Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 208 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
electric constant
U
ثابت الکتریکی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
current
U
جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
currents
U
جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
switch
U
وسیله مکانیکی یا با وضعیت ثابت که به صورت الکتریکی دو یا چند خط را بهم وصل یا قط ع میکند
switched
U
وسیله مکانیکی یا با وضعیت ثابت که به صورت الکتریکی دو یا چند خط را بهم وصل یا قط ع میکند
switches
U
وسیله مکانیکی یا با وضعیت ثابت که به صورت الکتریکی دو یا چند خط را بهم وصل یا قط ع میکند
constant voltage
U
فشار الکتریکی ثابت
inductivity
U
ثابت دی الکتریسیته قابلیت هدایت دی الکتریکی
Other Matches
electrostatic
U
ذخیره سازی داده به صورت ناحیههای بار الکتریکی کوچک روی وسیله الکتریکی
PSU
U
مدار الکتریکی که حاوی ولتاژ مستقیم است و نیز سطح دلتادی از منبع جریان به سایر مدارهای الکتریکی
static employment
U
کاربرد توپخانه پدافند هوایی در سکوی ثابت یا در پدافندهوایی ثابت
fixed capital
U
سپرده ثابت اموال ثابت یکان
static test
U
ازمایش در وضعیت ثابت یا به حالت ثابت
standing orders
U
دستورالعملهای ثابت دستورات ثابت
standing order
U
دستورالعملهای ثابت دستورات ثابت
electrical and otherwise
U
الکتریکی و غیر الکتریکی
anti-
U
ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
sample
U
مداری که سیگنال ورودی آنالوگ را برای مدت طولانی برای مبدل آنالوگ به دیجیتال ثابت نگه می دارد تا خروجی ثابت تولید شود
sampled
U
مداری که سیگنال ورودی آنالوگ را برای مدت طولانی برای مبدل آنالوگ به دیجیتال ثابت نگه می دارد تا خروجی ثابت تولید شود
standing
U
ثابت دستورالعمل ثابت
steady
U
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadies
U
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadiest
U
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadied
U
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadying
U
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
gas electric generating set
U
مولد برق بنزینی- الکتریکی مولد برق گاز الکتریکی
fix
U
ثابت کردن تصحیح کردن تثبیت کردن ثابت
fixes
U
ثابت کردن تصحیح کردن تثبیت کردن ثابت
electric
U
الکتریکی
electrical
U
الکتریکی
electrotechnical
U
الکتریکی
electropathy
U
مداوای الکتریکی
electric field
U
میدان الکتریکی
electric filter
U
صافی الکتریکی
electric flux
U
شار الکتریکی
electromotor
U
موتور الکتریکی
electron bombbardment
U
بمباران الکتریکی
electromotor
U
محرک الکتریکی
electric force
U
نیروی الکتریکی
electrovalence
U
فرفیت الکتریکی
magic eye
U
چشم الکتریکی
electric primer
U
چاشنی الکتریکی
electrical connections
U
اتصالات الکتریکی
electric coupling
U
پیوست الکتریکی
flux
U
فلوی الکتریکی
electric potential
U
پتانسیل الکتریکی
electric machine
U
ماشین الکتریکی
specific conductance
U
رسانندگی الکتریکی
electric resistance
U
مقاومت الکتریکی
electric eye
U
چشم الکتریکی
isolate
U
به صورت الکتریکی
engine
U
موتورغیر الکتریکی
isolates
U
به صورت الکتریکی
isolating
U
به صورت الکتریکی
conduction
U
رسانایی الکتریکی
electrovalency
U
فرفیت الکتریکی
electric energy
U
انرژی الکتریکی
electric drive
U
محرکه الکتریکی
electric discharge
U
تخلیه الکتریکی
resistors
U
مقاومت الکتریکی
electrical insulator
U
عایق الکتریکی
electrolysis
U
تجزیه الکتریکی
voltaism
U
ولتاژ الکتریکی
electrise
U
الکتریکی کردن
electro erosion
U
فرسایش الکتریکی
spark erossion
U
فرسایش الکتریکی
electrical degree
U
درجه الکتریکی
electrical conductivity
U
رسانندگی الکتریکی
electrical interface
U
تداخل الکتریکی
discharge
U
تخلیه الکتریکی
electrical transcription
U
ضبط الکتریکی
electrical schematic
U
نمودار الکتریکی
transcriptions
U
ضبط الکتریکی
transcription
U
ضبط الکتریکی
electrical resistivity
U
مقاومت الکتریکی
electrodes
U
قطب الکتریکی
electrode
U
قطب الکتریکی
electrical prospecting
U
کاوش الکتریکی
discharges
U
تخلیه الکتریکی
electrical model
U
مدل الکتریکی
electrical conductivity
U
هدایت الکتریکی
voltages
U
فشار الکتریکی
images
U
تصویر الکتریکی
image
U
تصویر الکتریکی
electric wave
U
موج الکتریکی
electric unit
U
واحدهای الکتریکی
electric traction
U
کشش الکتریکی
electric tension
U
فشار الکتریکی
tachogenerator
U
دورسنج الکتریکی
electromigration
U
مهاجرت الکتریکی
resistor
U
مقاومت الکتریکی
electric welding
U
جوشکاری الکتریکی
electromagnet
U
اهنربای الکتریکی
electrical conduction
U
رسانش الکتریکی
electrical conductance
U
رسانایی الکتریکی
static breeze
U
وزش الکتریکی
electrical breeze
U
وزش الکتریکی
electrical bounding
U
اتصال الکتریکی
electrical angle
U
زاویه الکتریکی
electrical analogue
U
مشابهات الکتریکی
electrolytic capacitor
U
خازن الکتریکی
electrolytic iron
U
اهن الکتریکی
electric wind
U
باد الکتریکی
electric heater
U
گرم کن الکتریکی
all electric
U
تماما" الکتریکی
electrical
U
سیستم الکتریکی
corona discharge
U
تخلیه الکتریکی
charge
U
بار الکتریکی
charges
U
بار الکتریکی
electric traction
U
قوه الکتریکی
dielectric polarization
U
قطبش دی الکتریکی
dielectric power
U
قدرت دی الکتریکی
dielectric strain
U
بار دی الکتریکی
dielectric stress
U
بار دی الکتریکی
dielectric strength
U
پایدار دی الکتریکی
dielectric viscosity
U
لختی دی الکتریکی
electrifying
U
الکتریکی کردن
electrify
U
الکتریکی کردن
electroplating
U
ابکاری الکتریکی
electric equipment
U
تجهیزات الکتریکی
air dielectric
U
دی الکتریکی هوا
capacitance
U
فرفیت الکتریکی
gyro compass
U
قطبنمای الکتریکی
gold contacts
U
اتصالات الکتریکی
gasoline electric
U
بنزین الکتریکی
galvano cautery
U
داغ الکتریکی
conductivity
U
رسانندگی الکتریکی
voltage
U
فشار الکتریکی
hot seat
U
صندلی الکتریکی
electric shocks
U
شوک الکتریکی
electric shock
U
شوک الکتریکی
flash fuze
U
چاشنی الکتریکی
electrifies
U
الکتریکی کردن
circuit
U
اتصال الکتریکی
electric balance
U
تعادل الکتریکی
electric contact
U
کنتاکت الکتریکی
electric connection
U
اتصال الکتریکی
electric bulb
U
لامپ الکتریکی
electric apparatus
U
دستگاه الکتریکی
electric arc
U
قوس الکتریکی
electric attraction
U
جاذبه الکتریکی
electric charge
U
بار الکتریکی
circuits
U
اتصال الکتریکی
electric break down
U
شکست الکتریکی
electrified
U
الکتریکی کردن
circuit
U
جریان الکتریکی
electric clock
U
ساعت الکتریکی
circuits
U
جریان الکتریکی
electric component
U
قطعه الکتریکی
electric coupling
U
تزویج الکتریکی
electric control
U
کنترل الکتریکی
electric brake
U
ترمز الکتریکی
electric circuit
U
مدار الکتریکی
electrical double layer
U
لایه مضاعف الکتریکی
electrical insulation
U
عایق سازی الکتریکی
failures
U
مین توان الکتریکی
flash fuze
U
ماسوره الکتریکی یا جرقهای
failure
U
مین توان الکتریکی
latent electronic image
U
تصویر الکتریکی پنهان
specific electrical conductivity
U
هدایت الکتریکی مخصوص
conservation of charge
U
بقای بار الکتریکی
ignition voltage
U
فشار الکتریکی احتراق
inductor
U
اندوکتور جاروی الکتریکی
industrial electric locomotive
U
لکوموتیو الکتریکی صنعتی
shielded arc welding
U
جوشکاری قوسی الکتریکی
absolute electrical units
U
واحدهای الکتریکی مطلق
collectors
U
جاروی الکتریکی جارو
electric discharge lamp
U
لامپ تخلیه الکتریکی
intensity electric field
U
شدت میدان الکتریکی
galvano cautery
U
داغ کردن الکتریکی
luminous discharge lamp
U
لامپ تخلیه الکتریکی
intensity of electric field
U
شدت میدان الکتریکی
internal electerical potential
U
پتانسیل الکتریکی داخلی
collector
U
جاروی الکتریکی جارو
connector
U
مین مسیر الکتریکی
line of electric field strength
U
خط شدت میدان الکتریکی
biases
U
سطح مرجع الکتریکی
dielectric loss factor
U
ضریب اتلاف دی الکتریکی
dielectric phase angle
U
زاویه فاز دی الکتریکی
electric horsepower
U
اسب بخار الکتریکی
conduction
U
رسانش الکتریکی هدایت
echo sounding machine
U
عمق یاب الکتریکی
portable electric tool
U
ابزار الکتریکی دستی
electric flux density
U
چگالی شار الکتریکی
residual charge
U
بار الکتریکی مانده
electric field strength
U
شدت میدان الکتریکی
electric field intensity
U
شدت میدان الکتریکی
dielectric power factor
U
ضریب قدرت دی الکتریکی
dielectric resistance
U
مقدار مقاومت دی الکتریکی
bias
U
سطح مرجع الکتریکی
strobe
U
پاس مدار الکتریکی
low loss ceramics
U
سرامیک با تلفات دی الکتریکی کم
rheostat
U
جنبه مقاومت الکتریکی
mechanical energy reservoir
U
منبع انرژی الکتریکی
electric chair
U
صندلی اعدام الکتریکی
oil filled cable
U
کابل روغنی الکتریکی
contact potential
U
فشار الکتریکی تماسی
electric arc current
U
جریان قوس الکتریکی
back voltage
U
نیروی ضد محرکه الکتریکی
coupler plug
U
دوشاخه وسایل الکتریکی
pelorus
U
پایه قطبنمای الکتریکی
permitivity
U
نفوذ پذیری الکتریکی
dielectric loss angle
U
زاویه اتلاف دی الکتریکی
klaxons
U
بوق الکتریکی پرصدا
klaxon
U
بوق الکتریکی پرصدا
photoelectric reader
U
خواننده فتو الکتریکی
intensity of current
U
شدت جریان الکتریکی
contact
U
اتصال الکتریکی برخورد
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com