English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (15 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
lubritorium U جایگاه مخصوص روغن کاری ماشین
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
fog oil U روغن مخصوص یا سوخت مخصوص دستگاههای تولیددود مصنوعی
oil U روغن کاری کردن روغن ساختن
oils U روغن کاری کردن روغن ساختن
oiling U روغن کاری کردن روغن ساختن
podium U بالکن جایگاه مخصوص
podiums U بالکن جایگاه مخصوص
universal U نوشتن برنامه که مخصوص یک ماشین نیست و روی چندین ماشین قابل اجرا است
antechoir U جایگاه مخصوص روحانیون وسرایندگان در کلیسا
fore U [جایگاه مخصوص روحانیون و سرایندگان در کلیسا]
registers U که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
registering U که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
register U که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
oil color U روغن مخصوص نقاشی
machine oil U روغن ماشین
lubrication U روغن کاری
acrometer U دستگاه سنجش وزن مخصوص روغن
cutting lubricant U روغن برش کاری
lubrication U روغن کاری کردن
embedded code U کامپیوتر مخصوص برای کنترل یک ماشین . کامپیوتر مخصوص در یک سیستم بزرگ برای انجام یک تابع خاص
self lubricating U خودبخود روغن کاری شونده
lubritorium U محل روغن کاری چال
slush down U روغن کاری کردن بکسلهای ثابت ناو
blower U ماشین مخصوص دمیدن
blender U ماشین مخصوص مخلوط کردن
blenders U ماشین مخصوص مخلوط کردن
patrol wagon U ماشین مخصوص حمل زندانیان
agitator car U ماشین گردان مخصوص حمل بتن
building up alloy U الیاژ مخصوص روکش کاری
turntable ladder U نردبان چرخان [مخصوص ماشین آتش نشانی]
aerial ladder U نردبان چرخان [مخصوص ماشین آتش نشانی]
forklift U ماشین مخصوص بلند کردن چیزهای سنگین
machine time U زمان ماشین کاری
contouring shaper U ماشین رنده کاری
sowing machine U ماشین تخم کاری
seeding machine U ماشین تخم کاری
ultrasonic machining U ماشین کاری التراسونیک
tedder U ماشین مخصوص پخش وخشک کردن علف درو شده
shingler U ماشین چکش کاری اهن گداخته
sanding machine U ماشین سنباده زنی وصیقل کاری
server U کامپیوتر مخصوص که کاری را برای شبکه انجام میدهد
burred U برامدگی تیز یا زبر یک فلز براثر عملیات ماشین کاری
burring U برامدگی تیز یا زبر یک فلز براثر عملیات ماشین کاری
burrs U برامدگی تیز یا زبر یک فلز براثر عملیات ماشین کاری
burr U برامدگی تیز یا زبر یک فلز براثر عملیات ماشین کاری
bits U تیغه یا ابزار سوراخ کاری که در داخل گیره یا ماشین گردش می نماید
bit U تیغه یا ابزار سوراخ کاری که در داخل گیره یا ماشین گردش می نماید
Short of replacing the engine, I have tried everything to fix the car. U به غیر از تعویض موتور برای تعمیر ماشین من همه کاری را تلاش کردم .
vending machines U ماشین خود کاری که باانداختن پول در سوراخ ان جنس مورد لزوم از ان خارج میشود
vending machine U ماشین خود کاری که باانداختن پول در سوراخ ان جنس مورد لزوم از ان خارج میشود
plater U صفحه فلزی ساز ماشین غلتک کاغذ سازی اسب مخصوص مسابقه اسب دوانی
thermite U ماده مخصوص جوش کاری و ماده اتشزای داخل گلولههای اتشزا
oil dent U شیار ورود روغن یا سوراخ عبور روغن
air cooled oil cooler U نوعی خنک کننده روغن که ازجریان هوا برای خنک کردن روغن استفاده میکند
creosoted U روغن قیر روغن قطران
cutting oil U روغن سردکننده روغن برش
creosoting U روغن قیر روغن قطران
creosotes U روغن قیر روغن قطران
creosote U روغن قیر روغن قطران
oil can U حلب روغن , روغن دان
lutes U گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
lute U گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
writes U وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
write U وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
typeface U مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
typefaces U مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
graphics U کارت مخصوص درون کامپیوتر که از یک پردازنده مخصوص برای افزایش سرعت رسم خط ها و تصاویر روی صفحه استفاده میکند
self binder U ماشین کشاورزی که هم درومیکندوهم بافه می بند د ماشین درووبسته بندی
The letter is well typed . U نامه قشنگ ماشین شده است (با ماشین تحریر )
napping waste U ضایعات عمل خارزنی [این ضایعات در فرش های دستی بعد از پرداخت و یا در هنگام مقراض کاری بوجود آمده و در فرش های ماشینی پس از خار زدن سطح فرش بوسیله ماشین حاصل می شود.]
machinists U ماشین چی چرخکار ماشین ساز ماشینیست
machinist U ماشین چی چرخکار ماشین ساز ماشینیست
torch U کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torches U کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
to know the ropes U راههای کاری را بلد بودن لم کاری رادانستن
torched U کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torching U کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
blow torch U کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
place U جایگاه
houses U جایگاه جا
stations U جایگاه
station U جایگاه
toll house U جایگاه
housed U جایگاه جا
house U جایگاه جا
position U جایگاه
cabin U جایگاه
places U جایگاه
limb top U جایگاه
positioned U جایگاه
placing U جایگاه
stationed U جایگاه
cybernetics U مط العه روش حرکت ماشین الکترونیکی یا انسانی و نحوه تقلید ماشین الکترونیکی از رفتار و اعمال انسان
compensation trading U معاملهای که در ان فروشنده ماشین الات کارخانه متعهد میگردد تامحصول ان ماشین الات راخریداری نماید
seat U جایگاه نشاندن
operating room U جایگاه عمل
seated U جایگاه نشاندن
seats U جایگاه نشاندن
lattice site U جایگاه شبکه
site plan U نقشه جایگاه
sanctuary U جایگاه مقدس
sanctuaries U جایگاه مقدس
expanse of ruins U جایگاه خرابیها
expanse of rubble U جایگاه خرابیها
stalling U لژ جایگاه ویژه
grandstand U جایگاه سرپوشیده
grandstands U جایگاه سرپوشیده
galleries U جایگاه تماشاگران
booth U جایگاه رژه
ordinal position U جایگاه ترتیبی
engine house U جایگاه لوکوموتیو
picture palace U جایگاه سینما
parking place U جایگاه توقف
picturedrome U جایگاه سینما
stall U لژ جایگاه ویژه
picture theatre U جایگاه سینما
gallery U جایگاه تماشاگران
flash house U جایگاه دزدان
stands U جایگاه تماشاگران
booths U جایگاه رژه
operating rooms U جایگاه عمل
home range U جایگاه حیوانات
hibernaculum U جایگاه زمستانی
telephone station U جایگاه تلفن
scene of destruction U جایگاه خرابیها
band-stand U جایگاه ارکستر
banstand U جایگاه ارکست
pumping ststion U جایگاه تلمبه
bench lathe U ماشین تراش رومیزی ماشین تراش کوچکی که روی میز کار بسته میشود
machines U 1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machine U ماشین کردن با ماشین رفتن
machine U 1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machined U ماشین کردن با ماشین رفتن
machined U 1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machines U ماشین کردن با ماشین رفتن
pence for any thing U میل بچیزی یا کاری یااستعدادبرای کاری
stringing U خطوط خاتم کاری و منبت کاری
delete U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleting U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deletes U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleted U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
bar U جایگاه متهمین در دادگاه
bars U جایگاه متهمین در دادگاه
news-stand U جایگاه فروش روزنامه
paper advance setting جایگاه پیشرفته ورق
dram shop U جایگاه نوشابه فروشی
stand one's ground <idiom> U حمایت از جایگاه شخص
news stand U جایگاه فروش روزنامه
docks U جایگاه متهم در دادگاه
docked U جایگاه متهم در دادگاه
sail loft U جایگاه بادبان سازی
sanctum U قدس جایگاه مقدس
dock U جایگاه متهم در دادگاه
news-stands U جایگاه فروش روزنامه
platforms U کف راه جایگاه خطابه
choir-wall U [دیواره ی جداکننده جایگاه]
fire post U جایگاه اتش نشانی
far turn U پیچ سمت جایگاه
lay by U جایگاه ایست ایستگاه
lay-by U جایگاه ایست ایستگاه
lay-bys U جایگاه ایست ایستگاه
menagerie U جایگاه دام ودد
menageries U جایگاه دام ودد
press box U لژ مطبوعاتی جایگاه گزارشگران
swinery U پرورشگاه یا جایگاه خوکان
stand U جایگاه گواه در دادگاه
stone work U جایگاه سنگ تراشی
platform U کف راه جایگاه خطابه
oarlock U جایگاه فلزی پارو
gate chamber wall U جایگاه حرکت دریچه
malt house U جایگاه مالت سازی
press boxes U لژ مطبوعاتی جایگاه گزارشگران
witness box U جایگاه شهود گواه جای
orchestra U دسته نوازندگان جایگاه ارکست
perched U جایگاه بلند جای امن
perch U جایگاه بلند جای امن
location U جایگاه وضعیت مکانی جا دادن
locations U جایگاه وضعیت مکانی جا دادن
orchestras U دسته نوازندگان جایگاه ارکست
perches U جایگاه بلند جای امن
altar of credence U [جایگاه نان و شراب مقدس]
choir-loft U [بالکنی بالای جایگاه همسرایان]
haras U جایگاه تخم کشی اسب
perching U جایگاه بلند جای امن
witness box U جایگاه ویژه گواهان در دادگاه
fax U مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
cross compiler U کامپایلری که روی یک ماشین اجرا میشود در حالیکه این ماشین با ماشینی که این کامپایلر برای ان طراحی شده است تا کدهایش را ترجمه کند تفاوت دارد
faxes U مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
faxing U مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
faxed U مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
disassembler U برنامهای که کد زبان ماشین را گرفته و کد زبان اسمبلر راکه برنامه به زبان ماشین ازان ایجاد میشود تولید میکند
choir-aisle U [راهرو موازی از شبستان به جایگاه همسرایان]
tap room U جایگاه نوشابه فروشی ونوشابه خوری
double column vertical boring mill U ماشین تراش قائم دو ستونی ماشین تراش کاروسل دوستونی
glid U تذهیب کاری [در زمینه فرش بوسیله نخ طلا، نقره و یا جواهرات. نوعی از این تذهیب کاری به صوفی بافی معروف است.]
porter house U جایگاه فروش و صرف ابجووکباب و مانند انها
clubhouses U ساختمان در زمین گلف جایگاه سرپوشیده تماشاگران
clubhouse U ساختمان در زمین گلف جایگاه سرپوشیده تماشاگران
Pay attention to the house rules [hazard statements] . U توجه بکنید به قواعد جایگاه [اظهارات خطر] .
assembles U ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assembled U ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com