Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
cabinet council
U
جلسه هیات وزیران
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
the ministry
U
هیات وزیران
council of ministers
U
هیات وزیران
council of ministers
U
شورای وزیران
mission
U
هیات اعزامی هیات تبلیغی
missions
U
هیات اعزامی هیات تبلیغی
sederunt
U
جلسه روحانیان کلیسا اعضای جلسه روحانی شورای روحانی
for two weeks
U
جلسه دوهفته پس افتاد جلسه را به دوهفته بعدموکول کردند
summing up
U
خلاصهای که قاضی محکمه پس از ختم دادرسی و پیش از شروع شور هیات منصفه از جریان دادرسی و ادله ابرازی برای هیات منصفه بیان میکند
summings up
U
خلاصهای که قاضی محکمه پس از ختم دادرسی و پیش از شروع شور هیات منصفه از جریان دادرسی و ادله ابرازی برای هیات منصفه بیان میکند
colombo plan
U
طرح ایجاد شده به وسیله وزیران خارجه ملتهای مشترک المنافع بریتانیا در سال 0591 که هدف ان تشریک مساعی درکمک به رشد اقتصادی کشورهای اسیایی جنوب وجنوب شرقی است
sitting
U
جلسه
sittings
U
جلسه
seance
U
جلسه
meetings
U
جلسه
meeting
U
جلسه
session
U
جلسه
sessions
U
جلسه
meets
U
: جلسه
meet
U
: جلسه
reunion
U
تجدید جلسه
minutes
U
صورت جلسه
agenda
U
دستور جلسه
minute
U
صورت جلسه
meeting
U
انجمن جلسه
meetings
U
انجمن جلسه
agendas
U
دستور جلسه
reunions
U
تجدید جلسه
chairperson
U
رئیس جلسه
special session
U
جلسه مخصوص
public session
U
جلسه علنی
order of the day
U
دستور جلسه
nonresident
U
غیرحاضر در جلسه
in the meeting of d may
U
در جلسه سوم می
chairman
U
رئیس جلسه
chairmen
U
رئیس جلسه
chairpersons
U
رئیس جلسه
court session
U
جلسه دادگاه
general meeting
U
جلسه عمومی
board
U
هیات
boarded
U
هیات
council
U
هیات
missions
U
هیات
corps
U
هیات
councils
U
هیات
mission
U
هیات
body
U
هیات
party
U
هیات
bodies
U
هیات
seance
U
جلسه احضار روح
marathon
U
جلسه گروهی طولانی
record
U
صورت جلسه سابقه
sitting in camera
U
جلسه خصوصی دادگاه
sitting in camera
U
جلسه غیر علنی
special session
U
جلسه فوق العاده
seance
U
جلسه احضارارواح وغیره
rehearing
U
جلسه دادرسی مجدد
private session
U
جلسه غیر علنی
spectators
U
مستمعین جلسه دادگاه
bull session
U
جلسه محاوره ومرور
protocols
U
صورت جلسه کنفرانس
protocols
U
صورت جلسه ازمایش
protocol
U
صورت جلسه کنفرانس
protocol
U
صورت جلسه ازمایش
the house went into secret session
U
مجلس جلسه سری
convocations
U
جلسه عمومی دانشجویان
convocation
U
جلسه عمومی دانشجویان
convening
U
تشکیل جلسه دادن
marathons
U
جلسه گروهی طولانی
convenes
U
تشکیل جلسه دادن
convened
U
تشکیل جلسه دادن
convene
U
تشکیل جلسه دادن
The meeting was postponed.
U
جلسه را عقب انداختند
walkouts
U
اعتصاب ,ترک جلسه
to hold a session
U
جلسه منعقد کردن
to hold a meeting
U
جلسه منعقد کردن
work out
U
برنامه یک جلسه تمرین
walkout
U
اعتصاب ,ترک جلسه
stags
U
جلسه یا مهمانی مردانه
stag
U
جلسه یا مهمانی مردانه
cabint
U
هیات وزرا
board of trutees
U
هیات امنا
board of trustee
U
هیات امناء
board of directors
U
هیات نظار
board of directors
U
هیات مدیره
board of conciliation
U
هیات مصالحه
arbitral tribunal
U
هیات تحکیم
managing committee
U
هیات رئیسه
consular corps
U
هیات کنسولی
cabinet
U
هیات دولت
delegation
U
هیات نمایندگان
delegations
U
هیات نمایندگان
managing committee
U
هیات مدیره
managing commission
U
هیات مدیره
legislative assembly
U
هیات مقننه
cabinets
U
هیات دولت
directorate
U
هیات مدیره
fact finding body
U
هیات تحقیق
executive committee
U
هیات اجرایی
executive committee
U
هیات رئیسه
executive commission
U
هیات مجریه
executive commission
U
هیات رئیسه
directorates
U
هیات مدیره
council of ministers
U
هیات وزرا
selection board
U
هیات گزینش
juries
U
هیات منصفه
diplomatic corps
U
هیات دیپلماتیک
diplomatic corps
U
هیات سیاسی
jury
U
هیات داوران
legislature
U
هیات مقننه
legislatures
U
هیات مقننه
jury
U
هیات منصفه
governing bodies
U
هیات حاکمه
sovereigns
U
هیات رئیسه
governing body
U
هیات حاکمه
sovereign
U
هیات رئیسه
deputations
U
هیات نمایندگان
deputation
U
هیات نمایندگان
juries
U
هیات داوران
to sit
U
درباره موضوعی جلسه کردن
adjournment
U
احاله رسیدگی به جلسه بعد
proces verbal
U
صورت جلسه نشست نامه
adjournments
U
احاله رسیدگی به جلسه بعد
critique
U
جلسه انتقاد بعد ازعملیات
presiding
U
ریاست جلسه را بعهده داشتن
critic report
U
گزارش نتیجه جلسه انتقاد
presides
U
ریاست جلسه را بعهده داشتن
open the meeting
U
رسمیت جلسه را اعلام کردن
critiques
U
جلسه انتقاد بعد ازعملیات
presided
U
ریاست جلسه را بعهده داشتن
preside
U
ریاست جلسه را بعهده داشتن
Those who attended the meeting.
U
کسانیکه در جلسه حاضر بودند
forewoman
U
سخنگوی هیات منصفه
juror
U
عضو هیات منصفه
diplomatic bady
U
هیات سیاسی نمایندگان
jurors
U
عضو هیات منصفه
verdict
U
تصمیم هیات منصفه
diplomatic body
U
هیات نمایندگان سیاسی
foreman
U
سخنگوی هیات منصفه
foremen
U
سخنگوی هیات منصفه
verdict
U
رای هیات منصفه
head of the mission
U
رئیس هیات اعزامی
jury man
U
عضو هیات منصفه
awarding
U
حکم هیات داوری
awards
U
حکم هیات داوری
election of the committee
U
انتخابات هیات رئیسه
officers
U
عضو هیات رئیسه
member of the jury
U
عضو هیات منصفه
law of pragnanz
U
قانون هیات گرایی
awarded
U
حکم هیات داوری
verdicts
U
تصمیم هیات منصفه
award
U
حکم هیات داوری
diplomatic corps
U
هیات نمایندگان سیاسی
benches
U
هیات قضات محکمه
constituencies
U
هیات موکلان یک حوزه
Privy Council
U
هیات مشاورین سلطنتی
officer
U
عضو هیات رئیسه
chairman of the board of directors
U
رئیس هیات مدیره
bench
U
هیات قضات محکمه
chairmen
U
رئیس هیات مدیره
grand juries
U
هیات منصفه عالی
constituency
U
هیات موکلان یک حوزه
grand jury
U
هیات منصفه عالی
chairman
U
رئیس هیات مدیره
verdicts
U
رای هیات منصفه
committee
U
هیئت بررسی انجمن جلسه خصوصی
masters of ceremonies
U
متصدی تفریحات یا معرف نطاق جلسه
The date of the meeting has been advanced.
U
تاریخ جلسه جلو افتاده است
minute
U
خلاصه ساختن صورت جلسه نوشتن
master of ceremonies
U
متصدی تفریحات یا معرف نطاق جلسه
committees
U
هیئت بررسی انجمن جلسه خصوصی
the rules of protocol
U
قوانین قرارداد
[صورت جلسه کنفرانس]
seminars
U
جلسه بحث وتحقیق در اطراف موضوعی
seminar
U
جلسه بحث وتحقیق در اطراف موضوعی
call a metting
U
تعیین وقت و دعوت برای جلسه
selections
U
دسته یا هیات انتخاب شده
challenging a juror
U
جرح عضو هیات منصفه
return
U
گزارش نهایی هیات تحقیق
returning
U
گزارش نهایی هیات تحقیق
delegation
U
اعزام نماینده هیات نمایندگی
returns
U
گزارش نهایی هیات تحقیق
selection
U
دسته یا هیات انتخاب شده
bar council
U
هیات مدیره کانون وکلا
order in council
U
تصمیم هیات مشاورین سلطنتی
returned
U
گزارش نهایی هیات تحقیق
legislators
U
شارع عضو هیات مقننه
legislator
U
شارع عضو هیات مقننه
delegations
U
اعزام نماینده هیات نمایندگی
I acted as interpreter for the Prime Minister at yesterday's meeting.
U
من در جلسه دیروز مترجم نخست وزیر بودم.
briefings
U
جلسه توجیهی خلاصه کردن دستورات و گزارشات
convoke
U
برای تشکیل جلسه وشورایاکمیسیون دعوت کردن
briefing
U
جلسه توجیهی خلاصه کردن دستورات و گزارشات
quorum
U
حداقل عده لازم برای رسمیت جلسه
agendas
U
لیست کارهایی که میبایست در جلسه به انهارسیدگی شود
hansardize
U
متوجه مذاکرات جلسه پیش خودش کردن
agenda
U
لیست کارهایی که میبایست در جلسه به انهارسیدگی شود
oligrachy
U
هیات حاکمه حکومتی با عده معدود
striking a jury
U
تعیین هیات منصفه با روش حذفی
To conduct a meeting in an orderly manner.
U
جلسه ای رابا نظم وتر تیب اداره کردن
to call a meeting of the board of directors
U
برای شرکت در جلسه هیئت مدیره احضار کردن
struck
U
هیات منصفه تعیین شده باروش حذفی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com