English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 145 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
calisthenics U حرکات سوئدی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
swedish U سوئدی
swedish medley U دو امدادی سوئدی در تالارسرپوشیده
swedish variation U واریاسیون سوئدی در دفاع تاراش
calisthenic U وابسته به ورزشهای سبک سوئدی
nordenfelt U یکجور مسلسل که سوئدی اختراع کرده است
calisthenics U ورزشهای سبک بدون وسیله ورزشهای سوئدی
movements U حرکات
optional U حرکات اختیاری
eurythmics U تناسب حرکات
calisthenics U حرکات نرمشی
cadences U موزونی حرکات
prescribed exercise U حرکات اجباری
gestures U حرکات بیانگر
compulsory freestyle U حرکات اجباری
pump U حرکات فریبنده
rings U حرکات دارحلقه
pumped U حرکات فریبنده
pumps U حرکات فریبنده
air movements U حرکات هوایی
eye movements U حرکات چشم
compulsory U حرکات اجباری
motion analysis U تحلیل حرکات
cadence U موزونی حرکات
movements U حرکات یکانها
play marking U حرکات تهاجمی
tactical movement U حرکات تاکتیکی
voluntary exercise U حرکات اختیاری
puerilism U حرکات کودکانه
peristalsis U حرکات حلقوی
school figures U حرکات اسب
retrograde movement U حرکات به عقب
air register U تنظیم حرکات هوایی
appeasement gestures U حرکات صلح جویانه
lateral and sway bracing U حرکات جانبی و نوسانی
by-play U حرکات یا مکالمات فرعی
air movement section U قسمت حرکات هوایی
adiadokinesis U زوال حرکات تناوبی
aerobatic U حرکات آکروباتی با هواپیما
road movement U حرکات روی جاده
circulation control U مدار کنترل حرکات
composite attack U حمله شمشیرباز با حرکات پی در پی
mass of maneuver U سنگینی حرکات یکان
maneuvering board U تابلوی حرکات ناوها
lunes U حرکات جنون امیز
lip key [دستگاه ثبت حرکات لب]
piaffe U نمایش حرکات یورتمهای
girlishness U حرکات یا حالات دخترانه
floor exercise U حرکات زمینی ژیمناستیک
position of attention U حرکات و احترامات نظامی
eurythmics U حرکات بدنی موزون
eurhythmics U حرکات بدنی موزون
rapid eye movements U حرکات سریع چشم
transposition U تبدیل حرکات شطرنج
compound attack U حمله شمشیرباز با حرکات پی در پی
music of the spheres U اهنگ حرکات افلاک
surged U حرکات افقی اب دریا
gestural U متضمن حرکات واشارات
surge U حرکات افقی اب دریا
notations U ثبت حرکات شطرنج
disport U حرکات نشاط انگیزکردن
disporting U حرکات نشاط انگیزکردن
surges U حرکات افقی اب دریا
disports U حرکات نشاط انگیزکردن
notation U ثبت حرکات شطرنج
disported U حرکات نشاط انگیزکردن
combatdrill U تمرین حرکات و ارایشهای رزمی
tics U حرکات غیر ارادی اندامها
tic U حرکات غیر ارادی اندامها
patterns U گامها و حرکات دو اسکیت بازبا هم
pattern U گامها و حرکات دو اسکیت بازبا هم
percentages U نسبت حرکات موفقیت امیز
kinesiology U تشریح حرکات بدنی انسان
percentage U نسبت حرکات موفقیت امیز
figure skate U اسکیت با انجام حرکات مختلف
lip-reads U کلمات را بوسیله حرکات لب فهمیدن
cardiography U ثبت حرکات وضربان قلب
lip read U کلمات را بوسیله حرکات لب فهمیدن
screwing U حرکات دورانی یخهای دریایی
by-play U حرکات یا مکالمات کنار صحنه
air control ship U ناو کنترل حرکات هوایی
lip-read U کلمات را بوسیله حرکات لب فهمیدن
theatrical gestures U حرکات واداهایی که در خورتماشاخانه باشد
myocardiograph U اسبابی که حرکات قلب راترسیم میکند
figurine algebraic notation U ثبت جبری و شکلی حرکات شطرنج
free skating U قسمت حرکات ازاد مسابقه اسکیت
scores U گرم کردن اسب ثبت حرکات
progressive attack U پیشروی شمشیرباز با حرکات تهاجمی گوناگون
lipreading U فهم کلمات از راه حرکات لب لب خوانی
movement control U کنترل حرکات و نظارت برحرکت یکانها
pinning combination U مجموع حرکات منجر به ضربه فنی
degree of difficulty U درجه بندی حرکات مشکل شیرجه
paragraph three U هرکدام از حرکات روی یک پاتوام با چرخش
score U گرم کردن اسب ثبت حرکات
scored U گرم کردن اسب ثبت حرکات
stop hit U ضد حمله شمشیربازضمن حرکات پیچیده حریف مهاجم
streaking U یک دوره پیروزی یاشکست انجام حرکات عالی
psychomotor U ناشی از حرکات عضلانی دراثر عمل فکری
pnemograph U الت نگارش حرکات سینه هنگام تنفس
streaks U یک دوره پیروزی یاشکست انجام حرکات عالی
lindy U رقص دارای حرکات سریع وجهشهای مداوم
algebriac notation U ثبت حرکات شطرنج با استفاده نمادهای جبری
streaked U یک دوره پیروزی یاشکست انجام حرکات عالی
flag days U روزهای مناسب یا نامناسب برای حرکات موتوری
entrucking table U جدول حرکات و بارگیری خودروهای باری ارتشی
streak U یک دوره پیروزی یاشکست انجام حرکات عالی
combination shot U ضربه مرکب با یک سری حرکات گوی تا به کیسه بیافتد
beau geste U حرکات لطیف وزیبا در هنگام سخن گفتن ژست
regulating station U پست تنظیم حرکات و عبور ومرور پرسنل و خودروها
escapement U تنظیم ابتدایی حرکات عمودی یک ورق کاغذ در چاپگر
dressage U حرکات زیبا و شیرین کاری اسبهای تربیت شده
kymograph U دستگاه ثبت نوسانات یا حرکات موجی مانند نبض
calibrated U تنظیم یک صفحه نمایش یا joystick تا به سیگنالها حرکات درست پاسخ دهد
calibrate U تنظیم یک صفحه نمایش یا joystick تا به سیگنالها حرکات درست پاسخ دهد
programs U مجموعه حرکات اسکیت باز برنامه مسابقه ها در یک روز در محل معین
program U مجموعه حرکات اسکیت باز برنامه مسابقه ها در یک روز در محل معین
calibrating U تنظیم یک صفحه نمایش یا joystick تا به سیگنالها حرکات درست پاسخ دهد
calibrates U تنظیم یک صفحه نمایش یا joystick تا به سیگنالها حرکات درست پاسخ دهد
peripheral U وسیله جانبی مثل کارت خوان که حرکات مکانیکی سرعت را مشخص میکند
Grand Prix U مسابقه حرکات وپرش اسب بین سوارکاران ماهر بصورت انفرادی یاگروهی
Grands Prix U مسابقه حرکات وپرش اسب بین سوارکاران ماهر بصورت انفرادی یاگروهی
polar motion U وسیله نشان دادن حرکات قطعات یا مایعات سیال بااستفاده از انرژی مغناطیسی حرکت قطبی
mouse U توپی درون آن می چرخد و به احساس کننده هایی می خورد که حرکات افقی و عمودی را در کامپیوتر انجام می دهند
mouses U توپی درون آن می چرخد و به احساس کننده هایی می خورد که حرکات افقی و عمودی را در کامپیوتر انجام می دهند
adjudicates U تشخیص برنده دریک بازی نیمه تمام باتوجه به بهترین حرکات ممکن طرفین توسط داور ذی صلاح
adjudicated U تشخیص برنده دریک بازی نیمه تمام باتوجه به بهترین حرکات ممکن طرفین توسط داور ذی صلاح
adjudicate U تشخیص برنده دریک بازی نیمه تمام باتوجه به بهترین حرکات ممکن طرفین توسط داور ذی صلاح
adjudicating U تشخیص برنده دریک بازی نیمه تمام باتوجه به بهترین حرکات ممکن طرفین توسط داور ذی صلاح
mechanical mouse U mouse حرکت داده میشود و توپ درون آن می چرخد و به احساس کننده ها که حرکات افق و عمودی را کنترل می کنند برخورد میکند
drill sergeant U گروهبان مسئول صف جمع درجه دار مسئول تمرین حرکات نظامی
scheduled wave U امواج برنامه ریزی شده حرکات اب خاکی موج طبق برنامه
facing U یقه وسردست و مغزیهای لباس نظامی حرکات در جای نظامی
facings U یقه وسردست و مغزیهای لباس نظامی حرکات در جای نظامی
trick ski U اسکی کوتاه برای انجام حرکات نمایشی اسکی روی اب
restrictive fire plan U طرح اتش محدود کننده حرکات هوایی یا تامینی هوایی
swing bowler U توپ اندازی که از پرتاب توپ با حرکات قوسی اش استفاده میکند
circus catch U گرفتن توپ با حرکات ژیمناستیکی گرقتن توپ ضربه خورده با روشی عجیب
stepped up separation U حرکت پلهای هواپیماها ارایش پلهای در حرکات هوایی
tellurian U ساکن زمین دستگاه سنجش حرکات زمین
eurhythmy U ضربان منظم نبض حرکات منظم بدن
eurythmy U ضربان منظم نبض حرکات منظم بدن
positioned U مدت زمان لازم برای دستیابی به داده ذخیره شده روی دیسک درایو یا ماشین نوار. حاوی تمام حرکات ماده از قیبل نوک خواندن و بازو
position U مدت زمان لازم برای دستیابی به داده ذخیره شده روی دیسک درایو یا ماشین نوار. حاوی تمام حرکات ماده از قیبل نوک خواندن و بازو
retrograde U عقب کشیدن حرکات به عقب
control point U نقطه کنترل اماد و حرکات نقطه کنترل ناوبری هوایی ودریایی نقطه کنترل عبور ومرور
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com