Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 303 (15 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
about face
U
جهت دیگر
about-face
U
جهت دیگر
about-faces
U
جهت دیگر
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
barnstorm
U
مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
barnstormed
U
مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
barnstorming
U
مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
barnstorms
U
مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
bridge
U
استفاده از پل برای انتقال برنامه ها فایلهای داده و... به سیستم دیگر
bridged
U
استفاده از پل برای انتقال برنامه ها فایلهای داده و... به سیستم دیگر
bridges
U
استفاده از پل برای انتقال برنامه ها فایلهای داده و... به سیستم دیگر
fax
U
مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
faxed
U
مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
faxes
U
مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
faxing
U
مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
dump
U
بخشی از حافظه که ریو رسانه دیگر تط بیق شود یا به حالت دودویی چاپ شود
anagram
U
مقلوب تشکیل لغت یا جملهای ازدرهم ریختن کلمات یالغات جملهء دیگر
anagrams
U
مقلوب تشکیل لغت یا جملهای ازدرهم ریختن کلمات یالغات جملهء دیگر
exchange
U
دادن چیزی به جای چیز دیگر
exchanged
U
دادن چیزی به جای چیز دیگر
exchanges
U
دادن چیزی به جای چیز دیگر
exchanging
U
دادن چیزی به جای چیز دیگر
template
U
دستوری که باعث تنظیم توابع یا دستورات دیگر میشود
templates
U
دستوری که باعث تنظیم توابع یا دستورات دیگر میشود
change
U
استفاده از چیزی به جای چیزی دیگر
changed
U
استفاده از چیزی به جای چیزی دیگر
changes
U
استفاده از چیزی به جای چیزی دیگر
changing
U
استفاده از چیزی به جای چیزی دیگر
passage
U
انتقال از حالتی به حالت دیگر
passages
U
انتقال از حالتی به حالت دیگر
reader
U
وسیلهای که داده ذخیره شده روی یک رسانه را می خواند و به قالب دیگر تبدیل میکند
readers
U
وسیلهای که داده ذخیره شده روی یک رسانه را می خواند و به قالب دیگر تبدیل میکند
dialogue
U
صحبت با شخص دیگر
dialogues
U
صحبت با شخص دیگر
simulate
U
کپی کردن رفتار سیستم یا وسیله با دیگر وسیله ها
simulates
U
کپی کردن رفتار سیستم یا وسیله با دیگر وسیله ها
simulating
U
کپی کردن رفتار سیستم یا وسیله با دیگر وسیله ها
walkover
U
برد به سبب نداشتن حریف مسابقهای که فقط یک اسب بعلت حذف دیگر اسبها باقی مانده
walkovers
U
برد به سبب نداشتن حریف مسابقهای که فقط یک اسب بعلت حذف دیگر اسبها باقی مانده
bearing
U
موقعیت یک نقطه نسبت به نقطه دیگر جهت قطب نما
once
U
یکبار دیگر
compound
U
متنی که حاوی اطلاعات چندین برنامه کاربردنی دیگر است
compounded
U
متنی که حاوی اطلاعات چندین برنامه کاربردنی دیگر است
compounds
U
متنی که حاوی اطلاعات چندین برنامه کاربردنی دیگر است
mesh
U
که هر وسیله مستقیما به وسایل دیگر در شبکه متصل است
meshes
U
که هر وسیله مستقیما به وسایل دیگر در شبکه متصل است
meshing
U
که هر وسیله مستقیما به وسایل دیگر در شبکه متصل است
job
U
اهمیت یک کار در مقایسه با دیگر کارها
jobs
U
اهمیت یک کار در مقایسه با دیگر کارها
menu
U
لیست انتخابهای موجود برای کاربر که روی خط افقی نمایش داده می شوند در بالای صفحه نمایش یا پنجره هر انتخاب منو یک منوی دیگر را باز میکند
menus
U
لیست انتخابهای موجود برای کاربر که روی خط افقی نمایش داده می شوند در بالای صفحه نمایش یا پنجره هر انتخاب منو یک منوی دیگر را باز میکند
public
U
روش رمز گذاری داده که از یک کلید برای رمز گذاری و کلید دیگر برای رمز گشایی استفاده میکند
over
U
بسوی دیگر
over-
U
بسوی دیگر
drag
U
به نشانه برنامه دیگر که باعث شروع این برنامه و درج داده میشود
dragged
U
به نشانه برنامه دیگر که باعث شروع این برنامه و درج داده میشود
drags
U
به نشانه برنامه دیگر که باعث شروع این برنامه و درج داده میشود
copied
U
دستور سیستم عامل که محتوای یک فایل را روی فایل دیگر در رسانه ذخیره سازی کپی میکند
copies
U
دستور سیستم عامل که محتوای یک فایل را روی فایل دیگر در رسانه ذخیره سازی کپی میکند
copy
U
دستور سیستم عامل که محتوای یک فایل را روی فایل دیگر در رسانه ذخیره سازی کپی میکند
copying
U
دستور سیستم عامل که محتوای یک فایل را روی فایل دیگر در رسانه ذخیره سازی کپی میکند
machine
U
غیراستاندارد یا آنچه روی سخت افزار یا نرم افزار تولیدکننده دیگر بدون تغییرات قابل استفاده نباشد
machined
U
غیراستاندارد یا آنچه روی سخت افزار یا نرم افزار تولیدکننده دیگر بدون تغییرات قابل استفاده نباشد
machines
U
غیراستاندارد یا آنچه روی سخت افزار یا نرم افزار تولیدکننده دیگر بدون تغییرات قابل استفاده نباشد
calibrate
U
تنظیم کردن بی سیم یا وسیله دیگر خصلت یابی کردن
calibrated
U
تنظیم کردن بی سیم یا وسیله دیگر خصلت یابی کردن
calibrates
U
تنظیم کردن بی سیم یا وسیله دیگر خصلت یابی کردن
calibrating
U
تنظیم کردن بی سیم یا وسیله دیگر خصلت یابی کردن
save
U
امکانی دربرنامه برای حفظ کردن کار جاری در فایل با نام دیگر
saved
U
امکانی دربرنامه برای حفظ کردن کار جاری در فایل با نام دیگر
saves
U
امکانی دربرنامه برای حفظ کردن کار جاری در فایل با نام دیگر
complete
U
آنچه به چیزی دیگر نیاز ندارد
completed
U
آنچه به چیزی دیگر نیاز ندارد
completes
U
آنچه به چیزی دیگر نیاز ندارد
completing
U
آنچه به چیزی دیگر نیاز ندارد
circular
U
لیستی که در آن هر عنصر حاوی داده آدرس عنصر دیگر در لیست است و آخرین عنصر حاوی اولین عنصر است
circulars
U
لیستی که در آن هر عنصر حاوی داده آدرس عنصر دیگر در لیست است و آخرین عنصر حاوی اولین عنصر است
notation
U
عملیات ریاضی به صورت منط قی که عملگر قبل از عملوند می آید و دیگر نیاز به کروشه نیست
notation
U
و دیگر نیاز به کروشه نیست
notations
U
عملیات ریاضی به صورت منط قی که عملگر قبل از عملوند می آید و دیگر نیاز به کروشه نیست
notations
U
و دیگر نیاز به کروشه نیست
lead
U
پایی که در پرش از روی مانع زودتر از پای دیگر بلند میشود
leads
U
پایی که در پرش از روی مانع زودتر از پای دیگر بلند میشود
gateway
U
نرم افزاری که ارسال پیام های پستی توسط مسیر متفاوت یا شبکه دیگر میدهد
gateways
U
نرم افزاری که ارسال پیام های پستی توسط مسیر متفاوت یا شبکه دیگر میدهد
language
U
برنامهای که را در یک زبان به دستور مشابه در زبان دیگر تبدیل میکند
language
U
استفاده از کامپیوتر برای ترجمه یک متن از یک زبان به زبان دیگر
languages
U
برنامهای که را در یک زبان به دستور مشابه در زبان دیگر تبدیل میکند
languages
U
استفاده از کامپیوتر برای ترجمه یک متن از یک زبان به زبان دیگر
layer
U
استاندارد ISO/OSI که مراحل عبور پیام از لحظه ارسال از یک کامپیوتر به کامپیوتر دیگر روی شبکه محلی را بیان میکند
layers
U
استاندارد ISO/OSI که مراحل عبور پیام از لحظه ارسال از یک کامپیوتر به کامپیوتر دیگر روی شبکه محلی را بیان میکند
task
U
جابجایی برنامهای در حافظه با دیگر که موقتاگ روی دیسک ذخیره شده است . جابجایی کارها مشابه چند کاره بودن نیست چون میتواند چندین برنامه را هم زمان اجرا کند
tasks
U
جابجایی برنامهای در حافظه با دیگر که موقتاگ روی دیسک ذخیره شده است . جابجایی کارها مشابه چند کاره بودن نیست چون میتواند چندین برنامه را هم زمان اجرا کند
nest
U
حلقه دورن حلقه دیگر در یک برنامه
nest
U
ماکرو فراخوانی شده از ماکرو دیگر
nest
U
1-درج تابع در یک برنامه یا تابع اصلی دیگر. 2-استفاده از تابع که بازگشتی خود را صدا میکند
nests
U
حلقه دورن حلقه دیگر در یک برنامه
nests
U
ماکرو فراخوانی شده از ماکرو دیگر
nests
U
1-درج تابع در یک برنامه یا تابع اصلی دیگر. 2-استفاده از تابع که بازگشتی خود را صدا میکند
vendor
U
سخت افزار یا نرم افزاری که با سخت افزار یا نرم افزار فروشنده دیگر هم کار میکند
vendors
U
سخت افزار یا نرم افزاری که با سخت افزار یا نرم افزار فروشنده دیگر هم کار میکند
circuit
U
وسیله نصب مسط ح که شیارهای هادی فلزی دارد که روی سطح آن چاپ شده اند و پس از نصب اجزای دیگر مدار کامل میشود
circuits
U
وسیله نصب مسط ح که شیارهای هادی فلزی دارد که روی سطح آن چاپ شده اند و پس از نصب اجزای دیگر مدار کامل میشود
share
U
توسط کاربران دیگر شبکه است
Other Matches
chips
U
قطعهای که حاوی مدارهایی برای بررسی آزمایش روی مدارهای دیگر یا قط عات دیگر است
chip
U
قطعهای که حاوی مدارهایی برای بررسی آزمایش روی مدارهای دیگر یا قط عات دیگر است
otherwise
<adv.>
U
به ترتیب دیگری
[طور دیگر]
[جور دیگر]
conversions
U
وسیلهای که داده را از یک فرمت به فرمت دیگر تبدیل میکند. مناسب برای سیستم دیگر بدون تغییر محتوای
conversion
U
وسیلهای که داده را از یک فرمت به فرمت دیگر تبدیل میکند. مناسب برای سیستم دیگر بدون تغییر محتوای
references
U
نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
reference
U
نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
some other time
U
دفعه دیگر
[وقت دیگر]
tunnelling
U
روش بستن یک بسته داده از یک نوع شبکه دربسته دیگر به طوری که روی شبکه دیگر و ناسازگار قابل ارسال باشد
he was otherwise ordered
U
جور دیگر مقدر شده بود سرنوشت چیز دیگر بود
shifted
U
تغییر از یک مجموعه حروف به دیگر , که امکان استفاده از حروف دیگر
shifts
U
تغییر از یک مجموعه حروف به دیگر , که امکان استفاده از حروف دیگر
shift
U
تغییر از یک مجموعه حروف به دیگر , که امکان استفاده از حروف دیگر
metafile
U
1-فایلی که حاوی فایلهای دیگر باشد. 2-فایلی که داده مربوط به فایلهای دیگر را معرفی کند یا شامل شود
he had no more no to say
U
دیگر سخنی نداشت که بگوید دیگر حرفی نداشت
HTML
U
مجموعهای از کدهای مخصوص که نحوه و نوعی که برای نمایش متن به کار می رود نشان میدهد و امکان ارتباط از طریق کلمات خاص درون متن به بخشهای دیگر متن یا متنهای دیگر میدهد
trans shipment
U
انتقال بکشتی دیگر انتقال بنقلیه دیگر
again
U
دیگر
of each other
<adv.>
U
از هم دیگر
else
U
دیگر
alternative
U
شق دیگر
alternative
U
دیگر
anymore
U
دیگر
one an other
U
یک دیگر
thence
U
دیگر
he is no more
U
او دیگر
of one another
<adv.>
U
از هم دیگر
next
U
دیگر
from each other
<adv.>
U
از هم دیگر
another
U
دیگر
alternatives
U
دیگر
alternatives
U
شق دیگر
others
U
دیگر
other
U
دیگر
furthering
U
دیگر
secus
U
از دیگر سو
furthered
U
دیگر
no more
U
دیگر نه
furthers
U
دیگر
from one another
<adv.>
U
از هم دیگر
further
U
دیگر
to wit
U
بعبارت دیگر
otherwhere
U
در مکان دیگر
somewhere else
U
یک جای دیگر
otherwise
U
طور دیگر
otherguise
U
جور دیگر
what more do you want
U
دیگر چه می خواهید
otherness
U
چیز دیگر
otherwhence
U
از جای دیگر
otherwhere
U
جای دیگر
otherwhile
U
گاه دیگر
apart from that
<adv.>
U
به ترتیب دیگر
about-face
U
سوی دیگر
about face
U
سوی دیگر
tother
U
بعدی دیگر
t' other
U
بعدی دیگر
so muchthe worse
U
دیگر بدتر
the other two
U
دوتای دیگر
scilicet
U
بعبارت دیگر
to be no more
U
دیگر نبودن
otherwhile
U
وقت دیگر
withil
U
ازطرف دیگر
never more
U
هرگز دیگر
otherguess
U
نوع دیگر
nevermore
U
هرگز دیگر
nevermore
U
دیگر ابدا
next year
U
سال دیگر
no more of that
U
بس است دیگر
none other than
U
هیچکس دیگر جز
on more
U
بار دیگر
on the opposite side
U
در انسوی دیگر
on the other hand
U
از سوی دیگر
on the other hand
U
ازطرف دیگر
on the other part
U
از طرف دیگر
othergates
U
طور دیگر
et al
U
و در جای دیگر
In our other words.
U
بعبارت دیگر
otherguess
U
جور دیگر
otherworld
U
دنیای دیگر
another
U
شخص دیگر
another
U
یکی دیگر
another guess
U
قسمتی دیگر
othergates
U
جور دیگر
otherguess
U
بروش دیگر
in other words
<idiom>
U
به کلام دیگر
It never occurred again.
دیگر رخ نداد.
on one's coat-tails
<idiom>
U
همراه کس دیگر
about-faces
U
سوی دیگر
again
U
از طرف دیگر
my other books
U
کتابهای دیگر من
other people
U
مردم دیگر
otherwise
<adv.>
U
طور دیگر
alternatively
<adv.>
U
به ترتیب دیگر
at the same time
[on the other hand]
<adv.>
U
به ترتیب دیگر
by the same token
<adv.>
U
به ترتیب دیگر
on the other hand
<adv.>
U
به ترتیب دیگر
on the other side
<adv.>
U
به ترتیب دیگر
otherwise
<adv.>
U
به ترتیب دیگر
beside
U
ازطرف دیگر
on the other side
<adv.>
U
طور دیگر
on the other hand
<adv.>
U
طور دیگر
by the same token
<adv.>
U
طور دیگر
alternatively
<adv.>
U
ازطرف دیگر
apart from that
<adv.>
U
ازطرف دیگر
at the same time
[on the other hand]
<adv.>
U
ازطرف دیگر
by the same token
<adv.>
U
ازطرف دیگر
on the other hand
<adv.>
U
ازطرف دیگر
on the other side
<adv.>
U
ازطرف دیگر
otherwise
<adv.>
U
ازطرف دیگر
alternatively
<adv.>
U
طور دیگر
apart from that
<adv.>
U
طور دیگر
at the same time
[on the other hand]
<adv.>
U
طور دیگر
variant
U
نوع دیگر
others
U
نوع دیگر
in other words
<adv.>
U
به کلام دیگر
other
U
نوع دیگر
no more
U
نه دیگر
[بیشتر]
no more
U
دیگر ن
[فعل]
no longer
U
نه دیگر
[زمانی]
yon
U
ان یکی دیگر ان
in other words
<adv.>
U
به عبارت دیگر
at a later period
U
در موقع دیگر
apart from that
<adv.>
U
از سوی دیگر
alternatively
<adv.>
U
از سوی دیگر
aliunde
U
از منبع دیگر
to wit
<adv.>
U
به عبارت دیگر
another guess
U
نوعی دیگر
alternative unit
U
واحدهای دیگر
videlicet
U
به عبارت دیگر
in fact
U
به عبارت دیگر
shunt
U
به خط دیگر انداختن
shunted
U
به خط دیگر انداختن
shunts
U
به خط دیگر انداختن
another day
U
یک روز دیگر
a horse of another colour
[different colour]
U
مطلبی دیگر
namely
<adv.>
U
به عبارت دیگر
at the same time
[on the other hand]
<adv.>
U
از سوی دیگر
otherwise
<adv.>
U
از سوی دیگر
elsewhere
U
درجای دیگر
elsewhere
U
بجای دیگر
elsewhere
U
نقطه دیگر
not any more
U
دیگر نه
[بیشتر نه]
on the other side
<adv.>
U
از سوی دیگر
by the same token
<adv.>
U
از سوی دیگر
on the other hand
<adv.>
U
از سوی دیگر
interfered
U
با سم یک پا به پای دیگر زدن
metaphraze
U
به عبارت دیگر در آوردن
hale
U
سوی دیگر بردن
he no longer went there
U
دیگر انجا نرفت
close aboard
U
نزدیک به قایق دیگر
adjournment
U
احاله بوقت دیگر
from stem to stern
U
ازیک سربسر دیگر
adjournments
U
احاله بوقت دیگر
de die in diem
U
از روزی به روز دیگر
five your hence
U
ازحالاتاپنج سال دیگر
dialog
U
صحبت با شخص دیگر
pick off
U
رد شدن از راننده دیگر
otherworldly
U
متوجه دنیای دیگر
interferes
U
با سم یک پا به پای دیگر زدن
athwart
U
از طرفی بطرف دیگر
interfere
U
با سم یک پا به پای دیگر زدن
nerf
U
تصادف با اتومبیل دیگر
aliunde
U
ازیک جای دیگر
again
باز
[یکبار دیگر]
inter alia
U
میان اشخاص دیگر
inter alia
U
میان چیزهای دیگر
intervert
U
سوی دیگر برگرداندن
itineration
U
ازیک جابجایی دیگر
it never occurred again
U
دیگر واقع نشد
it is allup with him
U
دیگر امیدی ندارد
It never occurred again
دیگر اتفاق نیفتاد.
it is never the worse
U
دیگر بدتر که نیست
spacemen
U
اهل کرات دیگر
in other sectors
U
در قسمتهای دیگر جبهه
IF statement
U
Gise کار دیگر را
air-to-air
U
از یک هواپیما به هواپیمای دیگر
air to air
U
از یک هواپیما به هواپیمای دیگر
i gave him some others
U
چندتای دیگر به او دادم
alternative route
U
گزینش مسیر دیگر
onother's money
U
پول شخصی دیگر
i never saw him
U
دیگر هیچ او را ندیدم
once again
دوباره
[بار دیگر]
i never since saw him
U
از ان پس دیگر هیچ او راندیدم
and now to be serious
U
دیگر شوخی بکنار
nothing else
U
هیچ چیز دیگر
alternate routing
U
گزینش مسیر دیگر
spaceman
U
اهل کرات دیگر
additional production personnel
عوامل دیگر تولد
reseats
U
در جای دیگر نشاندن
reseating
U
در جای دیگر نشاندن
reseated
U
در جای دیگر نشاندن
reseat
U
در جای دیگر نشاندن
among others
U
میان چیزهای دیگر
i.e
U
مخفف به عبارت دیگر
[be]
no chicken
U
دیگر جوان نبودن
among other things
U
میان چیزهای دیگر
pool
U
ائتلاف چندشرکت با یک دیگر
pooled
U
ائتلاف چندشرکت با یک دیگر
footwork
U
هماهنگی پا با اعضای دیگر
What else can I do?
U
دیگر چه می توانم بکنم ؟
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com