English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 207 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
flak U توپخانه پدافند هوایی
air defense artillery U توپخانه پدافند هوایی
anti aircraft artillery U توپخانه پدافند هوایی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
air defense artillery controller U مسئول کنترل عملیات توپخانه پدافند هوایی
counterflak U اتش خنثی کننده توپخانه پدافندهوایی ضد پدافند هوایی عملیات ممانعت از پدافندهوایی
fire unit U یکان تیراندازی کننده قبضه پدافند هوایی سکوی اتش توپخانه
static employment U کاربرد توپخانه پدافند هوایی در سکوی ثابت یا در پدافندهوایی ثابت
Other Matches
air defense commander U فرماندهی پدافند هوایی فرمانده پدافند هوایی یک منطقه
air defense action area U منطقه پوشش پدافند هوایی منطقه عمل پدافند هوایی
telling U مخابره اطلاعات به دست امده از تجسس هوایی به یکانهای پدافند هوایی
flak U گلوله خودترکان ضد هوایی توپ پدافند هوایی
air defense readiness U وضعیت امادگی پدافند هوایی امادگی پدافند هوایی
splashing U ترکیدن ترکیدن گلوله در پدافند هوایی یعنی کلیه هدفهای هوایی زده شد
splash U ترکیدن ترکیدن گلوله در پدافند هوایی یعنی کلیه هدفهای هوایی زده شد
splashes U ترکیدن ترکیدن گلوله در پدافند هوایی یعنی کلیه هدفهای هوایی زده شد
anti aircraft defense U پدافند ضد هوایی
anti aircraft U پدافند هوایی
air defense U پدافند هوایی
anti aircraft artillery U توپخانه ضد هوایی
flak U توپخانه ضد هوایی
active air defense U پدافند عامل هوایی
air defense element U عنصر پدافند هوایی
air defense command U فرماندهی پدافند هوایی
integrated defense U پدافند هوایی توام
aerial field artillery U توپخانه محمول هوایی
air defense ship U ناو مخصوص پدافند هوایی
air defense sector U منطقه ماموریت پدافند هوایی
sector commander U فرمانده ناحیه پدافند هوایی
area air defense commander U فرمانده منطقه پدافند هوایی
vital area U منطقه حیاتی پدافند هوایی
rules of engagement U روشهای درگیری پدافند هوایی
air and naval gunfire U اتش توپخانه دریایی و هوایی
ask ask U توپخانه یا اتش توپخانهء ضد هوایی
air defense direction center U مرکز هدایت اتش پدافند هوایی
faker U هواپیمای تمرینی درتیراندازی پدافند هوایی
weapons hold U فرمان اتش قطع در پدافند هوایی
splashed U در پدافند هوایی یعنی هواپیمای دشمن زده شد
missile master U دستگاه توزیع اتش کامپیوتری پدافند هوایی
air spot U تنظیم تیر توپخانه با استفاده از دیدبانی هوایی
parroting U وسایل مخابراتی شناسایی دشمن وخودی در پدافند هوایی
parrots U وسایل مخابراتی شناسایی دشمن وخودی در پدافند هوایی
parroted U وسایل مخابراتی شناسایی دشمن وخودی در پدافند هوایی
filter center U مرکز کنترل و نتیجه گیری ازاخبار پدافند هوایی
flad suppression U تیر ممانعتی روی جنگ افزارهای پدافند هوایی
parrot U وسایل مخابراتی شناسایی دشمن وخودی در پدافند هوایی
battery integration end radar display U وسایل توزیع اتش الکترونیکی پدافند هوایی و رادارهای مربوطه
bombardments U گلوله باران کردن تک به هدف به وسیله اتش هوایی یا توپخانه
bombardment U گلوله باران کردن تک به هدف به وسیله اتش هوایی یا توپخانه
mauler U نوعی موشک هدایت شونده باسکوی خود کششی مخصوص پدافند هوایی
seen fire U اتش مداوم و دیدبانی شده پدافند هوایی که روی سبقت معین در جلوی هواپیما اجرامیشود
effectiveness clock U دایره کارامدی پدافند هوایی دایرهای که نتایج تجزیه وتحلیل میزان کفایت پدافندهوایی را نشان میدهد
quail U نوعی موشک فریبنده که برای کور کردن رادارها و یاسیستم پدافند هوایی دشمن ازهواپیما پرتاب میشود
quails U نوعی موشک فریبنده که برای کور کردن رادارها و یاسیستم پدافند هوایی دشمن ازهواپیما پرتاب میشود
speed ring U طوقه تطبیق سرعت توپ پدافند هوایی طبله سرعت نما
pack artillery U توپخانه محمول با دواب توپخانه محمول توپخانه کوهستانی
island U منطقه حیاتی پدافند هوایی منطقه حیاتی
islands U منطقه حیاتی پدافند هوایی منطقه حیاتی
which transponder U علامت رمزی است به معنی چه نوع دستگاه گیرنده وفرستنده رمزی روی دستگاه شناسایی دشمن و خودی پدافند هوایی یا برج مراقبت یا برج رادار شناسایی سوارشده است
naval gunfire U تیراندازی توپخانه دریایی اتش توپخانه دریایی
fire capabilities U چارت امکان تیر توپخانه نمودار امکان تیر یکانهای توپخانه
airlift service U سرویس حمل و نقل هوایی خدمات ترابری هوایی قسمت ترابری هوایی
holiday U تولید رخنه در عکاسی هوایی محوطه پوشیده نشده درعکاسی هوایی
holidays U تولید رخنه در عکاسی هوایی محوطه پوشیده نشده درعکاسی هوایی
antiair warfare U جنگ ضدبرتری هوایی نبرد بر علیه برتری هوایی دشمن
restrictive fire plan U طرح اتش محدود کننده حرکات هوایی یا تامینی هوایی
air policing U عملیات گشت زنی هوایی پاسوری هوایی در زمان صلح
pounced U در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
pounces U در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
pouncing U در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
pounce U در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
line chief U افسرجزء نیروی هوایی که درفرود امدن وبرخاستن هواپیمادرخطوط هوایی نظارت میکند
i stay U در رهگیری هوایی به علامت ماموریت گشت هوایی راتحویل گرفتم اعلام میشود
air delivery container U جعبههای مخصوص حمل بارهای هوایی جعبه حامل بار در نقل و انتقال هوایی
broadcast controlled air interception U نوعی رهگیری هوایی که هواپیمای رهگیر را مداوم درجریان تک هوایی دشمن قرارمی دهند
air sentinel U گارد هوایی نگهبان مخصوص اعلام خطرتک هوایی
steers U در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
steered U در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
steer U در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
pigeons U در رهگیری هوایی یعنی اینکه گرای مغناطیسی و مسافت پایگاه هوایی از هواپیما این قدر است
pigeon U در رهگیری هوایی یعنی اینکه گرای مغناطیسی و مسافت پایگاه هوایی از هواپیما این قدر است
air scoop U چاه هوایی صفحه تنظیم دریچه هوایی
sleeve target U هدف کش هوایی استوانهای برای تیراندازی ضد هوایی
fly through U عبور هدف هوایی از مخروط اتش ضد هوایی تقاطع هدف با اتش ضد هوایی
air interdiction U عملیات ممانعتی هوایی ممانعت هوایی
air suprmacy U برتری کامل هوایی سیادت هوایی
air pilots U خلبانان نیروی هوایی راهنمایان هوایی
air superiority U برتری موقت هوایی رجحان هوایی
aviation pay U معاش هوایی سختی خدمت هوایی
spotting board U طرح تیر توپخانه دریایی طرح تنظیم تیر توپخانه دریایی
defenses U پدافند
defense U پدافند
defence U پدافند
carrier air group U دو یا چند گردان هوایی که درروی یک ناو مستقر باشند گروه هوایی ناو هواپیمابر
air material U ماتریل هوایی وسایل هوایی
aired U هوایی هواپیمایی نیروی هوایی
notice to airmen U اعلامیه هوایی یا اعلان هوایی
airs U هوایی هواپیمایی نیروی هوایی
air branch U قسمت هوایی رسته هوایی
air U هوایی هواپیمایی نیروی هوایی
deliberate defense U پدافند با فرصت
national defence U پدافند ملی
mobile defense U پدافند متحرک
defend U پدافند کردن
space defense U پدافند از فضا
passive defense U پدافند غیرعامل
defensible U قابل پدافند
defends U پدافند کردن
defending U پدافند کردن
defense zone U منطقه پدافند
barrage balloon U بالون پدافند
space defense U پدافند فضایی
counter offensive U پدافند متقابل
defense in depth U پدافند در عمق
defense in place U پدافند در محل
self defense U پدافند از خود
satellite defense U پدافند ضدماهوارهای
satellite defense U پدافند ماهوارهای
chemical defense U پدافند شیمیایی
barrage balloons U بالون پدافند
defended U پدافند کردن
anti menchanized defense U پدافند ضد مکانیزه
coast defence U پدافند ساحلی
area defense U پدافند ازمنطقه
base defense U پدافند از پایگاه
biological defense U پدافند میکربی
active defense U پدافند عامل
area defense U پدافند منطقهای
base defense U پدافند پایگاه
tropopause U منطقه چاه هوایی جوی بین استراتوسفر و تروپوسفر منطقه سکته هوایی
air station U ایستگاه عکس برداری هوایی نقطه تمرکز عکسبرداری هوایی ایستگاه هواشناسی
code panel U رمز ارتباطات در عملیات هوایی و زمینی کلید رمزارتباطات در عملیات هوایی وزمینی
artillery U توپخانه
ordnace U توپخانه
gunnery U توپخانه
ordnance U توپخانه
primeter defence U پدافند دورتا دور
ministry of national defence U وزارت پدافند ملی
war college U دوره پدافند ملی
civil defense U پدافند غیر نظامی
civil defense U پدافند ازمناطق شهری
biological defense U پدافند بر علیه تک میکربی
battery defense U پدافند دور تا دور اتشبار پدافند از اتشبار
forward defense area U منطقه پدافند جلو
defended area U منطقه پدافند شده
artillery battalion U گردان توپخانه
self propelled U توپخانه خودکششی
light artillery U توپخانه سبک
artillery brigade U تیپ توپخانه
cannonry U توپ و توپخانه
field artillery U توپخانه صحرائی
artillery corps U قسمت توپخانه
artillery branch U رسته توپخانه
armored artillery U توپخانه زرهی
armored artillery U توپخانه زرهدار
gunnery U علم توپخانه
artillerist U متخصص توپخانه
artillery ammunition U مهمات توپخانه
artillery annex U پیوست توپخانه
gunnery U توپخانه دریایی
corps artillery U توپخانه سپاه
antitank artillery U توپخانه ضد تانک
field atrillery U توپخانه صحرایی
medium artillery U توپخانه متوسط
fieldartillery U توپخانه صحرایی
artillery group U گروه توپخانه
heavy artillery U توپخانه سنگین
artillery corps U رسته توپخانه
division artillery U توپخانه لشگری
coastal artillery U توپخانه ساحلی
army artillery U توپخانه ارتش
artillery piece U قبضه توپخانه
artillery mount U سکوی توپخانه
hostile artillery U توپخانه دشمن
artillery mount U قنداق توپخانه
gunner's party U گروه توپخانه
division artillery U توپخانه لشگر
turret U برج توپخانه
turrets U برج توپخانه
artillery U توپخانه صحرایی
towed artillery U توپخانه کششی
artillery U رسته توپخانه
gunner U جمعی توپخانه
gunners U جمعی توپخانه
battering train U توپخانه محاصره
integrated defense U پدافند ازمناطق توام دفاعی
air picket U هواپیمای مخصوص اکتشاف و گزارش و ردیابی هواپیماو موشکهای دشمن هواپیمای گشتی هوایی هواپیمای پیشقراول هوایی
air photographic U شناسایی از طریق عکسبرداری هوایی شناسایی با استفاده ازعکس هوایی
air scout U هواپیمای دیده ور هوایی هواپیمای مخصوص گشت زنی هوایی
tactical air controler U افسر کنترل عملیات هوایی مسئول مرکز کنترل هوایی
call mission U درخواست پشتیبانی فوری هوایی ماموریت هوایی طبق درخواست
army artillery U توپخانه نیروی زمینی
artillery chart U طرح تیر توپخانه
air defense artillery fire unit U سکوی توپخانه پدافندهوایی
rolling barrage U سد اتش غلطان توپخانه
active status U خط مشی فعال توپخانه
no fire line U خط منع اتش توپخانه
gunnery U قوانین تیر توپخانه
artillery preparation U اتش تهیه توپخانه
artillery preparation U تیر تهیه توپخانه
spotter U دیدبان توپخانه دریایی
artillery carriage U قنداق سلاح توپخانه
all available U تمام توپخانه موجود
corps artillery U توپخانه همراه سپاه
artillery fire plan U طرح اتش توپخانه
gunnery ship U ناو اموزشی توپخانه
artillery liaison officer U افسر رابط توپخانه
fire plan U طرح اتش توپخانه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com