Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 211 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
crab
U
حرکت جانبی ناو
crabs
U
حرکت جانبی ناو
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
pen
U
وسیله جانبی که قلم را روی کاغذ حرکت میدهد طبق یک ورودی
penned
U
وسیله جانبی که قلم را روی کاغذ حرکت میدهد طبق یک ورودی
penning
U
وسیله جانبی که قلم را روی کاغذ حرکت میدهد طبق یک ورودی
pens
U
وسیله جانبی که قلم را روی کاغذ حرکت میدهد طبق یک ورودی
paddle
U
وسیله جانبی کامپیوتر حاوی وسیلهای که می چرخد تا نشانه گر را در صفحه حرکت دهد
paddled
U
وسیله جانبی کامپیوتر حاوی وسیلهای که می چرخد تا نشانه گر را در صفحه حرکت دهد
paddles
U
وسیله جانبی کامپیوتر حاوی وسیلهای که می چرخد تا نشانه گر را در صفحه حرکت دهد
paddling
U
وسیله جانبی کامپیوتر حاوی وسیلهای که می چرخد تا نشانه گر را در صفحه حرکت دهد
lateral shifts
U
حرکت جانبی
Other Matches
expansion interface
U
حافظه جانبی وسایر دستگاههای جانبی رابه یک کامپیوتر اصلی اضافه کند
bells and whistles
U
خصوصیات جانبی و پیشرفته یک برنامه کاربردی یا وسیله جانبی
sidelap
U
بالههای جانبی هواپیما پوشش جانبی عکسها رویهم
peripheral
U
مداری که امکان کار کامپیوتر با رسانه جانبی با کمک پورتهای سریال و موازی و سایر سیگنالهای تصدیق لازم برای واسط شدن بین وسیله جانبی
channels
U
واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channelled
U
واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channel
U
واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
communication
U
بافری در گیرنده که به یک وسیله جانبی کند اجازه قبول داده از یک وسیله جانبی سریع میدهد بدون کم کردن سرعت
channeled
U
واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channeling
U
واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
side effect
U
عوارض جانبی
[اثر جانبی]
wait state
U
1-وضعیت غیرفعال پردازنده که منتظر ورودی از وسیله جانبی است . 2-دستور خالی برای کاهش سرعت پردازنده تا حافظه یا رسانه جانبی کندتر به آن برسد
wait condition
U
1-وضعیت غیرفعال پردازنده که منتظر ورودی از وسیله جانبی است . 2-دستور خالی برای کاهش سرعت پردازنده تا حافظه یا رسانه جانبی کندتر به آن برسد
power down
U
خاموش کردن یک کامپیوتر یادستگاه جانبی اقداماتی که به هنگام خرابی برق یا قطع عملیات ممکن است توسط کامپیوتر برای حفافت حالت پردازنده و جلوگیری ازخرابی ان یا دستگاههای جانبی متصل به ان به اجرادراید
differential ailerons
U
ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
adverse reaction
U
عوارض جانبی
[اثر جانبی]
by-effect
U
عوارض جانبی
[اثر جانبی]
spillover effect
U
عوارض جانبی
[اثر جانبی]
secondary effect
U
عوارض جانبی
[اثر جانبی]
fall-out
[side effect]
U
عوارض جانبی
[اثر جانبی]
byeffect
U
عوارض جانبی
[اثر جانبی]
external
U
روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
externals
U
روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
side spray
U
بسکهای جانبی گلوله ترکشهای جانبی گلوله
waved
U
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waves
U
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waving
U
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
wave
U
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
feinting
U
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feint
U
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinted
U
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feints
U
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
flank observation
U
دیدبانی جانبی دیدبانی از دیدگاه جانبی
mouses
U
نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
mouse
U
نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
route order
U
ترتیب حرکت در روی جاده حرکت به ستون راه
trackball
U
وسیلهای برای حرکت نشانه گر روی صفحه که با حرکت دادن توپ موجود در محفظه کنترل می شوند
tapes
U
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
fish tailing
U
حرکت نوسانی یا تاب
[تریلر در حال حرکت]
move off the ball
U
حرکت سریع از نقطه معین پس از حرکت توپ
stroking
U
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
strokes
U
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroked
U
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroke
U
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
taped
U
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
tape
U
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
cruising
U
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruises
U
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruise
U
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruised
U
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
counter clockwise
U
حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
compound motion
U
حرکت صلیبی حرکت عرضی و طولی
transfer
U
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transferring
U
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transfers
U
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
aberration
جابجائی زاویه ای فاهری در جهت حرکت نافر که نتیجه ترکیب سرعت حرکت نافر و سیر نورمیباشد
drags
U
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drag
U
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
dragged
U
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
mouse
U
وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
mouses
U
وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
relative
U
که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
momentum
U
سرعت حرکت شتاب حرکت
angle of depression
U
میدان حرکت لوله توپ در زیرافق زاویه حرکت زیر افق لوله
skulls
U
حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
moving havens
U
مناطق ازاد از نظر حرکت زیردریاییها مناطق امن حرکت دریایی
skull
U
حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
travelling overwatch
U
راهپیمایی با پوشش حرکت راهپیمایی با استفاده ازمراقبت حرکت با اتش
lateral
U
جانبی
sidelong
U
جانبی
laterad
U
جانبی
bilateral
U
دو جانبی
byeffect
U
اثر جانبی
fall-out
[side effect]
U
اثر جانبی
secondary effect
U
اثر جانبی
spillover effect
U
اثر جانبی
adverse reaction
U
اثر جانبی
contour line
U
خط جانبی
by-effect
U
اثر جانبی
accessory
U
جانبی
nodes
U
ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
node
U
ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
bounding overwatch
U
حرکت خیز به خیز با پوشش حرکت با اتش و مانور
quadrature encoding
U
سیستمی که جهت حرکت mouse را مشخص میکند. در یک mouse مکانیکی , دو احساس WS و سیگنال حرکت عمودی و افقی آنرا تشخیص می دهند. با این روش این سیگنالها ارسال می شوند
wing wall
U
دیواره جانبی
side view
U
نمای جانبی
dorsolateral
U
پشتی و جانبی
side reaction
U
واکنش جانبی
end gable
U
نمای جانبی
units
U
وسیله جانبی
side group
U
گروه جانبی
side friction
U
اصطکاک جانبی
side circuit
U
مدار جانبی
side chain
U
زنجیر جانبی
unit
U
وسیله جانبی
sideband
U
باندهای جانبی
accessory
U
وسیله جانبی
device
U
وسیله جانبی
aisles
U
جانبی صحن
devices
U
وسیله جانبی
ancillary equipment
U
وسیله جانبی
ancillary equipment
U
تجهیزات جانبی
ventrolateral
U
بطنی و جانبی
auxiliary equipment
U
تجهیزات جانبی
trilaterality
U
حالت سه جانبی
cross wind
U
باد جانبی
sideways sum
U
مجموع جانبی
sidelooking airborne radar
U
رادار جانبی
side-effects
U
نتیجه جانبی
flank speed
U
سرعت جانبی
peripherals
U
دستگاههای جانبی
peripheral
U
دستگاه جانبی
lateral control
U
کنترل جانبی
lateral yield
U
له شدگی جانبی
lateral surface
U
سطح جانبی
aisle
U
جانبی صحن
lateral dispersion
U
پراکندگی جانبی
lateral shifts
U
تغییرات جانبی
lateral pressure
U
فشار جانبی
lateral load
U
بار جانبی
lateral inversion
U
معکوس جانبی
lateral fissure
U
شیار جانبی
laterality
U
برتری جانبی
side-effects
U
اثر جانبی
lateral buckling
U
کمانکش جانبی
oblique fire
U
اتش جانبی
i/o
U
وسیله جانبی
side effect
U
اثر جانبی
spillover effects
U
آثار جانبی
side effect
U
نتیجه جانبی
side-effect
U
اثر جانبی
input/output
U
وسیله جانبی
marginal bund
U
خاکریز جانبی
side-effect
U
نتیجه جانبی
lateral dominance
U
برتری جانبی
spillover effect
U
نتیجه جانبی
secondary effect
U
نتیجه جانبی
side effects
U
آثار جانبی
side effects
U
اثرهای جانبی
byeffect
U
عوارض جانبی
spillover effects
U
اثرهای جانبی
secondary effects
U
اثرهای جانبی
byeffects
U
اثرهای جانبی
fall-out
[side effect]
U
نتیجه جانبی
byeffect
U
نتیجه جانبی
by-effect
U
نتیجه جانبی
adverse reactions
U
اثرهای جانبی
secondary effects
U
آثار جانبی
adverse reaction
U
نتیجه جانبی
byeffects
U
آثار جانبی
by-effects
U
اثرهای جانبی
by-effects
U
آثار جانبی
adverse reactions
U
آثار جانبی
side tone
U
صدای جانبی گوشی
girthed area
U
سطح جانبی
[ریاضی]
diaschisis
U
کارکرد پریشی جانبی
notch piers
U
پایههای جانبی سرریز
sidelooking airborne radar
U
رادار با دید جانبی
lateral support
U
تکیه گاه جانبی
sides way
U
تغییر مکان جانبی
processor
U
پردازنده جانبی مخصوص
lateral magnifying power
U
درشت نمایی جانبی
miniperipheral
U
دستگاه جانبی کوچک
lateral and sway bracing
U
حرکات جانبی و نوسانی
ventrolateral
U
درقسمت جانبی شکم
lateral-adjustment lever
سطح تنظیم جانبی
side effect
U
اثرجانبی نتیجه جانبی
side-effect
U
اثرجانبی نتیجه جانبی
peripheral controller
U
کنترل کننده جانبی
side-effects
U
اثرجانبی نتیجه جانبی
angle of sideslip
U
زاویه لغزش جانبی
angle of sideslip
U
زاویه انحراف جانبی
peripheral equipment operator
U
متصدی تجهیزات جانبی
sidelobe
U
بیم جانبی رادار
side chain substitution
U
استخلاف در زنجیر جانبی
stabile
U
بدون حرکت بی حرکت
profiles
U
برش عمودی تصویر جانبی
transverse process
U
زائده جانبی ستون فقرات
profiled
U
برش عمودی تصویر جانبی
side overlap
U
پوشش جانبی عکس هوایی
lateral strain
U
تغییر شکل نسبی جانبی
sculpture in the round
U
پیکره سازی همه جانبی
asymmetrical sideband transmission
U
پخش باند جانبی مانده
profile
U
برش عمودی تصویر جانبی
vestigial sideband transmission
U
پخش باند جانبی مانده
profiling
U
برش عمودی تصویر جانبی
sidepiece
U
قطعه کناری بخش جانبی
aerodynamics
U
مبحث حرکت گازها و هوا علم مربوط به حرکت اجسام در گازها و هوا
interrupting
U
حق تقدم منتسب به وقفه از وسیله جانبی
sidelobe
U
ستونهای جانبی انرژی انتن رادار
sbc
U
RA و رابط دستگاه جانبی RO ,Computer SmallBusiness
computer interface unit
U
وسیله اتصال دستگاههای جانبی به کامپیوتر
processor
U
پردازندهای که از حافظه جانبی استفاده میکند
shortest
U
تخته جانبی که از حد معمول کوتاهتر است
shorter
U
تخته جانبی که از حد معمول کوتاهتر است
short
U
تخته جانبی که از حد معمول کوتاهتر است
failure
U
خرابی وسیله ناشی از اثرات جانبی
failures
U
خرابی وسیله ناشی از اثرات جانبی
sub-
U
کد شناسایی وسیله جانبی برای دستیابی به آن
lateral deflection of beam
U
تغییر شکل فرعی یا جانبی تیر
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com