English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (38 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
randomization U تصادفی کردن
randomize U تصادفی کردن
randomizing U تصادفی کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
head switching U فعال کردن نوک خواندن ونوشتن به هنگام خوانده ونوشته شدن اطلاعات توسط دستگاه ذخیره با دستیابی تصادفی
smoke test U بررسی تصادفی برای اینکه ماشین باید در صورتی که هنگام روشن کردن دود ایجاد نشود کار کند
Other Matches
random process U جریان تصادفی فرایند تصادفی
random parallel tests U ازمونهای موازی تصادفی ازمونهای همتای تصادفی
chanced U تصادفی
chancy U تصادفی
hazardous U تصادفی
chanciest U تصادفی
chancier U تصادفی
by the way U تصادفی
accidental <adj.> U تصادفی
random <adj.> U تصادفی
chance U تصادفی
chancing U تصادفی
chances U تصادفی
chanceful U تصادفی
accidental attack U تک تصادفی
incidentally <adv.> U تصادفی
casual [not planned] <adj.> U تصادفی
adventitious <adj.> U تصادفی
contingent [accidental] <adj.> U تصادفی
fortuitous <adj.> U تصادفی
haphazard <adj.> U تصادفی
accidentally <adv.> U تصادفی
accidently <adv.> U تصادفی
as it happens <adv.> U تصادفی
at random <adv.> U تصادفی
by accident <adv.> U تصادفی
by a coincidence <adv.> U تصادفی
by chance <adv.> U تصادفی
by happenstance <adv.> U تصادفی
by hazard <adv.> U تصادفی
coincidentally <adv.> U تصادفی
fortuitously <adv.> U تصادفی
incidental <adj.> U تصادفی
circumstantial U تصادفی
stochastical <adj.> U تصادفی
randomly U تصادفی
coincidental <adj.> U تصادفی
stochastic <adj.> U تصادفی
random selection U گزینش تصادفی
randomly U بی هدف تصادفی
random model U الگوی تصادفی
random error U خطای تصادفی
by blow U ضربت تصادفی
extrinsic U تصادفی عارضی
random access U دستیابی تصادفی
random activity U فعالیت تصادفی
random assignment U گمارش تصادفی
random distribution U توزیع تصادفی
random numbers U اعداد تصادفی
extraneous U تصادفی فرعی
accidental error U خطای تصادفی
chance variations U تغییرات تصادفی
random sample U نمونه تصادفی
random processing U پردازش تصادفی
random number U عدد تصادفی
random process U پویش تصادفی
random probing U پردازش تصادفی
accident U تصادفی ضمنی
accidents U تصادفی ضمنی
contingent U تصادفی مشروط
random file U فایل تصادفی
random file U پرونده تصادفی
randomized blocks U بلوکهای تصادفی
random model U مدل تصادفی
random U بی هدف تصادفی
randomization U ارایش تصادفی
quasi random U شبه تصادفی
random variable U متغیر تصادفی
unplanned U تصادفی - بدونبرنامهریزیقبلی
contingents U تصادفی مشروط
random number seed U کاوش تصادفی
conjuncture U ملاقات تصادفی
stochastic term U جمله تصادفی
temerarious U تند تصادفی
chance level U سطح تصادفی
chromatic U تصادفی اتفاقی
stochastic variable U متغیر تصادفی
stochastic term U متغیر تصادفی
meet up with <idiom> U تصادفی ملاقاتکردن
chance error U خطای تصادفی
probabilistic model U الگوی تصادفی
drop out U حذف تصادفی
drop in U درج تصادفی
stochastic regression U رگرسیون تصادفی
stochastic model U الگوی تصادفی
indeterminate error U خطای تصادفی
supervene U تصادفی روی دادن
obiter dictum U بیان ضمنی و تصادفی
random sample U نمونه گیری تصادفی
random sampling U نمونه گیری تصادفی
nonrandom variable U متغیر غیر تصادفی
random processing U با دست یابی تصادفی
stranding U به گل نشستن تصادفی کشتی
randomly U فکر تصادفی غیرعمدی
random logic design U طرح منطقی تصادفی
earth fault U اتصال به زمین تصادفی
random number generator U مولد عدد تصادفی
random number generator U مولد اعداد تصادفی
semirandom access U دستیابی نیمه تصادفی
random U فکر تصادفی غیرعمدی
nonrandom sample U نمونه غیر تصادفی
pseudo random number U عدد شبه تصادفی
pseudorandom number U عدد شبه تصادفی
simple randon sampling U نمونه گیری تصادفی ساده
casrd random access memory U حافظه دستیابی تصادفی کارت
rams U حافظه با دستیابی تصادفی emory
random scan graphics U نگاره سازی با پوشش تصادفی
stratified random sampling U نمونه گیری لایهای تصادفی
rammed U حافظه با دستیابی تصادفی emory
dynamic ram U حافظه دستیابی تصادفی پویا
addressable storage U حافظه تصادفی [علوم کامپیوتر]
ram U حافظه با دستیابی تصادفی emory
addressed memory U حافظه تصادفی [علوم کامپیوتر]
Random-access memory U حافظه تصادفی [علوم کامپیوتر]
randomize U بصورت اتفاقی یا تصادفی در اوردن
systematic random sampling U نمونه گیری تصادفی منظم
RAM [random access memory] U حافظه تصادفی [علوم کامپیوتر]
It was a mere accident that we met. U ملاقات ما کاملا تصادفی ( اتفاقی ) بود
accidental U آنچه تصادفی اتفاق افتاده است
ccd U که دستیابی ترتیبی یا تصادفی را ممکن می کنند
random number U برنامهای که اعداد تصادفی را تولید میکند.
pickup U هرچیز انتخاب شده اشنایی تصادفی
randomize U بصورت امار تصادفی نشان دادن
seeds U مقدار شروع برای تولید اعداد تصادفی
softest U خطای تصادفی نرم افزار یا دادههای خطا
native U رویداد طبیعی یا آنچه تصادفی رخ نداده است
soft U خطای تصادفی نرم افزار یا دادههای خطا
softer U خطای تصادفی نرم افزار یا دادههای خطا
natives U رویداد طبیعی یا آنچه تصادفی رخ نداده است
seed U مقدار شروع برای تولید اعداد تصادفی
glitches U خرابی تصادفی یا موقتی در سخت افزار گیر در برنامه
I accidentally locked myself out of the house. U من به طور تصادفی خانه ام را روی خودم قفل کردم.
glitch U خرابی تصادفی یا موقتی در سخت افزار گیر در برنامه
secured U که در برابر نوشتن یا حذف تصادفی یا دستیابی بی اجازه ایمن است
heaping U فضای ذخیره سازی موقت که اجازه دستیابی تصادفی میدهد
stochastic model U نمایش ریاضی سیستم که حاوی اثرات اعمال تصادفی است
The damage can't have been caused accidentally. U آسیب نمی تواند به طور تصادفی پیش آمده باشد.
heap U فضای ذخیره سازی موقت که اجازه دستیابی تصادفی میدهد
pseudo random U رشته تولید شده تصادفی که در مدت طولانی تکرار بشود
heaps U فضای ذخیره سازی موقت که اجازه دستیابی تصادفی میدهد
ball back U ضربه تصادفی با پا به توپ که از مرز بیرون برود ومنتج به تجمع شود
dynamic U حافظه با دستیابی تصادفی که نیاز دارد و محتوای آن مرتب بهنگام شود
dynamically U حافظه با دستیابی تصادفی که نیاز دارد و محتوای آن مرتب بهنگام شود
leap frog test U بررسی فضای حافظه که برنامه از یک محل به دیگری به صورت تصادفی می رود
jabbered U سیگنال ارسالی پیاپی و تصادفی توسط کارت آداپتور خراب یا گرهای در شبکه
jabbering U سیگنال ارسالی پیاپی و تصادفی توسط کارت آداپتور خراب یا گرهای در شبکه
jabber U سیگنال ارسالی پیاپی و تصادفی توسط کارت آداپتور خراب یا گرهای در شبکه
jabbers U سیگنال ارسالی پیاپی و تصادفی توسط کارت آداپتور خراب یا گرهای در شبکه
VRAM U حافظه سریع با دستیابی تصادفی برای ذخیره تصاویر تولید شده در کامپیوتر یا دیجیتالی
conventional RAM U در سیستم سازگار -IBM PC ناحیه حافظه با دستیابی تصادفی نصب شده روی PC با گنجایش چند کیلو بایت
conventional memory U در سیستم سازگار -IBM PC ناحیه حافظه با دستیابی تصادفی نصب شده روی PC با گنجایش چند کیلو بایت
pseudo random U سخت افزار یا نرم افزار تولید کننده اعداد تصادفی
random number U روش ایجاد یک ترتیبی از اعداد تصادفی به طوری که هیچ عددی بیشتر از اعداد دیگر رخ نمیدهد
instantaneous access U زمان دستیابی کوتاه به رسانه با دستیابی تصادفی
noise U سیگنال تصادفی آماده اضافه بر هر سیگنال درخواستی
noises U سیگنال تصادفی آماده اضافه بر هر سیگنال درخواستی
best fit U 1-آنچه که تط ابق بیشتری با یک نیاز دارد 2-تابعی که کوچکترین تصادفی موجود در حافظه اصلی را انتخاب میکند برای یک صفحه مجازی در خواست شده
scramblers U وسیله کدگزاری رشته دادهای به صورت تصادفی پیش ازارسال برای جلوگیری از اینکه مجموعهای از صفرها یا یک ها وصفرهای متغیر باعث مشکلات هماهنگی در گیرنده شوند
scrambler U وسیله کدگزاری رشته دادهای به صورت تصادفی پیش ازارسال برای جلوگیری از اینکه مجموعهای از صفرها یا یک ها وصفرهای متغیر باعث مشکلات هماهنگی در گیرنده شوند
fortuitous event U حادثه جبری حادثه تصادفی
poisson distribution U این توزیع در حقیقت یک توزیع احتمال برای متغیرهای تصادفی ناپیوسته است که دران میزان احتمال بسیارکوچک و در مقابل تعدادمشاهدات بسیار زیاد است
random access memory U حافظه با دستیابی تصادفی حافظه دستیابی مستقیم
direct access storage device U اسباب حافظه با دستیابی مستقیم دستگاه با ذخیره دستیابی تصادفی دستگاه انباره دستیابی مستقیم
to let somebody treat you like a doormat <idiom> U با کسی خیلی بد رفتار کردن [اصطلاح] [ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew U رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharge U اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharges U اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
capturing U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
captures U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
countervial U خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
capture U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
challengo U ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verifying U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verify U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verified U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifies U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
shoots U جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
shoot U جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
foster U تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
cross examination U تحقیق چندجانبه بازپرسی کردن روبرو کردن شواهد استنطاق کردن
orient U جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
to temper [metal or glass] U آب دادن [سخت کردن] [آبدیده کردن] [بازپخت کردن] [فلز یا شیشه]
orienting U جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
orients U جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
surveyed U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveys U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
survey U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
tae U پرش کردن با پا دفاع کردن و با پا ضربه زدن و خرد کردن
to appeal [to] U درخواستن [رجوع کردن به] [التماس کردن] [استیناف کردن در دادگاه]
serve U نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
served U نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
serves U نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
assigns U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
to inform on [against] somebody U کسی را لو دادن [فاش کردن] [چغلی کردن] [خبرچینی کردن]
buck up U پیشرفت کردن روحیه کسی را درک کردن تهییج کردن
concentrating U غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
assigning U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigned U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
concentrates U غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
assign U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com