Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 302 (42 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
fund
U
تهیه وجه کردن
funded
U
تهیه وجه کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
booking
U
نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
bookings
U
نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
outline
U
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
outlined
U
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
outlines
U
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
outlining
U
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
enable
U
تهیه کردن برای
enabled
U
تهیه کردن برای
enables
U
تهیه کردن برای
enabling
U
تهیه کردن برای
program
U
برنامه تهیه کردن
programs
U
برنامه تهیه کردن
supplied
U
تهیه کردن
supply
U
تهیه کردن
supplying
U
تهیه کردن
map
U
نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
maps
U
نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
get
U
تهیه کردن فهمیدن
gets
U
تهیه کردن فهمیدن
getting
U
تهیه کردن فهمیدن
preparation
U
تهیه کردن اتش
preparations
U
تهیه کردن اتش
back up
U
کپی پشتیبان تهیه کردن پشتیبانی کردن
back-up
U
کپی پشتیبان تهیه کردن پشتیبانی کردن
draft
U
تهیه کردن پیش نویس
drafted
U
تهیه کردن پیش نویس
drafts
U
تهیه کردن پیش نویس
furnish
U
مزین کردن تهیه کردن
furnish
U
تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
furnishes
U
مزین کردن تهیه کردن
furnishes
U
تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
furnishing
U
مزین کردن تهیه کردن
furnishing
U
تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
code
U
قانون بصورت رمز دراوردن مجموعه قانون تهیه کردن
procurement
U
تهیه و انجام خدمات و اماد تدارک کردن وسایل
develop
U
توسعه دادن وضعیت تهیه کردن
develops
U
توسعه دادن وضعیت تهیه کردن
harness
U
اشیاء تهیه کردن
harnessed
U
اشیاء تهیه کردن
harnessing
U
اشیاء تهیه کردن
provision
U
تهیه کردن
make
U
تهیه کردن طرح کردن
makes
U
تهیه کردن طرح کردن
mush
U
حریره اردذرت تهیه کردن
blend
U
تهیه کردن
blends
U
تهیه کردن
cater
U
تهیه کردن
catered
U
تهیه کردن
catering
U
تهیه کردن
caters
U
تهیه کردن
orchestrate
U
هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
orchestrated
U
هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
orchestrates
U
هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
orchestrating
U
هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
prepare
U
تهیه کردن
prepares
U
تهیه کردن
preparing
U
تهیه کردن
extemporised
U
فورا تهیه کردن
extemporises
U
فورا تهیه کردن
extemporising
U
فورا تهیه کردن
extemporize
U
فورا تهیه کردن
extemporized
U
فورا تهیه کردن
extemporizes
U
فورا تهیه کردن
extemporizing
U
فورا تهیه کردن
brief
U
خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefed
U
خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefer
U
خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefest
U
خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
procure
U
تهیه کردن
procured
U
تهیه کردن
procures
U
تهیه کردن
procuring
U
تهیه کردن
purvey
U
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveyed
U
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveying
U
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveys
U
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
finance
U
علم دارایی تهیه پول کردن
finance
U
درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
finance
U
بودجه چیزی را تهیه کردن
financed
U
علم دارایی تهیه پول کردن
financed
U
درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
financed
U
بودجه چیزی را تهیه کردن
finances
U
علم دارایی تهیه پول کردن
finances
U
درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
finances
U
بودجه چیزی را تهیه کردن
financing
U
علم دارایی تهیه پول کردن
financing
U
درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
financing
U
بودجه چیزی را تهیه کردن
triplicate
U
در سه نسخه تهیه کردن
provide
U
تهیه کردن
provides
U
تهیه کردن
afford
U
تهیه کردن
afforded
U
تهیه کردن
affording
U
تهیه کردن
affords
U
تهیه کردن
conserve
U
کنسرو تهیه کردن
conserved
U
کنسرو تهیه کردن
conserves
U
کنسرو تهیه کردن
conserving
U
کنسرو تهیه کردن
formulation
U
تهیه جمع اوری فرمول بندی کردن
Other Matches
laying up
U
تهیه کردن سر پل دریایی تهیه سرپل ساحلی
purveys
U
تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveying
U
تهیه اذوقه تهیه سورسات
purvey
U
تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveyed
U
تهیه اذوقه تهیه سورسات
schematize
U
بصورت برنامه دراوردن طرح یا نقشهای تهیه کردن ابتکار کردن
skeletonizer
U
تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
pre engage
U
ازپیش برای خود تهیه کردن تعهد قبلی کردن
to pull off something
[contract, job etc.]
U
چیزی را تهیه کردن
[تامین کردن]
[شغلی یا قراردادی]
castellation
U
تهیه استحکامات تدافعی سنگربندی کردن مستحکم کردن
administering
U
تهیه کردن
administered
U
تهیه کردن
administer
U
تهیه کردن
process
U
تهیه کردن
processes
U
تهیه کردن
administers
U
تهیه کردن
to find in
U
تهیه کردن
bill
U
تهیه کردن صورتحساب
bills
U
تهیه کردن صورتحساب
processes
U
تهیه و تولید کردن
effigies
U
تمثال تهیه کردن
quadruplicate
U
در چهارنسخه تهیه کردن
process
U
تهیه و تولید کردن
effigy
U
تمثال تهیه کردن
programmes
U
برنامه تهیه کردن
to lay in a stock
U
موجودی تهیه کردن
whomp up
U
بسرعت تهیه کردن
prearrange
U
قبلا تهیه کردن
programme
U
برنامه تهیه کردن
scabble
U
زمخت وناصاف تهیه کردن
aminister
U
تهیه کردن بکار بردن
to provide for old age
U
برای پیری تهیه کردن
to raise funds
U
تهیه وجه یاسرمایه کردن
handwrite
U
نسخه خطی تهیه کردن
bossing
U
نقش برجسته تهیه کردن
boss
U
نقش برجسته تهیه کردن
circumstantiate
U
امارات لازمه را تهیه کردن
to draw up
U
تهیه کردن درصف اوردن
bossed
U
نقش برجسته تهیه کردن
bosses
U
نقش برجسته تهیه کردن
to serve the city with water
U
اب برای شهر تهیه کردن
preparative
U
تدارکی مربوط به تهیه کردن چیزی
munition
U
تدارکات جنگ افزار تهیه کردن
revictual
U
دوباره غذا یا خواربار تهیه کردن
mekeready
U
تهیه واماده کردن فرم وصفحه و گراور
mekeready
U
وسایل تهیه کردن فرم وصفحه بندی
put out
U
تهیه کردن اشفته کردن
To make reservations. To book seats.
U
جا تهیه کردن ( رزرو کردن )
to draw out
U
تهیه کردن طرح کردن
map compilation
U
تهیه نقشه جدید یا جمع اوری اطلاعات جدید برای تهیه نقشه
projection print
U
روش تهیه نقشه یا عکس بااستفاده از روش بزرگ کردن یا کوچک کردن فیلم یک عکس دیگر چاپ تصویری
projections
U
سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
projection
U
سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
conformal projection
U
نوعی سیستم تهیه نقشه بزرگ کردن یکنواخت نقشه
phototostat
U
رونوشت برداری بوسیله عکاسی دستگاه عکسبرداری ازاسناد رونوشت تهیه کردن
mapping
U
نقشه کشی کردن تهیه نقشه
tea leaf
U
برگ چای
[از این گیاه جهت تهیه رنگینه قهوه ای یا بژ استفاده می شود و خصوصا در رفوگری جهت تیره تر کردن رنگ های دیگر بکار می رود.]
purveyed
U
تهیه
preparations
U
تهیه
seating
U
تهیه جا
off hand
U
بی تهیه
counter preparation
U
ضد تهیه
housing
U
تهیه جا
purvey
U
تهیه
supplied
U
تهیه
supplying
U
تهیه
purveys
U
تهیه
purveying
U
تهیه
supply
U
تهیه
ministration
U
تهیه
preparation
U
تهیه
procurement
U
تهیه
provision
U
تهیه
pitched
U
تهیه دیده
on the stocks
U
د رشرف تهیه
the water supply of tehran
U
تهیه اب تهران
the preparation day
U
روز تهیه
preparatorily
U
بعنوان تهیه
triplication
U
تهیه در سه نسخه
supplier
U
تهیه کننده
suppliers
U
تهیه کننده
triplicity
U
تهیه در سه نسخه
to bargain for
U
تهیه دیدن
preparation
U
تهیه مقدمات
placements
U
تهیه شغل
provides
U
تهیه دیدن
base development
U
تهیه پایگاه
placements
U
تهیه کار
to make provision
U
تهیه دیدن
placement
U
تهیه شغل
placement
U
تهیه کار
provisionment
U
تهیه خواربار
purveyance
U
تهیه خواربار
provide
U
تهیه دیدن
furtherance
U
تهیه وسایل
weaponry
U
تهیه سلاح
counter preparation
U
تیر ضد تهیه
prepare mortar
U
تهیه ملات
vacuum-packed
تهیه شده
parasceve
U
روز تهیه
provided
<adj.>
<past-p.>
U
تهیه شده
preparations
U
تهیه مقدمات
preparation
U
اتش تهیه
provided
[that]
<conj.>
U
تهیه شده
data processing
U
تهیه و تولیداطلاعات
preparations
U
تهیه و ارایش
laid on
<past-p.>
U
تهیه شده
preparation
U
تهیه و ارایش
data processing
U
تهیه اطلاعات
preparations
U
اتش تهیه
lighting feeder
U
تهیه روشنایی
appropriated
<adj.>
<past-p.>
U
تهیه شده
victual
U
تهیه اذوقه
fabricator
U
تهیه کننده
photo imagery
U
تهیه عکس
preparation fire
U
تیر تهیه
preparation fire
U
اتش تهیه
preparation of food
U
تهیه خوراک
preparation time
U
زمان تهیه
victualage
U
تهیه اذوقه
preparator
U
تهیه کننده
programmers
U
تهیه کننده برنامه
foresees
U
قبلا تهیه دیدن
polychrome
U
تهیه عکسهای رنگی
programmer
U
تهیه کننده برنامه
rotogravure
U
تهیه گراور غلتکی
hosts
U
تهیه تسهیلات ورزشی
polychromy
U
فن تهیه نقوش الوان
preparatory students
U
شاگردان تهیه یا مقدماتی
stenciler
U
تهیه کننده استنسیل
stenciller
U
تهیه کننده استنسیل
scripting
U
تهیه فایل اغازگر
hosted
U
تهیه تسهیلات ورزشی
prearranged
U
از پیش تهیه شده
precontract preparations
U
تهیه اسناد قرارداد
tastiest
U
باسلیقه تهیه شده
program section
U
بخش تهیه برنامه ها
project section
U
بخش تهیه پروژه ها
tastier
U
باسلیقه تهیه شده
project section
U
بخش تهیه طرحها
preparatory
U
مربوط به تهیه یامقدمات
host
U
تهیه تسهیلات ورزشی
topography
U
تهیه نقشه از عوارض
tasty
U
باسلیقه تهیه شده
foresee
U
قبلا تهیه دیدن
duplicator
U
ماشین تهیه رونوشت
quadruplication
U
تهیه چیزی درچهارنسخه
duplicators
U
ماشین تهیه رونوشت
barrier tactics
U
تاکتیک تهیه موانع
budgeteer
U
تهیه کننده بودجه
budget directive
U
دستورالعمل تهیه بودجه
acetylene generator
U
دستگاه تهیه استیلن
melinite
U
مخصوص تهیه چاشنی
furred
U
تهیه شده باخز
procured
U
تهیه و تحویل اماد
procures
U
تهیه و تحویل اماد
advancing
U
قبلا تهیه شده
forges
U
تهیه جنس قلابی
lyonnaise
U
باپیاز تهیه شده
he is an adequate provider
U
برای تهیه خواربار
procuring
U
تهیه و تحویل اماد
hydrography
U
تهیه نقشه دریایی
beach unit
U
یکان تهیه بارانداز
procure
U
تهیه و تحویل اماد
information providers
U
تهیه کنندگان اطلاعات
cold turkey
U
بدون تهیه وتدارک
advance
U
قبلا تهیه شده
advances
U
قبلا تهیه شده
area projection
U
تهیه تصویر منطقه
it is in preparation
U
در دست تهیه است
area projection
U
تهیه نقشه از منطقه
hosting
U
تهیه تسهیلات ورزشی
affordable
قابل تهیه و خریداری
forge
U
تهیه جنس قلابی
budgeter
U
تهیه کننده بودجه
aggregate flow diagram
U
نمودار تهیه مصالح
artillery preparation
U
تیر تهیه توپخانه
procurement
U
تهیه و تحویل اماد
artillery preparation
U
اتش تهیه توپخانه
lead-up
U
تهیه مقدمات را دیدن راهنما
central food preparation facility
U
کارخانجات مرکزی تهیه موادغذایی
special pleader
U
متخصص تهیه لوایح دفاعی
animator
U
تهیه کنندهء فیلمهای کارتون
logistics
U
اقدامات مربوط به تهیه و توزیع
acetate rayon process
U
فرایند تهیه الیاف استاتی
overwrought
U
تهیه شده ازروی مهارت
draftsman
U
تهیه کننده لوایح قانونی
dressing plant
U
تاسیسات تهیه سنگ معدن
subornation
U
جرم تهیه شهود کاذب
management accounting
U
تهیه حساب جهت مدیران
testacy
U
تهیه وتدوین وصیت نامه
the garden provides food
U
باغ خوراک تهیه میکند
animators
U
تهیه کنندهء فیلمهای کارتون
spaced armor
U
تهیه زره دو پوشه یا دوپوسته
career management
U
مدیریت تهیه تخصصهای نظامی
silent partner
U
شریکی که تهیه سرمایه بااوست
curf
U
خاکی که اجر از ان تهیه میشود
lead up
U
تهیه مقدمات را دیدن راهنما
custom built
U
سفارشی تهیه شده اختصاصی
mix in place
U
تهیه بتن در خود کارگاه
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com