Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (43 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
collate
U
به هم مرتبط کردن امور مقایسه دو چیز مربوط به یک موضوع
collated
U
به هم مرتبط کردن امور مقایسه دو چیز مربوط به یک موضوع
collates
U
به هم مرتبط کردن امور مقایسه دو چیز مربوط به یک موضوع
collating
U
به هم مرتبط کردن امور مقایسه دو چیز مربوط به یک موضوع
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
supervisory
U
مربوط به نظارت مربوط به نافر امور
relational database management system
U
نشانهای که دو موضوع را مقایسه میکند
relational database
U
نشانهای که دو موضوع را مقایسه میکند
financial affairs
U
امور مربوط به مالیه
testamentary causes
U
امور مربوط به وصایا
civil appropriation
U
اعتبارات مربوط به امورپرسنلی اعتبارات مربوط به امور غیرنظامی
surgical
U
مربوط به امور پزشکی جراحی
strategic
U
مربوط به امور سوق الجیشی
financial data
U
اطلاعات مربوط به امور مالی
generals
U
شرکت مربوط به امور اداری اصلی
parochialism
U
امور مربوط بناحیه یابخش کلیسایی
cryptologistics
U
امور لجستیکی مربوط به عملیات رمز
general
U
شرکت مربوط به امور اداری اصلی
selenodetic
U
امور مربوط به تهیه نقشه یانقشه برداری از کره ماه
to contrast
[with]
U
مقایسه کردن با
[برابرکردن برای مقایسه]
back end server
U
کامپیوتر متصل به شبکه که امور مربوط به ایستگاههای کاری مشتری را انجام میدهد
It's all about ...
U
همه اش
[تمام موضوع]
مربوط می شود به ...
Does this concern me ?
U
آیا این موضوع به من مربوط است ( می شود ) ؟
Where the adults are concerned …
U
تا آنجائیکه موضوع به بزر گسا لان مربوط می شود ...
It is formed by alternatively lifting and lowering one warp thread across one weft thread
U
این است که توسط روش دیگر بلند کردن و پایین آوردن موضوع یکی پیچ و تاب در سراسر یک موضوع پود تشکیل
correlating
U
مرتبط کردن
unites
U
مرتبط کردن
unite
U
مرتبط کردن
uniting
U
مرتبط کردن
correlate
U
مرتبط کردن
correlates
U
مرتبط کردن
civil works
U
امور ساختمانی و تاسیسات امور شهرسازی و تاسیساتی
network data management system
U
مجموعهای از برنامههای مرتبط برای بار کردن دستیابی و کنترل یک پایگاه داده
economic and social council
U
شورای اقتصادی و اجتماعی یکی از ارکان ششگانه سازمان ملل متحد که وفیفه اش انجام امور اقتصادی واجتماعی و فرهنگی و تربیتی مربوط به سازمان ملل
verifying
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verified
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verify
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifies
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
to make comparisons
U
مقایسه کردن
compare
U
مقایسه کردن
contrasted
U
مقایسه کردن
contrasting
U
مقایسه کردن
contrasts
U
مقایسه کردن
contrast
U
مقایسه کردن
compared
U
مقایسه کردن
comparing
U
مقایسه کردن
to draw comparisons
U
مقایسه کردن
compares
U
مقایسه کردن
sequential access
U
فایل ترتیبی اندیس دار که موضوع به موضوع در بافر خوانده میشود
queues
U
فایل اندیس دار ترتیبی که موضوع به موضوع به تاخر خوانده میشود
queued
U
فایل اندیس دار ترتیبی که موضوع به موضوع به تاخر خوانده میشود
queue
U
فایل اندیس دار ترتیبی که موضوع به موضوع به تاخر خوانده میشود
queueing
U
فایل اندیس دار ترتیبی که موضوع به موضوع به تاخر خوانده میشود
red herring
U
شاه ماهی سرخ موضوع مطرح شده برای فرار از طرح موضوع موردبحث
red herrings
U
شاه ماهی سرخ موضوع مطرح شده برای فرار از طرح موضوع موردبحث
that is not the proposition
U
موضوع چیز دیگر است موضوع این نیست
to compare oppsites
U
چیزهای ضد را با هم مقایسه کردن
measure
U
مقایسه کردن سنجش
medical regulator
U
تنظیم کننده امور بهداشتی مدیر امور بهداشتی
militarization
U
نظامی کردن امور
to drow a p between two
U
دوچیزراباهم مقایسه یاتشبیه کردن
to go underground
U
خود را پنهان کردن
[از اولیاء امور]
to go into hiding
U
خود را پنهان کردن
[از اولیاء امور]
correlate
U
مرتبط
correlating
U
مرتبط
corresponsive
U
مرتبط
correlates
U
مرتبط
collated
U
مقایسه کردن و قرار دادن موضوعات به ترتیب
collates
U
مقایسه کردن و قرار دادن موضوعات به ترتیب
collating
U
مقایسه کردن و قرار دادن موضوعات به ترتیب
collate
U
مقایسه کردن و قرار دادن موضوعات به ترتیب
sonnet sequence
U
غزلیات مرتبط
integrated program
U
برنامه مرتبط
intercommunicate
U
مرتبط بودن با
related industries
U
صنایع مرتبط
related markets
U
بازارهای مرتبط
communicationg vessels
U
فروف مرتبط
one-to-one
U
عینامساوی و مرتبط با یکدیگر
gimmal
U
متشکل ازقطعات مرتبط
one to one
U
عینامساوی و مرتبط با یکدیگر
summation check
U
بررسی تشخیص خطا با جمع کردن حروف دریافتی و مقایسه با کل آن
reversing
U
روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
reverses
U
روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
reverse
U
روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
reversed
U
روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
pair exchange sorting algorithm
U
نوعی الگوریتم مرتب کردن مستلزم مقایسه دادههای زوج بندی شده
structure
U
تعدادی تابع مرتبط به هم برای حل مشکلات
deme
U
دستهای از موجودات زنده مرتبط با یکدیگر
structures
U
تعدادی تابع مرتبط به هم برای حل مشکلات
structuring
U
تعدادی تابع مرتبط به هم برای حل مشکلات
subduce
U
موضوع کردن
academia
U
حیطه ای از فعالیت ها و کار مرتبط با تحصیل در دانشگاه
to expatiate on a subject
U
راجع یک موضوع زیادگویی کردن
circulars
U
فایل دادهای که شروع و خاتمه قابل دیدن ندارد. هر موضوع به محل موضوع بعد اشاره میکند و آخرین به اولین اشاره میکند
circular
U
فایل دادهای که شروع و خاتمه قابل دیدن ندارد. هر موضوع به محل موضوع بعد اشاره میکند و آخرین به اولین اشاره میکند
program loans
U
قرضههای مربوط به برنامههای رشد و توسعه وامهای مربوط به اجرای برنامه ها
tactically
U
مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
tactical
U
مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
to harp on one string
U
پیوسته روی یک موضوع بحث کردن
inference
U
روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
inferences
U
روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
victual
U
مربوط به تهیه اذوقه مربوط به تامین خوار و بار
bioclimatic
U
مربوط به اقلیم شناسی مربوط به اب و هوا و نحوه زندگی
elevation guidance
U
دستورات مربوط به صعودهواپیما راهنماییهای مربوط به صعود هواپیما
questions
U
موضوع قضیه شکنجه کردن به منظوراقرار گرفتن
questioned
U
موضوع قضیه شکنجه کردن به منظوراقرار گرفتن
question
U
موضوع قضیه شکنجه کردن به منظوراقرار گرفتن
genital
U
مربوط به توالد و تناسل مربوط به دستگاه تناسلی
auditory
U
مربوط بشنوایی یا سامعه مربوط به ممیزی وحسابداری
housekeeping
U
در آغاز برنامه جدید برای انجام امور سیستم مثل پاک کردن حافظه تشخیص کلیدهای تابع یا تغییر حالت صفحه تصویر
hold court
<idiom>
U
همانند شاه وملکه دربین موضوع مورد بحث عمل کردن
connects
U
اتصال دادن متصل کردن مربوط کردن
connect
U
اتصال دادن متصل کردن مربوط کردن
wild card
U
روشی که به یک سیستم عامل امکان میدهد تا روی چندین فایل با نامهای مرتبط عملکرد مفیدی داشته باشد
connect
U
مربوط کردن
connects
U
مربوط کردن
helmzhold resonator
U
محفظه توخالی که تنها با یک سوراخ کوچک به محیط خارج مرتبط است و در ازای فرکانس معینی به تشدید درمی اید
precipitative
U
مربوط به تعجیل کردن
relative
U
که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
acoustical
U
مربوط به صدا مربوط به سامعه
acoustic
U
مربوط به صدا مربوط به سامعه
identified
U
مربوط کردن تشخیص دادن
identify
U
مربوط کردن تشخیص دادن
relay
U
ربط دادن مربوط کردن
relayed
U
ربط دادن مربوط کردن
relays
U
ربط دادن مربوط کردن
identifying
U
مربوط کردن تشخیص دادن
alludes
U
افهار کردن مربوط بودن به
allude
U
افهار کردن مربوط بودن به
alluding
U
افهار کردن مربوط بودن به
alluded
U
افهار کردن مربوط بودن به
identifies
U
مربوط کردن تشخیص دادن
preparative
U
تدارکی مربوط به تهیه کردن چیزی
gun pointing data
U
عناصر مربوط به روانه کردن توپ
tailors
U
برش دادن ازنظر رزمی به هم مربوط کردن
tailor
U
برش دادن ازنظر رزمی به هم مربوط کردن
orthopaedic
U
مربوط بفن درست کردن اندامهای ناقص
batches
U
با مقیاس تقسیم کردن عملیات مربوط به بتن
batch
U
با مقیاس تقسیم کردن عملیات مربوط به بتن
distance angle
U
زاویه مربوط به برد سلاح زاویه مربوط به مسافت هدف
xenial
U
مربوط به مهمان نوازی مربوط به مناسبات بین مهمان و میزبان
range component
U
عنصر مربوط به مسافت عامل مسافت شاخه مربوط به برد
access procedures
U
روشهای مربوط به کشف وخنثی کردن و تخریب موادمنفجره یا بی اثر کردن موادمنفجره
to shoot oneself in the foot
<idiom>
U
بد اداره کردن
[چیزی مربوط به خود شخص]
[اصطلاح]
comparisons
U
مقایسه
datum line
U
خط مقایسه
analogies
U
مقایسه
collation
U
مقایسه
analogy
U
مقایسه
comparison
U
مقایسه
collations
U
مقایسه
resemblance
U
مقایسه
emunctory
U
مربوط به پاک کردن بینی عضو دافع فضولات بدن
armstrong
U
سیستم اجرای فرامین مربوط به مسلح کردن ماسوره موشکها
group
U
کد مشخص کردن شروع و خاتمه گروهی از رگوردهای مربوط به هم یا داده ها
groups
U
کد مشخص کردن شروع و خاتمه گروهی از رگوردهای مربوط به هم یا داده ها
fitcall finding
U
پیدا کردن عیب کوچک مربوط به راننده یا رده یکم
amor
U
امور
decollate
U
جدا کردن موضوعات مختلف به ورقههای مجزا. جدا کردن دو یا سه موضوع مختلف به حالت مجزا و برداشتن کاغذ کاربنی
incommensurable
U
مقایسه ناپذیر
incomparability
U
مقایسه ناپذیری
refrence
U
مبنای مقایسه
even parity
U
مقایسه زوج
parity error
U
خطای مقایسه
parity error
U
غلط مقایسه
datum
U
سطح مقایسه
comparableness
U
قابلیت مقایسه
comparator
U
مقایسه کننده
parity checking
U
بازبینی مقایسه
parity bit
U
بیت مقایسه
assimilatc
U
مقایسه نمودن
no parity
U
عدم مقایسه
odd parity
U
مقایسه فرد
cf
U
مقایسه شود
analogous
U
قابل مقایسه
incomparable
U
غیرقابل مقایسه
incomparable
U
مقایسه ناپذیر
frequency comparison
U
مقایسه فرکانس
comparison operator
U
عملگر مقایسه
logical comparison
U
مقایسه منطقی
comparison
U
روش مقایسه
comparisons
U
روش مقایسه
comparatively
U
بطور مقایسه
aviation authority
U
امور هواپیمایی
money matters
U
امور پولی
non litigious matters
U
امور حسبی
authorities
U
اولیای امور
financial affairs
U
امور مالی
personal affairs
U
امور شخصی
state affairs
U
امور مملکتی
miscellaneous
U
امور متفرقه
combat duty
U
امور رزمی
authority
U
اولیاء امور
interior affairs
U
امور داخلی
religious matters
U
امور دینی
civil affairs
U
امور غیرنظامیان
authority ties of the state
U
اولیا امور
interior
U
امور داخله
interiors
U
امور داخله
the high functionery ries of the state
U
مصادر امور
authority ties of the state
U
مصادر امور
applied
U
هزینه مربوط به هر خدمت یاکالا را به طور ویژه تعیین کردن و به ان اختصاص دادن
privacy
U
حق یک شخص برای کسترش دادن یا محدود کردن دستیابی به داده مربوط به خودش
A comparison of theory and practice.
U
مقایسه ای از نظری و عمل.
to stand comparison with
U
قابل مقایسه بودن با
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com