English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
nuclear power production U تولید انرژی هستهای
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
european unclear a energy agency U اداره انرژی هستهای اروپا یکی از سازمانهایی که درسال 8591 در بطن سازمان همکاری اقتصادی اروپا و به منظور تولید انرژی اتمی وبرای مقاصد صلح امیز درکشورهای اروپای غربی ایجاد شده است
Other Matches
virtual level U تراز انرژی سیستم هستهای داخل اتم که انرژی برانگیزش ان کمتر از کمترین انرژی جداشده از ذره هستهای بیشتر است
nuclear power U انرژی هستهای
nuclear energy U انرژی هستهای
nuclear power plant U تاسیسات انرژی هستهای
nuclear binding energy U انرژی اتصال هستهای
nuclear fusion energy U انرژی ذوب هستهای
fusion energy U انرژی همجوشی هستهای
induced U 1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
induces U 1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
induce U 1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
inducing U 1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
fission products U عوامل تولید شده در اثر تجزیه اتمی بقایای شکافت هستهای
controlled thermonuclear reaction U جوش هستهای کنترل شده تحت شرایط ازمایشگاهی برای تولید توان مفید
energy production U تولید انرژی
generator U دستگاهی برای تولید انرژی الکتریکی
generators U دستگاهی برای تولید انرژی الکتریکی
phosphor U مادهای که در اثر اعمال انرژی نور تولید میکند
phosphor U اندازه نور تولید شده در مقایسه با انرژی دریافتی از اشعه الکترون
pair production U تغییر شکل انرژی سینتیک فوتون یا هر ذره پر انرژی به جرم
intrinsic energy U انرژی موجود در یک ترکیب شیمیایی انرژی ذاتی
energy transition U عبور انرژی [ عبور عرضه انرژی ازسوخت سنگواره ای به سوخت پایدار ]
capacity cost U هزینه تولید وقتی که واحدتولید کننده حداکثر فرفیت خودرا برای تولید به کار برد هزینه تولید با حداکثر فرفیت
embryophyte U گیاهی که تولید گیاهک تخم زانموده و درنتیجه تولید بافتهای اوندی مینماید
pilot line operation U کار تولید حداقل کالاهای نظامی فقط به منظور حفظ سیستم تولید
components U 1-قطعهای که وارد آخرین تولید میشود 2-وسیله اکترونیک که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند
component U 1-قطعهای که وارد آخرین تولید میشود 2-وسیله اکترونیک که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند
producer's goods U هرچیزی که تولید کننده یا صاحب کارخانه در جهت تولید جنس دیگری ازان استفاده کند
seconding U مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
seconds U مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
seconded U مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
second U مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
euler theorem U در صورتی که تابع تولید همگن درجه یک باشد بر اساس قضیه اولر کل تولید مساوی مجموع پرداختی ها به عوامل تولیدمیباشد
fission to yield ratio U توان بمب اتمی نسبت انرژی شکافت اتمی به انرژی حاصله از پرتاب بمب
production overheads U هزینههای بالاسری تولید هزینههای سربار تولید هزینههای غیرمستقیم تولید
increasing cost industry U حالتی است که چند موسسه به صنعت خاصی بپردازند ودر نتیجه محدودیت عوامل تولید و کمبود انها هزینه تولید بالا رود
atomic U هستهای
nuclear strike U تک هستهای
mononuclear U یک هستهای
nuclear U هستهای
potential barrier U سد هستهای
nuclear radiation U تشعشع هستهای
nuclear configuration U ترکیب هستهای
nuclear fusion U همجوشی هستهای
nuclear chemistry U شیمی هستهای
nuclear power U نیروی هستهای
fusion U جوش هستهای
nuclear forces U نیروهای هستهای
fusions U جوش هستهای
nuclear fission U شکافت هستهای
nuclear transformation U تبدیل هستهای
nuclear fusion U ذوب هستهای
nuclear fusion U گداخت هستهای
nuclear power station U نیروگاه هستهای
nuclear fusion U گداز هستهای
necleo synthesis U سنتز هستهای
nuclear electricity U الکتریسیته هستهای
nuclear fission U انشقاق هستهای
mononuclear U سلول یک هستهای
nuclear reaction U واکنش هستهای
nuclear families U خانواده هستهای
nuclear reactors U واکنشگاه هستهای
nuclear reactors U راکتور هستهای
nuclear reactor U واکنشگاه هستهای
thermonuclear U گرمای هستهای
fission U شکافت هستهای
fission U شکاف هستهای
nuclear technology U تکنولوژی هستهای
nuclear detector U اشکارساز هستهای
nuclear engineering U تکنولوژی هستهای
nucleonics U فیزیک هستهای
nuclear structure U ساختار هستهای
nuclear reactor U راکتور هستهای
nuclear family U خانواده هستهای
fission bomb U بمب هستهای
fission reactor U واکنشگاه هستهای
nuclear corrosion U فرسایش هستهای
core storage U انباره هستهای
core memory U حافظه هستهای
nuclear pile U پیل هستهای
nuclear reaction U فرایند هستهای
nuclear number U عدد هستهای
transmutation U تبدیل هستهای
planar U روش تولید مدارهای مجتمع بار اعمال مواد شیمیایی به یک قطعه سیلیکن برای تولید قطعه متفاوت
cost fraction U نتیجه مستقیم هزینههای مستقیم تولید یا خدمت به تعداد واحدهای تولید شده یاکمیت خدمات
derived demand U تقاضابرای یک عامل تولید که خوداز تقاضا برای کالایی که ان عامل تولید در ان بکار میرودناشی میشود .
declassified cost U هزینه کالای تولید شده که دران سهم هر یک از عوامل تولید مشخص شده باشد
internuclear distance U فاصله بین هستهای
nuclear biological chemical U شیمیایی میکربی هستهای
fusion U عمل ترکیب هستهای
slugged U میزان سازی هستهای
fusions U عمل ترکیب هستهای
thermonuclear reaction U واکنش گرما- هستهای
thermonuclear U بمب هستهای حرارتی
slug U میزان سازی هستهای
slugs U میزان سازی هستهای
oem U شرکتی ه قط عاتی تولید میکند که بخشهای اصلی را تولید کنندههای دیگر ساخته اند و محصول را برای کاربر خاص ایجاد میکند
attack nuclear carrier U ناو هواپیمابر افندی هستهای
contingent effects U اثرات احتمالی انفجار هستهای
radiological U رادیولوژیکی مربوط به تشعشع هستهای
matrixes U چاپگری که حروف توسط مجموعهای از نقاط کنار هم تولید می شوند و صفحه را خط به خط تولید می کنند. این چاپگر برای چاپ با ریبون یا thermal یا چاپ الکترواستاتیک به کار می رود
matrix U چاپگری که حروف توسط مجموعهای از نقاط کنار هم تولید می شوند و صفحه را خط به خط تولید می کنند. این چاپگر برای چاپ با ریبون یا thermal یا چاپ الکترواستاتیک به کار می رود
fusion reactor U راکتوری که در ان جوش هستهای صورت میگیرد
dwarf dud U جنگ افزار هستهای عمل نکرده
lymphocytosis U ازدیاد گلبولهای سفید یک هستهای خون
nuclear submarine U زیردریایی هستهای nuclear-poweredsubmarine : syn
fission U تجزیه بمب تجزیهای شکافت هستهای
elodea U جنس گیاهان کوچک و ابزی و تک هستهای درامریکا
nominal weapon U جنگ افزار هستهای که قدرت ان 02 کیلو تن باشد
sound absorption U خاصیت تبدیل انرژی صوتی خاصیت جذب انرژی صوتی
acceleration principle U یعنی سرمایه گذاری مساوی است باحاصلضرب ضریب شتاب میزان سرمایه گذاری لازم برای افزایش یک واحد تولید در تغییرات در تولید
endomixis U تجدید وضع هستهای اغازیان تاژکدار در فواصل معینه
spermary U غده تولید کننده منی محل تولید منی
radioactivity U قابلیت پخش امواج هستهای رادیواکتیویته داشتن قدرت تشعشع اتمی
family U محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
families U محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
inductor U قطعه الکتریکی شامل هستهای از سیم برای بیان تاثیرات روی مدار.
mixed capitalism U نظام اقتصادی که در ان بیشتروسایل و ابزار تولید درمالکیت خصوصی قرار داشته و بازار چگونگی تعیین قیمت و تولید را به عهده دارد ولی با وجود این دولت نیز ازطریق سیاستهای پولی مالی و قوانین مختلف درفعالیتهای اقتصادی تاثیرمیگذارد
fullest U مدار تفریق دودویی که اختلاف دو ورودی را تولید میکند و یک رقم نقلی ورودی می پذیرد و در صورت لزوم رقم ثقلی خروجی تولید میکند
full U مدار تفریق دودویی که اختلاف دو ورودی را تولید میکند و یک رقم نقلی ورودی می پذیرد و در صورت لزوم رقم ثقلی خروجی تولید میکند
gnp gap U شکاف تولید ناخالص ملی اختلاف بین تولید ناخالص ملی واقعی وتولیدناخالص ملی بالقوه
half U جمع کننده دودویی که میتواند نتیجه جمع دو ورودی را تولید کند. و رقم نقل خروجی تولید میکند ولی نمیتواند رقم نقل ورودی بپذیرد
producers burden of tax U بار مالیات تولید کنندگان سهم تولید کنندگان از مالیات
zipping U انرژی
low energy U انرژی کم
endrgized U با انرژی
vigor U انرژی
energy U انرژی
vigour U انرژی
power U انرژی
energies U انرژی
zipped U انرژی
zip U انرژی
energy line U خط انرژی
exergonic U انرژی ده
high energy U پر انرژی
powers U انرژی
powering U انرژی
powered U انرژی
isenergic U هم انرژی
zips U انرژی
deenergized U بی انرژی
energy barrier U سد انرژی
exchange energy U انرژی تبادل
crystal energy U انرژی بلور
rest energy U انرژی سکون
resonance energy U انرژی رزنانسی
specific energy U انرژی مخصوص
outputs U انرژی خروجی
source of power U منبع انرژی
inductance U گیرنده انرژی
excitation energy U انرژی تحریک
sound energy U انرژی صوتی
conservation of energy U بقای انرژی
correlation energy U انرژی همبستگی
solar energy U انرژی خورشیدی
continuum of energy U پیوستار انرژی
might U نیرو انرژی
output U انرژی خروجی
power transmission U انتقال انرژی
power supply U منبع انرژی
potential energy U انرژی پتانسیل
potential energy curve U خم انرژی- پتانسیل
potential curve U خم انرژی- پتانسیل
zing U انرژی روح
high energy electron U الکترون پر انرژی
quantum of energy U کوانتوم انرژی
fusion energy U انرژی ذوب
gravitational energy U انرژی گرانشی
kinetic energy U انرژی جنبشی
heat energy U انرژی گرمایی
heat energy U انرژی حرارتی
energetic U دارای انرژی
kinetic energy U انرژی جنبنده
kinetic energy U انرژی حرکتی
kinetic energy U انرژی سینتیک
fusion energy U انرژی فوزیون
radiant energy U انرژی تابشی
free energy U انرژی ازاد
bending energy U انرژی خمشی
rediant energy U انرژی تابشی
binding energy U انرژی پیوندی
binding energy U انرژی بستگی
bioenergetics U انرژی جانداران
bloch band U نوار انرژی
bond energy U انرژی پیوند
field energy U انرژی میدان
fusion energy U انرژی گداخت
fermi energy U انرژی فرمی
cathexis U انرژی روانی
chemical energy U انرژی شیمیایی
cohesive energy U انرژی همدوسی
cohesive energy U انرژی همچسبی
hydration energy U انرژی ابپوشی
activation energy U انرژی کنانش
radiation energy U انرژی تابشی
mutual energy U انرژی متقابل
absolute energy U انرژی مطلق
energizing U انرژی دادن
energizes U انرژی دادن
energize U انرژی دادن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com