English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 185 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
play marking U حرکات تهاجمی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
progressive attack U پیشروی شمشیرباز با حرکات تهاجمی گوناگون
Other Matches
incursive U تهاجمی
offensive <adj.> U تهاجمی
aggressive U تهاجمی
attacking [style of play, player] <adj.> U تهاجمی
offensive war U جنگ تهاجمی
offensive weapon U سلاح تهاجمی
hard advertising U تبلیغات تهاجمی
skated U بازی تهاجمی
skates U بازی تهاجمی
shock troops U گروه تهاجمی
power play U نقشه تهاجمی
dashes U کشتی تهاجمی
skate U بازی تهاجمی
dash U کشتی تهاجمی
dashed U کشتی تهاجمی
offensive alliance U پیمان تهاجمی
power struggle U نقشه تهاجمی
offensive block U دفاع تهاجمی
offensive league U اتحادیه تهاجمی
furor U خشم تهاجمی
scrappier U بازی تهاجمی سریع
scrappiest U بازی تهاجمی سریع
attack cargo ship U ناو باربری تهاجمی
look-in U روش پاس تهاجمی
offensives U اهانت امیز تهاجمی
offensive U اهانت امیز تهاجمی
slot formation U نوعی طرح تهاجمی
simple wing U طرح تهاجمی با خط نامتعادل
slot t U نوعی طرح تهاجمی
attack aircraft carrier U ناو هواپیمابر تهاجمی
scrappy U بازی تهاجمی سریع
offensive movement U حرکت تهاجمی شمشیرباز
offensives U تهاجم تهاجمی حمله عمومی
flying wedge U نوعی مانور تهاجمی قدیمی
offensive U تهاجم تهاجمی حمله عمومی
split t U نوعی طرح تهاجمی شبیه به جبهه تی
end run U بازی تهاجمی با دور زدن دفاع
leg theory U روش تهاجمی محاصره کردن توپزن در سمت محدوده او
slant U بازی تهاجمی با دویدن یک بازیگر بطور مستقیم با زاویهای به طرف دروازه
slanted U بازی تهاجمی با دویدن یک بازیگر بطور مستقیم با زاویهای به طرف دروازه
slants U بازی تهاجمی با دویدن یک بازیگر بطور مستقیم با زاویهای به طرف دروازه
statue of liberty play U بازی تهاجمی از بازیگر گوش که با بلندکردن دست خودحریف را گول می زند
strong side U سمتی از زمین که در لحظه معین توپ انجاست سمت جبهه تهاجمی
movements U حرکات
quick opener U بازی تهاجمی که مدافع تیم توپ را از مهاجم میگیرد وبه سمت شکاف خط رقیب می دود
eye movements U حرکات چشم
compulsory freestyle U حرکات اجباری
rings U حرکات دارحلقه
prescribed exercise U حرکات اجباری
air movements U حرکات هوایی
eurythmics U تناسب حرکات
compulsory U حرکات اجباری
optional U حرکات اختیاری
tactical movement U حرکات تاکتیکی
retrograde movement U حرکات به عقب
voluntary exercise U حرکات اختیاری
puerilism U حرکات کودکانه
cadence U موزونی حرکات
cadences U موزونی حرکات
gestures U حرکات بیانگر
pump U حرکات فریبنده
pumped U حرکات فریبنده
peristalsis U حرکات حلقوی
motion analysis U تحلیل حرکات
movements U حرکات یکانها
calisthenics U حرکات سوئدی
calisthenics U حرکات نرمشی
pumps U حرکات فریبنده
school figures U حرکات اسب
by-play U حرکات یا مکالمات فرعی
eurythmics U حرکات بدنی موزون
transposition U تبدیل حرکات شطرنج
floor exercise U حرکات زمینی ژیمناستیک
eurhythmics U حرکات بدنی موزون
aerobatic U حرکات آکروباتی با هواپیما
girlishness U حرکات یا حالات دخترانه
maneuvering board U تابلوی حرکات ناوها
lunes U حرکات جنون امیز
music of the spheres U اهنگ حرکات افلاک
piaffe U نمایش حرکات یورتمهای
lip key [دستگاه ثبت حرکات لب]
position of attention U حرکات و احترامات نظامی
lateral and sway bracing U حرکات جانبی و نوسانی
mass of maneuver U سنگینی حرکات یکان
rapid eye movements U حرکات سریع چشم
road movement U حرکات روی جاده
compound attack U حمله شمشیرباز با حرکات پی در پی
disporting U حرکات نشاط انگیزکردن
air movement section U قسمت حرکات هوایی
adiadokinesis U زوال حرکات تناوبی
gestural U متضمن حرکات واشارات
disports U حرکات نشاط انگیزکردن
notations U ثبت حرکات شطرنج
surges U حرکات افقی اب دریا
surged U حرکات افقی اب دریا
surge U حرکات افقی اب دریا
disport U حرکات نشاط انگیزکردن
disported U حرکات نشاط انگیزکردن
air register U تنظیم حرکات هوایی
circulation control U مدار کنترل حرکات
composite attack U حمله شمشیرباز با حرکات پی در پی
appeasement gestures U حرکات صلح جویانه
notation U ثبت حرکات شطرنج
pattern U گامها و حرکات دو اسکیت بازبا هم
tics U حرکات غیر ارادی اندامها
combatdrill U تمرین حرکات و ارایشهای رزمی
percentages U نسبت حرکات موفقیت امیز
by-play U حرکات یا مکالمات کنار صحنه
lip-read U کلمات را بوسیله حرکات لب فهمیدن
screwing U حرکات دورانی یخهای دریایی
tic U حرکات غیر ارادی اندامها
figure skate U اسکیت با انجام حرکات مختلف
lip-reads U کلمات را بوسیله حرکات لب فهمیدن
percentage U نسبت حرکات موفقیت امیز
cardiography U ثبت حرکات وضربان قلب
patterns U گامها و حرکات دو اسکیت بازبا هم
kinesiology U تشریح حرکات بدنی انسان
lip read U کلمات را بوسیله حرکات لب فهمیدن
air control ship U ناو کنترل حرکات هوایی
theatrical gestures U حرکات واداهایی که در خورتماشاخانه باشد
scored U گرم کردن اسب ثبت حرکات
pinning combination U مجموع حرکات منجر به ضربه فنی
scores U گرم کردن اسب ثبت حرکات
degree of difficulty U درجه بندی حرکات مشکل شیرجه
paragraph three U هرکدام از حرکات روی یک پاتوام با چرخش
myocardiograph U اسبابی که حرکات قلب راترسیم میکند
lipreading U فهم کلمات از راه حرکات لب لب خوانی
score U گرم کردن اسب ثبت حرکات
free skating U قسمت حرکات ازاد مسابقه اسکیت
movement control U کنترل حرکات و نظارت برحرکت یکانها
figurine algebraic notation U ثبت جبری و شکلی حرکات شطرنج
psychomotor U ناشی از حرکات عضلانی دراثر عمل فکری
pnemograph U الت نگارش حرکات سینه هنگام تنفس
streaked U یک دوره پیروزی یاشکست انجام حرکات عالی
algebriac notation U ثبت حرکات شطرنج با استفاده نمادهای جبری
flag days U روزهای مناسب یا نامناسب برای حرکات موتوری
streaks U یک دوره پیروزی یاشکست انجام حرکات عالی
streaking U یک دوره پیروزی یاشکست انجام حرکات عالی
stop hit U ضد حمله شمشیربازضمن حرکات پیچیده حریف مهاجم
streak U یک دوره پیروزی یاشکست انجام حرکات عالی
lindy U رقص دارای حرکات سریع وجهشهای مداوم
entrucking table U جدول حرکات و بارگیری خودروهای باری ارتشی
beau geste U حرکات لطیف وزیبا در هنگام سخن گفتن ژست
combination shot U ضربه مرکب با یک سری حرکات گوی تا به کیسه بیافتد
kymograph U دستگاه ثبت نوسانات یا حرکات موجی مانند نبض
regulating station U پست تنظیم حرکات و عبور ومرور پرسنل و خودروها
dressage U حرکات زیبا و شیرین کاری اسبهای تربیت شده
escapement U تنظیم ابتدایی حرکات عمودی یک ورق کاغذ در چاپگر
calibrating U تنظیم یک صفحه نمایش یا joystick تا به سیگنالها حرکات درست پاسخ دهد
calibrates U تنظیم یک صفحه نمایش یا joystick تا به سیگنالها حرکات درست پاسخ دهد
calibrated U تنظیم یک صفحه نمایش یا joystick تا به سیگنالها حرکات درست پاسخ دهد
calibrate U تنظیم یک صفحه نمایش یا joystick تا به سیگنالها حرکات درست پاسخ دهد
programs U مجموعه حرکات اسکیت باز برنامه مسابقه ها در یک روز در محل معین
program U مجموعه حرکات اسکیت باز برنامه مسابقه ها در یک روز در محل معین
peripheral U وسیله جانبی مثل کارت خوان که حرکات مکانیکی سرعت را مشخص میکند
Grands Prix U مسابقه حرکات وپرش اسب بین سوارکاران ماهر بصورت انفرادی یاگروهی
Grand Prix U مسابقه حرکات وپرش اسب بین سوارکاران ماهر بصورت انفرادی یاگروهی
innocent passage U مثل حالتی که دولتی قوای خود را جهت سوار کردن به کشتی از خاک کشور دیگری با رضایت ان کشور بدون حالت تهاجمی عبور دهد
polar motion U وسیله نشان دادن حرکات قطعات یا مایعات سیال بااستفاده از انرژی مغناطیسی حرکت قطبی
triple option U بازی تهاجمی با3 اختیار دادن توپ به مدافع پرتاب بازیگرمیانی حفظ توپ و دویدن باان یا پاس دادن
mouse U توپی درون آن می چرخد و به احساس کننده هایی می خورد که حرکات افقی و عمودی را در کامپیوتر انجام می دهند
mouses U توپی درون آن می چرخد و به احساس کننده هایی می خورد که حرکات افقی و عمودی را در کامپیوتر انجام می دهند
adjudicating U تشخیص برنده دریک بازی نیمه تمام باتوجه به بهترین حرکات ممکن طرفین توسط داور ذی صلاح
adjudicate U تشخیص برنده دریک بازی نیمه تمام باتوجه به بهترین حرکات ممکن طرفین توسط داور ذی صلاح
adjudicated U تشخیص برنده دریک بازی نیمه تمام باتوجه به بهترین حرکات ممکن طرفین توسط داور ذی صلاح
adjudicates U تشخیص برنده دریک بازی نیمه تمام باتوجه به بهترین حرکات ممکن طرفین توسط داور ذی صلاح
mechanical mouse U mouse حرکت داده میشود و توپ درون آن می چرخد و به احساس کننده ها که حرکات افق و عمودی را کنترل می کنند برخورد میکند
scheduled wave U امواج برنامه ریزی شده حرکات اب خاکی موج طبق برنامه
drill sergeant U گروهبان مسئول صف جمع درجه دار مسئول تمرین حرکات نظامی
facing U یقه وسردست و مغزیهای لباس نظامی حرکات در جای نظامی
facings U یقه وسردست و مغزیهای لباس نظامی حرکات در جای نظامی
restrictive fire plan U طرح اتش محدود کننده حرکات هوایی یا تامینی هوایی
swing bowler U توپ اندازی که از پرتاب توپ با حرکات قوسی اش استفاده میکند
trick ski U اسکی کوتاه برای انجام حرکات نمایشی اسکی روی اب
circus catch U گرفتن توپ با حرکات ژیمناستیکی گرقتن توپ ضربه خورده با روشی عجیب
stepped up separation U حرکت پلهای هواپیماها ارایش پلهای در حرکات هوایی
tellurian U ساکن زمین دستگاه سنجش حرکات زمین
eurhythmy U ضربان منظم نبض حرکات منظم بدن
eurythmy U ضربان منظم نبض حرکات منظم بدن
position U مدت زمان لازم برای دستیابی به داده ذخیره شده روی دیسک درایو یا ماشین نوار. حاوی تمام حرکات ماده از قیبل نوک خواندن و بازو
positioned U مدت زمان لازم برای دستیابی به داده ذخیره شده روی دیسک درایو یا ماشین نوار. حاوی تمام حرکات ماده از قیبل نوک خواندن و بازو
retrograde U عقب کشیدن حرکات به عقب
control point U نقطه کنترل اماد و حرکات نقطه کنترل ناوبری هوایی ودریایی نقطه کنترل عبور ومرور
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com