Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 302 (15 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
at a glance
U
بیک نگاه
at first sight
U
بیک نگاه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
file
U
در بایگانی نگاه داشتن ضبط کردن
filed
U
در بایگانی نگاه داشتن ضبط کردن
browsing
U
نگاه کردن به فایلها یالیستهای کامپیوتر برای پیداکردن یک چیز جالب
blink
U
نادیده گرفته نگاه مختصر
blinked
U
نادیده گرفته نگاه مختصر
blinks
U
نادیده گرفته نگاه مختصر
stop
U
نگاه داشتن
stopped
U
نگاه داشتن
stopping
U
نگاه داشتن
stops
U
نگاه داشتن
save
U
رهایی بخشیدن نگاه داشتن
saved
U
رهایی بخشیدن نگاه داشتن
saves
U
رهایی بخشیدن نگاه داشتن
freeze
U
ثابت نگاه داشتن
freezes
U
ثابت نگاه داشتن
clipboard
U
تخته کوچکی که گیرهای برای نگاه داشتن کاغذ دارد
clipboards
U
تخته کوچکی که گیرهای برای نگاه داشتن کاغذ دارد
regard
U
نگاه
regard
U
نگاه کردن
regarded
U
نگاه
regarded
U
نگاه کردن
regards
U
نگاه
regards
U
نگاه کردن
surf
U
جستجوی وب سایت با نگاه کردن به صفحات وب به صورت نا مرتب ولی حرکت ساده بین صفحات با استفاده از اتصالات
wedge
U
باگوه نگاه داشتن
wedged
U
باگوه نگاه داشتن
wedges
U
باگوه نگاه داشتن
wedging
U
باگوه نگاه داشتن
read
U
1-نگاه کردن به حروف چاپ شده و فهمیدن آنها. 2-
reads
U
1-نگاه کردن به حروف چاپ شده و فهمیدن آنها. 2-
heck
U
ماهی بند:بندی که ماهی رادررودخانه نگاه میدارد
retrospectively
U
با نگاه بگذشته
peek
U
زیرچشمی نگاه کردن
peek
U
نگاه دزدانه
peeked
U
زیرچشمی نگاه کردن
peeked
U
نگاه دزدانه
peeking
U
زیرچشمی نگاه کردن
peeking
U
نگاه دزدانه
peeks
U
زیرچشمی نگاه کردن
peeks
U
نگاه دزدانه
squint
U
چپ نگاه کردن
squint
U
نگاه با چشم نیم باز
squinted
U
چپ نگاه کردن
squinted
U
نگاه با چشم نیم باز
squints
U
چپ نگاه کردن
squints
U
نگاه با چشم نیم باز
goggle
U
چپ نگاه کردن گشتن
goggled
U
چپ نگاه کردن گشتن
goggling
U
چپ نگاه کردن گشتن
snoop
U
نگاه تجسس امیز کردن
snooped
U
نگاه تجسس امیز کردن
snooping
U
نگاه تجسس امیز کردن
snoops
U
نگاه تجسس امیز کردن
glare
U
خیره نگاه کردن
glared
U
خیره نگاه کردن
glares
U
خیره نگاه کردن
eye
U
نگاه کردن
eyeing
U
نگاه کردن
eyes
U
نگاه کردن
eying
U
نگاه کردن
hold
U
نگاه داشتن
holds
U
نگاه داشتن
skew
U
منحرف کج نگاه کردن
skewing
U
منحرف کج نگاه کردن
skews
U
منحرف کج نگاه کردن
slink
U
نظر چشمی نگاه دزدکی
slinking
U
نظر چشمی نگاه دزدکی
slinks
U
نظر چشمی نگاه دزدکی
see
U
نگاه کردن
sees
U
نگاه کردن
stay
U
نگاه داشتن
stayed
U
نگاه داشتن
pull back
U
چیزیکه بوسیله ان دامن زنانه راعقب نگاه میدارند
pull-back
U
چیزیکه بوسیله ان دامن زنانه راعقب نگاه میدارند
pull-backs
U
چیزیکه بوسیله ان دامن زنانه راعقب نگاه میدارند
grimace
U
دهن کجی نگاه ریایی
grimaced
U
دهن کجی نگاه ریایی
grimaces
U
دهن کجی نگاه ریایی
grimacing
U
دهن کجی نگاه ریایی
guard
U
حائل حالت اماده باش در شمشیربازی ومشت زنی وامثال ان نگاه داشتن
guarding
U
حائل حالت اماده باش در شمشیربازی ومشت زنی وامثال ان نگاه داشتن
guards
U
حائل حالت اماده باش در شمشیربازی ومشت زنی وامثال ان نگاه داشتن
tackle
U
نگاه داشتن
tackled
U
نگاه داشتن
tackles
U
نگاه داشتن
tackling
U
نگاه داشتن
stunt
U
کوتاه نگاه داشتن
stunting
U
کوتاه نگاه داشتن
stunts
U
کوتاه نگاه داشتن
pried
U
بادقت نگاه کردن
pried
U
فضولانه نگاه کردن
pries
U
بادقت نگاه کردن
pries
U
فضولانه نگاه کردن
pry
U
بادقت نگاه کردن
pry
U
فضولانه نگاه کردن
oblong
U
نگاه ممتد
oblongs
U
نگاه ممتد
languish
U
باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
languished
U
باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
languishes
U
باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
Other Matches
gloated
U
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloat
U
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
keek
U
باچشم نیم باز نگاه ک ردن ازسوراخ نگاه کردن
gloats
U
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloating
U
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
look at me
U
بمن نگاه کن ظ 7بمن نگاه کنید
glanced
U
نگاه نگاه مختصر
glance
U
نگاه نگاه مختصر
glances
U
نگاه نگاه مختصر
leer
U
نگاه چپ
gloatingly
U
با نگاه
i say
U
نگاه کن
look
U
نگاه
look here
U
نگاه کن
looked
U
نگاه
looks
U
نگاه
by sight
U
از نگاه
leering
U
نگاه چپ
leers
U
نگاه کج
leers
U
نگاه چپ
leered
U
نگاه چپ
leered
U
نگاه کج
view
U
نگاه
leer
U
نگاه کج
slants
U
نگاه کج
slanted
U
نگاه کج
slant
U
نگاه کج
leering
U
نگاه کج
observantion
U
نگاه
glimpsing
U
نگاه کم
ganders
U
: نگاه
glimpse
U
نگاه کم
glimpsed
U
نگاه کم
glimpses
U
نگاه کم
gander
U
: نگاه
steely look
U
نگاه با اراده
holders
U
نگاه دارنده
leer
U
نگاه دزدکی
leer
U
نگاه کج کردن
glimpses
U
نگاه انی
stares
U
رک نگاه کردن
stared
U
رک نگاه کردن
retrospective view
[on]
U
نگاه به گذشته
leered
U
نگاه دزدکی
leered
U
نگاه کج کردن
holder
U
نگاه دارنده
upholders
U
نگاه دارنده
glimpsing
U
نگاه سریع
glimpses
U
نگاه سریع
glimpsed
U
نگاه سریع
glimpsed
U
نگاه انی
glimpse
U
نگاه سریع
glimpse
U
نگاه انی
glaringly
U
با نگاه خیره
gazing
U
نگاه خیره
squinny
U
کج کج نگاه کردن
voyeur
U
نگاه کننده
voyeurs
U
نگاه کننده
retrospect
U
نگاه به گذشته
kept
U
نگاه داشته
upholder
U
نگاه دارنده
glimpsing
U
نگاه انی
vide infara
U
را نگاه کنید
To look askance. To give a dirty look.
U
چپ چپ نگاه کردن
to catch a glimpse of
U
نگاه مختصرکردن
shim
U
نظر یک نگاه
sheep's eyes
U
نگاه عاشقانه
sheep's eye
U
نگاه دزدکی
sheep's eye
U
نگاه عاشقانه
retrospection
U
نگاه به قهقرا
pryingly
U
با نگاه دقیق
preservatize
U
نگاه داشتن
dirty look
<idiom>
U
چپ چپ نگاه کردن
peeper
U
نگاه کننده
parthian glance
U
اخرین نگاه
to dwell on
U
نگاه کردن
to give support to
U
نگاه داشتن
to hang up
U
نگاه داشتن
to set eyes on
U
نگاه کردن
come-on
U
نگاه دعوتآمیز
to put to a pause
U
نگاه داشتن
come-ons
U
نگاه دعوتآمیز
to look on with
U
نگاه کردن
to look daggers
U
چپ چپ نگاه کردن
to lock out
U
نگاه داشتن
to lay fast
U
نگاه داشتن
Peeping Tom
U
نگاه دزد
to keep in
U
نگاه داشتن
to keep any one waiting
U
نگاه داشتن
Peeping Toms
U
نگاه دزد
oeillade
U
نگاه عاشقانه
looker
U
نگاه کننده
look down
U
با نگاه از رو بردن
an intent look
U
یک نگاه مشتاقانه
an am or ous glance
U
یک نگاه عاشقانه
gazes
U
نگاه خیره
gazed
U
نگاه خیره
gaze
U
نگاه خیره
tenable
U
نگاه داشتنی
leers
U
نگاه کج کردن
leers
U
نگاه دزدکی
leering
U
نگاه کج کردن
an upward glance
U
نگاه سربالا
leontief table
U
نگاه کنید به :
keek
U
نگاه دزدانه
i say
U
نگاه کنید
gloatingly
U
با نگاه خیره
gapeseed
U
نگاه خیره
gape seed
U
نگاه خیره
to stop
[doing something]
U
نگاه داشتن
leering
U
نگاه دزدکی
stare
U
رک نگاه کردن
refrained
U
نگاه داشتن
refraining
U
نگاه داشتن
refrains
U
نگاه داشتن
keep
U
نگاه داشتن
keeps
U
نگاه داشتن
retain
U
نگاه داشتن
to watch
U
نگاه کردن
retained
U
نگاه داشتن
refrain
U
نگاه داشتن
retains
U
نگاه داشتن
retaining
U
نگاه داشتن
to look at somebody askance
U
به کسی چپ چپ نگاه کردن
eye baby
U
دیگری که به او نگاه میکند
enwomb
U
در رحم نگاه داشتن
to look behind
U
پشت سر را نگاه کردن
to look a bout
U
بهر سو نگاه کردن
hold down
U
مطیع نگاه داشتن
he looked me in the face
U
در روی من نگاه کرد
he kept me waiting
U
مرامنتظریامعطل نگاه داشت
gorgonize
U
خیره نگاه کردن
glim
U
نگاه اجمالی کردن
impark
U
در محوطه نگاه داشتن
to look down
U
با نگاه مطیع کردن
gazed
U
بادقت نگاه کردن
gazed
U
خیره نگاه کردن
gaze
U
بادقت نگاه کردن
gaze
U
خیره نگاه کردن
to run through
U
نگاه اجمالی کردن در
to look at each other
U
به یکدیگر نگاه کردن
to pick up oneself
U
خودرا نگاه داشتن
to make eyes at
U
عاشقانه نگاه کردن
wifely
U
دارای نگاه زنانه
gazing
U
بادقت نگاه کردن
gazing
U
خیره نگاه کردن
gazes
U
بادقت نگاه کردن
gazes
U
خیره نگاه کردن
to look forward
U
نگاه کردن انتظارداشتن
to look through ones fingers
U
نگاه دزدانه کردن
A blank look.
U
نگاه بی حالت ( بی روح )
to have a look at something
U
بچیزی نگاه کردن
to hold in trust
U
بطورامانت نگاه داشتن
keep under one's hat
<idiom>
U
پنهان نگاه داشتن
on ice
<idiom>
U
دور نگاه داشتن
to hush up
U
ساکت نگاه داشتن
parthian glance
U
نگاه هنگام جدایی
regardant
U
نگاه کننده به عقب
to behave oneself
U
ادب نگاه داشتن
supra
U
ببالا نگاه کنید
starer
U
دارای نگاه خیره
squinny
U
زیرچشمی نگاه کردن
She looked at me ashance .
U
نگاه کجی به من کرد
to stael a look
U
دزدانه نگاه کردن
She gave me a significant ( knowing ) look .
U
نگاه پر معنی یی به من کرد
to keep at bay
U
معطل نگاه داشتن
thumb one's nose
<idiom>
U
با تنفر نگاه کردن
key concrete
U
بتن نگاه دارنده
kenning
U
نگاه قدرت بینایی
to keep the pot boiling
U
کارهارادرجریان نگاه داشتن
keep on
U
بازهم نگاه داشتن
keek
U
نگاه دزدانه کردن
to lay up in a napkin
U
بی مصرف نگاه داشتن
journalize
U
دفترروزانه نگاه داشتن
it is in good keep
U
انراخوب نگاه میدارند
inurn
U
در فرف نگاه داشتن
to keep on file
U
درپرونده نگاه داشتن
to keep on
U
روشن نگاه داشتن
look up
U
نگاه کردن مراجعهای
to keep away
U
دور نگاه داشتن
to keep down
U
پایین نگاه داشتن
to keep in
U
روشن نگاه داشتن
look about
U
بهر سو نگاه کردن
to keep on
U
پیوسته نگاه داشتن
letter weight
U
کاغذ نگاه دار
inshrine
U
با حرمت نگاه داشتن
gawking
U
بی خیال نگاه کردن
gaped
U
خیره نگاه کردن
gapes
U
باشگفتی نگاه کردن
gapes
U
خیره نگاه کردن
peeped
U
نگاه دزدکی طلوع
hides
U
مخفی نگاه داشتن
peeped
U
نگاه زیر چشمی
gaping
U
باشگفتی نگاه کردن
gaping
U
خیره نگاه کردن
gaped
U
باشگفتی نگاه کردن
gape
U
خیره نگاه کردن
commemorates
U
بیادگار نگاه داشتن
glower
U
خیره نگاه کردن
gawking
U
احمقانه نگاه کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com