Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
aeromedical evacuation
U
تخلیه پزشکی هوایی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
aeromedical unit
U
یکان تخلیه پزشکی هوایی یکان مسئول تخلیه پزشکی
Other Matches
evacuation
U
تخلیه یک نقطه ازاهالی یا نیرو تخلیه پزشکی
battlefield evacuation
U
تخلیه پزشکی
medical recovery
U
تخلیه پزشکی
medical evacuation
U
تخلیه پزشکی
air evacuation
U
تخلیه هوایی
evacuation policy
U
روش تخلیه پزشکی
evacuation ship
U
ناو کنترل تخلیه پزشکی
evacuees
U
بیماران تخلیه شده پزشکی
evacuee
U
بیماران تخلیه شده پزشکی
aviation medicine
U
سیستم پزشکی هوایی
cargo outturn message
U
پیام تخلیه محمولات ناو گزارش خاتمه تخلیه بارکشتی
airlift service
U
سرویس حمل و نقل هوایی خدمات ترابری هوایی قسمت ترابری هوایی
clearings
U
تخلیه محل تخلیه بیماران
clearing
U
تخلیه محل تخلیه بیماران
telling
U
مخابره اطلاعات به دست امده از تجسس هوایی به یکانهای پدافند هوایی
holiday
U
تولید رخنه در عکاسی هوایی محوطه پوشیده نشده درعکاسی هوایی
holidays
U
تولید رخنه در عکاسی هوایی محوطه پوشیده نشده درعکاسی هوایی
antiair warfare
U
جنگ ضدبرتری هوایی نبرد بر علیه برتری هوایی دشمن
restrictive fire plan
U
طرح اتش محدود کننده حرکات هوایی یا تامینی هوایی
air policing
U
عملیات گشت زنی هوایی پاسوری هوایی در زمان صلح
line chief
U
افسرجزء نیروی هوایی که درفرود امدن وبرخاستن هواپیمادرخطوط هوایی نظارت میکند
i stay
U
در رهگیری هوایی به علامت ماموریت گشت هوایی راتحویل گرفتم اعلام میشود
pouncing
U
در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
pounces
U
در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
pounce
U
در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
pounced
U
در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
broadcast controlled air interception
U
نوعی رهگیری هوایی که هواپیمای رهگیر را مداوم درجریان تک هوایی دشمن قرارمی دهند
air delivery container
U
جعبههای مخصوص حمل بارهای هوایی جعبه حامل بار در نقل و انتقال هوایی
air sentinel
U
گارد هوایی نگهبان مخصوص اعلام خطرتک هوایی
professional service
U
تیمهای متخصص پزشکی قسمتهای تخصصی پزشکی
premedical
U
دوره مقدماتی پزشکی وابسته به پیش پزشکی
steers
U
در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
steered
U
در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
steer
U
در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
pigeons
U
در رهگیری هوایی یعنی اینکه گرای مغناطیسی و مسافت پایگاه هوایی از هواپیما این قدر است
pigeon
U
در رهگیری هوایی یعنی اینکه گرای مغناطیسی و مسافت پایگاه هوایی از هواپیما این قدر است
air scoop
U
چاه هوایی صفحه تنظیم دریچه هوایی
sleeve target
U
هدف کش هوایی استوانهای برای تیراندازی ضد هوایی
flak
U
گلوله خودترکان ضد هوایی توپ پدافند هوایی
fly through
U
عبور هدف هوایی از مخروط اتش ضد هوایی تقاطع هدف با اتش ضد هوایی
ENT medicine
U
پزشکی گوش و حلق و بینی
[پزشکی]
otorhinolaryngology
U
پزشکی گوش و حلق و بینی
[پزشکی]
aviation pay
U
معاش هوایی سختی خدمت هوایی
air suprmacy
U
برتری کامل هوایی سیادت هوایی
air pilots
U
خلبانان نیروی هوایی راهنمایان هوایی
air superiority
U
برتری موقت هوایی رجحان هوایی
air interdiction
U
عملیات ممانعتی هوایی ممانعت هوایی
carrier air group
U
دو یا چند گردان هوایی که درروی یک ناو مستقر باشند گروه هوایی ناو هواپیمابر
aired
U
هوایی هواپیمایی نیروی هوایی
air
U
هوایی هواپیمایی نیروی هوایی
air material
U
ماتریل هوایی وسایل هوایی
airs
U
هوایی هواپیمایی نیروی هوایی
notice to airmen
U
اعلامیه هوایی یا اعلان هوایی
air branch
U
قسمت هوایی رسته هوایی
splashing
U
ترکیدن ترکیدن گلوله در پدافند هوایی یعنی کلیه هدفهای هوایی زده شد
code panel
U
رمز ارتباطات در عملیات هوایی و زمینی کلید رمزارتباطات در عملیات هوایی وزمینی
air station
U
ایستگاه عکس برداری هوایی نقطه تمرکز عکسبرداری هوایی ایستگاه هواشناسی
splash
U
ترکیدن ترکیدن گلوله در پدافند هوایی یعنی کلیه هدفهای هوایی زده شد
splashes
U
ترکیدن ترکیدن گلوله در پدافند هوایی یعنی کلیه هدفهای هوایی زده شد
tropopause
U
منطقه چاه هوایی جوی بین استراتوسفر و تروپوسفر منطقه سکته هوایی
air picket
U
هواپیمای مخصوص اکتشاف و گزارش و ردیابی هواپیماو موشکهای دشمن هواپیمای گشتی هوایی هواپیمای پیشقراول هوایی
call mission
U
درخواست پشتیبانی فوری هوایی ماموریت هوایی طبق درخواست
air photographic
U
شناسایی از طریق عکسبرداری هوایی شناسایی با استفاده ازعکس هوایی
air scout
U
هواپیمای دیده ور هوایی هواپیمای مخصوص گشت زنی هوایی
tactical air controler
U
افسر کنترل عملیات هوایی مسئول مرکز کنترل هوایی
airlift command
U
فرماندهی ترابری هوایی قسمت حمل و نقل هوایی فرماندهی حمل و نقل هوایی
photogrammetry
U
علم تهیه نقشه از روی عکس هوایی یا اندازه گیری فواصل زمینی از روی عکس هوایی
air search attack unit
U
تیم تجسس و نابودی هوایی تیم تک اکتشافی هوایی
airlift capacity
U
مقدورات ترابری هوایی مقدورات حمل و نقل هوایی
airspace prohibited area
U
منطقه ممنوعه هوایی منطقه منع پرواز هوایی
emergency scramble
U
درگیری اضطراری هوایی فرمان درگیری سریع هوایی
air defense commander
U
فرماندهی پدافند هوایی فرمانده پدافند هوایی یک منطقه
cargo outturn report
U
گزارش تخلیه محمولات ناو گزارش تخلیه ناو
channel airlift
U
سرویس حمل و نقل هوایی موجود در هر یکان خدمات حمل و نقل هوایی امادی
trimetrogon
U
عکاسی هوایی با استفاده ازسه بعد یا صفحه سه بعدی عکاسی سه بعدی هوایی
dispersal airfield
U
فرودگاههای مخصوص تفرقه هوایی فرودگاه مخصوص تفرقه در اماده باش هوایی
air survey photography
U
عکسبرداری تجسسی هوایی عکسبرداری اکتشافی هوایی
trunkair route
U
مسیر هوایی استراتژیکی مسیر حرکت و حمل و نقل استراتژیکی هوایی
airlift control element
U
عنصر کنترل ترابری هوایی عنصر کنترل حمل و نقل هوایی
combat airlift support
U
پشتیبانی رزمی حمل و نقل هوایی پشتیبانی رزمی ترابری هوایی
airhead operations
U
عملیات مخصوص گرفتن سرپل هوایی عملیات تهیه سرپل هوایی
country cover diagram
U
دیاگرام نشان دهنده اجرای عکاسی هوایی در هر کشور دیاگرام پوشش عکاسی هوایی در سطح کشور
evacuates
U
تخلیه
evacuating
U
تخلیه
evacuated
U
تخلیه
exhausts
U
تخلیه
discharged
U
تخلیه
evacuation
U
تخلیه
disembarkation
U
تخلیه
evacuate
U
تخلیه
stripping
U
تخلیه
depletion
U
تخلیه
LSD
U
تخلیه
landing, storage, delivery
U
تخلیه
unstuffing
U
تخلیه
discharges
U
تخلیه
discharge
U
تخلیه
unloading
U
تخلیه
emptying
U
تخلیه
exhaust
U
تخلیه
to offload
U
تخلیه کردن
depletion layer
U
ناحیه تخلیه
discharge conveyor
U
نوار تخلیه
discahrge pipe
U
لوله تخلیه
discharge cock
U
شیر تخلیه
neural discharge
U
تخلیه عصبی
discharge chute
U
سرسره تخلیه
drain cock
U
لوله تخلیه
disembarkation
U
تخلیه کردن
roll on/roll off
U
بارگیری- تخلیه
discharge currect
U
جریان تخلیه
non self maintained discharge
U
تخلیه وابسته
clearing out
[of a place]
U
تخلیه
[فضایی]
evacuated
U
تخلیه کردن
evacuates
U
تخلیه کردن
abreaction
U
تخلیه هیجانی
evacuating
U
تخلیه کردن
ozone depletion
U
تخلیه اوزون
undulatory discharge
U
تخلیه مواج
oscillating discharge
U
تخلیه مواج
vacate
U
تخلیه کردن
vacated
U
تخلیه کردن
vacates
U
تخلیه کردن
vacating
U
تخلیه کردن
discharge end
U
سمت تخلیه
surging discharge
U
تخلیه نوشی
dejecta
U
تخلیه مدفوع
medical evacuation
U
تخلیه بیماران
depletion zone
U
ناحیه تخلیه
unload
U
تخلیه کردن
unloaded
U
تخلیه کردن
unloads
U
تخلیه کردن
chain of evacuation
U
سیستم تخلیه
corona discharge
U
تخلیه کورونا
sluiceway
U
دهانه تخلیه
corona discharge
U
تخلیه الکتریکی
corollary discharge
U
تخلیه تبعی
cooling water discharge
U
تخلیه اب سرد
coefficient of discharge
U
ضریب تخلیه
point discharge
U
تخلیه نقطهای
brush discharge
U
تخلیه جارویی
medical evacuation
U
تخلیه بهداری
road clearance
U
تخلیه جاده
depletion barrier
U
ناحیه تخلیه
residual discharge
U
تخلیه مانده
relief well
U
چاه تخلیه
depletion area
U
ناحیه تخلیه
area evacuation
U
تخلیه منطقهای
bank sluice
U
دریچه تخلیه
main discharge
U
تخلیه اصلی
defecation
U
تخلیه شکم
debarkation net
U
تور تخلیه
blow off
U
شیر تخلیه
catharsis
U
تخلیه هیجانی
discharge velocity
U
سرعت تخلیه
glow discharge
U
تخلیه تابنده
depopulation
U
تخلیه جمعیت
glow discharge
U
تخلیه تابناک
drain plug
U
پیچ تخلیه
lightning discharge current
U
جریان تخلیه
education pipe
U
لوله تخلیه
electric discharge
U
تخلیه الکتریکی
lightning discharge
U
تخلیه اتمسفری
disruptive discharge
U
تخلیه جرقهای
discharge voltage
U
ولتاژ تخلیه
impulse discharge
U
تخلیه ضربهای
high rate discharge
U
تخلیه شدید
roll-on/roll-off
U
بارگیری- تخلیه
discharger of a capacitor
U
تخلیه خازن
discharging berth
U
اسکله تخلیه
discharging wharf
U
اسکله تخلیه
self maintained discharge
U
تخلیه ناوابسته
electrical discharge
U
تخلیه برقی
exhaust chute
U
ناودان تخلیه
sluiced
U
دریچه تخلیه
sluices
U
دریچه تخلیه
flaming discharge
U
تخلیه مشتعل
drains
U
تخلیه کردن
draining
U
تخلیه کردن
drained
U
تخلیه کردن
drain
U
تخلیه کردن
evacuant
U
تخلیه کننده
sluice
U
دریچه تخلیه
discharge
U
تخلیه الکتریکی
discharge
U
تخلیه بار
discharges
U
تخلیه الکتریکی
electron discharge
U
تخلیه الکترونها
discharges
U
تخلیه بار
electrostatic discharge
U
تخلیه الکتروستاتیکی
escape channel
U
مجرای تخلیه اب
exhaust stroke
U
مرحله تخلیه
discharge valve
U
سوپاپ تخلیه
tipper
U
تخلیه کننده
discharge pressure
U
فشار تخلیه
discharge opening
U
مجرای تخلیه
discharge opening
U
راهگاه تخلیه
discharge of chips
U
تخلیه براده ها
quitting
U
تخلیه خانه
quit
U
تخلیه خانه
rotary discharger
U
تخلیه گر گردان
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com