Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 67 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
wrong
U
تقصیر و جرم غلط
wronging
U
تقصیر و جرم غلط
wrongs
U
تقصیر و جرم غلط
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
blameless
U
بی تقصیر
delinquency
U
تقصیر
error
U
تقصیر
errors
U
تقصیر
guiltless
U
بی تقصیر
guilt
U
تقصیر
faultless
U
بی تقصیر
offence
U
تقصیر حمله
offenses
U
تقصیر حمله
crime
U
تقصیر تبه کاری
rap
U
تقصیر
raps
U
تقصیر
misdemeanors
U
تقصیر
misdemeanour
U
تقصیر
misdemeanours
U
تقصیر
fault
U
تقصیر
fault
U
تقصیر اشتباه
faulted
U
تقصیر
faulted
U
تقصیر اشتباه
faults
U
تقصیر
faults
U
تقصیر اشتباه
innocent
U
بی تقصیر
animadvert
U
تعیین تقصیر ومجازات
cleanhanded
U
بی تقصیر
clupable bankruptcy
U
ورشکستگی به تقصیر
commit a fault
U
تقصیر کردن
condenser
U
الت تقصیر عدسی محدب
condonation
U
عفو تقصیر بخشایش
culpable bankruptcy
U
ورشکستگی به تقصیر
fraudvlent bank
U
ورشکسته به تقصیر
gross negligence
U
تقصیر در نگهداری مال تعدی و تفریط
he put orlaid the blame me
U
تقصیر را به گردن من گذاشت
i may thank myself
U
تقصیر ازخودم بود
irreprehensible
U
بی تقصیر
reproachless
U
بی تقصیر
it is his fault
U
تقصیر اوست
niet culpable
U
بی تقصیر
pure of guilt
U
بی تقصیر
offenceless
U
بی تقصیر
offense
U
تقصیر حمله
sinless
U
بی تقصیر
strict liability
U
مسئوولیت بدون تقصیر
the fault lies with him
U
تقصیر با اوست
theory of fault
U
تئوری تقصیر
to lay the blame on someone
U
تقصیر رابگردن کسی گذاشتن کسیرامسئول دانستن
tortious
U
تقصیر
wite
U
تقصیر
You asked for it. You had it coming.
U
حقت بود ( خودت تقصیر داشتی )
To take the blame .
U
تقصیر را بگردن گرفتن
To put the blame some one .
U
تقصیر را بگردن کسی انداختن
leave (someone) holding the bag
<idiom>
U
تقصیر راگردن کسی دیگری انداختن
to put the blame on somebody
U
تقصیر را سر کسی گذاشتن
[اصطلاح مجازی]
It's her fault.
[She is to blame for it.]
[The blame lies with her.]
U
تقصیر
[سر]
او
[زن]
است.
Don't put
[lay]
the blame on me!
U
تقصیر را نیانداز سر من!
make somebody take the fall
U
تقصیر را به بگردن کسی انداختن
to bear the blame
U
تقصیر را به گردن گرفتن
Why should I take the blame?
U
چرا من باید تقصیر را به گردن بگیرم؟
If so, you've only yourself to blame.
U
اگر چنین است، پس فقط تقصیر خودت است.
He is not to blame for this.
U
تقصیر او
[مرد ]
نیست.
It's your own fault.
U
تقصیر خودت است.
to point the finger at somebody
U
تقصیر را سر کسی گذاشتن
He is seriously claiming
[trying to tell us]
that the problems are all the fault of the media.
U
او
[مرد]
به طور جدی ادعا می کند که همه مشکلات تقصیر رسانه ها است.
to pass the buck
<idiom>
U
مسئولیت ناخوشایند
[تقصیر یا زحمت]
را به دیگری دادن
to pass the buck to somebody
U
مسئولیت ناخوشایند
[تقصیر یا زحمت]
را به کسی دادن
Partial phrase not found.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com