Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
extension
U
تلفن فرعی
extensions
U
تلفن فرعی
extension telephone
U
تلفن فرعی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
telephone extension set
U
دستگاه تلفن فرعی
phone extension
U
شماره تلفن فرعی
[مخابرات]
Other Matches
ani
U
سیستم تلفن که شماره تلفن شخصی که تماس گرفته را درج میکند
howler
U
صدایی که به اپراتور تلفن اعلام میکند که دستگاه تلفن کاربر آماده گیرندگی نیست
howlers
U
صدایی که به اپراتور تلفن اعلام میکند که دستگاه تلفن کاربر آماده گیرندگی نیست
subspecies
U
قسم فرعی جنس فرعی از یک نژاد
acoustic coupler
وسیله ای که به یک دستگاه تلفن وصل است و دادههای دوتایی را به سیگنالهای صوتی تبدیل میکند تا در خط تلفن جریان پیدا کند
magneto exchange
U
مرکز تلفن خودکار با تلفن اندوکتوری
by pass
U
بای پاس کردن پل زدن راه فرعی ساختن اتصال کوتاه کردن مجرای فرعی
by pass
U
گذرگاه فرعی مسیر فرعی
ecotype
U
بخش فرعی از نوع مستقل جانور یا گیاه که افراد ان باهم اختلاط و امتزاج نموده و بخش واحد فرعی تشکیل میدهند
private automatic branch exchange
U
یک سیستم تلفن سوئیچینگ خودکار خصوصی که در یک شرکت مخابرات تلفنی رافراهم می اورد و انتقال مکالمه ها را به درون شبکه تلفن عمومی یا خارج از ان کنترل میکند
telephony
U
مجموعه استانداردها که نحوه کار کامپیوترها باسیستم تلفن را بیان میکند که باعث ایجاد پست الکترونیکی صوتی , پاسخ به تلفن و سرویس فکس میشود
telephone booth
U
کیوسک تلفن کابین تلفن
telephone booths
U
کیوسک تلفن کابین تلفن
coupler
U
وسیلهای که به دستگاه تلفن وصل است و داده دودویی را به سیگنالهای صوتی تبدیل میکند که روی یک خط تلفن قابل ارسال است
modem
U
وسیلهای که امکان ارسال داده از طریق خط تلفن با تبدیل کردن سیگنال دودویی از کامپیوتر به سیگنال آنالوگ صوتی ه قابل ارسال روی خط تلفن است فراهم می :ند
phoning
U
تلفن تلفن زدن
phone
U
تلفن تلفن زدن
phones
U
تلفن تلفن زدن
phoned
U
تلفن تلفن زدن
stbtitle
U
عنوان فرعی عنوان فرعی مقاله
calling dial
U
صفحه شماره گیر تلفن صفحه نمره گیر تلفن
telephone operation
U
طرز کار تلفن کار تلفن
sublease
U
اجاره فرعی دادن حق اجاره بمستاجر فرعی دادن
half deck
U
پل فرعی
tributaries
U
فرعی
tributary
U
فرعی
extrinsic
U
فرعی
branch line
U
خط فرعی
accessorial
U
فرعی
second class
U
فرعی
subalterns
U
فرعی
subaltern
U
فرعی
ancillary
U
فرعی
sub dam
U
سد فرعی
subsidiaries
U
فرعی
subsidiary
U
فرعی
adjunct
U
فرعی
accessory
U
فرعی
by
U
فرعی
minor
U
فرعی
secondary
U
فرعی
inferior
U
فرعی
inferiors
U
فرعی
petty
U
فرعی
lateral
U
فرعی
adjuncts
U
فرعی
derivatives
U
فرعی
derivative
U
فرعی
incidents
U
فرعی
incident
U
فرعی
branch lines
U
خط فرعی
secondary effect
U
اثر فرعی
spillover effect
U
اثر فرعی
min
U
فرعی
succursal
U
فرعی
fall-out
[side effect]
U
اثر فرعی
adverse reaction
U
اثر فرعی
by-effect
U
اثر فرعی
byeffect
U
اثر فرعی
appendages
U
دستگاه فرعی
wayside
U
ایستگاه فرعی
subordinate clause
U
جملهوارهی فرعی
secondary position
U
موضع فرعی
sideshow
U
نمایش فرعی
sideshows
U
نمایش فرعی
subordinate clauses
U
جملهوارهی فرعی
appendage
U
دستگاه فرعی
subcommittees
U
کمیسیون فرعی
inset
U
نقشه فرعی
insets
U
نقشه فرعی
side issue
U
موضوع فرعی
side issue
U
مسئله فرعی
walk-on
U
بازیگر فرعی
side issues
U
موضوع فرعی
side issues
U
مسئله فرعی
subcommittees
U
کمیته فرعی
byways
U
راه فرعی
episode
U
داستان فرعی
bypath
U
جاده فرعی
backway
U
جاده فرعی
avocation
U
کار فرعی
auxiliary switch
U
کلید فرعی
tine
U
شاخ فرعی
auxiliary activity
U
فعالیت فرعی
articulated connecting rod
U
شاتون فرعی
token money
U
پول فرعی
an off street
U
کوچه فرعی
affluent
U
رود فرعی
alternative airfield
U
فرودگاه فرعی
alternate position
U
موضع فرعی
accessory substances
U
مواد فرعی
nervus accessorius
U
عصب فرعی
accessory nerve
U
عصب فرعی
byway
U
راه فرعی
episodes
U
داستان فرعی
bayou
U
نهرکوچک یا فرعی
annex
U
شعبه فرعی
bypassed
U
مسیر فرعی
bypasses
U
مسیر فرعی
bypassing
U
مسیر فرعی
lay-shaft
U
میله فرعی
jamb-shaft
U
ستون فرعی
annexe
U
ساختمان فرعی
corollaries
U
نتیجه فرعی
bypass
U
مسیر فرعی
side-effects
U
اثر فرعی
side-effect
U
اثر فرعی
annexes
U
شعبه فرعی
annexing
U
شعبه فرعی
subsidiaries
U
متمم فرعی
subsidiary
U
متمم فرعی
extension
U
شماره فرعی
side effect
U
اثر فرعی
corollary
U
نتیجه فرعی
subsection
U
قسمت فرعی
by-products
U
محصول فرعی
subcommittee
U
کمیته فرعی
subsections
U
قسمت فرعی
daughter chain
U
زنجیر فرعی
adjunct
U
صفت فرعی
DIVERSION
U
راه فرعی
adjuncts
U
صفت فرعی
by-product
U
محصول فرعی
subcommittee
U
کمیسیون فرعی
intercardinal points
U
جهات فرعی
probative
U
حقایق فرعی
pseudocarp
U
میوه فرعی
quadrantal points
U
جهات فرعی
radicle
U
فرعی نازک
subgenus
U
جنس فرعی
retort tar
U
قطران فرعی
subsidiary company
U
شرکت فرعی
second fiddle
U
شخص فرعی
secondary markets
U
بازارهای فرعی
subgenus
U
تیره فرعی
municipal road
U
راه فرعی
lay shaft
U
میله فرعی
link road
U
راه فرعی
subinterval
U
فاصله فرعی
minor arts
U
هنرهای فرعی
minor constituent
U
عنصر فرعی
minor elements
U
عناصر فرعی
minor league
U
لیگ فرعی
subharmonic
U
هماهنگ فرعی
secondary port
U
بندر فرعی
secondary stairs
U
پلکان فرعی
secondary stress
U
خستگی فرعی
subdirectory
U
فهرست فرعی
subclass
U
شعبه فرعی
stop street
U
خیابان فرعی
sub contractor
U
پیمانکار فرعی
subclass
U
طبقه فرعی
sub network
U
شبکه فرعی
sub sector
U
بخش فرعی
sub station
U
پست فرعی
underplot
U
داستان فرعی
subfamily
U
خانواده فرعی
subfamily
U
تیره فرعی
side dish
U
غذاهای فرعی
side effects
U
اثرات فرعی
side line occupations
U
مشاغل فرعی
subsidiary occupations
U
مشاغل فرعی
side show
U
نمایش فرعی
side show
U
موضوع فرعی
sidepiece
U
چیز فرعی
sideway
U
فرعی از پهلو
slave station
U
ایستگاه فرعی
subagency
U
نمایندگی فرعی
blessed folder
U
مخزن فرعی
spur track
U
جاده فرعی
by product
U
فراورده فرعی
by product
U
محصول فرعی
by product
U
نتیجه فرعی
by product material
U
فراورده فرعی
by way
U
راه فرعی
by work
U
کار فرعی
byname
U
اسم فرعی
by path
U
جاده فرعی
borrowed light
U
نورگیر فرعی
bracteole
U
برگچه فرعی
by election
U
انتخابات فرعی
bye election
U
انتخابات فرعی
by lane
U
کوچه فرعی
by pass
U
لوله فرعی
by pass
U
گذرگاه فرعی
sugroup
U
دسته فرعی
byroad
U
جاده فرعی
rootlet
U
ریشه فرعی
colonnette
U
ستون فرعی
dixings
U
ارایشهای فرعی
dog leg
U
شاخه فرعی
substation
U
ایستگاه فرعی
suborder
U
راسته فرعی
submenu
U
منوی فرعی
floor jack
U
اهرم فرعی
subspace
U
فضای فرعی
incidental effect
U
اثر فرعی
incidentals
U
اقلام فرعی
diverticulum
U
جاده فرعی
consequent pole
U
قطب فرعی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com