Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (33 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
to rally scattered troops
U
جمع آوری کردن نیروهای نظامی پراکنده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
military services
U
نیروهای نظامی وابسته به نیروهای مسلح
paramilitary
U
نیروهای شبه نظامی
paramilitaries
U
نیروهای شبه نظامی
barrier forces
U
نیروهای مامور سد کردن راه دشمن نیروهای حفافت ازموانع
scatters
U
پراکنده شدن پراکنده کردن
scatter
U
پراکنده شدن پراکنده کردن
collator
U
1-نرم افزار جمع آوری داده ها 2-وسیلهای کارت پانچ ها را جمع آوری میکند
fire coordination line
U
خط هماهنگی اتش هلی کوپترها و نیروهای هوابردو نیروهای الحاقی
manoeuvring
U
تمرین نظامی عملیات نظامی وجنگی راتمرین کردن
manoeuvres
U
تمرین نظامی عملیات نظامی وجنگی راتمرین کردن
manoeuvred
U
تمرین نظامی عملیات نظامی وجنگی راتمرین کردن
maneuvring
U
تمرین نظامی عملیات نظامی وجنگی راتمرین کردن
maneuvres
U
تمرین نظامی عملیات نظامی وجنگی راتمرین کردن
manoeuvre
U
تمرین نظامی عملیات نظامی وجنگی راتمرین کردن
maneuvred
U
تمرین نظامی عملیات نظامی وجنگی راتمرین کردن
divided fire
U
زیر اتش گرفتن چند هدف به طور همزمان تیر پراکنده اتش پراکنده
transient forces
U
نیروهای در حال عبور یا نقل و انتقال نیروهای در حال توقف موقت در منطقه عملیات
assigned forces
U
نیروهای مامور به نیروهای واگذارشده به
collect
U
جمع آوری کردن
package forces
U
نیروهای پیش بینی شده نیروهای برش داده شده ازقبل
scattering
U
پراکنده کردن
disject
U
پراکنده کردن
interspersed
U
پراکنده کردن
disperse
U
پراکنده کردن
dashes
U
پراکنده کردن
disperses
U
پراکنده کردن
dashed
U
پراکنده کردن
dispersing
U
پراکنده کردن
dispersed
U
پراکنده کردن
dash
U
پراکنده کردن
intersperses
U
پراکنده کردن
intersperse
U
پراکنده کردن
interspersion
U
پراکنده کردن
interspersing
U
پراکنده کردن
to gather information
[about; on]
U
جمع آوری کردن اطلاعات
[در مورد]
to cull wool
U
پشم چیدن
[کندن و جمع آوری کردن]
to gather supporters around oneself
U
جمع آوری کردن هواداران به دور خود
fan
U
1-خنک کردن وسیله با استفاده از وزش هوا. 2-پراکنده کردن مجموعهای از وسایل و مضوعات
fanned
U
1-خنک کردن وسیله با استفاده از وزش هوا. 2-پراکنده کردن مجموعهای از وسایل و مضوعات
fans
U
1-خنک کردن وسیله با استفاده از وزش هوا. 2-پراکنده کردن مجموعهای از وسایل و مضوعات
fanning
U
1-خنک کردن وسیله با استفاده از وزش هوا. 2-پراکنده کردن مجموعهای از وسایل و مضوعات
effuse
U
پخش کردن پراکنده و متفرق
militarism
U
روح سربازی یا نظامی گری نظامی گری توسل به قدرت نظامی
collection activity
عملیات جمع آوری اخبار سازمان جمع آوری اخبار
demarkation line
U
خط تقسیم نیروهای متخاصم خط مرز نیروهای متخاصم خط تحدید خط تحدید حدودنظامی طرفین
regional forces
U
نیروهای چریکی منطقهای نیروهای جوانمردان منطقهای
blue commander
U
فرمانده نیروهای خودی فرمانده نیروهای ابی
judge advocate
U
دادستان دادگاه نظامی مشاور قانونی دادگاه نظامی مستشار دادگاه نظامی
meddled
U
پراکنده کردن جماع کردن
meddle
U
پراکنده کردن جماع کردن
scatter
U
پراکنده کردن پخش کردن
scatters
U
پراکنده کردن پخش کردن
meddles
U
پراکنده کردن جماع کردن
monroe effect
U
اصل مونرو متمرکز کردن نیروهای انفجاری در یک مسیر
facings
U
یقه وسردست و مغزیهای لباس نظامی حرکات در جای نظامی
facing
U
یقه وسردست و مغزیهای لباس نظامی حرکات در جای نظامی
terminal command
U
فرماندهی بارانداز نظامی یکان عملیات سکوی نظامی
rank and file
U
صفوف مختلف نظامی سلسله مراتب نظامی
terminal
U
سکوی نظامی بارانداز نظامی انتهایی نهایی
terminals
U
سکوی نظامی بارانداز نظامی انتهایی نهایی
alert force
U
نیروهای اماده باش نیروهای اماده
court martial
U
محاکمه نظامی محاکمه نظامی کردن
phantom order
U
قرارداد تولید وسایل نظامی درزمان جنگ قرارداد تبدیل کارخانههای شخصی به کارخانجات نظامی
military government
U
حکومت نظامی فرمانداری نظامی
military channel
U
چانل نظامی مجرای نظامی
militarize
U
جنگ طلب کردن دارای روح نظامی کردن
militarization
U
نظامی کردن
militarize
U
نظامی کردن
demilitarization
U
غیر نظامی کردن
militarization
U
نظامی کردن امور
drilling
U
تمرین نظامی کردن
court martial
U
در دادگاه نظامی محاکمه کردن
demilitarising
U
از حالت نظامی درامدن غیرنظامی کردن
demilitarises
U
از حالت نظامی درامدن غیرنظامی کردن
demilitarised
U
از حالت نظامی درامدن غیرنظامی کردن
demilitarize
U
از حالت نظامی درامدن غیرنظامی کردن
demilitarizing
U
از حالت نظامی درامدن غیرنظامی کردن
demilitarized
U
از حالت نظامی درامدن غیرنظامی کردن
demilitarizes
U
از حالت نظامی درامدن غیرنظامی کردن
army terminals
U
باراندازهای نظامی سکوهای نظامی باراندازهای نیروی زمینی
military impedimenta
U
شماره بارنامه نظامی شماره حمل بار نظامی
marches
U
نظامی وار راه رفتن پیشروی کردن
marching
U
نظامی وار راه رفتن پیشروی کردن
marched
U
نظامی وار راه رفتن پیشروی کردن
march
U
نظامی وار راه رفتن پیشروی کردن
developments
U
توسعه محصولات جدید و فن آوری ها
round up
<idiom>
U
گرد هم آوردن ،جمع آوری
She is hopping mad .
U
چرا می خواهی لجت را سر من در آوری ؟
development
U
توسعه محصولات جدید و فن آوری ها
far flung
U
پراکنده
scatterd
U
پراکنده
diffusing
U
پراکنده
far-flung
U
پراکنده
scattered
U
پراکنده
diffuses
U
پراکنده
sparse
U
پراکنده
sparsely
U
پراکنده
dispersoid
U
پراکنده
dissipated
U
پراکنده
diffused
U
پراکنده
diffuse
U
پراکنده
collection
U
1-جمع آوری با هم 2-مجموعهای از موضوعات در کنار هم
collections
U
1-جمع آوری با هم 2-مجموعهای از موضوعات در کنار هم
acquisitions
U
پذیرفتن یا نگهداشتن یا جمع آوری اطلاعات
acquisitions
U
جمع آوری داده در مورد یک موضوع
acquisition
U
پذیرفتن یا نگهداشتن یا جمع آوری اطلاعات
acquisition
U
جمع آوری داده در مورد یک موضوع
disperses
U
پراکنده شدن
scatterings
U
چیزهای پراکنده
magnetic stray field
U
میدان پراکنده
dispersing
U
پراکنده شدن
scatterer
U
پراکنده ساز
fragmentary delusion
U
هذیان پراکنده
scatter plot
U
ترسیم پراکنده
scatter read
U
پراکنده خوانی
sporadic
U
پراکنده انفرادی
scattered radiation
U
تشعشع پراکنده
sporadically
U
پراکنده انفرادی
stray current
U
جریان پراکنده
disperse
U
پراکنده شدن
scatter program
U
نمودار پراکنده
straggly
U
پراکنده اواره
logorrhea
U
پراکنده گویی
seme
U
افشانده پراکنده
outspread
U
بسط پراکنده
dispersed
U
پراکنده شدن
wild shot
U
تیر پراکنده
dissipative
U
پراکنده سازنده
distributed practices
U
تمرینهای پراکنده
sparse population
U
جمعیت کم یا پراکنده
scrape up
<idiom>
U
پیدا یا جمع آوری چیزی ازروی نشانه
What are the collection procedures for ...?
U
روند جمع آوری برای ... چه
[جور]
است ؟
The funds collected so far .
U
وجوهی که تا کنون گرد آوری شده است
energy dissipation
U
پراکنده سازی انرژی
scattered clouds
U
ابرهای پراکنده
[هواشناسی]
dispersal
U
پراکندگی پراکنده سازی
zigzag leakage flux
U
شار پراکنده زیگزاگ
diaspora
U
جماعت یهودیان پراکنده
armed services
U
قسمتهای نیروهای مسلح یکانهای مسلح یکانهای نیروهای مسلح
CD R
U
فن آوری که به کاربر اجازه خواندن و نوشتن بر دیسک R-CD میدهد
accumulate
U
جمع آوری بسیاری چیزها در یک دوره زمان مشخص
accumulates
U
جمع آوری بسیاری چیزها در یک دوره زمان مشخص
accumulating
U
جمع آوری بسیاری چیزها در یک دوره زمان مشخص
sunny with cloudy intervals
<idiom>
U
پراکنده و تا اندازه ای آفتابی
[هواشناسی]
magnetic leakage flux
U
فوران پراکنده نشتی مغناطیسی
cloudy with sunny intervals
<idiom>
U
پراکنده و تا اندازه ای آفتابی
[هواشناسی]
round up
U
جمع اوری اشیا یا اشخاص پراکنده
irregular
U
نیروهای نامنطم
forces of production
U
نیروهای تولید
combat forces
U
نیروهای رزمی
combined forces
U
نیروهای مرکب
nuclear forces
U
نیروهای هستهای
irregular forces
U
نیروهای چریکی
irregular forces
U
نیروهای نامنطم
garrison forces
U
نیروهای پادگانی
frontalier
U
نیروهای مرزی
differential forces
U
نیروهای دیفرانسیلی
component forces
U
نیروهای مولفه
opposing forces
U
نیروهای متخاصم
friendly forces
U
نیروهای خودی
blue forces
U
نیروهای خودی
army of occupation
U
نیروهای اشغالی
market forces
U
نیروهای بازار
naval forces
U
نیروهای دریایی
lateral forces
U
نیروهای عرضی
battalions
U
نیروهای ارتشی
services
U
نیروهای سه گانه
services
U
نیروهای مسلح
political forces
U
نیروهای سیاسی
blue forces
U
نیروهای ابی
battalion
U
نیروهای ارتشی
screening forces
U
نیروهای پاسیور
ground forces
U
نیروهای زمینی
army forces
U
نیروهای زمینی
armed forces
U
نیروهای مسلح
enemy forces
U
نیروهای دشمن
R & D
U
سازمانی در یک شرکت که محصولات , کشفیات آوری جدید را گشترش توسعه می بخشد
densities
U
حجم دادهای که در فضایی از دیسک یا نوار قابل جمع آوری است
density
U
حجم دادهای که در فضایی از دیسک یا نوار قابل جمع آوری است
riot act
قانون پراکنده ساختن اجتماعات آشوب طلب
to send things flying
U
[بخاطر ضربه]
به اطراف در هوا پراکنده شدن
nato forces
U
نیروهای پیمان ناتو
landing forces
U
نیروهای پیاده شونده
conventional forces
U
نیروهای رزمی معمولی
establishing authority
U
فرماندهی نیروهای اب خاکی
dipole dipole forces
U
نیروهای دو قطبی- دوقطبی
reserve mobilization
U
بسیج نیروهای احتیاط
van der waals forces
U
نیروهای وان در والس
armed forces police
U
دژبان نیروهای مسلح
tactical reserve
U
نیروهای احتیاط تاکتیکی
amphibious striking forces
U
نیروهای ضربتی اب خاکی
restraining forces
U
نیروهای مهار کننده
balance collective forces
U
نیروهای کلی متعادل
assigned forces
U
نیروهای زیر امر
actions
U
اشغال نیروهای جنگی
fundamental forces
U
نیروهای بنیادی
[فیزیک]
fundamental interactions
U
نیروهای بنیادی
[فیزیک]
opposing forces
U
نیروهای درگیر نبرد
armed forces courier
U
پیک نیروهای مسلح
castrum
U
[کمپ نیروهای رومی]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com