Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
control grid
U
توری کنترل
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
bolster
U
کیسه یا توری حاوی سنگ شکسته که برای کنترل فرسایش بکار میرود
bolstered
U
کیسه یا توری حاوی سنگ شکسته که برای کنترل فرسایش بکار میرود
bolsters
U
کیسه یا توری حاوی سنگ شکسته که برای کنترل فرسایش بکار میرود
Other Matches
cascade control
U
چندین واحد کنترل که هر یک دیگری را کنترل میکند, کنترل ابشاری
control point
U
نقطه کنترل اماد و حرکات نقطه کنترل ناوبری هوایی ودریایی نقطه کنترل عبور ومرور
token
U
بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
tasks
U
نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
electronic
U
مراجعه به چیزی که توسط جریان الکتریکی کنترل میشود یا کنترل میکند
tokens
U
بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
task
U
نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
apt
U
زبان برنامه سازی برای کنترل ماشینهای کنترل عددی
control panel
U
صفحه کنترل قسمتی از کنسول کنترل کامپیوتر که حاوی کنترلهای دستی است
processor
U
پردازندهای که ارتباطات دادهای از قبیل DAM و توابع کنترل خطا را کنترل میکند
loops
U
عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
executives
U
دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
loop
U
عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
executive
U
دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
real time
U
سیستم عاملی که برا ی کنترل سیستمهای بلادرنگ یا کنترل فرآیند طراحی شده است
control and reporting center
U
تیم کنترل و ارزیابی نتایج خسارات وارده به منطقه مرکز کنترل و گزارش هوایی
looped
U
عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
circulation control
U
کنترل جریان اب کنترل چرخش و یاگردش کالاها یا پول
radio control
U
کنترل رادیویی کنترل شونده بوسیله امواج بی سیم
rolleron
U
کنترل پروازی که به عنوان کنترل اولیه و اصلی درموشکهای دارای بال شعاعی بکار رود
flexible
U
کنترل شمارش کامپیوتری یا کنترل ماشین با کامپیوتر
hairnet
U
توری سر
hairnets
U
توری سر
grid
U
توری
grids
U
توری
nett
U
توری
nets
U
توری
net
U
توری
lace
U
توری
filters
U
توری
filter
U
توری
lacing
U
توری
gratings
U
توری
grating
U
توری
laces
U
توری
mesh
U
توری
meshes
U
توری
meshing
U
توری
IRQ
U
سیگنال ارسالی به CPU برای به تعویق انداختن پردازش عادی به طور موقت و کنترل انتقال به تابع کنترل وقفه
screen grid
U
توری غربال
imitation lace
U
توری بدل
ruche
U
پارچه توری
ruching
U
پارچه توری
scramble net
U
پله توری
reflection grating
U
توری بازتاب
imitation lace
U
توری نما
mantle burner
U
چراغ توری
wire gauze
U
توری سیمی
jet blast deflector
U
توری محافظ
network
U
شبکه توری
networks
U
شبکه توری
mantle lamp
U
چراغ توری
meat safe
U
قفسه توری
incandescent mantle
U
توری چراغ
mesh connection
U
اتصال توری
meshwork
U
توری بافی
diffraction grating
U
توری پراش
lattices
U
توری منظم
lantern
U
چراغ توری
lanterns
U
چراغ توری
Flugelaltar
U
توری کاری
netting
U
توری دوزی
mantle
U
کلاه توری
mantles
U
توری چراغ
mantles
U
کلاه توری
mantle
U
توری چراغ
brass screen
U
توری برنجی
fancywork
U
توری دوزی
lattice
U
توری منظم
controls
U
سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
inventory control
U
کنترل ذخایرموجودی انبار کنترل دارایی
control
U
سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
controlling
U
سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
gauze
U
نوعی بافت توری
Lattice
[order]
U
توری
[ترتیب]
[ریاضی]
tat
U
توری حاشیه بافتن
tat
U
حاشیه توری گذاشتن
fan tracery
U
طاق توری کاری
macrame knot
U
گره توری بافی
lattice network
U
شبکه توری منظم
metal gauze
U
بافت توری فلزی
wire netting
U
بافت توری سیمی
tatting
U
توری حاشیه لباس
star thistle
U
قنطوریون ستارهای گل توری
drawnwork
U
حاشیه توری پارچه
guipure
U
پارچه توری گلدار
flashback screen
U
توری مانع شعله
gauze brush
U
زغال توری شکل
tiffany
U
پارچه توری ابریشمی نازک
the drop the veil
U
توری یانقاب خودراپایین انداختن
penicillate
U
دارای شبکه توری فریف
to raise the v
U
توری یانقاب ازروی برداشتن
caul
U
نوعی روسری مشبک توری
picot
U
حلقه زینتی توری بافی
racks
U
توری مشبک اشغال گیر
tat
U
دارای حاشیه توری کردن
filet
U
توری دارای اشکال مربع
macrame
U
توری ضخیم و ریشه دار
wracks
U
توری مشبک اشغال گیر
bobbinet
U
نوعی توری نخی یا ابریشمی
wracked
U
توری مشبک اشغال گیر
racked
U
توری مشبک اشغال گیر
rack
U
توری مشبک اشغال گیر
trampoline
U
توری که در اکروبات از ان استفاده میکنند
trampolines
U
توری که در اکروبات از ان استفاده میکنند
lattic-moulding
U
[ابزار بند مشبک یا توری مانند]
live bag
U
توری که ماهی را در زیر اب زنده نگهمیدارد
screens
U
تور سیمی پنجره توری دار
goffer
U
اهنی که باان توری راچین میدهند
screening, screenings
U
تور سیمی پنجره توری دار
screened
U
تور سیمی پنجره توری دار
screen
U
تور سیمی پنجره توری دار
grillage
U
زمینه و طرح مشبک توری و غیره
ctrl
U
کلید کنترل یا کلیدی روی ترمینال کامپیوتر که در صورت انتخاب شدن یک حرف کنترل به کامپیوتر می فرستد
apt
U
یک سیستم برنامه نویسی که کاربردهای کنترل عددی برای کنترل برنامه ریزی شده اعمال ماشین استفاده میشود
control sheet
U
صفحه کنترل چارت کنترل
control statement
U
حکم کنترل دستور کنترل
block plot
U
صفحه کنترل عکسهای هوایی قائم صفحه کنترل موزاییکهای برجسته بینی
ruche
U
یقه باریک توری وحاشیه دار زنانه
mechlin
U
توری فریف مخصوص کلاه وتوری دوزی
ruching
U
یقه باریک توری وحاشیه دار زنانه
racking
U
تمیز کردن شبکه توری اشغال گیر
batting cage
U
حصار توری برای تمرین بیس بال
mignonette
U
یکجور توری فریف سبز مایل به سفید
control stick
U
سیستم کنترل هواپیما بااستفاده از دسته دنده سیستم کنترل دستی
centaury
U
گیاه سن توری که از ریشه آن رنگینه زرد به دست می آید
decoyed
U
طعمه یا دام یا توری برای گرفتن اردک و مرغان دیگر
decoying
U
طعمه یا دام یا توری برای گرفتن اردک و مرغان دیگر
tulle
U
پارچه توری ابریشمی نازک مخصوص روسری ولباس زنانه
decoys
U
طعمه یا دام یا توری برای گرفتن اردک و مرغان دیگر
decoy
U
طعمه یا دام یا توری برای گرفتن اردک و مرغان دیگر
controlled fragmentation
U
مهمات با ترکش کنترل شده گسترش کنترل شده ترکشها
tactical air controler
U
افسر کنترل عملیات هوایی مسئول مرکز کنترل هوایی
jobot
U
توری یا چین چینی که برای ارایش درسینه بند زنانه میگذارند
subroutine
U
تعداد دستورات کامپیوتر در برنامه که در زمان فراخوانی می شوند و تا خاتمه کنترل می شوند و پس از فراخوانی کنترل به دستور بعدی می رود
goldie
U
علامت درگیر شدن سیستم کنترل پرواز خودکار و پرتاب بمب خودکار هواپیما با هدف و انتظار هواپیما برای دریافت فرمان کنترل از زمین
remote control
U
کنترل ازراه دور کنترل بی سیم از راه دور
climb mode
U
روش کنترل صعود هواپیما وضعیت کنترل صعود
control officer
U
افسر کنترل ستون موتوری افسر کنترل کننده
simple network management protocol
U
سیستم مدیریت شبکه که نحوه ارسال داده وضعیت از گرههای کنترل به ایستگاه کنترل را بیان میکند. SNNP قادر به کارترون با هر نوع شبکه سخت افزار یا نرم افزار به صورت مجازی است
anti-
U
ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
basics
U
توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
basic
U
توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
go around mode
U
روش کنترل مخصوص کندن هواپیما از زمین روش کنترل صعود هواپیما
quality control tests
U
ازمایش کنترل کیفیت بازرسی کنترل کیفیت
flight control
U
دستگاه کنترل پرواز هواپیما کنترل هواپیما
conservatism
U
عقیده معتقدین به حفظ وضع موجود روش فکری احزاب " توری " درانگلستان که محتوای عقایدشان محافظه کارانه بوده است
net ball
U
یکجور توپ بازی که توپ بایداز حلقهای که توری درزیران گذاشته اندردشود
airlift control element
U
عنصر کنترل ترابری هوایی عنصر کنترل حمل و نقل هوایی
custody
U
مسئولیت کنترل و انتقال ودسترسی به جنگ افزارها مسئولیت حفافت و کنترل جنگ افزارها و اسناد انها
traffic post
U
پست کنترل و عبور مرور پاسگاه کنترل عبور و مرور
controlled net
U
شبکه مخابراتی کنترل شده مدار کنترل شده مخابراتی
tactical air control center
U
مرکز کنترل نیروی هوایی تاکتیکی کنترل هوایی تاکتیکی
fire control
U
کنترل کردن اتش کنترل اتش
Conservative Party
U
یکی از دوحزب مهم سیاسی انگلستان که جانشین حزب " توری "است که حزب اخیر در قرن 81 و 91 در انگلستان فعالیت داشته
periodic stock check
U
کنترل متناوب موجودی کنترل موجودی در دورههای متناوب
field control
U
نقاط کنترل نقشه برداری نقاط کنترل زمینی نقشه برداری
check-ups
U
کنترل
controlling
U
کنترل
check-up
U
کنترل
line control
U
کنترل خط
control code
U
کد کنترل
control
U
کنترل
minor control
U
کنترل کم
controls
U
کنترل
rein
U
کنترل
field control
U
کنترل میدان
grid control
U
کنترل شبکه
fighter control
U
کنترل شکاریها
zapper
[coll.]
U
کنترل از دور
control cards
U
کارتهای کنترل
control card
U
کارت کنترل
pulpit
U
میز کنترل
pulpits
U
میز کنترل
external control
U
کنترل خارجی
exchange control
U
کنترل ارزی
Quality Control
کنترل کیفیت
image control
U
کنترل تصویر
ignition control
U
کنترل احتراق
check-up
U
کنترل کردن
remote control
U
کنترل از دور
hydraulic tracer control
U
کنترل پیستونی
hoo heap
U
کنترل نفس
control circuit
U
مدار کنترل
control character
U
دخشه کنترل
exchange control
U
کنترل ارز
experimental control
U
کنترل ازمایشی
government control
U
کنترل دولتی
teleguidance
U
کنترل از دور
control rod
U
میله کنترل
flight control
U
کنترل پرواز
full command
U
کنترل کامل
control block
U
بلوک کنترل
control area
U
منطقه کنترل
frequency control
U
کنترل فرکانس
flow control
U
کنترل جریان
fly control
U
برج کنترل
frequency check
U
کنترل فرکانس
forms control
U
کنترل فرم ها
channel changer
[rare for: remote control]
U
کنترل از دور
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com