English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
peak output U حداکثر تولید
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
capacity cost U هزینه تولید وقتی که واحدتولید کننده حداکثر فرفیت خودرا برای تولید به کار برد هزینه تولید با حداکثر فرفیت
Other Matches
max min system U سیستم حداکثر و حداقل سیستم انبارداری که در ان حداقل و حداکثر موجودی تعیین میگردد
maximal aerobic power U بیشینه اکسیژن مصرفی حداکثر اکسیژن مصرفی حداکثر توان توازی
maximal oxygen uptake U حداکثر اکسیژن مصرفی بیشینه اکسیژن مصرفی حداکثر توان هوازی
maximal oxygen consumption U حداکثر اکسیژن مصرفی بیشینه اکسیژن مصرفی حداکثر توان هوازی
pilot line operation U کار تولید حداقل کالاهای نظامی فقط به منظور حفظ سیستم تولید
embryophyte U گیاهی که تولید گیاهک تخم زانموده و درنتیجه تولید بافتهای اوندی مینماید
component U 1-قطعهای که وارد آخرین تولید میشود 2-وسیله اکترونیک که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند
components U 1-قطعهای که وارد آخرین تولید میشود 2-وسیله اکترونیک که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند
producer's goods U هرچیزی که تولید کننده یا صاحب کارخانه در جهت تولید جنس دیگری ازان استفاده کند
second U مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
seconds U مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
seconded U مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
seconding U مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
euler theorem U در صورتی که تابع تولید همگن درجه یک باشد بر اساس قضیه اولر کل تولید مساوی مجموع پرداختی ها به عوامل تولیدمیباشد
production overheads U هزینههای بالاسری تولید هزینههای سربار تولید هزینههای غیرمستقیم تولید
increasing cost industry U حالتی است که چند موسسه به صنعت خاصی بپردازند ودر نتیجه محدودیت عوامل تولید و کمبود انها هزینه تولید بالا رود
planar U روش تولید مدارهای مجتمع بار اعمال مواد شیمیایی به یک قطعه سیلیکن برای تولید قطعه متفاوت
derived demand U تقاضابرای یک عامل تولید که خوداز تقاضا برای کالایی که ان عامل تولید در ان بکار میرودناشی میشود .
cost fraction U نتیجه مستقیم هزینههای مستقیم تولید یا خدمت به تعداد واحدهای تولید شده یاکمیت خدمات
declassified cost U هزینه کالای تولید شده که دران سهم هر یک از عوامل تولید مشخص شده باشد
oem U شرکتی ه قط عاتی تولید میکند که بخشهای اصلی را تولید کنندههای دیگر ساخته اند و محصول را برای کاربر خاص ایجاد میکند
matrixes U چاپگری که حروف توسط مجموعهای از نقاط کنار هم تولید می شوند و صفحه را خط به خط تولید می کنند. این چاپگر برای چاپ با ریبون یا thermal یا چاپ الکترواستاتیک به کار می رود
matrix U چاپگری که حروف توسط مجموعهای از نقاط کنار هم تولید می شوند و صفحه را خط به خط تولید می کنند. این چاپگر برای چاپ با ریبون یا thermal یا چاپ الکترواستاتیک به کار می رود
acceleration principle U یعنی سرمایه گذاری مساوی است باحاصلضرب ضریب شتاب میزان سرمایه گذاری لازم برای افزایش یک واحد تولید در تغییرات در تولید
spermary U غده تولید کننده منی محل تولید منی
family U محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
families U محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
mixed capitalism U نظام اقتصادی که در ان بیشتروسایل و ابزار تولید درمالکیت خصوصی قرار داشته و بازار چگونگی تعیین قیمت و تولید را به عهده دارد ولی با وجود این دولت نیز ازطریق سیاستهای پولی مالی و قوانین مختلف درفعالیتهای اقتصادی تاثیرمیگذارد
fullest U مدار تفریق دودویی که اختلاف دو ورودی را تولید میکند و یک رقم نقلی ورودی می پذیرد و در صورت لزوم رقم ثقلی خروجی تولید میکند
full U مدار تفریق دودویی که اختلاف دو ورودی را تولید میکند و یک رقم نقلی ورودی می پذیرد و در صورت لزوم رقم ثقلی خروجی تولید میکند
outsides U حداکثر
peaking U حداکثر
endurance U حداکثر
peak U حداکثر
outside U حداکثر
peaks U حداکثر
maximum U حداکثر
uttermost U حداکثر
maximal U حداکثر
gnp gap U شکاف تولید ناخالص ملی اختلاف بین تولید ناخالص ملی واقعی وتولیدناخالص ملی بالقوه
maximum output U خروجی حداکثر
full speed U حداکثر سرعت
full bore U حداکثر تلاش
maximum slope U حداکثر شیب
maximum profit U حداکثر سود
maximum speed U حداکثر سرعت
global maximum U حداکثر مطلق
maximum efficiency U حداکثر کارائی
maximum of intensity U حداکثر شدت
high tide U حداکثر مد دریا
maximum moment U حداکثر لنگر
high tides U حداکثر مد دریا
maximum thermometer U گرماسنج حداکثر
maximum value U مقدار حداکثر
maximum efficiency U راندمان حداکثر
peak current U جریان حداکثر
maximum price U حداکثر بها
maximum duration U زمان حداکثر
maximum detector U اشکارساز حداکثر
maximum density U حداکثر تراکم
maximum power demand U مصرف حداکثر
maximum demand U بار حداکثر
maximum deviation U انحراف حداکثر
supercharge U خرج حداکثر
submaximal U زیر حداکثر
maximum ratings U مقدار حداکثر
maximum deflection U انحراف حداکثر
maximum performance U کارایی حداکثر
maximum performance U عملکرد حداکثر
flat out U حداکثر سرعت
flank speed U حداکثر سرعت
maximum work U کار حداکثر
maximum frequency U فرکانس حداکثر
maximum amplitude U دامنه حداکثر
payloads U حداکثر بار
intensity maximum U حداکثر شدت
payload U حداکثر بار
peak load U حداکثر بار
maximum current U جریان حداکثر
peak load U بار حداکثر
peak speed U حداکثر سرعت
maximum prr ermissible U مجاز حداکثر
maximization U به حداکثر رسانیدن
optimum height U حداکثر ارتفاع
maximum gain U تقویت حداکثر
peaks U حداکثر کاکل
maximal U وابسته به حداکثر
peak demand U حداکثر تقاضا
wage ceiling U حداکثر دستمزد
peaking U حداکثر کاکل
maximum energy U انرژی حداکثر
peak U حداکثر کاکل
maximum limited stress U تنش حداکثر
maximum available powere U توان حداکثر
price ceilings U حداکثر قیمت
relative maximum U حداکثر نسبی
peak voltage U ولتاژ حداکثر
maximum capacity U فرفیت حداکثر
maximum load U بار حداکثر
maximum temperature U درجه حرارت حداکثر
pron to U با حداکثر سرعت ممکن
maximum wavelength U طول موج حداکثر
profit maximization U به حداکثر رسانیدن سود
maxvo U حداکثر اکسیژن مصرفی
sprints U با حداکثر سرعت دویدن
extreme U حداکثر درمنتهی الیه
sprinted U با حداکثر سرعت دویدن
sprint U با حداکثر سرعت دویدن
maxvo U حداکثر توان هوازی
daily flood peak U حداکثر سیل روزانه
maximum allowable concentration U حداکثر غلظت مجاز
breaking load U حداکثر تحمل بار
angle of repose U حداکثر شیب استقرار
marginal U حداکثر نزدیک به انتها
maximum stock U حداکثر موجودی انبار
closed height U حداکثر ارتفاع لیفتراک
principle of miximum overlap U اصل حداکثر همپوشانی
maximum take off weight U حداکثر وزن برخاستن
utmost U منتهای کوشش حداکثر
peak strenght U حداکثر استعداد مجاز
ceiling price U حداکثر قیمت قانونی
maximum reverse r.m.s. voltage U ولتاژ سد موثر حداکثر
maximum ratings U مقدار نامی حداکثر
ceiling prices U حداکثر قیمت قانونی
maximum sound pressure U فشار صوت حداکثر
maximum direction finding U جهت یابی حداکثر
maximum input frequency U فرکانس ورودی حداکثر
maximum landing weight U حداکثر وزن فرود
maximum light transmission U انتقال نور حداکثر
traffic peak U حداکثر عبور و مرور
maximum liklihood method U روش حداکثر احتمال
maximum flexibility U خمش پذیری حداکثر
utmost good faith U حداکثر حسن نیت
utility maximization U به حداکثر رسانیدن مطلوبیت
maximum load U بار گذاری حداکثر
high run U حداکثر امتیاز در یک دوربیلیارد
ultimate bearing capacity U حداکثر فشار متحمل پی
maximum modulating frequency U فرکانس حداکثر مدولاسیون
maximum natality U حداکثر زاد و ولد
maximum operating voltage U ولتاژ کار حداکثر
maximum in power gain U تقویت قدرت حداکثر
maximum gate trigger voltage U ولتاژ احتراق حداکثر
maximum gate trigger current U جریان احتراق حداکثر
maximum demand pointer U عقربه مصرف حداکثر
maximum demand meter U حداکثر مقدار سنج
maximum current rating U جریان نامی حداکثر
maximum control current U جریان کنترل حداکثر
high water U حداکثر ارتفاع اب مد دریا
low tide U حداکثر جذر دریا
at full blast <adv.> U در حداکثر قدرت یا شدت
full blast <adv.> U در حداکثر قدرت یا شدت
maximum and minimum thermometer U گرماسنج حداقل و حداکثر
maximum output voltage U ولتاژ خروجی حداکثر
maximum probility detection U تعیین احتمال حداکثر
maximum power gain U تقویت توان حداکثر
maximum permissible load U بار مجاز حداکثر
flank speed U حداکثر سرعت قایق
maximum power operation U کار با توان حداکثر
endurance time U سرعت حداکثر مداوم
maximum permissible voltage U ولتاژ مجاز حداکثر
maximum scattering angle U زاویه پراکندگی حداکثر
half U جمع کننده دودویی که میتواند نتیجه جمع دو ورودی را تولید کند. و رقم نقل خروجی تولید میکند ولی نمیتواند رقم نقل ورودی بپذیرد
powered U حداکثر تلاش در کمترین زمان
throughput U حداکثر فرفیت میزان محصول
in the groove <idiom> U حداکثر کار را انجام دادن
maximum recording attachment U دستگاه ضبط کننده حداکثر
payloads U حداکثر قابلیت حمل بار
power U حداکثر تلاش در کمترین زمان
payload U حداکثر قابلیت حمل بار
maximum likelihood method U روش حداکثر درست نمایی
wall up U رسیدن موج به حداکثر اوج
layer depth U که در ان سرعت صوت به حداکثر می رسد
maximum r.m.s. on state current U جریان رفت موثر حداکثر
ramp weight U حداکثر وزن ممکن هواپیما
plimsoll mark U خط شاخص حداکثر وزن بارکشتی
maximum power point current U جریان در نقطه توان حداکثر
maximum powerpoint voltage U ولتاژ در نقطه توان حداکثر
extremum U حداکثر یا حداقل تابع ریاضی
maximum range U حداکثر برد جنگ افزار
powers U حداکثر تلاش در کمترین زمان
to have [or bear] a maximum [minimum] load of something U حداکثر [حداقل] باری را پذیرفتن
powering U حداکثر تلاش در کمترین زمان
maximum forward r.m.s. on state current U جریان رفت موثر حداکثر
maximum safe temperature U درجه حرارت مجاز حداکثر
capacity load U حداکثر فرفیت بارگیری ناو
great tropic range U حداکثر اختلاف جذر و مداستوایی
maximum surface temperature U درجه حرارت سطحی حداکثر
ultimate compressive strength U حداکثر مقاومت دربرابر فشار
hard charge U بشدت و حداکثر سرعت راندن
maximum scale value U مقدار درجه بندی حداکثر
maximum load rating U قابلیت بارگیری نامی حداکثر
hull speed U حداکثر سرعت نظری قایق
deadweight tonnage U حداکثر تناژ وسیله نقلیه
brush U به حداکثر سرعت رفتن اسب درمسابقه
brushes U به حداکثر سرعت رفتن اسب درمسابقه
speed limit U حداکثر سرعت مجز در جاده ها وغیره
to rack rent U حداکثر اجاره رابر ملکی بستن
vertex height U قله مسیرگلوله حداکثر ارتفاع منحنی
mean distance U فاصله حداکثر وحداقل سیاره از قمر
permissible velocity U حداکثر سرعت اب در یک کانال که ایجادفرایش نکند
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com