English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 207 (36 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
baptised U بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptises U بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptising U بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptize U بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptized U بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptizes U بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptizing U بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
osmose U نفوذ کردن در بوسیله تراوش تجزیه کردن بوسیله نفوذ تجزیه کردن
lyophilization U خشک کردن چیزی بوسیله منجمد کردن ان در لوله هی خالی از هوا
to scrape down U تراشیدن وکوچک کردن بوسیله کشیدن پابرزمین سخن کسیراپایمال کردن
ratten U بوسیله دزدیدن یا خراب کردن افزارش اذیت کردن
quick count U کوتاه کردن علامتهای قراردادی بوسیله مهاجم میانی در خط تجمع بمنظورغافلگیر کردن تیم مدافع
wipe U خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wiped U خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wipes U خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wiping U خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
electrotype U بوسیله برق چاپ کردن
latches U بوسیله کلون محکم کردن
shields U بوسیله سپر حفظ کردن
shield U بوسیله سپر حفظ کردن
wet down U بوسیله اب پاشی خیس کردن
instantiate U معرفی کردن بوسیله کنسرت
chafes U بوسیله اصطکاک گرم کردن
chafing U بوسیله اصطکاک گرم کردن
latch U بوسیله کلون محکم کردن
hyphenate U بوسیله خط دارای فاصله کردن
chafe U بوسیله اصطکاک گرم کردن
step down U کم کردن ولتاژجریان بوسیله ترانسفورماتور
semaphore U بوسیله پرچم مخابره کردن
photoengrave U بوسیله عکاسی گراور سازی کردن
policed U بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
gravitating U بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
police U بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
roentgenize U بوسیله اشعه مجهول معالجه کردن
gravitate U بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
whet U عمل تیز کردن بوسیله مالش
gravitated U بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
faradize U بوسیله القای برق معالجه کردن
polices U بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
vector U شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
latensify U بوسیله مواد شیمیایی تقویت کردن
vectors U شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
thermostat U :بوسیله الت تعدیل گرماکنترل کردن
to file a petition U بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
to proclaim meetings U بوسیله اگهی اجتماعات راقدغن کردن
gravitates U بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
postcard U بوسیله کارت پستال مکاتبه کردن
vectorial U شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
to shield U بوسیله سپر [پوشش] حفظ کردن
postcards U بوسیله کارت پستال مکاتبه کردن
electrolyze U تجزیه کردن بوسیله جریان برق
thermostats U :بوسیله الت تعدیل گرماکنترل کردن
scalded cream U سر شیری که بوسیله گرم کردن شیر بگیرند
percutaneous perspiration U عرق کردن بوسیله پوست تعرق جلدی
labiovelar U تلفظ شده بوسیله گرد کردن لبها
psychanalyze U بوسیله تجزیه وتحلیل روانی معالجه کردن
to file an application to somebody U از کسی بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
talk out U بوسیله بحث شفاهی موضوعی را روشن کردن
seam U درز دادن بوسیله درزگیری بهم متصل کردن
seams U درز دادن بوسیله درزگیری بهم متصل کردن
lixiviate U تجزیه کردن بوسیله شستشو باقلیا یا ماده حلالی
pyrogravure U نقشهای که بوسیله داغ کردن چوب روی ان می اندازند
barff's precess U حفافت اهن در مقابل زنگ زدن بوسیله اکسیده کردن
maieutics U فن زنده کردن فکر نهایی شخص بوسیله پرسش وپاسخ
manual U عمل وارد کردن داده به کامپیوتر توسط اپراتور بوسیله صفحه کلید
to walk the chalk U بوسیله درست راه رفتن ازمیان خطهای گچ کشیده هوشیاری خود را ثابت کردن
sifting U روشی از مرتی کردن داخلی که بوسیله ان رکوردهاحرکت داده می شوند تا ورودرکوردهای دیگر را مجازسازند
lifemanship U متشخص وبرجسته شدن یاتظاهر به تشخص کردن بوسیله تحت تاثیر گذاردن دیگران
garrote U اسباب ادم خفه کنی راهزنی بوسیله خفه کردن مردم
garotte U اسباب ادم خفه کنی راهزنی بوسیله خفه کردن مردم
bouse U بوسیله طناب وقرقره کشیدن بزور باطناب کشیدن میگساری کردن
phototostat U رونوشت برداری بوسیله عکاسی دستگاه عکسبرداری ازاسناد رونوشت تهیه کردن
plenum method U طریقه تهویه مکانی بوسیله بزورداخل کردن هوای تازه دران هوای رابیرون کند
horizons U افق فکری بوسیله افق محدود کردن
horizon U افق فکری بوسیله افق محدود کردن
ambulance U بوسیله امبولانس حمل کردن امبولانس
ambulances U بوسیله امبولانس حمل کردن امبولانس
croquet U بازی غیررسمی روی چمن با چوبی شبیه چوب چوگان و گویهای چوبی و 9 دروازه فلزی و 2 میله بصورت دور کردن گوی حریف با ضربه بوسیله تماس با گوی خود
wherewithal U که بوسیله ان
of U بوسیله
at the hand of U بوسیله
thruogh the a of U بوسیله
via U بوسیله
perprep U بوسیله
with U بوسیله
by U بوسیله
by the instrumentality of U بوسیله
by dint of U بوسیله
whereby U که بوسیله ان
per U بوسیله
by wire U بوسیله تلگراف
electrically U بوسیله برق
by the f. U بوسیله لمس
by depty U بوسیله نماینده
per pais U بوسیله مملکت
hydromancy U تفال بوسیله اب
per pais U بوسیله کشور
municipally U بوسیله شهرداری
hydrolysis U تجزیه بوسیله اب
poured U تراوش بوسیله ریزش
electric chair U اعدام بوسیله برق
pour U تراوش بوسیله ریزش
postage U حمل بوسیله پست
infiltration U پالایش بوسیله تراوش
diathermy U معالجه بوسیله حرارت
galvanography U روی مس بوسیله اندودکهربایی
to scent out U بوسیله بوجستجوکردن ویافتن
aeromancy U تفال بوسیله هوا
windblown U در حرکت بوسیله باد
sent via e-mail U بوسیله ایمیل فرستاده شد
electromotive U متحرک بوسیله برق
intuitively U بوسیله درک مستقیم
radar scan U مراقبت بوسیله رادار
eluviation U انتقال بوسیله بادوباران
pours U تراوش بوسیله ریزش
dragonnades U بوسیله سواره نظام
pouring U تراوش بوسیله ریزش
aerotherapeutics U معالجه بوسیله هوا
photogelatin process U چاپ بوسیله ژلاتین
pipe down U بوسیله شیپور یا نای
pipage U ترابری بوسیله لوله
seagirt U محصور بوسیله دریا
churn U بوسیله اسباب گردنده
churned U بوسیله اسباب گردنده
churns U بوسیله اسباب گردنده
hydrolyze U بوسیله اب تجزیه شدن
hydromancer U تفال زننده بوسیله اب
patents U بوسیله حق امتیازمحفوظ مانده
to pick thanks U بوسیله سخن چینی
windswept U بوسیله باد جاروشده
lapped joint U اتصال بوسیله پوشش
phototypography U چاپ بوسیله عکسبرداری
semaphore U مخابره بوسیله پرچم
pipeage U ترابری بوسیله لوله
brew U بوسیله جوشاندن وتخمیرابجوساختن
leaching U تصفیه بوسیله شستشو
patent U بوسیله حق امتیازمحفوظ مانده
patented U بوسیله حق امتیازمحفوظ مانده
brewed U بوسیله جوشاندن وتخمیرابجوساختن
in propria persona U بوسیله خود شخص
patenting U بوسیله حق امتیازمحفوظ مانده
traingulation U پیمایش بوسیله مثلثات
brews U بوسیله جوشاندن وتخمیرابجوساختن
hit wicket U انداختن میله بوسیله خودتوپزن
suicide attack U قصد کشت بوسیله خودکشی
suicide bombing U قصد کشت بوسیله خودکشی
soaks U بوسیله مایع اشباع شدن
string U یک سری تیراندازی بوسیله یک نفر
intercommunication system U ارتباط بوسیله میکروفون وبلندگو
massotherapy U معالجه بوسیله مشت و مال
memoria technica U فن یا شیوهای که بوسیله ان یادوهوش رانیرومندمیسازند
soak U بوسیله مایع اشباع شدن
embolic U مربوط به انسداد رگ بوسیله جسمی
luring U بوسیله تطمیع بدام انداختن
perfusion U غسل تعمید بوسیله اب پاشی
phonendoscope U اسبابی که بوسیله ان صداهای کوچک
photocopied U رونوشت برداری بوسیله عکاسی
to buy something at an auction U چیزی را در [بوسیله] حراجی خریدن
argon arc welding U جوش قوسی بوسیله گازارگون
photocopies U رونوشت برداری بوسیله عکاسی
photocopy U رونوشت برداری بوسیله عکاسی
photocopying U رونوشت برداری بوسیله عکاسی
photomap U نقشه برداری بوسیله عکاسی
photolighograph U عکسبردری بوسیله چاپ سنگی
waterborne U حمل شده بوسیله اب اب برد
platinotype U عکاسی بوسیله املاح پلاتین
lyophiled U خشک شده بوسیله انجمادسخت
lyophil U خشک شده بوسیله انجمادسخت
wirephoto U بوسیله بی سیم عکس فرستادن
electro magnetism U تولید خواص مغناطیسی بوسیله
lure U بوسیله تطمیع بدام انداختن
lured U بوسیله تطمیع بدام انداختن
electrometallurgy U ذوب فلزات بوسیله برق
by no one else U از [بوسیله] هیچ کسی دیگر
lightproof U غیرقابل نفوذ بوسیله نور
stethoscopy U معاینه بوسیله گوشی طبی
wigwag U ارتباط یا مخابره بوسیله پرچم
lures U بوسیله تطمیع بدام انداختن
photoengraving U گراور سازی بوسیله عکاسی
rocket propulsion U حرکت بجلو بوسیله موتورموشکی
seaborne U بوسیله کشتی حمل شده
radiophotograph U انتقال عکس بوسیله رادیو
radiogram U عکسبرداری بوسیله اشعه مجهول
radiograms U عکسبرداری بوسیله اشعه مجهول
the block U مردن بوسیله گردن زنی
self administered U اداره شونده بوسیله خویشتن
lip-reads U کلمات را بوسیله حرکات لب فهمیدن
lip-read U کلمات را بوسیله حرکات لب فهمیدن
lip read U کلمات را بوسیله حرکات لب فهمیدن
telekinesis U حرکت اجسام بوسیله ارواح
self service U کمک بوسیله خود شخص
nettle U بوسیله گزنه گزیده شدن
rainwash U شستشوی چیزی بوسیله باران
rainwash U شسته شده بوسیله باران
in law U خویشاوند و منسوب بوسیله ازدواج
roentgenoscopy U معاینه بوسیله اشعه مجهول
self-appointed U منصوب شده بوسیله خویشتن
self appointed U منصوب شده بوسیله خویشتن
hydrophilous U گرده افشانی کننده بوسیله اب
hydropathy U معالجه امراض بوسیله اب وتجویز اب
incuse U نقش شده بوسیله چکش
chemical warfare U جنگ بوسیله گازهای شیمیایی
cathodogeaph U بوسیله پرتومجهول عکس برداشتن از
nettles U بوسیله گزنه گزیده شدن
mail order U سفارش کالا بوسیله پست
pyretotherapy U معالجه ناخوشی بوسیله تولیدتب
sporogony U تولید مثل بوسیله هاگ
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com