English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
map compilation U تالیف نقشه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
piracy U هرعملی که کارگران یا سرنشینان کشتی علیه کشتی خود انجام دهند استفاده غیر قانونی از تالیف دیگری برای تالیف کتاب یارساله و غیره
map U نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
maps U نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
strategies U طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
strategy U طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
conformal projection U نوعی سیستم تهیه نقشه بزرگ کردن یکنواخت نقشه
line route map U نقشه نشان دهنده راهها نقشه راهنمای مسیر خطوط سیم دستگاه
compilations U تالیف
copyright U حق تالیف
copyrights U حق تالیف
conflation U تالیف
compilation U تالیف
the profession of letters U تالیف
literary work U تالیف
literary property U حق تالیف
docking plan U نقشه مسیر ورود کشتی به حوضچه تعمیر نقشه ساختمان قسمت زیر ناوlongshoreman
cartographers U ترسیم کننده نقشه متخصص رسم نقشه
cartographer U ترسیم کننده نقشه متخصص رسم نقشه
control map U نقشه مخصوص بررسی صحت بقیه نقشه ها
hyetography U نقشه کشی از بارندگی نمایش بارش با نقشه
copyright U حق تالیف و تصنیف
compiling U تالیف کردن
copyrights U حق تالیف و تصنیف
authorship U تالیف و تصنیف
compiles U تالیف کردن
synthetism U تالیف گرایی
syncretism U تالیف عقایدمختلف
compiled U تالیف کردن
compile U تالیف کردن
writes U تالیف کردن
write U تالیف کردن
essays U تالیف مقاله نویسی
coauthor U شریک در تالیف ونگارش
compiling U گرداوردن تالیف کردن
essay U تالیف مقاله نویسی
compiles U گرداوردن تالیف کردن
compiled U گرداوردن تالیف کردن
compile U گرداوردن تالیف کردن
mapping U نقشه کشی کردن تهیه نقشه
topographic map U نقشه عوارض نما نقشه توپوگرافی
aliterary production U فراورده یا محصول ادبی تالیف
royalties U حق تالیف امتیازات و مزایای مخصوص پادشاه
royalty U حق تالیف امتیازات و مزایای مخصوص پادشاه
scissors and paste U تالیف کتابی با برشهای کتابهای دیگر
pirates U از تالیف دیگری استفاده غیر قانونی کردن
pirate U از تالیف دیگری استفاده غیر قانونی کردن
pirated U از تالیف دیگری استفاده غیر قانونی کردن
pirating U از تالیف دیگری استفاده غیر قانونی کردن
storage map U نقشه انباره نقشه انبارش
pseudepigrapha U نوشته هاوکتابهای مشکوک الاعتباری که تالیف انهارابنویسندگان نسبت میدهد
orthographic U تصویر یا نقشه که در ان خطوط مصور برسطح تصویر یا نقشه عموداست
plots U تعیین کردن محل هدف یا دشمن روی نقشه رسم کردن مسیر حرکت روی نقشه
plotted U تعیین کردن محل هدف یا دشمن روی نقشه رسم کردن مسیر حرکت روی نقشه
plot U تعیین کردن محل هدف یا دشمن روی نقشه رسم کردن مسیر حرکت روی نقشه
geodesy U نقشه برداری عملیات نقشه برداری در شبکه جهانی
map sheet U شماره برگ نقشه از سریهای مختلف برگ نقشه
vignetting U سایه روشن زدن به نقشه یاعکس هوایی نمایش عوارض نقشه با سایه روشن تدریجی
spandrel U لچک [در فرش های لچک ترنج، لچک ها معمولا یک چهارم ترنج بوده و یا دارای نقشه مشابه و یا نقشه متفاوت می باشند.]
outline assembly drawing U نقشه کلی ساختمان نقشه ایکه تصویر کلی ساختمان را نشان میدهد وجزئیات ساختمان روی ان پیاده نشده است
common control U کنترل عمومی نقشه برداری شبکه عمومی نقشه برداری شبکه جهانی نقشه برداری
geodetic datum U سطح مبنای نقشه برداری افق مبنای نقشه برداری زمینی جهانی
map compilation U تهیه نقشه جدید یا جمع اوری اطلاعات جدید برای تهیه نقشه
piracy U چاپ کردن تالیف دیگری بدون اجازه تقلید غیر قانونی اثر دیگری privateer
computer aided design and drafting U طراحی و نقشه کشی به کمک کامپیوتر طراحی و نقشه کشی کامپیوتری
bench mark U شاخص علامت نقطه کنترل نقشه برداری شاخص نقشه برداری
author language U زبان برنامه نویسی که به منظور طراحی برنامههای اموزشی برای سیستم CAI یافرمان توسط کامپیوتراستفاده میشود زبان تالیف
author U : نویسندگی کردن تالیف و تصنیف کردن
projections U سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
grid navigation U ناوبری از روی نقشه ناوبری از روی خطوط شبکه نقشه
projection U سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
polar stereographic U سیستم تهیه نقشه قطبی سیستم نقشه برداری قطبی
trimsize U اندازه تنظیم شده نقشه حواشی تنظیم شده نقشه
trig list U لیست نقاط نقشه برداری شده فهرست مختصات نقاط نقشه برداری شده
survey station U ایستگاه نقشه برداری ایستگاه کنترل نقشه برداری
map plane U سطح مبنای تراز نقشه مبنای تراز نقشه
field control U نقاط کنترل نقشه برداری نقاط کنترل زمینی نقشه برداری
mounted map U نقشه
tracer U نقشه کش
plan view U نقشه کف
draughtsmen U نقشه کش
plot U نقشه
draftsmen U نقشه کش
plots U نقشه
designs U نقشه
draughtsman U نقشه کش
cartographers U نقشه کش
cartographer U نقشه کش
draftsman U نقشه کش
rambling U بی نقشه
schemes U نقشه
schemed U نقشه
scheme U نقشه
cartograph U نقشه
chart U نقشه
drawings U نقشه
drawing U نقشه
map maker U نقشه کش
charted U نقشه
charts U نقشه
charting U نقشه
plotted U نقشه
project U نقشه
program U نقشه
model U نقشه
modeled U نقشه
modelled U نقشه
models U نقشه
projects U نقشه
planners U نقشه کش
planner U نقشه کش
programs U نقشه
designer U نقشه کش
designers U نقشه کش
visual aid U نقشه
map U نقشه
maps U نقشه
projected U نقشه
outlining U نقشه
outlines U نقشه
plans U نقشه کف
tracers U نقشه کش
plan U نقشه
outline U نقشه
plat U نقشه
outlined U نقشه
plans U نقشه
plotless U بی نقشه
planless U بی نقشه
plan U نقشه کف
design U نقشه
constant helm plan U نقشه زیگزاگ
process chart U نقشه عملیات
contour map U نقشه برجسته
insets U نقشه تکمیلی
weaving draft U نقشه بافت
power struggle U نقشه تهاجمی
general plan U نقشه کلی
floor plan U نقشه اشکوب
key map U نقشه راهنما
energy pattern U نقشه انرژی
inset U نقشه فرعی
insets U نقشه فرعی
detail drawing U نقشه جزئیات
general plan U نقشه عمومی
detail drawing U نقشه تفصیلی
designment U نقشه کشی
control map U نقشه مادر
surveyor U نقشه بردار
to make plans U نقشه ریختن
battle pin U سنجاق نقشه
battle map U نقشه جنگی
base map U نقشه مبنا
base map U نقشه پایگاه
to forge out plans U نقشه ریختن
approval of plan U تصویب نقشه
surveyors U نقشه بردار
abbazzo U طرح نقشه
ground plans U نقشه مسطحه
ground plan U نقشه مسطحه
bi margin format U نقشه دو حاشیهای
bleeding edge U حاشیه نقشه
brodmann's map U نقشه برودمن
map U نقشه [جغرافیا]
base map U نقشه مادر
cognitive map U نقشه شناختی
chartography U نقشه کشی
chartography U ترسیم نقشه
chart series U سری نقشه ها
chart desk U میز نقشه
topography U نقشه برداری
cadastral map U نقشه ثبتی
cadastral map U نقشه استراتژیکی
weaving draft U نقشه فرش
planimetric U نقشه پلانیمتری
polar diagram U نقشه قطبی
power play U نقشه تهاجمی
mapping U نقشه برداری
relief emboss U نقشه برجسته
map scale U مقیاس نقشه
relief map U نقشه برجسته
map reading U نقشه خوانی
rescale U نقشه کشیدن
schematic diagram U نقشه رادیو
scheme of life U نقشه زندگی
map orientation U توجیه نقشه
site plan U نقشه جایگاه
map margin U کناره نقشه
site plan U نقشه محل
situation map U نقشه وضعیت
star chart U نقشه ستارگان
map maker U نقشه ساز
mapwise U نقشه وار
pictomap U نقشه عکسی
part plan U نقشه جزیی
planless economy U اقتصاد بی نقشه
planned chart U نقشه کروکی
original map U نقشه مادر
original map U نقشه اصلی
operation map U نقشه عملیات
operation map U نقشه عملیاتی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com