Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (38 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
sheet down
U
ثابت کردن بادبان در مقابل باد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
ballooner
U
بادبان مثلثی شکل در مقابل باد
balloon jib
U
بادبان مثلثی شکل در مقابل باد
sheets
U
طناب وصل به بادبان برای تنظیم ان در مقابل باد
sheet
U
طناب وصل به بادبان برای تنظیم ان در مقابل باد
sail
U
کشتیرانی کردن بادبان برافراشتن بادبان حرکت در روی جاده یا دریا
sailed
U
کشتیرانی کردن بادبان برافراشتن بادبان حرکت در روی جاده یا دریا
sailings
U
کشتیرانی کردن بادبان برافراشتن بادبان حرکت در روی جاده یا دریا
exchangeable
U
درایو دیسک با پوش قابل حرکت . در مقابل دیسک ثابت
working sails
U
بادبان معمولی که با بادبان سبک یا سنگین در موقع تغییرشدت باد فرق دارد
foresail
U
بادبان عمده دگل جلو کشتی بادبان پایین
fixes
U
ثابت کردن تصحیح کردن تثبیت کردن ثابت
fix
U
ثابت کردن تصحیح کردن تثبیت کردن ثابت
shake-outs
U
باز کردن بادبان
shake-out
U
باز کردن بادبان
shake out
U
باز کردن بادبان
brail up
U
جمع کردن بادبان
reefs
U
پیچیدن و جمع کردن بادبان
reef
U
پیچیدن و جمع کردن بادبان
trusses
U
بهم بستن بادبان را جمع کردن
truss
U
بهم بستن بادبان را جمع کردن
trussed
U
بهم بستن بادبان را جمع کردن
trussing
U
بهم بستن بادبان را جمع کردن
hank
U
وسیله وصل کردن بادبان به سیم دکل
hanks
U
وسیله وصل کردن بادبان به سیم دکل
to resist an attack
U
در مقابل حملهای مقاومت یاایستادگی کردن
fin de non recevoir
U
رد کردن شکایت یا اعتراض طرف مقابل
to backtrack
<idiom>
<verb>
U
نقض کردن
[موضوعی در مقابل حریف]
to row back
<idiom>
<verb>
U
نقض کردن
[موضوعی در مقابل حریف]
reefknot
U
گره مربع مخصوص توگذاشتن یا جمع کردن بادبان تو گذاشتن
spill wind
U
سست کردن بادبان برای جلوگیری از تمایل قایق به یک سمت
slides
U
سواری کردن مقابل موج بازاویه شکسته
to make a goal
U
توپ راازدروازه طرف مقابل بیرون کردن
slide
U
سواری کردن مقابل موج بازاویه شکسته
static employment
U
کاربرد توپخانه پدافند هوایی در سکوی ثابت یا در پدافندهوایی ثابت
trap
U
سد کردن حرکت دادن هدفها در مقابل تیرانداز دام
play footsie
<idiom>
U
از زیرمیز با پا عضوی از بدن شخص مقابل را لمس کردن
langrel
U
اهن پارهای که برای خراب کردن بادبان و اسباب کشتی بکار میرود
traveler
U
میله فلزی عقب قایق با حلقه برای وصل کردن طناب بادبان
langrage
U
اهن پارهای که برای خراب کردن بادبان و اسباب کشتی بکار میرود
langridge
U
اهن پارهای که برای خراب کردن بادبان و اسباب کشتی بکار میرود
senses
U
روشن کردن تابلوی مقابل کامپیوتر قابل بررسی است
sensed
U
روشن کردن تابلوی مقابل کامپیوتر قابل بررسی است
barff's precess
U
حفافت اهن در مقابل زنگ زدن بوسیله اکسیده کردن
sense
U
روشن کردن تابلوی مقابل کامپیوتر قابل بررسی است
fixed capital
U
سپرده ثابت اموال ثابت یکان
static test
U
ازمایش در وضعیت ثابت یا به حالت ثابت
shave down
U
کوتاه کردن موی سر پیش ازمسابقه شنا جهت کاستن مقاومت در مقابل اب
shadowmask
U
صفحهای با سوراخهایی در مقابل صفحه تصویر رنگی برای جدا کردن اشعههای سه رنگ
establishes
U
برقرار کردن احراز کردن ثابت یا پابرجاکردن
fixes
U
کار گذاشتن نصب کردن ثابت کردن
fix
U
کار گذاشتن نصب کردن ثابت کردن
mount
U
ثابت کردن نصب کردن قرار دادن
establishing
U
برقرار کردن احراز کردن ثابت یا پابرجاکردن
mounts
U
ثابت کردن نصب کردن قرار دادن
establish
U
برقرار کردن احراز کردن ثابت یا پابرجاکردن
standing orders
U
دستورالعملهای ثابت دستورات ثابت
standing order
U
دستورالعملهای ثابت دستورات ثابت
fixes
U
ثابت کردن
truest
U
ثابت کردن
fix
U
ثابت کردن
proves
U
ثابت کردن
truer
U
ثابت کردن
demonstrated
U
ثابت کردن
true
U
ثابت کردن
stabilising
U
ثابت کردن
stabilises
U
ثابت کردن
to let the saw dust out of
U
را ثابت کردن
to make out
U
ثابت کردن
stabilised
U
ثابت کردن
to bring home
U
ثابت کردن
fixations
U
ثابت کردن
stabilize
U
ثابت کردن
prove
U
ثابت کردن
fixation
U
ثابت کردن
proved
U
ثابت کردن
demonstrates
U
ثابت کردن
stabilizes
U
ثابت کردن
evidence
U
ثابت کردن
demonstrate
U
ثابت کردن
pinning
U
ثابت کردن
pinned
U
ثابت کردن
pin
U
ثابت کردن
clinches
U
ثابت کردن
clinched
U
ثابت کردن
clinch
U
ثابت کردن
clinching
U
ثابت کردن
stabilized
U
ثابت کردن
prover
U
ثابت کردن
demonstrating
U
ثابت کردن
evidence
U
ثابت کردن سند
reason
U
با دلیل ثابت کردن
destabilize
U
غیر ثابت کردن
to put one in the wrong
U
کسیرا ثابت کردن
to prove with reasons
U
با دلیل ثابت کردن
to make a point
U
نکتهای را ثابت کردن
reasons
U
با دلیل ثابت کردن
stables
U
ثابت کردن استوارشدن
call someone's bluff
<idiom>
U
ثابت کردن ادعا
stable
U
ثابت کردن استوارشدن
to take in sail
U
جمع کردن یا پیچیدن بادبان شراع پیچیدن
stabilising
U
استوار کردن ثابت شدن
stabilised
U
استوار کردن ثابت شدن
stabilize
U
استوار کردن ثابت شدن
stabilises
U
استوار کردن ثابت شدن
evidence
U
شاهد باگواهی ثابت کردن
nial a line to the counter
U
کذب موضوعی را ثابت کردن
stabilized
U
استوار کردن ثابت شدن
stabilizes
U
استوار کردن ثابت شدن
freezes
U
ثابت کردن غیرقابل حرکت ساختن
freeze
U
ثابت کردن غیرقابل حرکت ساختن
immobilize
U
ازجنبش و حرکت باز داشتن ثابت کردن
cage
U
قفل کردن یک ژایرو دروضعیت ثابت و معین
immobilising
U
ازجنبش و حرکت باز داشتن ثابت کردن
immobilises
U
ازجنبش و حرکت باز داشتن ثابت کردن
immobilised
U
ازجنبش و حرکت باز داشتن ثابت کردن
hovering
U
پرواز کردن نزدیک زمین به طور ثابت
cages
U
قفل کردن یک ژایرو دروضعیت ثابت و معین
immobilized
U
ازجنبش و حرکت باز داشتن ثابت کردن
slush down
U
روغن کاری کردن بکسلهای ثابت ناو
immobilizes
U
ازجنبش و حرکت باز داشتن ثابت کردن
immobilizing
U
ازجنبش و حرکت باز داشتن ثابت کردن
write protect
U
غیر ممکن کردن نوشتن روی فلاپی دیسک یا با حرکت دادن قسمت حفافت در مقابل نوشتن
sampled
U
مداری که سیگنال ورودی آنالوگ را برای مدت طولانی برای مبدل آنالوگ به دیجیتال ثابت نگه می دارد تا خروجی ثابت تولید شود
sample
U
مداری که سیگنال ورودی آنالوگ را برای مدت طولانی برای مبدل آنالوگ به دیجیتال ثابت نگه می دارد تا خروجی ثابت تولید شود
attach
U
مونتاژ کردن ثابت کردن
attaching
U
مونتاژ کردن ثابت کردن
ascertains
U
ثابت کردن معین کردن
posit
U
ثابت کردن فرض کردن
ascertained
U
ثابت کردن معین کردن
attaches
U
مونتاژ کردن ثابت کردن
ascertain
U
ثابت کردن معین کردن
ascertaining
U
ثابت کردن معین کردن
to prove oneself
U
نشان دادن
[ثابت کردن]
توانایی انجام کاری
lattices
U
خطوط شبکه بندی ثابت مخصوص بزرگ کردن نقشه
lattice
U
خطوط شبکه بندی ثابت مخصوص بزرگ کردن نقشه
cut down to size
<idiom>
U
ثابت کردن اینکه کسی اونقدرکه فکر میکند خوب نیست
standing
U
ثابت دستورالعمل ثابت
to walk the chalk
U
بوسیله درست راه رفتن ازمیان خطهای گچ کشیده هوشیاری خود را ثابت کردن
ager
U
نوعی ماشین بخار جهت ثابت کردن رنگ ها و افزایش ظاهری قدمت فرش
steadying
U
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadied
U
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadies
U
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steady
U
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadiest
U
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
inhaul
U
بادبان کش
sailed
U
بادبان
sailcloth
U
بادبان
sailings
U
بادبان
sail
بادبان
inhauler
U
بادبان کش
brail
U
بادبان
vela
U
بادبان
batten pocket
U
بادبان
velorum
U
بادبان
gaskets
U
بادبان بند
reefer
U
بادبان جمع کن
fill away
U
بادبان اراستن
unfurling
U
بادبان گستردن
reefers
U
بادبان جمع کن
fill away
U
بادبان برافراشتن
catboat
U
قایق تک بادبان
unfurls
U
بادبان گستردن
halyard
U
ریسمان بادبان
halliard
U
ریسمان بادبان
lateen rig
U
بادبان 3 گوشه
goosewing
U
دو پهلو بادبان
mizzen sail
U
بادبان پاشنه
to clew up
[ a sail
U
بالاکشیدن بادبان
unfurled
U
بادبان گستردن
gasket
U
بادبان بند
cut of sail
U
برش بادبان
lateen sail
U
بادبان سه گوش
inhauler
U
ریسمان بادبان کش
mainsail
U
بادبان اصلی
to take in a reef
U
بادبان را تو گذاشتن
topsail
U
بالاترین بادبان
jackstay
U
بادبان بند
sail area
U
سطح بادبان
foot
U
پایین بادبان
jigger
U
بادبان کوچک
unfurl
U
بادبان گستردن
main sail
U
بادبان اصلی
foresail
U
بادبان سینه
frigate
U
کشتی بادبان دار
under bare poles
U
با دکل خالی بی بادبان
frigates
U
کشتی بادبان دار
skysail
U
بادبان فوقانی کشتی
tackline
U
طناب بادبان جلو
head sail
U
بادبان جلو کشتی
atrip
U
مربوط به بادبان برافراشته
topsoil
U
بادبان اصلی ناو
furl
U
پیچیدن و بستن بادبان
furled
U
پیچیدن و بستن بادبان
furling
U
پیچیدن و بستن بادبان
furls
U
پیچیدن و بستن بادبان
head sail
U
بادبان جلوی دکل
airing
U
هوا خوری بادبان
ship rigged
U
دارای بادبان مربع
flying jib
U
بادبان سه گوش کوچک
luff
U
لبه جلویی بادبان
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com