Total search result: 301 (14 milliseconds) |
ارسال یک معنی جدید |
|
|
|
|
Menu
 |
English |
Persian |
Menu
 |
 |
ordered pair U |
جفت مرتب |
 |
|
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
|
Search result with all words |
|
 |
periodic U |
که مرتب رخ میدهد |
 |
 |
periodical U |
که مرتب رخ میدهد |
 |
 |
wave U |
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه |
 |
 |
waved U |
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه |
 |
 |
waves U |
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه |
 |
 |
waving U |
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه |
 |
 |
bag U |
تعدادی از اجزای نا مرتب |
 |
 |
bags U |
تعدادی از اجزای نا مرتب |
 |
 |
neat U |
شسته و رفته مرتب |
 |
 |
neat <adj.> U |
مرتب |
 |
 |
neater U |
شسته و رفته مرتب |
 |
 |
neater U |
مرتب |
 |
 |
neatest U |
شسته و رفته مرتب |
 |
 |
neatest U |
مرتب |
 |
 |
planner U |
برنامه نرم افزاری که قرار ملاقاتها و جلسههای مهم را ضبط و مرتب میکند به یک روش مط لوب |
 |
 |
planners U |
برنامه نرم افزاری که قرار ملاقاتها و جلسههای مهم را ضبط و مرتب میکند به یک روش مط لوب |
 |
 |
file U |
دسته کاغذهای مرتب |
 |
 |
filed U |
دسته کاغذهای مرتب |
 |
 |
exchange U |
روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند |
 |
 |
exchanged U |
روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند |
 |
 |
exchanges U |
روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند |
 |
 |
exchanging U |
روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند |
 |
 |
card U |
روشی که در آن سطرها و ستون ها طوری مرتب می شوند که نشان دهنده فیلدهای دادهای و حروف در کارت پانچ باشند |
 |
 |
cards U |
روشی که در آن سطرها و ستون ها طوری مرتب می شوند که نشان دهنده فیلدهای دادهای و حروف در کارت پانچ باشند |
 |
 |
stream U |
تعداد کارهای مرتب شده و آماده برای پردازش در سیستم دستهای |
 |
 |
streamed U |
تعداد کارهای مرتب شده و آماده برای پردازش در سیستم دستهای |
 |
 |
streams U |
تعداد کارهای مرتب شده و آماده برای پردازش در سیستم دستهای |
 |
 |
weighting U |
مرتب کردن کاربران , برنامه ها یا تاریخ با توجه به اهمیت یا اولویت آنها |
 |
 |
organisations U |
روش مرتب کردن چیزی تا به خوبی کار کند |
 |
 |
organization U |
روش مرتب کردن چیزی تا به خوبی کار کند |
 |
 |
organizations U |
روش مرتب کردن چیزی تا به خوبی کار کند |
 |
 |
service U |
برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و.. |
 |
 |
serviced U |
برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و.. |
 |
 |
number U |
انتساب اعداد و به لیست موضوعات به صورت مرتب |
 |
 |
numbers U |
انتساب اعداد و به لیست موضوعات به صورت مرتب |
 |
 |
gather U |
و مرتب کردن و وارد کردن آن به روش درست در پایگاه داده |
 |
 |
gathered U |
و مرتب کردن و وارد کردن آن به روش درست در پایگاه داده |
 |
 |
list U |
1-محاسبه مجموعهای از موضوعات داده مثل جمع و حذف و مرتب کردن و بهنگام سازی ورودی ها. 2LISP- یا زبان سطح بالا برای پردازش لیست دستورات یا داده و در یک محیط هوش مصنوعی |
 |
 |
list U |
مجموعه موضوعات مرتب شده داده |
 |
 |
manager U |
نرم افزاری که کارهایی که باید پردازش شوند را مرتب میکند |
 |
 |
managers U |
نرم افزاری که کارهایی که باید پردازش شوند را مرتب میکند |
 |
 |
utility U |
برنامه مفید که همراه با توابعی از قبیل جستجوی فایل , کپی کردن , دایرکتوری فایل , مرتب کردن و رفع اشکال و توابع ریاضی مختلف میباشد |
 |
 |
job U |
تعداد کارهای مرتب شده برای پردازش در سیستم چندکاره یا دستهای |
 |
 |
job U |
مرتب کردن کارهایی که باید پردازش شوند |
 |
 |
jobs U |
تعداد کارهای مرتب شده برای پردازش در سیستم چندکاره یا دستهای |
 |
 |
jobs U |
مرتب کردن کارهایی که باید پردازش شوند |
 |
 |
relative U |
پاسهای مرتب که به نرم افزارکامپیوترامکان محاسبه زمان حقیقی میدهد |
 |
 |
collection U |
و مرتب کردن در پایگاه داده |
 |
 |
collections U |
و مرتب کردن در پایگاه داده |
 |
 |
graduate U |
مرتب کردن |
 |
 |
graduates U |
مرتب کردن |
 |
 |
graduating U |
مرتب کردن |
 |
 |
series U |
گروه موضوعات مربوطه که مرتب شده اند |
 |
 |
listing U |
خط وط برنامه چاپ شده یا نمایش داده شده به صورت مرتب |
 |
 |
listings U |
خط وط برنامه چاپ شده یا نمایش داده شده به صورت مرتب |
 |
 |
queue U |
تعداد کارهای مرتب که منتظرند تا در سیستم دستهای پردازش شوند |
 |
 |
queue U |
تعداد فایل هایی که مرتب ذخیره شده اند پیش از پردازش |
 |
 |
queue U |
نرم افزاری که کارهایی که باید پردازش شوند را مرتب میکند |
 |
 |
queued U |
تعداد کارهای مرتب که منتظرند تا در سیستم دستهای پردازش شوند |
 |
 |
queued U |
تعداد فایل هایی که مرتب ذخیره شده اند پیش از پردازش |
 |
 |
queued U |
نرم افزاری که کارهایی که باید پردازش شوند را مرتب میکند |
 |
 |
queueing U |
تعداد کارهای مرتب که منتظرند تا در سیستم دستهای پردازش شوند |
 |
 |
queueing U |
تعداد فایل هایی که مرتب ذخیره شده اند پیش از پردازش |
 |
 |
queueing U |
نرم افزاری که کارهایی که باید پردازش شوند را مرتب میکند |
 |
 |
queues U |
تعداد کارهای مرتب که منتظرند تا در سیستم دستهای پردازش شوند |
 |
 |
queues U |
تعداد فایل هایی که مرتب ذخیره شده اند پیش از پردازش |
 |
 |
queues U |
نرم افزاری که کارهایی که باید پردازش شوند را مرتب میکند |
 |
 |
cyclic U |
عملی که مرتب تکرار میشود |
 |
 |
structure U |
روش منط قی یا مرتب برنامههای اسمبلی |
 |
 |
structures U |
روش منط قی یا مرتب برنامههای اسمبلی |
 |
 |
structuring U |
روش منط قی یا مرتب برنامههای اسمبلی |
 |
 |
surf U |
جستجوی وب سایت با نگاه کردن به صفحات وب به صورت نا مرتب ولی حرکت ساده بین صفحات با استفاده از اتصالات |
 |
 |
supervisor U |
ن میشود که قطعه به درستی کار می رود. 2-بخشی از سیستم عامل کامپیوتر که استفاده از رسانههای جانبی و عملیات cpvرا مرتب میکند |
 |
 |
supervisors U |
ن میشود که قطعه به درستی کار می رود. 2-بخشی از سیستم عامل کامپیوتر که استفاده از رسانههای جانبی و عملیات cpvرا مرتب میکند |
 |
 |
unjustified U |
که مرتب نشده است |
 |
 |
organizational U |
مربوط به روشی که چیزی مرتب شده است |
 |
 |
prissy U |
مرتب |
 |
 |
reference U |
لیست موضوعات مرتب شده |
 |
 |
reference U |
دستوری که دستیابی به داده ذخیره شده یا مرتب شده فراهم میکند |
 |
 |
references U |
لیست موضوعات مرتب شده |
 |
 |
references U |
دستوری که دستیابی به داده ذخیره شده یا مرتب شده فراهم میکند |
 |
 |
set U |
نهادن مرتب کردن |
 |
 |
sets U |
نهادن مرتب کردن |
 |
 |
setting up U |
نهادن مرتب کردن |
 |
 |
array U |
ساختار مرتب که اعضایشان در یک جدول ساخت یافته اند. |
 |
 |
array U |
ساختار مرتب دارای عناصر قابل دسترسی توسط اعداد برای ذخیره سازی جدول ها یا مجموعهای از دادههای مربوطه |
 |
 |
arrays U |
ساختار مرتب که اعضایشان در یک جدول ساخت یافته اند. |
 |
 |
arrays U |
ساختار مرتب دارای عناصر قابل دسترسی توسط اعداد برای ذخیره سازی جدول ها یا مجموعهای از دادههای مربوطه |
 |
 |
right U |
مرتب کردن متن و حروف خالی به طوری که حاشیه سمت راسب مستقیم قرار گیرد |
 |
 |
righted U |
مرتب کردن متن و حروف خالی به طوری که حاشیه سمت راسب مستقیم قرار گیرد |
 |
 |
righting U |
مرتب کردن متن و حروف خالی به طوری که حاشیه سمت راسب مستقیم قرار گیرد |
 |
 |
post U |
که در زمان چاپ و نه روی صفحه نمایش مرتب شود |
 |
 |
post- U |
که در زمان چاپ و نه روی صفحه نمایش مرتب شود |
 |
 |
posted U |
که در زمان چاپ و نه روی صفحه نمایش مرتب شود |
 |
 |
posts U |
که در زمان چاپ و نه روی صفحه نمایش مرتب شود |
 |
 |
serial U |
مرتب |
 |
 |
serials U |
مرتب |
 |
 |
preventative U |
بررسیهای مرتب قطعه برای تصحیح و تعمیر کردن هر خطای کوچک پیش از رویدادن خطاهای بزرگتر |
 |
 |
irregular U |
نا مرتب |
 |
 |
continuous U |
وسیلهای که مرتب به چاپگر کار می فرستد |
 |
Other Matches |
|
 |
sorted U |
روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند تا مرتب شوند |
 |
 |
sorts U |
روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند تا مرتب شوند |
 |
 |
sort U |
روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند تا مرتب شوند |
 |
 |
sorted U |
روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند |
 |
 |
sorts U |
روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند |
 |
 |
sort U |
روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند |
 |
 |
merge sorting algorithm U |
الگوریتمی که در ان محتویات دو ارایه مرتب برای ایجادارایه مرتب سوم ترکیب می شوند |
 |
 |
sorted U |
برنامهای که امکان مرتب سازی فایلهای جدید وسپس ترکیب آنها به صورت مرتب در فایلهای موجود را فراهم میکند |
 |
 |
sort U |
برنامهای که امکان مرتب سازی فایلهای جدید وسپس ترکیب آنها به صورت مرتب در فایلهای موجود را فراهم میکند |
 |
 |
sorts U |
برنامهای که امکان مرتب سازی فایلهای جدید وسپس ترکیب آنها به صورت مرتب در فایلهای موجود را فراهم میکند |
 |
 |
filing U |
1-مرتب کردن متن ها. 2-متن هایی که باید مرتب شوند |
 |
 |
sorted U |
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند |
 |
 |
sorts U |
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند |
 |
 |
sort U |
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند |
 |
 |
bubble sort U |
روش مرتب کردن که در آن مرتب جفت جفت داده ها عوض می شوند تامرتب شوند |
 |
 |
format U |
روش خاص مرتب کردن متن یا داده . روش مرتب کردن داده روی دیسک |
 |
 |
formats U |
روش خاص مرتب کردن متن یا داده . روش مرتب کردن داده روی دیسک |
 |
 |
orderlies U |
مرتب |
 |
 |
tidy <adj.> U |
مرتب |
 |
 |
orderly U |
مرتب |
 |
 |
systematic U |
مرتب |
 |
 |
regular <adj.> U |
مرتب |
 |
 |
kilter U |
مرتب |
 |
 |
trims U |
مرتب |
 |
 |
methodic U |
مرتب |
 |
 |
trimmest U |
مرتب |
 |
 |
trim <adj.> U |
مرتب |
 |
 |
regulars U |
مرتب |
 |
 |
he was neat U |
مرتب |
 |
 |
tidied U |
مرتب |
 |
 |
tidying U |
مرتب |
 |
 |
index U |
مرتب کر دن |
 |
 |
tidies U |
مرتب |
 |
 |
proper <adj.> U |
مرتب |
 |
 |
tidier U |
مرتب |
 |
 |
indexed U |
مرتب کر دن |
 |
 |
decent <adj.> U |
مرتب |
 |
 |
indexes U |
مرتب کر دن |
 |
 |
tidiest U |
مرتب |
 |
 |
well-groomed U |
مرتب |
 |
 |
ordered U |
مرتب |
 |
 |
businesslike U |
مرتب |
 |
 |
business like U |
مرتب |
 |
 |
well-ordered <adj.> U |
مرتب |
 |
 |
well groomed U |
مرتب |
 |
 |
presentable <adj.> U |
مرتب |
 |
 |
straight <adj.> U |
مرتب |
 |
 |
in good order <adj.> U |
مرتب |
 |
 |
shipshape U |
مرتب |
 |
 |
uncluttered <adj.> U |
مرتب |
 |
 |
steady <adj.> U |
مرتب |
 |
 |
fair <adj.> U |
مرتب |
 |
 |
arranging U |
مرتب کردن |
 |
 |
arranges U |
مرتب کردن |
 |
 |
collated U |
مرتب کردن |
 |
 |
concerts U |
مرتب کردن |
 |
 |
concert U |
مرتب کردن |
 |
 |
collates U |
مرتب کردن |
 |
 |
collating U |
مرتب کردن |
 |
 |
intrinsic U |
مرتب شایسته |
 |
 |
cleaned U |
مرتب کردن |
 |
 |
cleans U |
مرتب کردن |
 |
 |
cleanest U |
مرتب کردن |
 |
 |
arranged U |
مرتب کردن |
 |
 |
arrange U |
مرتب کردن |
 |
 |
marshal U |
مرتب کردن |
 |
 |
marshaled U |
مرتب کردن |
 |
 |
marshalled U |
مرتب کردن |
 |
 |
marshals U |
مرتب کردن |
 |
 |
tidies U |
مرتب کردن |
 |
 |
tidier U |
مرتب کردن |
 |
 |
straight U |
راحت مرتب |
 |
 |
straighter U |
راحت مرتب |
 |
 |
straightest U |
راحت مرتب |
 |
 |
tidied U |
مرتب کردن |
 |
 |
tidiest U |
مرتب کردن |
 |
 |
tidy U |
مرتب کردن |
 |
 |
tidying U |
مرتب کردن |
 |
 |
trims U |
مرتب پاکیزه |
 |
 |
trimmest U |
مرتب پاکیزه |
 |
 |
trim U |
مرتب پاکیزه |
 |
 |
regularizing U |
مرتب کردن |
 |
 |
regularizes U |
مرتب کردن |
 |
 |
regularized U |
مرتب کردن |
 |
 |
neatly <adv.> U |
بصورت مرتب |
 |
 |
regularize U |
مرتب کردن |
 |
 |
regularising U |
مرتب کردن |
 |
 |
regularises U |
مرتب کردن |
 |
 |
regularised U |
مرتب کردن |
 |
 |
collocating U |
مرتب کردن |
 |
 |
collocates U |
مرتب کردن |
 |
 |
collocated U |
مرتب کردن |
 |
 |
collocate U |
مرتب کردن |
 |
 |
sorting U |
مرتب نمودن |
 |
 |
straighten up <idiom> U |
مرتب کردن |
 |
 |
Shipshape . In apple pie order. U |
مرتب ومنظم |
 |
 |
unrehearsed U |
ازقبلآماده - مرتب |
 |
 |
well ordered U |
مرتب و منظم |
 |
 |
well conditioned U |
مرتب و منظم |
 |
 |
to map out U |
مرتب کردن |
 |
 |
collate U |
مرتب کردن |
 |
 |
duly <adv.> U |
بصورت مرتب |
 |
 |
riptide U |
جریان اب نا مرتب |
 |
 |
queerly U |
بطور مرتب |
 |
 |
orderly <adv.> U |
بطور مرتب |
 |
 |
tidily <adv.> U |
بطور مرتب |
 |
 |
neatly <adv.> U |
بطور مرتب |
 |
 |
duly <adv.> U |
بطور مرتب |
 |
 |
orderly <adv.> U |
بصورت مرتب |
 |
 |
tidily <adv.> U |
بصورت مرتب |
 |
 |
put straight U |
مرتب کردن |
 |
 |
partially ordered U |
پاره مرتب |
 |
 |
to cleanvp U |
مرتب کردن |
 |
 |
clean U |
مرتب کردن |
 |
 |
clear up U |
مرتب کردن |
 |
 |
j'adoube U |
مرتب می کنم |
 |
 |
lineup U |
مرتب کردن |
 |
 |
draw up U |
مرتب کردن |
 |
 |
to put to rights U |
مرتب کردن |
 |
 |
Orderly . In good order . Tidy . Ship - shape . U |
مرتب ومنظم |
 |
 |
order U |
مرتب کردن |
 |
 |
set in order U |
مرتب کردن |
 |
 |
marshaling U |
مرتب کردن |
 |
 |
fix up U |
مرتب کردن |
 |
 |
ordering U |
مرتب سازی |
 |
 |
descending sort U |
مرتب سازی نزولی |
 |
 |
distributive sort U |
مرتب کردن توزیعی |
 |
 |
ordered pair U |
زوج مرتب [ریاضی] |
 |
 |
external sort U |
مرتب سازی خارجی |
 |
 |
selection sort U |
مرتب کردن گزینشی |
 |
 |
bubble sort U |
مرتب کردن حبابی |
 |
 |
collating sort U |
مرتب کردن داده |
 |
 |
block sort U |
مرتب کردن بلاکی |
 |
 |
ripple sort U |
مرتب کردن موجی |
 |
 |
ascending sort U |
مرتب سازی صعودی |
 |
 |
neatly U |
بطور مرتب و اراسته |
 |
 |
shipshape U |
مرتب کردن منظم |
 |
 |
to fix up U |
مرتب کردن جادادن |
 |
 |
sort field U |
فیلد مرتب سازی |
 |
 |
sort field U |
میدان مرتب سازی |
 |
 |
major sort U |
مرتب سازی اصلی |
 |
 |
reorder U |
دوباره مرتب کردن |
 |
 |
redd U |
مرتب کردن رهاساختن |
 |
 |
quicksort U |
مرتب کردن سریع |
 |
 |
ordered tree U |
درخت مرتب شده |
 |
 |
magnetic tape sorting U |
مرتب نمودن با نوارمغناطیسی |
 |
 |
tree sort U |
مرتب کردن درختی |
 |
 |
internal sort U |
مرتب سازی داخلی |
 |
 |
ordered pair U |
زوج مرتب [ریاضی] |
 |
 |
indexical U |
مرتب بشکل فهرست |
 |
 |
pick up <idiom> U |
تمیز ،مرتب کردن |
 |
 |
She keep son bothering me . U |
مرتب مزاحم من است |
 |
 |
insertion sorting algorithm U |
الگوریتم مرتب کردن |
 |
 |
internal sort U |
مرتب کردن درونی |
 |
 |
oscillating sort U |
مرتب کردن نوسانی |
 |
 |
primp U |
مرتب ومنظم ساختن |
 |
 |
square U |
مرتب کردن کلاه |
 |
 |
squared U |
مرتب کردن کلاه |
 |
 |
squares U |
مرتب کردن کلاه |
 |
 |
squaring U |
مرتب کردن کلاه |
 |
 |
tabular U |
مرتب شده در یک جدول |
 |
 |
data processing U |
مرتب کردن داده ها |
 |
 |
My stomach is out of order. U |
مزاجم مرتب کارنمی کند |
 |
 |
multireel sorting U |
مرتب کردن چند حلقهای |
 |
 |
clear the decks <idiom> U |
همه جارا مرتب کردن |
 |
 |
multipass sort U |
مرتب سازی چند عبوری |
 |
 |
churchgoers U |
کسی که مرتب به کلیسا میرود |
 |
 |
neaty U |
بطور مرتب و اراسته بسادگی |
 |
 |
polyphase sort U |
مرتب کردن چند فازی |
 |
 |
radix sorting algorithm U |
الگوریتم مرتب کردن مبنایی |
 |
 |
churchgoer U |
کسی که مرتب به کلیسا میرود |
 |
 |
sorting network U |
شبکه مرتب کردن داده ها |
 |
 |
multipass sort U |
مرتب کردن چند گذری |
 |
 |
juxtaposition U |
مرتب کردن موضوعات در کنار هم |
 |
 |
sequences U |
به ترتیب مرتب کردن دنباله |
 |
 |
coherent U |
مرتب و دارای نظم متوالی |
 |
 |
alphanumeric sort U |
مرتب نمودن الفبا عددی |
 |
 |
sequence U |
به ترتیب مرتب کردن دنباله |
 |
 |
sequential U |
مرتب شده به صورت ترتیبی |
 |
 |
card sorter U |
دستگاه مرتب کننده کارت |
 |
 |
multifile sorting U |
مرتب کردن چند فایلی |
 |
 |
griper U |
کسیکه مرتب شکایت میکند |
 |
 |
exchange sorting algorithm U |
مرتب کردن به روش حبابی |
 |
 |
alphameric U |
مرتب کردن حروف و اعدادبترتیب تقدم |
 |
 |
scheduling U |
مرتب کردن ترتیب پردازش کارها |
 |
 |
selective U |
مرتب کردن بخشی از داده ها به ترتیب |
 |
 |
quicksort U |
روش مرتب کردن سریع فایل |
 |
 |
filing system U |
نرم افزار مرتب سازی فایل |
 |
 |
minor sort U |
مرتب سازی جزیی جورسازی فرعی |
 |
 |
selectively U |
مرتب کردن بخشی از داده ها به ترتیب |
 |
 |
superfix U |
تکرار مرتب ومداوم موضوعی درسخن |
 |
 |
organising U |
مرتب کردن ارایش دادن موضع |
 |
 |
make room for someone or something <idiom> U |
برای چیزی اوضاع را مرتب کردن |
 |
 |
organises U |
مرتب کردن ارایش دادن موضع |
 |
 |
organize U |
مرتب کردن ارایش دادن موضع |
 |
 |
organizes U |
مرتب کردن ارایش دادن موضع |
 |
 |
loops U |
برنامه کامپیوتری که مرتب تکرار شود |
 |
 |
organizing U |
مرتب کردن ارایش دادن موضع |
 |
 |
looped U |
برنامه کامپیوتری که مرتب تکرار شود |
 |
 |
loop U |
برنامه کامپیوتری که مرتب تکرار شود |
 |