Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 120 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
inactivate
U
بی کارکردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
passage
U
رویداد کارکردن مزاج
passages
U
رویداد کارکردن مزاج
reliability
U
توانایی یک وسیله برای کارکردن بسیارموثروبدون خطا
hierarchies
U
روش سازماندهی شی یا داده یا ساختار آن . معمولا با مهمترین یا آنه حق تقدم بیشتر دارد یا کلی ترین موضوع در بالا و پس کارکردن یا پایین ساختار درختی
hierarchy
U
روش سازماندهی شی یا داده یا ساختار آن . معمولا با مهمترین یا آنه حق تقدم بیشتر دارد یا کلی ترین موضوع در بالا و پس کارکردن یا پایین ساختار درختی
slave
U
سخت کارکردن
slaved
U
سخت کارکردن
slaves
U
سخت کارکردن
slaving
U
سخت کارکردن
verification
U
بررسی صحت کارکردن یک سیستم و مناسب بودن آن برای کارهای موردنظر
degradation
U
اجازه داده به برخی قسمتهای سیستم به کارکردن پس از از بین رفتن یک قسمت
up
U
اجرا یا کارکردن
upped
U
اجرا یا کارکردن
upping
U
اجرا یا کارکردن
serial
U
کارکردن یک وسیله روی داده به صورت ترتیبی
serials
U
کارکردن یک وسیله روی داده به صورت ترتیبی
speed
U
سریع کارکردن
speeding
U
سریع کارکردن
speeds
U
سریع کارکردن
compatibility
U
توانایی دونرم افزار یا سخت افزار برای کارکردن باهم
grind
U
اسیاب شدن سخت کارکردن
grinds
U
اسیاب شدن سخت کارکردن
automation
U
بطور خودکار کارکردن
error
U
خطای اپراتور خطای سخت افزار یا نرم افزاری . خطایی در برنامه که باعث جلوگیری از کارکردن درست برنامه یا سیستم میشود
errors
U
خطای اپراتور خطای سخت افزار یا نرم افزاری . خطایی در برنامه که باعث جلوگیری از کارکردن درست برنامه یا سیستم میشود
function
U
عمل کردن کارکردن
functioned
U
عمل کردن کارکردن
functions
U
عمل کردن کارکردن
fag
U
سخت کارکردن
fags
U
سخت کارکردن
go
U
کارکردن
goes
U
کارکردن
operation
U
کارکردن با یک وسیله
technical
U
وسیله تکنیکی به کاربر برای شرح نحوه استفاده از نرم افزار یا سخت افزار یا علت عدم کارکردن آن
burn
U
کارکردن موتور راکت طبق برنامه
burns
U
کارکردن موتور راکت طبق برنامه
overwork
U
زیاد کارکردن
overworked
U
زیاد کارکردن
overworking
U
زیاد کارکردن
overworks
U
زیاد کارکردن
mechanised
U
با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanises
U
با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanising
U
با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanize
U
با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanizes
U
با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanizing
U
با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
drudge
U
جان کندن بیمیلانه کارکردن
drudges
U
جان کندن بیمیلانه کارکردن
moonlight
U
بطور قاچاقی کارکردن
moonlighted
U
بطور قاچاقی کارکردن
moonlighting
U
بطور قاچاقی کارکردن
moonlights
U
بطور قاچاقی کارکردن
refit
U
دوباره اماده کارکردن
refits
U
دوباره اماده کارکردن
refitted
U
دوباره اماده کارکردن
refitting
U
دوباره اماده کارکردن
dabble
U
سرسری کارکردن بطور تفریحی کاری راکردن
dabbled
U
سرسری کارکردن بطور تفریحی کاری راکردن
dabbles
U
سرسری کارکردن بطور تفریحی کاری راکردن
dabbling
U
سرسری کارکردن بطور تفریحی کاری راکردن
run
U
کارکردن موتور
runs
U
کارکردن موتور
act
U
کارکردن
acted
U
کارکردن
specification
U
کارکردن با مشخصاتی که در یک صفت پذیرفته شده اند
work
U
کارکردن
worked
U
کارکردن
version
U
نرم افزار کمکی که به چندین برنامه نویس امکان کارکردن رروی فایل منبع و بررسی تغییرات اعمال شده توسط هر برنامه نویس را میدهد
versions
U
نرم افزار کمکی که به چندین برنامه نویس امکان کارکردن رروی فایل منبع و بررسی تغییرات اعمال شده توسط هر برنامه نویس را میدهد
collaborate
U
باهم کارکردن
collaborated
U
باهم کارکردن
collaborates
U
باهم کارکردن
collaborating
U
باهم کارکردن
fault
U
توانایی سیستم برای کارکردن حتی وقتی خطایی رخ دهد
fault
U
سیستم یا وسیلهای قادر به کارکردن است حتی اگر خطایی رخ دهد
faulted
U
توانایی سیستم برای کارکردن حتی وقتی خطایی رخ دهد
faulted
U
سیستم یا وسیلهای قادر به کارکردن است حتی اگر خطایی رخ دهد
faults
U
توانایی سیستم برای کارکردن حتی وقتی خطایی رخ دهد
faults
U
سیستم یا وسیلهای قادر به کارکردن است حتی اگر خطایی رخ دهد
gear
U
کردن اماده کارکردن
geared
U
کردن اماده کارکردن
gears
U
کردن اماده کارکردن
cooperate
U
باهم کارکردن
counterwork
U
برخلاف کارکردن
cowork
U
باهم کارکردن
dejecta
U
کارکردن مزاج مریض
fit to work
U
اماده برای کارکردن
fit to work
U
شایسته یاقابل کارکردن
frob
U
کارکردن با دسته فرمان وماوس
geologize
U
در زمین شناسی کارکردن
geometrize
U
از روی قواعد هندسی کارکردن
labourvi
U
رنج بردن سخت کارکردن
overlabour
U
زیاد کارکردن
psychological moment
U
موقعی که از لحاظ روان شناسی مقتضی برای کارکردن باشد
qualified for work
U
شایسته یاقابل کارکردن
telecommuting
U
عمل کارکردن با کامپیوتر در یک محل
to act independently of others
U
مستقلانه یا جداگانه کارکردن
to do a lesson
U
درسی راروان کردن سردرسی کارکردن
to paddle one's own canoe
U
مسقلانه کارکردن
to peg a way at some work
U
پیوسته درسرچیزی کارکردن
Other Matches
to work with a will
U
بامیل کارکردن با شوق وذوق کارکردن
to pull together
U
با هم کارکردن
to pull a lone oar
U
تنها کارکردن
to work cheap
U
بامزدکم کارکردن
toa for a job or position
U
درخواست کارکردن
to work together
U
باهم کارکردن
to act jointly
U
باهم کارکردن
do the trick
<idiom>
U
خیلی خوب کارکردن
knuckle down
<idiom>
U
مشتاقانه شروع به کارکردن
to turn over
U
واژگون کردن کارکردن دراوردن
to work at a high pressure
U
با فشار یا فعالیت زیاد کارکردن
To work like a beaver .
U
مشتاقانه وتر وفرز کارکردن
to work it
<idiom>
U
روی چیزیی کارکردن و حل کردن
To regain consciousness. to come to.
U
امروز حال وحوصله کارکردن ندارم
crack the whip
<idiom>
U
باعث سخت کارکردن شخصی شدن
wet weight
U
وزن خالص مایعاتی که معمولا هنگام کارکردن وجوددارند
failure safety
U
[توانایی یک وسیله برای کارکردن بسیار موثر و بدون خطا]
reliability
U
[توانایی یک وسیله برای کارکردن بسیار موثر و بدون خطا]
to swear in
U
با سوگند دادن وارد کارکردن بامراسم تحلیف داخل کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com