Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (41 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
tie in
<idiom>
U
به چیزدیگری متصل کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
jambs
U
چهار چوپ درب و هر چیزدیگری
jamb
U
چهار چوپ درب و هر چیزدیگری
nauseant
U
دارو و یا چیزدیگری که تهوع اورد
waff
U
اهتزاز پرچم یا هر چیزدیگری برای علامت دادن
ingrowth
U
رشد ازدرون چیزی که درتوی چیزدیگری روییده یا فرورفته باشد
adjective colour
U
زنگی که برای ثابت شدن محتاج به افزایش چیزدیگری است
replaced
U
دستوری به کامپیوتربرای یافتن یک داده مشخص وقرار دادن چیزدیگری درآن محل
replacing
U
دستوری به کامپیوتربرای یافتن یک داده مشخص وقرار دادن چیزدیگری درآن محل
replaces
U
دستوری به کامپیوتربرای یافتن یک داده مشخص وقرار دادن چیزدیگری درآن محل
replace
U
دستوری به کامپیوتربرای یافتن یک داده مشخص وقرار دادن چیزدیگری درآن محل
attach
U
1-بستن یا متصل کردن 2-وصل کردن یک گره یا ورود به یک سرور در شبکه
attaching
U
1-بستن یا متصل کردن 2-وصل کردن یک گره یا ورود به یک سرور در شبکه
attaches
U
1-بستن یا متصل کردن 2-وصل کردن یک گره یا ورود به یک سرور در شبکه
join
U
متصل کردن یا وصل کردن چندین چیز مهم
joined
U
متصل کردن یا وصل کردن چندین چیز مهم
joins
U
متصل کردن یا وصل کردن چندین چیز مهم
joins
U
متصل کردن
applying
U
متصل کردن
tie down
U
متصل کردن
adjoin
U
متصل کردن
joggling
U
متصل کردن
adjoins
U
متصل کردن
joggle
U
متصل کردن
adjoined
U
متصل کردن
connect
U
متصل کردن
joggled
U
متصل کردن
colligate
U
متصل کردن
pan
U
متصل کردن
pan-
U
متصل کردن
apply
U
متصل کردن
join
U
متصل کردن
joggles
U
متصل کردن
applies
U
متصل کردن
connects
U
متصل کردن
link
U
متصل کردن
joined
U
متصل کردن
pans
U
متصل کردن
connects
U
اتصال دادن متصل کردن مربوط کردن
connect
U
اتصال دادن متصل کردن مربوط کردن
enjoined
U
بهم متصل کردن
enjoins
U
بهم متصل کردن
pinning
U
متصل کردن به گیرافتادن
splice
U
باهم متصل کردن
enjoin
U
بهم متصل کردن
enjoining
U
بهم متصل کردن
spliced
U
باهم متصل کردن
catenate
U
پیوستن متصل کردن
splicing
U
باهم متصل کردن
pin
U
متصل کردن به گیرافتادن
pinned
U
متصل کردن به گیرافتادن
splices
U
باهم متصل کردن
bond
U
متصل کردن چسباندن اتصال
compacting
U
فشرده کردن بهم متصل کردن
compact
U
فشرده کردن بهم متصل کردن
compacts
U
فشرده کردن بهم متصل کردن
compacted
U
فشرده کردن بهم متصل کردن
dowel
U
بامیخ پرچ بهم متصل کردن
connection of loom pieces
U
متصل کردن قطعات دار
[قالی]
to plug
U
متصل کردن
[الکترونیک یا مهندسی برق]
seams
U
درز دادن بوسیله درزگیری بهم متصل کردن
seam
U
درز دادن بوسیله درزگیری بهم متصل کردن
bow line
U
نوعی گره برای متصل کردن هواپیما به زمین
AUI connector
U
اتصال D برای متصل کردن کابلهای انترنت به آداپتور شبکه
PID
U
متصل یاد شده به سیستم برای مشخص کردن یا تامین اجازه به کاربران
personal
U
متصل یا وصل در سیستم برای مشخص کردن یا تامین اجازه برای کاربر
harness
U
یراق کردن یراق اسب متصل به ارابه
harnessed
U
یراق کردن یراق اسب متصل به ارابه
harnessing
U
یراق کردن یراق اسب متصل به ارابه
weld
U
متصل کردن جوش دادن جوش
linkages
U
مجموعه اتصال اتصال متصل کردن
linkage
U
مجموعه اتصال اتصال متصل کردن
welds
U
متصل کردن جوش دادن جوش
welded
U
متصل کردن جوش دادن جوش
chains
U
متصل کردن فایل و داده ها پشت سر هم به طوری که به هر فایل یا داده بعدی یک اشاره گر وجود دارد
chain
U
متصل کردن فایل و داده ها پشت سر هم به طوری که به هر فایل یا داده بعدی یک اشاره گر وجود دارد
ties
U
متصل کردن مهار کردن مهار
fixes
U
می کردن چیزی یا متصل کردن چیزی
fix
U
می کردن چیزی یا متصل کردن چیزی
tie
U
متصل کردن مهار کردن مهار
clung
U
متصل
continuous
U
متصل
anchored
U
متصل به
joint
U
متصل
contiguous
U
متصل
conjunct
U
متصل
on line
U
متصل
connected
U
متصل
feeds
U
روش وارد کردن کاغذ به چاپگر. دندانه چرخ چاپگر به دندانه سوراخهای لبه کاغذ متصل میشود
feed
U
روش وارد کردن کاغذ به چاپگر. دندانه چرخ چاپگر به دندانه سوراخهای لبه کاغذ متصل میشود
power down
U
خاموش کردن یک کامپیوتر یادستگاه جانبی اقداماتی که به هنگام خرابی برق یا قطع عملیات ممکن است توسط کامپیوتر برای حفافت حالت پردازنده و جلوگیری ازخرابی ان یا دستگاههای جانبی متصل به ان به اجرادراید
cartridges
U
بخش متصل
fixed shell
U
گلوله متصل
interurban
U
متصل بشهر ها
adjacent span
U
دهانه متصل
connector
U
متصل کننده
coupler
U
متصل کننده
engagedness
U
متصل بهم
lacer
U
متصل کننده
attachments
U
نمائات متصل
cartridge
U
بخش متصل
off line
U
غیر متصل
interlocks
U
متصل شدن
basifixed
U
متصل در پایه
interlocked
U
متصل شدن
syndetic
U
متصل شده
ligature
U
دخشههای متصل
male connector
U
متصل کننده نر
coherently
U
بطور متصل
connecting arrangement
U
ترتیب متصل
connectedly
U
بطور متصل
adjacent span
U
دهانه متصل
interlock
U
متصل شدن
splicer
U
متصل کننده
interlocking
U
متصل شدن
tying
U
متصل کننده
connective
U
متصل کننده
corbel-course
U
زیر سری متصل
chockablock
U
بهم متصل وپیوسته
parallelled
U
تعداد آدرسهای متصل به هم
shafting
U
میله بهم متصل
parallels
U
تعداد آدرسهای متصل به هم
adjoined
U
افزودن متصل شدن
connected load
U
بار متصل شده
ballcocks
U
سیفون و ابزار متصل به آن
paralleling
U
تعداد آدرسهای متصل به هم
abuts
U
متصل بودن یاشدن
parallelling
U
تعداد آدرسهای متصل به هم
united pawns
U
پیادههای متصل شطرنج
adjoin
U
افزودن متصل شدن
abutted
U
متصل بودن یاشدن
connected load
U
بار خارجی متصل
parallel
U
تعداد آدرسهای متصل به هم
connected passes pawns
U
پیادههای رونده متصل
kirkyard
U
گورستان متصل بکلیسا
paralleled
U
تعداد آدرسهای متصل به هم
abut
U
متصل بودن یاشدن
connecting socket
[دوشاخه متصل کننده]
ballcock
U
سیفون و ابزار متصل به آن
adjoins
U
افزودن متصل شدن
adnexa
U
قسمتهای متصل بهم زائده
catena
U
سریهای متصل شده concatenate
connexions
U
اتصال یا چیزی که متصل میشود
gang hook
U
دو یا سه قلاب ماهیگیری متصل بهم
connection
U
اتصال یا چیزی که متصل میشود
adjacent
U
دو میدان متصل به دو گروه مجاور
continous
U
متصل متوالی بدون وقفه
interconnection
U
بخش ماده متصل به دو وسیله
to be connected
U
بهم پیوسته
[متصل]
بودن
united pressed pawns
U
پیادههای رونده متصل شطرنج
untapped
<adj.>
U
متصل نشده
[در وسط مدار]
ligature
U
دو یاچند حرف متصل بهم
concatenated data set
U
مجموعه داده ها متصل شده
grounded field
U
سیم پیچ متصل به زمین
directories
U
روش لیست کردن کاربران و منابع متصل به شبکه به روش ساده و با دستیابی راحت تا کاربر بتواند کاربر دیگر را با نام و با آدرس پیچیده شبکه آدرس دهی کند
directory
U
روش لیست کردن کاربران و منابع متصل به شبکه به روش ساده و با دستیابی راحت تا کاربر بتواند کاربر دیگر را با نام و با آدرس پیچیده شبکه آدرس دهی کند
forests
U
تعداد درختهای ساختار داده متصل
stemson
U
چوب منحنی شکل متصل بجلوکشتی
gang hook
U
دو یا سه قلاب ماهی گیری متصل بهم
universal joint
U
دو میله متصل بهم وفا دربچرخش
forest
U
تعداد درختهای ساختار داده متصل
camshaft
U
میلهای که بچرخ دنده متصل میشود
camshafts
U
میلهای که بچرخ دنده متصل میشود
vestry
U
نمازخانه کوچکی که متصل بکلیسا میباشد
vestries
U
نمازخانه کوچکی که متصل بکلیسا میباشد
destination
U
صفحه مقصد در مجموعهای صفحات متصل بهم
stylolite
U
ستون سنگی همجنس صخره متصل بخود
faceplate
U
صفحه فلزی یا چوبی متصل به چرخ تراش
drains
U
یکی از سه ترمینال متصل ترانزیستور نوع FET
blade butt
U
انتهای تیغه ملخ که به توپی متصل است
plowhead
U
چارچوبی که گاو اهن بدان متصل میشده
draining
U
یکی از سه ترمینال متصل ترانزیستور نوع FET
drained
U
یکی از سه ترمینال متصل ترانزیستور نوع FET
drain
U
یکی از سه ترمینال متصل ترانزیستور نوع FET
destinations
U
صفحه مقصد در مجموعهای صفحات متصل بهم
OLE container object
U
شی ای که حاوی مرجع به شی متصل است یا یک کپی از شی توکار
bat weight
U
وزنه اضافی متصل به چوب بیس بال
thoroughbrace
U
تسمه چرمی متصل کننده بدنه کالسکه به فنر
trailer camp
U
محل استقرار ترایلربااتاقهای چرخدار متصل به وسائط نقلیه
meshes
U
که هر وسیله مستقیما به وسایل دیگر در شبکه متصل است
meshing
U
که هر وسیله مستقیما به وسایل دیگر در شبکه متصل است
ca
U
Arrangment Connecting ارایش و ترتیب به صورت پیوندی و متصل
backplane
U
مدار و اعضای مکانیکی که بردهای یک سیستم را متصل می کنند
mesh
U
که هر وسیله مستقیما به وسایل دیگر در شبکه متصل است
associated file
U
متن یا فایلی که به برنامه کاربردی اصلی اش متصل است
peripheral
U
آنچه ضروری نیست یا متصل به چیز دیگری است
associated document
U
متن یا فایلی که به برنامه کاربردی اصلی اش متصل است
interplane strut
U
پایه هایی که دو بال هواپیماهای دوباله را به هم متصل میکند
daisy chain
U
خط ی که تمام خروجیهای وقفه وسایل را به CPU متصل میکند
bulb root
U
وسیلهای که توسط ان تیغههای گردنده توربین به توپی متصل میشوند
thinned
U
روی یک مادهای برای ایجاد قط عات متصل مورد نیاز
indirect objects
U
نرم افزاری که با استاندارد COBRA اشیا را بهم متصل میکند
thins
U
روی یک مادهای برای ایجاد قط عات متصل مورد نیاز
objects
U
نرم افزاری که با استاندارد COBRA اشیا را بهم متصل میکند
shared
U
که توسط کاربران متعدد متصل به شبکه قابل دستیابی است
thinners
U
روی یک مادهای برای ایجاد قط عات متصل مورد نیاز
objected
U
نرم افزاری که با استاندارد COBRA اشیا را بهم متصل میکند
combinational
U
مدار الکترونیکی که از چندین عنصر متصل تشکیل شده است
track bolt
U
پیچی که قطعات راه اهن رابه یکدیگر متصل میکند
shares
U
که توسط کاربران متعدد متصل به شبکه قابل دستیابی است
trailer court
U
محل استقرار ترایلر بااتاقهای چرخدار متصل به وسائط نقلیه
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com