English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (16 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
stenciler U تهیه کننده استنسیل
stenciller U تهیه کننده استنسیل
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
skeletonizer U تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
provisioner U تدارک کننده تهیه کننده
procuring activity U یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
supplier U تهیه کننده
preparator U تهیه کننده
suppliers U تهیه کننده
fabricator U تهیه کننده
budgeter U تهیه کننده بودجه
programmer U تهیه کننده برنامه
programmers U تهیه کننده برنامه
budgeteer U تهیه کننده بودجه
draftsman U تهیه کننده لوایح قانونی
furnisher U تهیه کننده سامان واثاثیه
requistioner U قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
doa U شرح محصولی که به هنگام دریافت از سازنده یا تهیه کننده کار نمیکند
authors U CI یا اموزش توسط کامپیوتر میباشدافرادی که تهیه کننده دستورالعمل ها برای سیستمهای
stencil U استنسیل
stenciled U استنسیل
stencils U استنسیل
stencilling U استنسیل
stencilled U استنسیل
stenciling U استنسیل
stenciling U استنسیل کردن
stencilling U استنسیل کردن
stencil U استنسیل کردن
stenciled U استنسیل کردن
stencils U استنسیل کردن
stencilled U استنسیل کردن
laying up U تهیه کردن سر پل دریایی تهیه سرپل ساحلی
mimeograph U تکثیر کردن استنسیل
stencilize U تبدیل به استنسیل کردن
stencilled U با الگو نقشه روی انداختن استنسیل
stencilling U با الگو نقشه روی انداختن استنسیل
stencils U با الگو نقشه روی انداختن استنسیل
stencil U با الگو نقشه روی انداختن استنسیل
stenciling U با الگو نقشه روی انداختن استنسیل
stencil paper U کاغذ ضخیم پارافین دارمخصوص استنسیل
stenciled U با الگو نقشه روی انداختن استنسیل
purveying U تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveys U تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveyed U تهیه اذوقه تهیه سورسات
purvey U تهیه اذوقه تهیه سورسات
assembler U یک برنامه کامپیوتری که دستورالعملهای زبان غیر ماشین راتوسط استفاده کننده تهیه شده است به زبان ماشین تبدیل میکند برنامه مترجم
map compilation U تهیه نقشه جدید یا جمع اوری اطلاعات جدید برای تهیه نقشه
projections U سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
projection U سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
corrector U جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
purveyed U تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveying U تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purvey U تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveys U تهیه کردن سورسات تهیه کردن
off hand U بی تهیه
seating U تهیه جا
supply U تهیه
supplying U تهیه
ministration U تهیه
preparation U تهیه
housing U تهیه جا
preparations U تهیه
supplied U تهیه
purveying U تهیه
purveys U تهیه
counter preparation U ضد تهیه
purveyed U تهیه
purvey U تهیه
provision U تهیه
procurement U تهیه
altitude/height hold U متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
marshaller U هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
propounder U ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
inhibitor U کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
quick disconnect coupling U کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
sensor U گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
primers U وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primer U وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
homogeneous computer network U یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
data processing U تهیه و تولیداطلاعات
preparation fire U اتش تهیه
preparation of food U تهیه خوراک
preparation time U زمان تهیه
preparatorily U بعنوان تهیه
victual U تهیه اذوقه
victualage U تهیه اذوقه
purveyance U تهیه خواربار
provisionment U تهیه خواربار
prepare mortar U تهیه ملات
data processing U تهیه اطلاعات
lighting feeder U تهیه روشنایی
placements U تهیه کار
placement U تهیه شغل
placement U تهیه کار
administers U تهیه کردن
administering U تهیه کردن
administered U تهیه کردن
administer U تهیه کردن
the preparation day U روز تهیه
the water supply of tehran U تهیه اب تهران
to bargain for U تهیه دیدن
to find in U تهیه کردن
to make provision U تهیه دیدن
weaponry U تهیه سلاح
triplication U تهیه در سه نسخه
triplicity U تهیه در سه نسخه
provision U تهیه کردن
placements U تهیه شغل
preparation fire U تیر تهیه
vacuum-packed تهیه شده
parasceve U روز تهیه
on the stocks U د رشرف تهیه
preparations U تهیه و ارایش
supply U تهیه کردن
photo imagery U تهیه عکس
affords U تهیه کردن
affording U تهیه کردن
provide U تهیه کردن
provide U تهیه دیدن
provides U تهیه دیدن
provides U تهیه کردن
afford U تهیه کردن
afforded U تهیه کردن
preparations U اتش تهیه
preparations U تهیه مقدمات
furtherance U تهیه وسایل
prepares U تهیه کردن
prepare U تهیه کردن
caters U تهیه کردن
catering U تهیه کردن
catered U تهیه کردن
cater U تهیه کردن
blends U تهیه کردن
preparing U تهیه کردن
procure U تهیه کردن
preparation U تهیه مقدمات
preparation U تهیه و ارایش
procuring U تهیه کردن
procures U تهیه کردن
procured U تهیه کردن
preparation U اتش تهیه
blend U تهیه کردن
processes U تهیه کردن
provided [that] <conj.> U تهیه شده
process U تهیه کردن
supplied U تهیه کردن
supplying U تهیه کردن
pitched U تهیه دیده
counter preparation U تیر ضد تهیه
laid on <past-p.> U تهیه شده
provided <adj.> <past-p.> U تهیه شده
appropriated <adj.> <past-p.> U تهیه شده
base development U تهیه پایگاه
del credere U وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
changer U دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
distractive U گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
detonators U منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
makgi boowi U نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
vasomotor U اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
steam fitter U نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
interceptor U هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
interceptors U هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
detonator U منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
search jammer U تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
beach unit U یکان تهیه بارانداز
enables U تهیه کردن برای
enabled U تهیه کردن برای
preparation U تهیه کردن اتش
enable U تهیه کردن برای
area projection U تهیه نقشه از منطقه
project section U بخش تهیه طرحها
hosted U تهیه تسهیلات ورزشی
prearranged U از پیش تهیه شده
enabling U تهیه کردن برای
budget directive U دستورالعمل تهیه بودجه
hosts U تهیه تسهیلات ورزشی
program U برنامه تهیه کردن
programs U برنامه تهیه کردن
hosting U تهیه تسهیلات ورزشی
preparations U تهیه کردن اتش
procurement U تهیه و تحویل اماد
extemporised U فورا تهیه کردن
project section U بخش تهیه پروژه ها
program section U بخش تهیه برنامه ها
extemporize U فورا تهیه کردن
extemporizes U فورا تهیه کردن
extemporizing U فورا تهیه کردن
procure U تهیه و تحویل اماد
conserving U کنسرو تهیه کردن
procured U تهیه و تحویل اماد
conserves U کنسرو تهیه کردن
procures U تهیه و تحویل اماد
conserved U کنسرو تهیه کردن
conserve U کنسرو تهیه کردن
procuring U تهیه و تحویل اماد
triplicate U در سه نسخه تهیه کردن
affordable قابل تهیه و خریداری
polychrome U تهیه عکسهای رنگی
polychromy U فن تهیه نقوش الوان
foresees U قبلا تهیه دیدن
extemporising U فورا تهیه کردن
extemporises U فورا تهیه کردن
tasty U باسلیقه تهیه شده
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com