English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
function table U جدول تابعی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
manning table U جدول تعیین مشاغل جدول وفایف پرسنل
symbol table U جدول نمادها جدول نمادی
dive schedule U جدول حداکثر زمان و عمق استخر برای شیرجه جدول نشاندهنده عمق و زمان ماندن زیر اب غواص
correction index U جدول تصحیح خطای توپ جدول تصحیح یا تصحیحات
spelling table U جدول کلمات تهجی رمزی جدول تهجی رمز
functional U تابعی
functional relationship U رابطه تابعی
functional relation U رابطه تابعی
program function key U کلید تابعی ای برنامه
functional programming U برنامه نویسی تابعی
functional analysis U آنالیز تابعی [ریاضی]
functional U تابعی وفیفه مندی
continuity of a function U پیوستگی تابعی [ریاضی]
modulo arithmetic U ریاضی تابعی در پایه N
argument [of a function] U متغیر مستقل تابعی [ریاضی]
modularity U تشکیل شده از بخشهای تابعی
disable U مانع عملیات وسیله یا تابعی شدن
disables U مانع عملیات وسیله یا تابعی شدن
disabling U مانع عملیات وسیله یا تابعی شدن
adders U وسیله یا تابعی که شامل نتیجه دو یا چند ورودی
modularization U برنامههای طراحی از مجموعه از بخشهای تابعی استاندارد
adder U وسیله یا تابعی که شامل نتیجه دو یا چند ورودی
pf key U key Function Program کلید تابعی ای برنامه
one level address U تابعی که در حین اجرا تابع دیگر را صدا نکند
preprogrammed U که در کارخانه برنامه ریزی شده است تا تابعی را انجام دهد
logical U تابعی که از چندین عملگر منط قی مثل AND و OR تشکیل شده است
diagnostic U تابعی در برنامه برای کمک به یافتن خطاها در سیستم کامپیوتری
key ترکیب دو یا چند کلید که تابعی را انجام می دهند وقتی با هم انتخاب شوند
non operable instruction U دستوری که تابعی انجام نمیدهد ولی شمارنده برنامه را افزایش میدهد
static U زیر تابعی که از هیچ متغیری جدا از آدرس ها عمودند استفاده نمیکند
boxes U وسیلهای که تابعی را بدون اینکه کاربر آن بداند چگونه انجام میدهد
box U وسیلهای که تابعی را بدون اینکه کاربر آن بداند چگونه انجام میدهد
subroutine U زیر تابعی که از هیچ متغیری حدا از آدرس عملوندها استفاده نمیکند
device U برنامه یا تابعی که مدیریت وسیله ورودی / خروجی یا جانبی را بر عهده دارد
for next loop U حلقه یا تابعی که تکرار میشود تا وقتی که شرط دیگر صدق نکند
devices U برنامه یا تابعی که مدیریت وسیله ورودی / خروجی یا جانبی را بر عهده دارد
logic U عمل کامپیوتری یا تابعی که تصمیم گیری میکند. قط عات کامپیوتر یا سیستم دیجیتال
bomb U تابعی در برنامه برای ایجاد خرابی و از بین بردن داده در یک زمان مشخص
bombed U تابعی در برنامه برای ایجاد خرابی و از بین بردن داده در یک زمان مشخص
bombs U تابعی در برنامه برای ایجاد خرابی و از بین بردن داده در یک زمان مشخص
acknowledged mail U تابعی که به فرستنده اعلام میکند پیام پستی الکترونیکی خوانده شده است
daisy chain U زیر تابعی در برنامه که سایرین را در یک مجموعه فراخوانی میکند. اولین تابع دومین
bombed out U تابعی در برنامه برای ایجاد خرابی و از بین بردن داده در یک زمان مشخص
open U تابعی که میتواند در تابع یا برنامه بزرگ بدون دستور فراوان درج شود
edit U ترتیبی از حروف یا کلیدها که باید انتخاب شوند تا تابعی یا ویرایشگری فعال شود
edited U ترتیبی از حروف یا کلیدها که باید انتخاب شوند تا تابعی یا ویرایشگری فعال شود
opens U تابعی که میتواند در تابع یا برنامه بزرگ بدون دستور فراوان درج شود
opened U تابعی که میتواند در تابع یا برنامه بزرگ بدون دستور فراوان درج شود
script U مجموعه دستوراتی که تابعی را انجام می دهند که توسط یک زبان ماکرو یا دستهای استفاده میشود
device driver U برنامه یا تابعی که واسط و مدیر دستگاه ورودی / خروجی یاسایر وسایل جانبی است
device handler U برنامه یا تابعی که واسط و مدیر دستگاه ورودی / خروجی یاسایر وسایل جانبی است
drivers U برنامه یا تابعی که واسط و مدیر دستگاه ورودی / خروجی یاسایر وسایل جانبی است
driver U برنامه یا تابعی که واسط و مدیر دستگاه ورودی / خروجی یاسایر وسایل جانبی است
erasers U در یک برنامه گرافیک تابعی که به فضاهای تصویر اجازه پاک شدن میدهد و یا اینکه با رنگ شب صفحه یکسان شود
permanent income hypothesis U این فرضیه توسط میلتون فریدمن بیان شده که بر اساس ان مصرف تابعی ازانچه که وی انرا درامد دائمی
eraser U در یک برنامه گرافیک تابعی که به فضاهای تصویر اجازه پاک شدن میدهد و یا اینکه با رنگ شب صفحه یکسان شود
semaphore U مشخصات دو کار و تصدیق مناسب برای جلوگیری از قفل کردن یا سایر مشکلات وقتی که هر دو نیاز به وسیله جانبی یا تابعی دارند
goto U دستور برنامه نویسی که جهش به نقط ه یا تابعی دیگر در برنامه دارد
diagnostics U تابعی در کامپایلر که به برنامه نویس کمک میکندخطاهای کد برنامه را بیابد
edit U کلیدی که تابعی را آغاز میکند که استفاده از ویرایشگر را ساده تر میکند
edited U کلیدی که تابعی را آغاز میکند که استفاده از ویرایشگر را ساده تر میکند
help U تابعی در برنامه یا سیستم که حاوی اطلاعات مفید درباره برنامه استفاده شده است
faulted U تابعی که بخشی از برنامه است که علت داده خراب یا قطعه خراب را بیان میکند
fault U تابعی که بخشی از برنامه است که علت داده خراب یا قطعه خراب را بیان میکند
helps U تابعی در برنامه یا سیستم که حاوی اطلاعات مفید درباره برنامه استفاده شده است
faults U تابعی که بخشی از برنامه است که علت داده خراب یا قطعه خراب را بیان میکند
helped U تابعی در برنامه یا سیستم که حاوی اطلاعات مفید درباره برنامه استفاده شده است
subroutine U زیر تابعی که حاوی زیر تابع دیگر باشد
two level subroutine U زیر تابعی که حاوی زیر تابع دیگر است
identification U تابعی که توسط کامپیوتر میزبان استفاده میشود تا مافیت و مشخصات کامپیوتر یا کاربر را بیان کند.
best fit U 1-آنچه که تط ابق بیشتری با یک نیاز دارد 2-تابعی که کوچکترین تصادفی موجود در حافظه اصلی را انتخاب میکند برای یک صفحه مجازی در خواست شده
chamfered kerb U جدول پخ
log U جدول
table U جدول
kerbs U جدول
curbed U جدول
kerb U جدول
curb U جدول
border stone U جدول
curbing U جدول
curbs U جدول
tables U جدول
tabling U جدول
tabled U جدول
kerb=curb U جدول
irrigation channel U جدول
scale U جدول
tableau U جدول
tableaus U جدول
schedules U جدول
scheduled U جدول
tableaux U جدول
charting U جدول
charts U جدول
schedule U جدول
charted U جدول
chart U جدول
logs U جدول
IBM U صفحه کلیدی که حاوی کلیدهای تابعی است و در سمت چپ کلیدهای اصلی قرار دارد و نوشته عددی جداگانه ندارد
loading chart U جدول بارگیری
firing table U جدول تیر
firing table U جدول تیراندازی
worktable U جدول کار
frequency table U جدول بسامد
truth table U جدول صحت
flush kerb U جدول همکف
truth table U جدول درستی
time table U جدول زمانی
time log U جدول زمان
tide table U جدول کشند
fourfold table U جدول چهارخانه
virtual table U جدول مجازی
fender curbs U جدول محافظ
data table U جدول داده ها
decimal table U جدول تصمیمی
decision table U جدول تصمیمی
decision table U جدول تصمیم
demand schedule U جدول تقاضا
deviation table U جدول انحراف
crossword puzzle U جدول معمایی
double entry table U جدول دو سویی
two way table U جدول دو سویی
embarkation table U جدول بارگیری
expectancy table U جدول انتظار
external table U جدول برونی
raised kerb U جدول بلند
text chart U جدول نوشتاری
manning table U جدول مشاغل
table look up U مراجعه به جدول
tabulating machine U جدول نویس
tabulating machine U جدول بند
nomogram U جدول محاسباتی
tabularly U جدول وار
symbolic table U جدول علائم
probability table U جدول احتمالات
symbol table U جدول علامت
symbol table U جدول نمادها
range table U جدول تیرتوپ
road movement table U جدول راهپیمایی
supply schedule U جدول عرضه
sulcate U جدول دار
rounded kerb U جدول گرد
slope kerb U جدول شیبدار
station bill U جدول محلها
lookup table U جدول مراجعه
tariff schedule U جدول تعرفه
tabulator U جدول نویس
tabulator U جدول بند
indifference schedule U جدول بی تفاوتی
karnaugh map U جدول کارنو
kerb stone U سنگ جدول
tabulation U جدول بندی
kerbstone U سنگ جدول
leontief table U جدول لئونتیف
lip kerb U جدول پهن
table point U جدول امتیازها
loading table U جدول بارگیری
look up table U جدول مراجعهای
table of organization U جدول سازمان
table of distribution U جدول توزیع
table look up U جستجوی جدول
state table U جدول حالات
cross word puzzle U جدول معمایی
tabling U لوح جدول
table U لوح جدول
kerbs U جدول پیاده رو
kerb U جدول پیاده رو
periodic table U جدول تناوبی
addition table U جدول افزایشی
groove U گودی جدول
riddles U جدول معما
cells U خانه جدول
cell U خانه جدول
periodic table U جدول دورهای
matrix U جدول اعداد
tabulate U جدول بندی
tabulated U جدول بندی
tables U لوح جدول
list U سیاهه جدول
tabulates U جدول بندی
matrixes U جدول اعداد
tabulating U جدول بند
tabulating U جدول بندی
riddle U جدول معما
character table U جدول شناسایی
grooves U گودی جدول
conversion table U جدول تبدیل
multiplication tables U جدول بس شماری
contingency table U جدول وابستگی
multiplication table U جدول بس شماری
consumption schedule U جدول مصرف
cross word U جدول معمائی
multiplication table U جدول ضرب
box score U جدول امتیازها
tabled U لوح جدول
multiplication tables U جدول ضرب
cross word U جدول لغز
functional unit U واحد در حال کار واحد تابعی
timetabling U جدول ساعات کار
permutation table U جدول کلمات رمز
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com