Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (15 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
incommutable
U
تبدیل ناپذیر غیر قابل تعویض
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
changeable
U
قابل تعویض قابل تبدیل
incommutably
U
تبدیل ناپذیر
fungible
U
قابل تعویض
replaceable
U
قابل تعویض
interchangeable
U
قابل تعویض
refillable
U
قابل تعویض
substitutable
U
قابل تعویض
shiftable
U
قابل تعویض یا انتقال
exchangeable disk
U
دیسک قابل تعویض
irreplaceable
U
غیر قابل تعویض
substituent
U
قابل تعویض توکیلی
direct exchange items
U
اقلام قابل تعویض مستقیم
pole changing motor
U
موتور با قطبهای قابل تعویض
interchangeable bearing shells
U
پوسته قابل تعویض یاطاقان
post knotting
U
پشت زنی
[تعویض گره ها بعد از اتمام فرش]
[گاه جهت تعویض نگاره ها در قسمتی از فرش بافته شده و یا جهت قدیمی جلوه دادن فرش با تعویض گره ها در محل درج تاریخ، گره ها را تعویض می کنند.]
microgroove
U
سه شاخه قابل تعویض میان صفحات گرامافون
inconsolable
U
تسلی ناپذیر غیر قابل تسلیت
irremissible
U
بخشش ناپذیر غیر قابل عفو
inconsolably
U
تسلی ناپذیر غیر قابل تسلیت
unbearably
U
غیر قابل تحمل تاب ناپذیر
unbearable
U
غیر قابل تحمل تاب ناپذیر
impervious
U
تاثر ناپذیر غیر قابل نفوذ
impartible
U
جدایی ناپذیر غیر قابل تفکیک
Bernoulli drive
U
سیستم بافرفیت ذخیره سازی بالا که ازکارتریج قابل تعویض MBاستفاده میکند
transmutative
U
قابل تبدیل
interchangeable
U
قابل تبدیل
interconvertible
U
قابل تبدیل
convertible
U
قابل تبدیل
transmutable
U
قابل تبدیل
convertibles
U
قابل تبدیل
convertible
U
قابل تسعیر و تبدیل
vitrifiable
U
قابل تبدیل به شیشه
convertibles
U
قابل تسعیر و تبدیل
saponifiable
U
قابل تبدیل بصابون
convertible currency
U
ارز قابل تبدیل
pulverizable
U
قابل تبدیل به پودر
ne varirtur
U
غیر قابل تبدیل
convertible money
U
پول قابل تبدیل
pulverable
U
قابل تبدیل به پودر
liquefiable
U
قابل تبدیل به مایع
catch penny
U
قابل تبدیل به پول
convertibles
U
آنچه قابل تبدیل است
vitrifiable
U
قابل تبدیل بحالت زجاجی
couchette
U
نیمکت قابل تبدیل به تختخواب
negotiable
U
قابل تبدیل به پول نقد
couchettes
U
نیمکت قابل تبدیل به تختخواب
inconvertible currency
U
ارز غیر قابل تبدیل
luminous energy
U
نیروی قابل تبدیل بنور
convertible
U
آنچه قابل تبدیل است
commutable
U
دگرگونی پذیر قابل تبدیل
transformative
U
قابل تبدیل دگرگون شونده
insolvable
U
غیر قابل تبدیل به پول نقد
packet
U
شبکه قابل ارسال باشد تبدیل میکند
packets
U
شبکه قابل ارسال باشد تبدیل میکند
bondable
U
قابل تبدیل به اوراق قرضه وثیقه پذیر
binders
U
را را به خرمی که قابل اجرا باشد تبدیل میکند
binder
U
را را به خرمی که قابل اجرا باشد تبدیل میکند
convertibles
U
پولی که با نرخ معین قابل تبدیل به طلا باشد
convertible
U
پولی که با نرخ معین قابل تبدیل به طلا باشد
omr
U
و به صورتی که قابل پردازش در کامپیوتر باشد تبدیل میکند
atoms
U
مقدار یا رشتهای که به حالت ساده تری قابل تبدیل نیست
atom
U
مقدار یا رشتهای که به حالت ساده تری قابل تبدیل نیست
sound
U
تبدیل صوت آنالوگ به دیجیتال که قابل استفاده در کامپیوتر شود
digitize
U
تبدیل سیگنالهای آنالوگ به دیجیتال که قابل پردازش با کامپیوتر باشد
sounded
U
تبدیل صوت آنالوگ به دیجیتال که قابل استفاده در کامپیوتر شود
sounds
U
تبدیل صوت آنالوگ به دیجیتال که قابل استفاده در کامپیوتر شود
soundest
U
تبدیل صوت آنالوگ به دیجیتال که قابل استفاده در کامپیوتر شود
irretrievably
U
بطور غیر قابل استرداد جنانکه نتوان برگردانید بطور جبران ناپذیر
reduces
U
تبدیل داده فایل به حالت فشرده تر که به راحتی قابل پردازش باشد
reducing
U
تبدیل داده فایل به حالت فشرده تر که به راحتی قابل پردازش باشد
reduce
U
تبدیل داده فایل به حالت فشرده تر که به راحتی قابل پردازش باشد
signaled
U
تبدیل یا ترجمه سیگنال به صورتی به توسط وسیله قابل قبول باشد
visualization
U
تبدیل اعداد یا داده به صورت گرافیکی که راحت تر قابل فهم باشد
signalled
U
تبدیل یا ترجمه سیگنال به صورتی به توسط وسیله قابل قبول باشد
decompression
U
تبدیل یک تصویر یا فایل داده فشرده به حالتی که قابل دیدن شود
signal
U
تبدیل یا ترجمه سیگنال به صورتی به توسط وسیله قابل قبول باشد
normalised
U
تبدیل داده به صورتی که توسط سیستم کامپیوتری مشخص قابل خواندن باشد
normalises
U
تبدیل داده به صورتی که توسط سیستم کامپیوتری مشخص قابل خواندن باشد
normalizes
U
تبدیل داده به صورتی که توسط سیستم کامپیوتری مشخص قابل خواندن باشد
normalize
U
تبدیل داده به صورتی که توسط سیستم کامپیوتری مشخص قابل خواندن باشد
normalising
U
تبدیل داده به صورتی که توسط سیستم کامپیوتری مشخص قابل خواندن باشد
converter
U
وسیلهای که سیگنال آنالوگ را به دیجیتال تبدیل میکند تا قابل فهم برای کامپیوتر شود
convertor
U
وسیلهای که سیگنال آنالوگ را به دیجیتال تبدیل میکند تا قابل فهم برای کامپیوتر شود
quantizer
U
وسیله تبدیل سیگنال ورودی آنالوگ به عددی که توسط کامپیوتر قابل پردازش است
too much of a good thing
U
غیر قابل تحمل تحمل ناپذیر
image
[وسیله ورودی که متن ها یا رسم ها یا عکس ها را به حالت دیجیتال و قابل خواندن ماشین تبدیل میکند.]
cards
U
وسیلهای که داده کارت پانچ را به حالتی کا قابل دریافت برای کامپیوتر باشد تبدیل میکند
images
U
وسیله ورودی که متن ها یا رسم ها یا عکس ها را به حالت دیجیتال و قابل خواندن ماشین تبدیل میکند
card
U
وسیلهای که داده کارت پانچ را به حالتی کا قابل دریافت برای کامپیوتر باشد تبدیل میکند
analog
U
وسیلهای که سیگنال ورودی آنالوگ را به دیجیتال تبدیل میکند تا قابل فهم برای کامپیوتر شود
analogues
U
ی که سیگنال ورودی آنالوگ را به حالت خروجی دیجیتال تبدیل میکند تا قابل فهم برای کامپیوتر شود
analogue
U
ی که سیگنال ورودی آنالوگ را به حالت خروجی دیجیتال تبدیل میکند تا قابل فهم برای کامپیوتر شود
optical
U
وسیلهای که تصویر را به سیگنالهای الکتریکی تبدیل میکند که قابل ذخیره سازی و نمایش روی کامپیوتر هستند
readers
U
وسیلهای که داده روی پانچ کارت را به صورتی که توسط کامپیوتر قابل تشخیص است تبدیل میکند
scanner
U
وسیله ورودی که متن یا رسم یا عکس را به حالت دیجیتالی قابل خواندن توسط ماشین تبدیل میکند
reader
U
وسیلهای که داده روی پانچ کارت را به صورتی که توسط کامپیوتر قابل تشخیص است تبدیل میکند
scanners
U
وسیله ورودی که متن یا رسم یا عکس را به حالت دیجیتالی قابل خواندن توسط ماشین تبدیل میکند
pooler
U
وسیلهای برای یکپارچه کردن و یا تبدیل داده کلیدی ورودی به صورتی که قابل قبول کامپیوتر اصلی باشد
critical raynold's number
U
عددی رینولدی که در ان تغییرات قابل توجهی از قبیل تبدیل جریان اشفته یا کاهش ناگهانی پسا صورت میگیرد
renewable resources
U
منابع تهی ناپذیر منابع تجدیدشدنی منابع قابل تجدید
mouses
U
برنامهای که داده محل ارسالی را از mouse به مختصات استاندارد تبدیل میکند تا توسط نرم افزار قابل استفاده باشد
mouse
U
برنامهای که داده محل ارسالی را از mouse به مختصات استاندارد تبدیل میکند تا توسط نرم افزار قابل استفاده باشد
invulnerable
U
زخم ناپذیر اسیب ناپذیر
immedicable
U
درمان ناپذیر بهبود ناپذیر
preparation
U
تبدیل داده به حالت قابل خواندن ماشین بیش از وارد کردن داده
preparations
U
تبدیل داده به حالت قابل خواندن ماشین بیش از وارد کردن داده
compiling
U
تبدیل برنامه سطح بالا به برنامه کد ماشین که خود قابل اجرا است
compiles
U
تبدیل برنامه سطح بالا به برنامه کد ماشین که خود قابل اجرا است
compiled
U
تبدیل برنامه سطح بالا به برنامه کد ماشین که خود قابل اجرا است
compile
U
تبدیل برنامه سطح بالا به برنامه کد ماشین که خود قابل اجرا است
hand-held
U
وسیله کوچکی که در دست جا میشود براس اسکن عکسهای کوچک و رسم خط و تبدیل آنها به تصاویر گرافیکی که قابل استفاده در کامپیوتر هستند
magnetic tape
U
ماشینی که سیگنالهای ذخیره شده روی نوار مغناطیسی را می خواند و به صورت الکترونیکی تبدیل میکند که توسط کامپیوتر قابل فهم است
magnetic tapes
U
ماشینی که سیگنالهای ذخیره شده روی نوار مغناطیسی را می خواند و به صورت الکترونیکی تبدیل میکند که توسط کامپیوتر قابل فهم است
printers
U
وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
printer
U
وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
litter relay point
U
نقطه تعویض برانکاردکشها نقطه تعویض حمل مجروحین
illiquid
U
غیر مایع غیر قابل تبدیل به پول
document
U
وسیلهای که اطلاع نوشته شده یا چاپ شده رابه حالتی که قابل فهم برای کامپیوتر باشد تبدیل میکند
documenting
U
وسیلهای که اطلاع نوشته شده یا چاپ شده رابه حالتی که قابل فهم برای کامپیوتر باشد تبدیل میکند
documented
U
وسیلهای که اطلاع نوشته شده یا چاپ شده رابه حالتی که قابل فهم برای کامپیوتر باشد تبدیل میکند
inputted
U
وسیلهای مثل صفحه کلید یا خواننده بار کد که عملیات یا اطلاعات را به صورتی که قابل فهم برای کامپیوتر باشد تبدیل میکند و داده را به پردازنده ارسال میکند
input
U
وسیلهای مثل صفحه کلید یا خواننده بار کد که عملیات یا اطلاعات را به صورتی که قابل فهم برای کامپیوتر باشد تبدیل میکند و داده را به پردازنده ارسال میکند
digitizer
U
مبدل آنالوگ به دیجیتال یاوسیلهای که سیگنالهای آنالوگ را به دیجیتال تبدیل میکند تا قابل فهم برای کامپیوتر شود
scanners
U
وسیله دستی که حاوی یک ردیف از سلولهای نوری- الکتریکی است و وقتی روی تصویر حرکت میکند آنرا به داده تبدیل میکند که توسط کامپیوتر قابل تغییراست
scanner
U
وسیله دستی که حاوی یک ردیف از سلولهای نوری- الکتریکی است و وقتی روی تصویر حرکت میکند آنرا به داده تبدیل میکند که توسط کامپیوتر قابل تغییراست
coupler
U
وسیلهای که به دستگاه تلفن وصل است و داده دودویی را به سیگنالهای صوتی تبدیل میکند که روی یک خط تلفن قابل ارسال است
novatio non presumiter
U
تبدیل تعهد یا تبدیل مدیون نمیتواند مفروض یا ضمنی باشد
optical
U
وسیلهای که حروف چاپ شده یا نوشته شده را اسکن میکند و تشخیص میدهد و کد قابل خواندن ماشین تبدیل میکند برای پردازش کامپیوتر
ocr
U
وسیلهای که حرف چاپ شده یا نوشته شده را اسکن میکند و برای پردازش در کامپیوتر به حالت قابل خواندن توسط ماشین تبدیل میکند
irrevocably
U
بطور تغییر ناپذیر بطور چاره ناپذیر
adapter
U
کارت جانبی که کامپیوتر را به شبکه وصل میکند. این کارت داده کامپیوتری را به سیگنال الکتریکی تبدیل میکند تا قابل ارسال در کابل شبکه باشد
modem
U
وسیلهای که امکان ارسال داده از طریق خط تلفن با تبدیل کردن سیگنال دودویی از کامپیوتر به سیگنال آنالوگ صوتی ه قابل ارسال روی خط تلفن است فراهم می :ند
optical
U
فرآیندی که اجازه میدهد حروف چاپی یا نوشته شده به صورت نوری تشخیص داده شوند و به کد قابل خواندن توسط ماشین تبدیل شوند که وارد کامپیوتر می شوند به کمک حرف خوان نوری
transiguration
U
تبدیل صورت تبدیل هیئت
conversion scale
U
مقیاس تبدیل ضریب تبدیل
restitution
U
تبدیل مختصات نقاط از عکس یا نقشهای به نقشه دیگر تبدیل مختصات
assembler
U
اسمبلی که برنامه به زبان اسمبلی را در دو مرحله به کد ماشین تبدیل میکند. ابتدا آدرسهای ابتدایی ذخیره می شوند و در مرحله دوم آن را به آدرس مطلق تبدیل می کنند
binary to octal conversion
U
تبدیل دودوئی به مبنای 8 تبدیل دودوئی به هشت هشتی
binary to hexadecimal conversion
U
تبدیل دودوئی به مبنای 61 تبدیل دودوئی به شانزده شانزدهی
switches
U
تعویض جا
switches
U
تعویض
shifts
U
تعویض
switch
U
تعویض جا
replacements
U
تعویض
replacement
U
تعویض
line feed
U
تعویض خط
switch
U
تعویض
switched
U
تعویض
switched
U
تعویض جا
refills
U
تعویض
refilling
U
تعویض
shift
U
تعویض
rotation
U
تعویض
replace
U
تعویض
replaced
U
تعویض
replaces
U
تعویض
stage set
U
تعویض سن
replacing
U
تعویض
resignations
U
تعویض
refill
U
تعویض
switchover
U
تعویض
swapping
U
تعویض
substituent
U
تعویض
interchanging
U
تعویض
interchanges
U
تعویض
quid pro quo
U
تعویض
quid pro quos
U
تعویض
refilled
U
تعویض
shifted
U
تعویض
resignation
U
تعویض
substitution
U
تعویض
interchanged
U
تعویض
interchange
U
تعویض
pole changing
U
تعویض قطب
substitute
U
تعویض بازیگر
oil change
U
تعویض روغن
line feed
U
تعویض سطر
alternated
U
تعویض متناوب
substituted
U
تعویض بازیگر
alternates
U
تعویض متناوب
alternate
U
تعویض متناوب
replacements
U
تعویض یکانها
adjournments
U
برخاست تعویض
subs
U
تعویض بازیگر
sub
U
تعویض بازیگر
shift
U
تعویض کردن
shift
U
نوبت تعویض
alternation
U
تعویض قطب
to shift
U
تعویض کردن
turn over
U
برگردان تعویض
maintenance
U
تعویض قط عات و...
symmetrical exchange
U
تعویض قرینه
substitution
U
تعویض جانشینی
shifted
U
نوبت تعویض
adjournment
U
برخاست تعویض
replacements
U
تعویض قطعه
substituting
U
تعویض بازیگر
replacement
U
تعویض یکانها
replacement
U
تعویض قطعه
shifted
U
تعویض کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com