین پرواز سینه مال
blast hole drill
U
مته دورانی که با هوای فشرده خورده سنگها را ازسوراخ خارج میکند
tellurian
U
ساکن زمین دستگاه سنجش حرکات زمین
geognosy
U
زمین شناسی از لحاظ ساختمان و ترکیب زمین
to break up
U
از هم جدا شدن
[پوسته زمین]
[زمین شناسی]
perelotok
U
زمین یا قشر یخ زده زمین قشر زمستانی زمین
waving
U
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waved
U
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
wave
U
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waves
U
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
feinted
U
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feint
U
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feints
U
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinting
U
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
mouse
U
نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
mouses
U
نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
styx
U
نوعی موشک زمین به زمین دریایی
sergeant
U
گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
rolling terrain
U
زمین با پستی و بلندی کم زمین هموار
sergeants
U
گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
route order
U
ترتیب حرکت در روی جاده حرکت به ستون راه
trackball
U
وسیلهای برای حرکت نشانه گر روی صفحه که با حرکت دادن توپ موجود در محفظه کنترل می شوند
cruises
U
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruised
U
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruise
U
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
stroke
U
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroked
U
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroking
U
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
strokes
U
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
cruising
U
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
fish tailing
U
حرکت نوسانی یا تاب
[تریلر در حال حرکت]
move off the ball
U
حرکت سریع از نقطه معین پس از حرکت توپ
covenant runing with land
U
شرط منضم به مالکیت زمین تعهد یا شرطی است مربوط به زمین که جزء لازم ولایتجزای ان محسوب میشودو بنابراین به تنهائی قابل انتقال نیست
seat
U
وضع بدن ژیمناست روی اسباب با تکیه روی نشیمنگاه
seated
U
وضع بدن ژیمناست روی اسباب با تکیه روی نشیمنگاه
seats
U
وضع بدن ژیمناست روی اسباب با تکیه روی نشیمنگاه
counter clockwise
U
حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
transferring
U
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transfers
U
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transfer
U
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
compound motion
U
حرکت صلیبی حرکت عرضی و طولی
no man's land
U
زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
contour flying
U
پرواز از روی عوارض زمین پرواز به طور مماس باعوارض زمین یا سینه مال
lacrosse
U
نوعی موشک زمین به زمین
pershing
U
موشک زمین به زمین پرشینگ
redstone
U
موشک زمین به زمین رداستون
pervious ground
U
زمین تراوا زمین نفوذپذیر
biosphere
U
قسمت قابل زندگی کره زمین که عبارتست از جوو اب و خاک کره زمین
contour flight
U
پرواز سینه مال از روی عوارض زمین پرواز در مسیرعوارض زمین
talik
U
زمین غیر یخ زده در مناطق یخ زده یا در روی لایه منجمد زمین
little john
U
موشک هانست جان کوچک نوعی موشک زمین به زمین توپخانه
tinsica
U
چرخ ارابه با نیم چرخ ژیمناست
aberration
جابجائی زاویه ای فاهری در جهت حرکت نافر که نتیجه ترکیب سرعت حرکت نافر و سیر نورمیباشد
dragged
U
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drag
U
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drags
U
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
mouse
U
وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
mouses
U
وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
drop
U
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drops
U
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropping
U
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropped
U
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
relative
U
که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
momentum
U
سرعت حرکت شتاب حرکت
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com