English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
buffer distance U حاشیه امنیت
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
crest clearing U محوطه تامین بالای مانع حاشیه امنیت بالای مانع
crest clearing graph U نمودار تعیین کمترین درجه مربوط به حاشیه امنیت مانع
elevation of security U بالا بردن حاشیه امنیت
minimum clearance U حداقل حاشیه امنیت بالای مانع
overhead clearance U حاشیه امنیت بالای سر فاصله بالای سر
Other Matches
rosette border U حاشیه گل و بوته [اینگونه حاشیه ها هم بوصرت کاملا متقارن با استفاده از گل های باز شده بزرگ و کوچک و هم بصورت پیچشی قسمت حاشیه را تزئین می کند.]
Zipper selvage U حاشیه زیپ شکل [در مناطق کرد نشین شرق ترکیه عده ای از بافندگان حاشیه های فرش خود را بصورت دندانه زیپ می بافند بطوری که کل حاشیه شکل یک زیپ بسته را نشان می دهد.]
minor border U حاشیه فرعی [حاشیه کناری] [این طرح بصورت نواری باریک در کنار حاشیه اصلی قرار دارد و تعداد آن بستگی به محل بافت و نوع طرح متفاوت است. معمولا بین دو تا هشت عدد متغیر است.]
Kufic border U حاشیه کوفی [این نوع حاشیه بافی دیگر کمتر رایج بوده و اقتباسی است از خط کوفی]
ragged U متن چاپ شده با حاشیه سمت چپ هم سطح , حاشیه سمت راست غیر مسط ح
ragged U متن چاپ شده با حاشیه سمت راست هم سطح و حاشیه سمت چپ غیر مسط ح
friezes U حاشیه تزیینی حاشیه کتیبه
frieze U حاشیه تزیینی حاشیه کتیبه
turtle border U حاشیه سماوری [در بعضی از فرش های ساروق، هراتی و مناطق دیگر در حاشیه از طرححی سماور کل استفاده می کنند که عده ای آنرا شبیه لاک پشت نیز دانسته اند.]
cloud band border [حاشیه ترکیبی از شکل نعل اسب و ابر آسمان بصورت امواج و شکل اس لاتین که کل فضای حاشیه را پر می کند . این طرح در قالی بافته شده در قرن شانزدهم میلادی در ایران نیز مشاهده شده است.]
safety U امنیت
peacefulness U امنیت
security U امنیت
job security U امنیت شغلی
security council U شورای امنیت
physical security U امنیت فیزیکی
safety U امنیت محفوفیت
data security U امنیت داده ها
safety fork U دوشاخه امنیت
computer security U امنیت کامپیوتر
angle of safety U زاویه امنیت
external security U امنیت خارجی
security service U اداره امنیت
security force U اداره امنیت
security U اداره امنیت
national security U امنیت ملی
buffer distance U محوطه امنیت
internal security U امنیت داخلی
reciprocal border U حاشیه قرینه [گاه لبه انتهایی فرش بصورت اشکال قرینه و تکراری جفتی تزئین می شود و نوع شکل انتخابی گردا گرد فرش را می پوشاند. تنوع رنگی این نوع حاشیه در مراکز بافت مختلف، متفاوت می باشد.]
software security U امنیت نرم افزاری
area of uncertainity U محوطه عدم امنیت
flight clearance U تعیین امنیت پرواز
pacific security pact U پیمان امنیت پاسفیک
healt and safety commision U کمیسیون سلامت و امنیت
Department of Homeland Security [DHS] U وزارتخانه امنیت کشور
to hunker down U در پی امنیت و آسایش بودن
Herati border U طرح حاشیه هراتی [این حاشیه یا با استفاده از گل های شاه عباسی و یا بصورت پیچشی از گل ها، شکوفه ها و پیچک های اسلیمی که برگ های شاه عباسی از آن آویزان شده اند جلوه گر شده.]
displacement U امنیت در آدرس اندیس دار
stability U امنیت داخلی ثبات سیاسی
internal security U امنیت داخلی عملیات ضد شورشی
gadroon U اشکال تزئینی محدب حاشیه بشقاب و فروف قدیمی اشکال تزئینی محدب حاشیه یقه
security council U شورای امنیت سازمان ملل متحد
margin U فضا یا زمان که به چیزی امکان امنیت میدهد
margins U فضا یا زمان که به چیزی امکان امنیت میدهد
police action U عملیات انتظامی محلی برای حفظ امنیت
security specialist U فردی که مسئول امنیت فیزیکی مرکز کامپیوتر است
rainbow border U حاشیه رنگین کمان [در فرش های چینی گاه در پایین فرش و گاه اطراف حاشیه فرش را با رنگ های مختلف تزئین می کنند که حالتی از رنگین کمان را نشان میدهد.]
shares U روش ایجاد امنیت شبکه برای حفافت منابع محلی
protects U که از نوک حفافت یا سیستم امنیت محاسبات داده استفاده میکند
protecting U که از نوک حفافت یا سیستم امنیت محاسبات داده استفاده میکند
protect U که از نوک حفافت یا سیستم امنیت محاسبات داده استفاده میکند
British Standards Institute U سازمان انگلیسی که طراحی و امنیت استاندارهای انگلیس را بررسی میکند
shared U روش ایجاد امنیت شبکه برای حفافت منابع محلی
trust territory U ناحیه تحت قیمومت شورای امنیت سازمان ملل متحد
share U روش ایجاد امنیت شبکه برای حفافت منابع محلی
protect U یا بیشتر که چند کاره بودن حافظه مجازی امنیت داده را پشتیبانی میکند
protects U یا بیشتر که چند کاره بودن حافظه مجازی امنیت داده را پشتیبانی میکند
protecting U یا بیشتر که چند کاره بودن حافظه مجازی امنیت داده را پشتیبانی میکند
unlawful assembly U در CL سه نفر یا بیشتر را گویند که به قصد ارتکاب اعمالی که مخل اسایش و امنیت جامعه است گرد هم ایند
DES U استاندارد دولت آمریکا برای سیستم رمز بلاک داده با امنیت بالا. مقایسه با # Public Key #
security council U یکی از ارکان ششگانه سازمان ملل که 11 عضودارد و وفیفه عمده ان حفظ صلح و امنیت جهانی است
pan U در رهگیری هوایی بمعنی به گوش باشید پیام مهمی درمورد حفظ امنیت یک کشتی یاهواپیما یا شخص دارم
pans U در رهگیری هوایی بمعنی به گوش باشید پیام مهمی درمورد حفظ امنیت یک کشتی یاهواپیما یا شخص دارم
pan- U در رهگیری هوایی بمعنی به گوش باشید پیام مهمی درمورد حفظ امنیت یک کشتی یاهواپیما یا شخص دارم
yalta conference U م تشکیل یک سازمان جهانی برای صلح و امنیت جهان تاکید و بر پارهای تصمیمات دیگر که قبلا" در منشوراتلانتیک به ان اشاره شده بودتاکید شد
junk U اطلاعات یا سخت افزاری که بی استفاده است یا از تاریخ گذشته است یا کار امنیت
inflight reliability U تامین هواپیما در حین پرواز امنیت پرواز
rims U حاشیه
fringes U حاشیه
apostil U حاشیه
verge U حاشیه
skirts U حاشیه
skirted U حاشیه
skirt U حاشیه
border line U خط حاشیه
kerb=curb U حاشیه
brims U حاشیه
braid U حاشیه
marginally U در حاشیه
fringe U حاشیه
rim U حاشیه
fimbriation U حاشیه
verges U حاشیه
marginal U حاشیه
brink U حاشیه
frilling U حاشیه
braids U حاشیه
braided U حاشیه
brimming U حاشیه
bordered U حاشیه زه
selvedge U حاشیه
selvage U حاشیه
draft U حاشیه
rand U حاشیه
postil U حاشیه
margin U حاشیه
draught U حاشیه
gloss U حاشیه
skirter U حاشیه رو
bordering U حاشیه زه
bordered U حاشیه
border U حاشیه زه
border U حاشیه
bordering U حاشیه
margins U حاشیه
marginal note U حاشیه
margent U حاشیه
list U حاشیه
listel U حاشیه
marge U حاشیه
marginate U حاشیه
margine U حاشیه
outskirt U حاشیه
brimmed U حاشیه
brim U حاشیه
annotates U حاشیه نوشتن
unresolved corners U حاشیه متقاطع
annotating U حاشیه نوشتن
border U حاشیه فرش
anconis U حاشیه تزئین
profit margins U حاشیه سود
ancon U حاشیه تزئین
drawnwork U حاشیه دوزی
emarginate U برداشتن حاشیه از
fimbriate U حاشیه دار
fimbriated U حاشیه دار
margent U حاشیه کتاب
fringy U حاشیه دار
marginalia U یادداشتهای حاشیه
impluse margine U حاشیه ایمپولز
lister U حاشیه دوز
limbate U حاشیه دار
laciniate U حاشیه دار
divagation U حاشیه روی
scholiast U حاشیه نویس
marginalizing U در حاشیه قراردادن
marginalizes U در حاشیه قراردادن
marginalized U در حاشیه قراردادن
annotator U حاشیه نویس
marginalize U در حاشیه قراردادن
marginalising U در حاشیه قراردادن
bleeding edge U حاشیه نقشه
marginalises U در حاشیه قراردادن
marginalised U در حاشیه قراردادن
to leave a margin U حاشیه گذاشتن
circumstantiality U حاشیه پردازی
laciniated U حاشیه دار
frills U حاشیه دوختن بر
annotations U حاشیه نویسی
frizzly U حاشیه دار
frilled U حاشیه دار
fringed U حاشیه دار
rimmed U حاشیه دار
profit margin U حاشیه سود
bordering U حاشیه گذاشتن
bordered U حاشیه گذاشتن
braid U نوار حاشیه
frizzy U حاشیه دار
annotation U حاشیه نویسی
fixing U حاشیه ریشه
frill U حاشیه دوختن بر
hems U حاشیه دارکردن
kerb U حاشیه پیاده رو
kerbs U حاشیه پیاده رو
hemming U حاشیه دارکردن
hemmed U حاشیه دارکردن
hem U حاشیه دارکردن
marge U حاشیه دارکردن
frieze U حاشیه ارایشی
friezes U حاشیه ارایشی
sewing U حاشیه دوزی
braided U نوار حاشیه
braids U نوار حاشیه
gloss U حاشیه نوشتن بر
edging U حاشیه یابی
edgings U حاشیه یابی
rims U لبه حاشیه
border U حاشیه گذاشتن
rim U لبه حاشیه
offsetting U حاشیه صحافی
offset U حاشیه صحافی
marginal U وابسته به حاشیه
annotated U حاشیه نوشتن
marginally U بطور حاشیه
annotate U حاشیه نوشتن
cylinder skirt U حاشیه یا دامنه سیلندر
anathyrosis U تراشیدن حاشیه سنگ
friezes U حاشیه زینتی دادن به
drawnwork U حاشیه توری پارچه
frieze U حاشیه زینتی دادن به
sinuate U دارای حاشیه موجی
tot U سرجمع حاشیه نویسی
tots U سرجمع حاشیه نویسی
frills U حاشیه چین دار
frill U حاشیه چین دار
purfle U ارایش حاشیه دوزی
furbelow U حاشیه چین دار
purfle U حاشیه دوزی کردن
purfle U حاشیه راتزئین کردن
cushion-course U [حاشیه تزئینی نازبالش]
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com