English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (37 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
sheet down U ثابت کردن بادبان در مقابل باد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
balloon jib U بادبان مثلثی شکل در مقابل باد
ballooner U بادبان مثلثی شکل در مقابل باد
sheets U طناب وصل به بادبان برای تنظیم ان در مقابل باد
sheet U طناب وصل به بادبان برای تنظیم ان در مقابل باد
sail U کشتیرانی کردن بادبان برافراشتن بادبان حرکت در روی جاده یا دریا
sailings U کشتیرانی کردن بادبان برافراشتن بادبان حرکت در روی جاده یا دریا
sailed U کشتیرانی کردن بادبان برافراشتن بادبان حرکت در روی جاده یا دریا
exchangeable U درایو دیسک با پوش قابل حرکت . در مقابل دیسک ثابت
working sails U بادبان معمولی که با بادبان سبک یا سنگین در موقع تغییرشدت باد فرق دارد
foresail U بادبان عمده دگل جلو کشتی بادبان پایین
fix U ثابت کردن تصحیح کردن تثبیت کردن ثابت
fixes U ثابت کردن تصحیح کردن تثبیت کردن ثابت
shake-out U باز کردن بادبان
brail up U جمع کردن بادبان
shake out U باز کردن بادبان
shake-outs U باز کردن بادبان
reefs U پیچیدن و جمع کردن بادبان
reef U پیچیدن و جمع کردن بادبان
truss U بهم بستن بادبان را جمع کردن
trussed U بهم بستن بادبان را جمع کردن
trusses U بهم بستن بادبان را جمع کردن
trussing U بهم بستن بادبان را جمع کردن
hanks U وسیله وصل کردن بادبان به سیم دکل
hank U وسیله وصل کردن بادبان به سیم دکل
fin de non recevoir U رد کردن شکایت یا اعتراض طرف مقابل
to row back <idiom> <verb> U نقض کردن [موضوعی در مقابل حریف]
to resist an attack U در مقابل حملهای مقاومت یاایستادگی کردن
to backtrack <idiom> <verb> U نقض کردن [موضوعی در مقابل حریف]
spill wind U سست کردن بادبان برای جلوگیری از تمایل قایق به یک سمت
reefknot U گره مربع مخصوص توگذاشتن یا جمع کردن بادبان تو گذاشتن
to make a goal U توپ راازدروازه طرف مقابل بیرون کردن
slides U سواری کردن مقابل موج بازاویه شکسته
slide U سواری کردن مقابل موج بازاویه شکسته
static employment U کاربرد توپخانه پدافند هوایی در سکوی ثابت یا در پدافندهوایی ثابت
play footsie <idiom> U از زیرمیز با پا عضوی از بدن شخص مقابل را لمس کردن
trap U سد کردن حرکت دادن هدفها در مقابل تیرانداز دام
traveler U میله فلزی عقب قایق با حلقه برای وصل کردن طناب بادبان
langridge U اهن پارهای که برای خراب کردن بادبان و اسباب کشتی بکار میرود
langrel U اهن پارهای که برای خراب کردن بادبان و اسباب کشتی بکار میرود
langrage U اهن پارهای که برای خراب کردن بادبان و اسباب کشتی بکار میرود
sensed U روشن کردن تابلوی مقابل کامپیوتر قابل بررسی است
senses U روشن کردن تابلوی مقابل کامپیوتر قابل بررسی است
barff's precess U حفافت اهن در مقابل زنگ زدن بوسیله اکسیده کردن
sense U روشن کردن تابلوی مقابل کامپیوتر قابل بررسی است
fixed capital U سپرده ثابت اموال ثابت یکان
static test U ازمایش در وضعیت ثابت یا به حالت ثابت
shave down U کوتاه کردن موی سر پیش ازمسابقه شنا جهت کاستن مقاومت در مقابل اب
shadowmask U صفحهای با سوراخهایی در مقابل صفحه تصویر رنگی برای جدا کردن اشعههای سه رنگ
establish U برقرار کردن احراز کردن ثابت یا پابرجاکردن
mounts U ثابت کردن نصب کردن قرار دادن
establishes U برقرار کردن احراز کردن ثابت یا پابرجاکردن
mount U ثابت کردن نصب کردن قرار دادن
establishing U برقرار کردن احراز کردن ثابت یا پابرجاکردن
fixes U کار گذاشتن نصب کردن ثابت کردن
fix U کار گذاشتن نصب کردن ثابت کردن
standing order U دستورالعملهای ثابت دستورات ثابت
standing orders U دستورالعملهای ثابت دستورات ثابت
demonstrated U ثابت کردن
stabilising U ثابت کردن
fixation U ثابت کردن
to make out U ثابت کردن
proves U ثابت کردن
fix U ثابت کردن
stabilises U ثابت کردن
pin U ثابت کردن
to let the saw dust out of U را ثابت کردن
stabilizes U ثابت کردن
pinning U ثابت کردن
clinching U ثابت کردن
clinches U ثابت کردن
pinned U ثابت کردن
clinched U ثابت کردن
clinch U ثابت کردن
fixes U ثابت کردن
demonstrates U ثابت کردن
proved U ثابت کردن
evidence U ثابت کردن
prover U ثابت کردن
to bring home U ثابت کردن
demonstrating U ثابت کردن
demonstrate U ثابت کردن
truest U ثابت کردن
truer U ثابت کردن
stabilized U ثابت کردن
stabilize U ثابت کردن
fixations U ثابت کردن
stabilised U ثابت کردن
prove U ثابت کردن
true U ثابت کردن
call someone's bluff <idiom> U ثابت کردن ادعا
to put one in the wrong U کسیرا ثابت کردن
stable U ثابت کردن استوارشدن
evidence U ثابت کردن سند
destabilize U غیر ثابت کردن
to make a point U نکتهای را ثابت کردن
to prove with reasons U با دلیل ثابت کردن
reason U با دلیل ثابت کردن
reasons U با دلیل ثابت کردن
stables U ثابت کردن استوارشدن
to take in sail U جمع کردن یا پیچیدن بادبان شراع پیچیدن
stabilized U استوار کردن ثابت شدن
stabilises U استوار کردن ثابت شدن
stabilised U استوار کردن ثابت شدن
stabilize U استوار کردن ثابت شدن
stabilizes U استوار کردن ثابت شدن
stabilising U استوار کردن ثابت شدن
nial a line to the counter U کذب موضوعی را ثابت کردن
evidence U شاهد باگواهی ثابت کردن
freeze U ثابت کردن غیرقابل حرکت ساختن
freezes U ثابت کردن غیرقابل حرکت ساختن
cages U قفل کردن یک ژایرو دروضعیت ثابت و معین
immobilize U ازجنبش و حرکت باز داشتن ثابت کردن
immobilised U ازجنبش و حرکت باز داشتن ثابت کردن
immobilized U ازجنبش و حرکت باز داشتن ثابت کردن
immobilises U ازجنبش و حرکت باز داشتن ثابت کردن
immobilising U ازجنبش و حرکت باز داشتن ثابت کردن
cage U قفل کردن یک ژایرو دروضعیت ثابت و معین
hovering U پرواز کردن نزدیک زمین به طور ثابت
slush down U روغن کاری کردن بکسلهای ثابت ناو
immobilizes U ازجنبش و حرکت باز داشتن ثابت کردن
immobilizing U ازجنبش و حرکت باز داشتن ثابت کردن
write protect U غیر ممکن کردن نوشتن روی فلاپی دیسک یا با حرکت دادن قسمت حفافت در مقابل نوشتن
sample U مداری که سیگنال ورودی آنالوگ را برای مدت طولانی برای مبدل آنالوگ به دیجیتال ثابت نگه می دارد تا خروجی ثابت تولید شود
sampled U مداری که سیگنال ورودی آنالوگ را برای مدت طولانی برای مبدل آنالوگ به دیجیتال ثابت نگه می دارد تا خروجی ثابت تولید شود
ascertaining U ثابت کردن معین کردن
ascertained U ثابت کردن معین کردن
posit U ثابت کردن فرض کردن
attaches U مونتاژ کردن ثابت کردن
attach U مونتاژ کردن ثابت کردن
ascertain U ثابت کردن معین کردن
attaching U مونتاژ کردن ثابت کردن
ascertains U ثابت کردن معین کردن
to prove oneself U نشان دادن [ثابت کردن] توانایی انجام کاری
lattices U خطوط شبکه بندی ثابت مخصوص بزرگ کردن نقشه
lattice U خطوط شبکه بندی ثابت مخصوص بزرگ کردن نقشه
cut down to size <idiom> U ثابت کردن اینکه کسی اونقدرکه فکر میکند خوب نیست
standing U ثابت دستورالعمل ثابت
ager U نوعی ماشین بخار جهت ثابت کردن رنگ ها و افزایش ظاهری قدمت فرش
to walk the chalk U بوسیله درست راه رفتن ازمیان خطهای گچ کشیده هوشیاری خود را ثابت کردن
steadying U مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadiest U مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadies U مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadied U مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steady U مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
inhauler U بادبان کش
sail بادبان
batten pocket U بادبان
inhaul U بادبان کش
brail U بادبان
vela U بادبان
sailings U بادبان
sailed U بادبان
sailcloth U بادبان
velorum U بادبان
inhauler U ریسمان بادبان کش
sail area U سطح بادبان
jackstay U بادبان بند
gaskets U بادبان بند
to clew up[ a sail U بالاکشیدن بادبان
reefers U بادبان جمع کن
goosewing U دو پهلو بادبان
reefer U بادبان جمع کن
to take in a reef U بادبان را تو گذاشتن
halliard U ریسمان بادبان
halyard U ریسمان بادبان
topsail U بالاترین بادبان
fill away U بادبان اراستن
gasket U بادبان بند
catboat U قایق تک بادبان
foresail U بادبان سینه
unfurled U بادبان گستردن
unfurling U بادبان گستردن
unfurls U بادبان گستردن
main sail U بادبان اصلی
mizzen sail U بادبان پاشنه
lateen sail U بادبان سه گوش
fill away U بادبان برافراشتن
unfurl U بادبان گستردن
cut of sail U برش بادبان
lateen rig U بادبان 3 گوشه
mainsail U بادبان اصلی
jigger U بادبان کوچک
foot U پایین بادبان
press of sail or canvas U بادبان بفراخور باد
head sail U بادبان جلوی دکل
ship rigged U دارای بادبان مربع
atrip U مربوط به بادبان برافراشته
under bare poles U با دکل خالی بی بادبان
miz U واپسین بادبان کشتی
rig U بادگل و بادبان اراستن
mainsail U بادبان اصلی کشتی
head sail U بادبان جلو کشتی
skysail U بادبان فوقانی کشتی
topsoil U بادبان اصلی ناو
furling U پیچیدن و بستن بادبان
frigate U کشتی بادبان دار
set sail U بالا بردن بادبان
clew U گوشه پایین بادبان
sail loft U جایگاه بادبان سازی
flying jib U بادبان سه گوش کوچک
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com