English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 278 (24 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
electrotype U بوسیله برق چاپ کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
manual U عمل وارد کردن داده به کامپیوتر توسط اپراتور بوسیله صفحه کلید
croquet U بازی غیررسمی روی چمن با چوبی شبیه چوب چوگان و گویهای چوبی و 9 دروازه فلزی و 2 میله بصورت دور کردن گوی حریف با ضربه بوسیله تماس با گوی خود
shield U بوسیله سپر حفظ کردن
shields U بوسیله سپر حفظ کردن
sifting U روشی از مرتی کردن داخلی که بوسیله ان رکوردهاحرکت داده می شوند تا ورودرکوردهای دیگر را مجازسازند
seam U درز دادن بوسیله درزگیری بهم متصل کردن
seams U درز دادن بوسیله درزگیری بهم متصل کردن
ambulance U بوسیله امبولانس حمل کردن امبولانس
ambulances U بوسیله امبولانس حمل کردن امبولانس
wipe U خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wiped U خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wipes U خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wiping U خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
whet U عمل تیز کردن بوسیله مالش
postcard U بوسیله کارت پستال مکاتبه کردن
postcards U بوسیله کارت پستال مکاتبه کردن
baptised U بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptises U بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptising U بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptize U بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptized U بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptizes U بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptizing U بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
gravitate U بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
gravitated U بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
gravitates U بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
gravitating U بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
horizon U افق فکری بوسیله افق محدود کردن
horizons U افق فکری بوسیله افق محدود کردن
vector U شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
vectors U شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
police U بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
policed U بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
polices U بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
latch U بوسیله کلون محکم کردن
latches U بوسیله کلون محکم کردن
chafe U بوسیله اصطکاک گرم کردن
chafes U بوسیله اصطکاک گرم کردن
chafing U بوسیله اصطکاک گرم کردن
thermostat U :بوسیله الت تعدیل گرماکنترل کردن
thermostats U :بوسیله الت تعدیل گرماکنترل کردن
semaphore U بوسیله پرچم مخابره کردن
barff's precess U حفافت اهن در مقابل زنگ زدن بوسیله اکسیده کردن
bouse U بوسیله طناب وقرقره کشیدن بزور باطناب کشیدن میگساری کردن
electrolyze U تجزیه کردن بوسیله جریان برق
faradize U بوسیله القای برق معالجه کردن
garotte U اسباب ادم خفه کنی راهزنی بوسیله خفه کردن مردم
garrote U اسباب ادم خفه کنی راهزنی بوسیله خفه کردن مردم
hyphenate U بوسیله خط دارای فاصله کردن
instantiate U معرفی کردن بوسیله کنسرت
labiovelar U تلفظ شده بوسیله گرد کردن لبها
latensify U بوسیله مواد شیمیایی تقویت کردن
lifemanship U متشخص وبرجسته شدن یاتظاهر به تشخص کردن بوسیله تحت تاثیر گذاردن دیگران
lixiviate U تجزیه کردن بوسیله شستشو باقلیا یا ماده حلالی
lyophilization U خشک کردن چیزی بوسیله منجمد کردن ان در لوله هی خالی از هوا
maieutics U فن زنده کردن فکر نهایی شخص بوسیله پرسش وپاسخ
osmose U نفوذ کردن در بوسیله تراوش تجزیه کردن بوسیله نفوذ تجزیه کردن
percutaneous perspiration U عرق کردن بوسیله پوست تعرق جلدی
phototostat U رونوشت برداری بوسیله عکاسی دستگاه عکسبرداری ازاسناد رونوشت تهیه کردن
photoengrave U بوسیله عکاسی گراور سازی کردن
plenum method U طریقه تهویه مکانی بوسیله بزورداخل کردن هوای تازه دران هوای رابیرون کند
psychanalyze U بوسیله تجزیه وتحلیل روانی معالجه کردن
pyrogravure U نقشهای که بوسیله داغ کردن چوب روی ان می اندازند
quick count U کوتاه کردن علامتهای قراردادی بوسیله مهاجم میانی در خط تجمع بمنظورغافلگیر کردن تیم مدافع
ratten U بوسیله دزدیدن یا خراب کردن افزارش اذیت کردن
roentgenize U بوسیله اشعه مجهول معالجه کردن
scalded cream U سر شیری که بوسیله گرم کردن شیر بگیرند
step down U کم کردن ولتاژجریان بوسیله ترانسفورماتور
talk out U بوسیله بحث شفاهی موضوعی را روشن کردن
to proclaim meetings U بوسیله اگهی اجتماعات راقدغن کردن
to scrape down U تراشیدن وکوچک کردن بوسیله کشیدن پابرزمین سخن کسیراپایمال کردن
to walk the chalk U بوسیله درست راه رفتن ازمیان خطهای گچ کشیده هوشیاری خود را ثابت کردن
vectorial U شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
wet down U بوسیله اب پاشی خیس کردن
to file an application to somebody U از کسی بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
to file a petition U بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
to shield U بوسیله سپر [پوشش] حفظ کردن
Other Matches
thruogh the a of U بوسیله
of U بوسیله
per U بوسیله
at the hand of U بوسیله
by dint of U بوسیله
by U بوسیله
by the instrumentality of U بوسیله
with U بوسیله
whereby U که بوسیله ان
via U بوسیله
wherewithal U که بوسیله ان
perprep U بوسیله
municipally U بوسیله شهرداری
electrically U بوسیله برق
per pais U بوسیله مملکت
hydrolysis U تجزیه بوسیله اب
by wire U بوسیله تلگراف
by depty U بوسیله نماینده
by the f. U بوسیله لمس
per pais U بوسیله کشور
hydromancy U تفال بوسیله اب
brews U بوسیله جوشاندن وتخمیرابجوساختن
galvanography U روی مس بوسیله اندودکهربایی
in propria persona U بوسیله خود شخص
photogelatin process U چاپ بوسیله ژلاتین
brew U بوسیله جوشاندن وتخمیرابجوساختن
to pick thanks U بوسیله سخن چینی
pipage U ترابری بوسیله لوله
pipe down U بوسیله شیپور یا نای
pipeage U ترابری بوسیله لوله
electric chair U اعدام بوسیله برق
dragonnades U بوسیله سواره نظام
postage U حمل بوسیله پست
infiltration U پالایش بوسیله تراوش
phototypography U چاپ بوسیله عکسبرداری
traingulation U پیمایش بوسیله مثلثات
windblown U در حرکت بوسیله باد
intuitively U بوسیله درک مستقیم
sent via e-mail U بوسیله ایمیل فرستاده شد
brewed U بوسیله جوشاندن وتخمیرابجوساختن
diathermy U معالجه بوسیله حرارت
electromotive U متحرک بوسیله برق
to scent out U بوسیله بوجستجوکردن ویافتن
pour U تراوش بوسیله ریزش
seagirt U محصور بوسیله دریا
aerotherapeutics U معالجه بوسیله هوا
patents U بوسیله حق امتیازمحفوظ مانده
semaphore U مخابره بوسیله پرچم
aeromancy U تفال بوسیله هوا
pouring U تراوش بوسیله ریزش
patenting U بوسیله حق امتیازمحفوظ مانده
churns U بوسیله اسباب گردنده
churn U بوسیله اسباب گردنده
patented U بوسیله حق امتیازمحفوظ مانده
churned U بوسیله اسباب گردنده
eluviation U انتقال بوسیله بادوباران
windswept U بوسیله باد جاروشده
hydromancer U تفال زننده بوسیله اب
patent U بوسیله حق امتیازمحفوظ مانده
radar scan U مراقبت بوسیله رادار
pours U تراوش بوسیله ریزش
hydrolyze U بوسیله اب تجزیه شدن
lapped joint U اتصال بوسیله پوشش
leaching U تصفیه بوسیله شستشو
poured U تراوش بوسیله ریزش
argon arc welding U جوش قوسی بوسیله گازارگون
memoria technica U فن یا شیوهای که بوسیله ان یادوهوش رانیرومندمیسازند
wigwag U ارتباط یا مخابره بوسیله پرچم
cathodogeaph U بوسیله پرتومجهول عکس برداشتن از
self administered U اداره شونده بوسیله خویشتن
nettles U بوسیله گزنه گزیده شدن
rocket propulsion U حرکت بجلو بوسیله موتورموشکی
roentgenoscopy U معاینه بوسیله اشعه مجهول
nettle U بوسیله گزنه گزیده شدن
suicide attack U قصد کشت بوسیله خودکشی
soaks U بوسیله مایع اشباع شدن
pyretotherapy U معالجه ناخوشی بوسیله تولیدتب
platinotype U عکاسی بوسیله املاح پلاتین
lure U بوسیله تطمیع بدام انداختن
perfusion U غسل تعمید بوسیله اب پاشی
by no one else U از [بوسیله] هیچ کسی دیگر
hit wicket U انداختن میله بوسیله خودتوپزن
mail order U سفارش کالا بوسیله پست
incuse U نقش شده بوسیله چکش
carbon arcwelding U جوش قوسی بوسیله کربن
sporogony U تولید مثل بوسیله هاگ
the block U مردن بوسیله گردن زنی
embolic U مربوط به انسداد رگ بوسیله جسمی
soak U بوسیله مایع اشباع شدن
radiograms U عکسبرداری بوسیله اشعه مجهول
radiogram U عکسبرداری بوسیله اشعه مجهول
luring U بوسیله تطمیع بدام انداختن
lures U بوسیله تطمیع بدام انداختن
massotherapy U معالجه بوسیله مشت و مال
lured U بوسیله تطمیع بدام انداختن
telekinesis U حرکت اجسام بوسیله ارواح
grout stop U اب بندی بوسیله تزریق دوغاب
container transport U حمل و نقل بوسیله کانتینر
self-appointed U منصوب شده بوسیله خویشتن
chemical warfare U جنگ بوسیله گازهای شیمیایی
photolighograph U عکسبردری بوسیله چاپ سنگی
lip-reads U کلمات را بوسیله حرکات لب فهمیدن
intercommunication system U ارتباط بوسیله میکروفون وبلندگو
rainwash U شسته شده بوسیله باران
rainwash U شستشوی چیزی بوسیله باران
photomap U نقشه برداری بوسیله عکاسی
radiophotograph U انتقال عکس بوسیله رادیو
self appointed U منصوب شده بوسیله خویشتن
photocopied U رونوشت برداری بوسیله عکاسی
in law U خویشاوند و منسوب بوسیله ازدواج
photocopies U رونوشت برداری بوسیله عکاسی
photocopy U رونوشت برداری بوسیله عکاسی
photocopying U رونوشت برداری بوسیله عکاسی
self-service U کمک بوسیله خود شخص
self service U کمک بوسیله خود شخص
electro magnetism U تولید خواص مغناطیسی بوسیله
to buy something at an auction U چیزی را در [بوسیله] حراجی خریدن
waterborne U حمل شده بوسیله اب اب برد
steam propulsion of ships U راندن کشتی ها بوسیله بخار
string U یک سری تیراندازی بوسیله یک نفر
electrometallurgy U ذوب فلزات بوسیله برق
phonendoscope U اسبابی که بوسیله ان صداهای کوچک
stethoscopy U معاینه بوسیله گوشی طبی
lip read U کلمات را بوسیله حرکات لب فهمیدن
lip-read U کلمات را بوسیله حرکات لب فهمیدن
hydrophilous U گرده افشانی کننده بوسیله اب
hydropathy U معالجه امراض بوسیله اب وتجویز اب
suicide bombing U قصد کشت بوسیله خودکشی
seaborne U بوسیله کشتی حمل شده
lyophil U خشک شده بوسیله انجمادسخت
photoengraving U گراور سازی بوسیله عکاسی
lightproof U غیرقابل نفوذ بوسیله نور
wirephoto U بوسیله بی سیم عکس فرستادن
lyophiled U خشک شده بوسیله انجمادسخت
permanent magnet focusing U تمرکز اشعه بوسیله مغناطیسهای پایدار
roentgenoscope U دستگاه معاینه بوسیله اشعه مجهول
galanty show U نمایش اشکال بوسیله سایه انداختن
espresso U نوعی قهوه که بوسیله فشاربخاراماده میشود
evaporated milk U شیری که بوسیله تبخیرغلیط شده است
photosensitize U بوسیله نور به چیزی حساسیت دادن
permanent magnet centering U تمرکز اشعه بوسیله مغناطیسهای پایدار
to sue out a writ U حکمی را بوسیله دادن عرضحال گرفتن
wherewithal U چیزی که بوسیله ان عملی قابل اجراست
espressos U نوعی قهوه که بوسیله فشاربخاراماده میشود
phototherapy U معالجه ناخوشیهای پوست بوسیله روشنایی
derelict U ترک شده بوسیله مالک یا قیم
signifiable U قابل نمایش بوسیله علامت یارمز
wirephoto U عکسی که بوسیله بی سیم فرستاده میشود
pipage U عوارض یاحق حمل بوسیله لوله
to skype somebody U به کسی با [بوسیله] سکایپ زنگ زدن
electrotype U جاپ بوسیله برق گراورسازی برقی
self fruitful U تولید مثل بوسیله گرده خود
self constituted U تشکیل شده بوسیله نفس خود
sea borne goods U کالای حمل شده بوسیله دریا
nutriment U کسب نیرو بوسیله غذا بقوت
schizogenesis U تولید مثل بوسیله شکاف خوردن
locomotion U نقل وانقال نیرو بوسیله حرکت
nutriments U کسب نیرو بوسیله غذا بقوت
electroanalysis U تجزیه شیمیایی بوسیله جریان برق
osteopathy U درمان بوسیله مالش استخوان و مفاصل
septicemia U عفونت خون بوسیله ارگانیسمهای چرکی
pipeage U عوارض یاحق حمل بوسیله لوله
to call somebody through [via] [over] Skype U به کسی با [بوسیله] سکایپ زنگ زدن
catharsis U تصفیه وتزکیه نفس بوسیله هنر
diplococcic U ایجاد شده بوسیله باکتری اوره
airborne U بوسیله هوا نقل وانتقال یافته
immunotherapy U معالجه یاجلوگیری از بیماری بوسیله پادگن
diplococcal U ایجاد شده بوسیله باکتری اوره
ratchet wheel U چرخ دندانه دارمتحرک بوسیله موتور
acid corrosion of concrete U خورده شدن بتن بوسیله اسید
towline U طناب یا ریسمانی که بوسیله ان چیزی را می کشند
to draw cuts U بوسیله چوبهای کوتاه وبلندقرعه کشیدن
hypnotherapy U معالجه امراض بوسیله خواب مغناطیسی
autogamy U لقاح وباروری بوسیله گرده خودگل
hydrometallurgy U استخراج یاتهیه فلزات بوسیله اب یا مایعات
lighterage U حمل ونقل کالا بوسیله دوبه
occupational therapy U درمان بوسیله اشتغال بکار کاردرمانی
plenum U فضای اشغال شده بوسیله ماده
he voted by proxy U بوسیله وکیل یا نماینده رای داد
tonsillectomy U در اوردن لوزتین بوسیله عمل جراحی
to knit up U بوسیله بافتن تعمیرکردن بپایان رساندن
plenums U فضای اشغال شده بوسیله ماده
concupiscible U تحریک شده بوسیله امیال شهوانی
homologate U تصویب نوع اتومبیل بوسیله داوران
pyrocondensation U تغلیظ یا تکاثف شیمیایی بوسیله حرارت
police states U اداره کشور بوسیله نیروی پلیس
radiobroadcast U پخش و سخن پراکنی بوسیله رادیو
water fast U غیر قابل پاک شدن بوسیله اب
wind pollinated U گرده افشانی شده بوسیله باد
pocket veto U رد لایحه قانونی بوسیله معوق گذاردن ان
procrustean U بوسیله اعمال زورکاری از پیش برنده
rhabdomancy U پیش گویی بوسیله چوب یاعصا
rhapsodic U سروده شده بوسیله دوره گرد
electrocardiogram U ثبت ضربان قلب بوسیله برق
trabeation U ساخته شده بوسیله تیرهای افقی
hand off U کنار زدن حریف بوسیله توپدار
symbolism U نمایش بوسیله علائم مکتب رمزی
trabeated U ساخته شده بوسیله تیرهای افقی
andromeda U شاهزاده خانم حبشهای که بوسیله پرسوس
atomic hydrogen arc welding U جوش قوسی بوسیله اتم هیدروژن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com