Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
format
U
حدود و مشخصات فرش
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
upper memory
U
کیلو بایت از حافظه قرار گرفته بین حدود کیلوبایت و مگابایت . حافظه بیشتر بعد از حافظه معمول کیلوبایت است و قبل از حدود مگابایت
specification
U
مشخصات
definition
U
مشخصات
specifications
U
مشخصات
characteristically
U
مشخصات
characteristic
U
مشخصات
specs
U
مشخصات
definitions
U
مشخصات
paticular
U
مشخصات
particulars
U
مشخصات
characteristics
U
مشخصات
identity
U
مشخصات
identities
U
مشخصات
filespec
U
مشخصات فایل
bale mark
U
مشخصات عدل
job specification
U
مشخصات شغلی
contract specification
U
مشخصات قرارداد
impedance characteristic
U
مشخصات امپدانس
rating plate
U
پلاک مشخصات
rating plate
U
صفحه مشخصات
technical specifications
U
مشخصات فنی
spec
U
مشخصات بالا
specification
U
دفترچه مشخصات
about
U
در حدود
limit
U
حدود
perambulation
U
حدود
confine
U
حدود
neighborhoods
U
حدود
ranged
U
حدود
scope
U
حدود
neighbourhood
U
حدود
compass
U
حدود
ranges
U
حدود
realms
U
حدود
realm
U
حدود
confining
U
حدود
tether
U
حدود
neighbourhoods
U
حدود
ambit
U
حدود
modules
U
حدود
module
U
حدود
definition
U
حدود
definitions
U
حدود
range
U
حدود
tethers
U
حدود
vicinity
U
حدود
tethering
U
حدود
precincts
U
حدود
tethered
U
حدود
precinct
U
حدود
thereabouts
U
در آن حدود
delimited
U
حدود
scantling
U
حدود
roughly
<adv.>
U
حدود
neiggourhood
U
حدود
delimiting
U
حدود
delimit
U
حدود
purview
U
حدود
in the neighbourhood
U
در حدود
about
<adv.>
U
حدود
well-nigh
U
در حدود
delimits
U
حدود
well nigh
U
در حدود
papers
U
ورقه مشخصات کشتی
ammunition data card
U
کارت مشخصات مهمات
particulars
U
جزئیات خصوصیات مشخصات
target description
U
شرح مشخصات هدف
paper
U
ورقه مشخصات کشتی
papered
U
ورقه مشخصات کشتی
papering
U
ورقه مشخصات کشتی
security
U
مشخصات کاربران مجاز
particular specification
U
مشخصات ویژه در قرارداد
ems
U
مشخصات حافظه گسترشی
characteristics
U
مشخصات ومختصات وسایل
string
U
برچسب مشخصات یک رشته
general specification
U
مشخصات عمومی قرارداد
ranges
U
حدود محدوده
thereabouts
U
در حدود آن وقت
within cry
U
در حدود صد ارس
with in ear shot
U
در حدود صدا رس
trimester
U
در حدود سه ماه
reach
U
وسعت حدود
in the neighborhood of
U
در حدود
[ریاضی]
periphery
U
محیط حدود
delimitation
U
تعیین حدود
peripheries
U
محیط حدود
runs
U
ردپا حدود
run
U
ردپا حدود
demarcation
U
تعیین حدود
reached
U
وسعت حدود
reaches
U
وسعت حدود
reaching
U
وسعت حدود
limits of confidence
U
حدود اطمینان
limit of fire
U
حدود اتش
coastal frontier
U
حدود ساحلی
coextensive
U
هم حدود وثغور
confidence limits
U
حدود اعتماد
confidence limits
U
حدود اطمینان
delimitation
U
تحدید حدود
limit check
U
مقابله حدود
graphic limits
U
حدود گرافیکی
in round numbers 00
U
در حدود 001 عد د
class limits
U
حدود طبقه
class interval
U
حدود طبقه
confinement
U
تحدید حدود
whereabouts
U
درچه حدود
thereabout
U
دران حدود
therabout
U
دران حدود
yaw
U
تجاوز از حدود
yawed
U
تجاوز از حدود
verges
U
نزدیکی حدود
purview of an occupation
U
حدود کاری
verge
U
نزدیکی حدود
purview
U
حدود میدان
probability limits
U
حدود احتمالی
hereabout
U
دراین حدود
outed
U
خارج از حدود
boundaries
U
حدود چیزی
gamut
U
حدود حیطه
line
U
حدود رویه
boundaries
U
حدود یکان
out
U
خارج از حدود
ranged
U
حدود محدوده
range
U
حدود وسعت
range
U
حدود محدوده
ranged
U
حدود وسعت
frontiers
U
حدود و ثغور
lines
U
حدود رویه
vicinity
U
در حدود در اطراف
boundary
U
حدود چیزی
boundary
U
حدود یکان
out-
U
خارج از حدود
ranges
U
حدود وسعت
matrolinous
U
پارهای ازصفات و مشخصات از مادر
physical characteristics
U
مشخصات زمین خصوصیات بدنی
catalogs
U
فهرست و مشخصات کالاهای یک شرکت
cataloged
U
فهرست و مشخصات کالاهای یک شرکت
cataloging
U
فهرست و مشخصات کالاهای یک شرکت
sourcing of suppliers
U
یافتن اسامی و مشخصات فروشندگان
describe
U
بیان مشخصات کسی یا چیزی
described
U
بیان مشخصات کسی یا چیزی
describes
U
بیان مشخصات کسی یا چیزی
describing
U
بیان مشخصات کسی یا چیزی
characteristically
U
اندازه گیری مشخصات یک عنصر
characteristic
U
اندازه گیری مشخصات یک عنصر
tidal tables
U
جداول مشخصات جذر و مددریا
catalogued
U
فهرست و مشخصات کالاهای یک شرکت
titles
U
مشخصات دیسک با توجه به محتوای آن
charge sheets
U
ورقه حاوی مشخصات متهم
enhanced expanded memory specification
U
مشخصات حافظه گسترشی پیشرفته
headers
U
اطلاعات مشخصات در ابتدای نوار
header
U
اطلاعات مشخصات در ابتدای نوار
cataloguing
U
فهرست و مشخصات کالاهای یک شرکت
catalogues
U
فهرست و مشخصات کالاهای یک شرکت
catalogue
U
فهرست و مشخصات کالاهای یک شرکت
charge sheet
U
ورقه حاوی مشخصات متهم
title
U
مشخصات دیسک با توجه به محتوای آن
damping charactristics
U
مشخصات خفه شدن ارتعاش
spheres
U
مرتبه حدود فعالیت
orbit
U
دور حدود فعالیت
delimits
U
تحدید حدود کردن
inbound
U
محصور در حدود معینی
delimits
U
تعیین کردن حدود
orbited
U
دور حدود فعالیت
sphere
U
مرتبه حدود فعالیت
delimiting
U
تحدید حدود کردن
mark out a ground
U
تحدید حدود زمین
delimit
U
تحدید حدود کردن
delimited
U
تعیین کردن حدود
outre
U
خارج از حدود معمولی
delimit
U
تعیین کردن حدود
limitation clause
U
عبارت تعیین حدود
delimited
U
تحدید حدود کردن
delimiting
U
تعیین کردن حدود
orbits
U
دور حدود فعالیت
limitation clause
U
ماده تعیین حدود
tolerances
U
حدود قابل تحمل
peg
U
تعیین حدود کردن
ultra vires
U
تجاوز از حدود اختیارات
compass
U
حدود وثغور حوزه
abound
O
تعیین حدود کردن
scope
U
میدان و برد و حدود
demarcating
U
تعیین حدود کردن
demarcates
U
تعیین حدود کردن
thereabouts
U
در حدود آن میزان یا تعداد
pegs
U
تعیین حدود کردن
whereabout
U
حدود تقریبی مکان
demarcate
U
تعیین حدود کردن
demarcated
U
تعیین حدود کردن
tolerance
U
حدود قابل تحمل
specification
U
درجه بالای دقت یا مشخصات زیاد
specification
U
ی درباره تواناییهای برنامه , مشخصات و روش ها
specific duties
U
عوارض گمرکی براساس مشخصات کالا
highest
U
وسیله با کیفیت بالا و مشخصات خوب
highs
U
وسیله با کیفیت بالا و مشخصات خوب
high
U
وسیله با کیفیت بالا و مشخصات خوب
badge reader
U
ماشینی که داده را از یک نشانه مشخصات می خواند
per
U
طبق جزئیات که در مشخصات گفته شده
specification
U
یات مشخصات ساخته نشده باشد
chip
U
طراحی و مشخصات یک عنصر روی یک قطعه
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com