Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
processor
U
به صورت همزمان همزمان کار کند
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
spool
U
Operations SimultaneousPeripheral Line On عملکرد دستگاه جانبی همزمان به صورت درون خطی
spools
U
Operations SimultaneousPeripheral Line On عملکرد دستگاه جانبی همزمان به صورت درون خطی
demand oxygen system
U
سیستم اکسیژنی که در ان جریان اکسیژن به صورت تناوبی و همزمان با تنفس شخص باشد
Other Matches
proportional
U
همزمان
paralleled
U
همزمان
concurrent
U
همزمان
simultaneously
U
همزمان
synchronizer
U
همزمان گر
synchronic
U
همزمان
simultaneous
U
همزمان
parallel
U
همزمان
parallels
U
همزمان
parallelling
U
همزمان
parallelled
U
همزمان
paralleling
U
همزمان
isochrone
U
همزمان
synchronous
U
همزمان
contemporaries
U
همزمان
contemporary
U
همزمان
isochronous
U
همزمان
coincidentally
U
همزمان
synchronous telegraphy
U
تلگراف همزمان
synchronous transmission
U
انتقال همزمان
synchronic
U
همگاه همزمان
synchronous transmission
U
مخابره همزمان
synchronous speed
U
سرعت همزمان
concurrent
U
همرو همزمان
concurrent
U
تقریباگ همزمان
coincide
U
همزمان بودن
synchrinized
U
همزمان بودن
syncheronous communications
U
مخابره همزمان
simultaneous extinction
U
خاموشی همزمان
concurrent variation
U
تغییر همزمان
concurrent training
U
اموزش همزمان
concurrent reinforcement
U
تقویت همزمان
simultaneous processing
U
پردازش همزمان
concurrent processing
U
پردازش همزمان
concurrent operation
U
عملکرد همزمان
concurrently
U
اجرای همزمان
concurrent execution
U
اجرای همزمان
concentred reaction
U
واکنش همزمان
concentred exchange
U
تبادل همزمان
concentred elimination
U
حذف همزمان
synchroscope
U
همزمان نما
synchronous vibrator
U
لرزه گر همزمان
selsyn
U
موتور همزمان
simultaneity
U
همزمانی همزمان
concurrent validity
U
اعتبار همزمان
coincided
U
همزمان بودن
synchronises
U
همزمان کردن
synchronous device
U
دستگاه همزمان
synchronous communication
U
ارتباط همزمان
synchronous phase advance
U
خازن همزمان
synchronous condenser
U
خازن همزمان
synchronized sweep
U
روبش همزمان
synchronizes
U
همزمان کردن
synchronising
U
همزمان کردن
synchronous admittance
U
گذرایی همزمان
synchronize
U
همزمان کردن
synchronous generator
U
مولد همزمان
synchronizing
U
همزمان سازی
coincides
U
همزمان بودن
coinciding
U
همزمان بودن
synchronous reactance
U
راکتانس همزمان
synchronous operation
U
عملیات همزمان
synchronous network
U
شبکه همزمان
synchronous machine
U
ماشین همزمان
synchronous motor
U
موتور همزمان
synchronization
U
همزمان سازی
synchronised
U
همزمان کردن
synchronous impedance
U
ناگذرایی همزمان
two way simultaneous operation
U
عملکرد همزمان دو طرفه
horizontal synchronizing
U
همزمان ساز افقی
synchronizing signal
U
پیام همزمان ساز
paralleled
U
که همزمان ارسال می شوند
volley fire
U
پرتاب همزمان گلوله ها با هم
synchronizing separator
U
جداکننده همزمان سازی
parallelling
U
که همزمان ارسال شود
paralleling
U
که همزمان ارسال شود
synchronizing torque
U
گشتاور پیچشی همزمان
parallelled
U
که همزمان ارسال شود
held ball
U
گرفتن همزمان توپ
parallels
U
که همزمان ارسال شود
parallel
U
که همزمان ارسال می شوند
full duplex
U
پروتکل دوسوی همزمان
parallelled
U
که همزمان ارسال می شوند
parallels
U
که همزمان ارسال می شوند
synchronizing pulses
U
ضربههای همزمان سازی
parallel
U
که همزمان ارسال شود
paralleling
U
که همزمان ارسال می شوند
concurrent programming
U
برنامه نویسی همزمان
acoustic synchronizer
U
همزمان ساز صوتی
binary synchronous communication
U
ارتباطات همزمان دودویی
parallelling
U
که همزمان ارسال می شوند
simultaneous input/output
U
ورودی و خروجی همزمان
simultaneous color television
U
تلویزیون رنگی همزمان
paralleled
U
که همزمان ارسال شود
coincident penalty
U
پنالتی همزمان دو تیم
synchronizer
U
دستگاه همزمان کننده
compatability
U
قابلیت کار همزمان
concurrent program execution
U
اجرای همزمان برنامه
simultaneous
U
باهم واقع شونده همزمان
mainframe computer
U
مانند تعداد عملوند همزمان
duplexes
U
ارسال داده در دو جهت همزمان
burst
U
پیام همزمان ساز رنگ
duplexes
U
ارسال همزمان دو سیگنال در یک امتداد
bisync
U
synchronouscommunication binaryارتباطات همزمان دودویی
bursts
U
پیام همزمان ساز رنگ
synchronizing limiter
U
لامپ مراقب همزمان سازی
duplex
U
ارسال همزمان دو سیگنال در یک امتداد
duplex
U
ارسال داده در دو جهت همزمان
synchronises
U
همزمان شدن با هم مطابق کردن
overlap processing
U
اجرای همزمان فعالیتهای ورودی
color sync signal
U
پیام همزمان ساز رنگ
synchronize
U
همزمان شدن با هم مطابق کردن
synchronizes
U
همزمان شدن با هم مطابق کردن
synchronised
U
همزمان شدن با هم مطابق کردن
synchronising
U
همزمان شدن با هم مطابق کردن
simultaneous
U
آنچه همزمان با چیز دیگری رخ میدهد
petri nets
U
مدل نمایش سیستمهای همزمان یا موازی
operand
U
عملوند همزمان با دستور بازیابی میشود
simultaneous
U
دو یا چند فرآیند که همزمان اجرا شوند
tandems
U
وضعیتی که در آن دووسیله همزمان کار می کنند
synchronize
U
همزمان بودن هماهنگ کردن حرکت
synchronizes
U
همزمان بودن هماهنگ کردن حرکت
immediate
U
عملوندی که همزمان با دستور بازیابی میشود.
synchronises
U
همزمان بودن هماهنگ کردن حرکت
tandem
U
وضعیتی که در آن دووسیله همزمان کار می کنند
synchronised
U
همزمان بودن هماهنگ کردن حرکت
double
U
گرفتن همزمان دو ماهی تفنگ دولول
multiple foul
U
خطای همزمان چند بازیگرروی یک حریف
doubled up
U
گرفتن همزمان دو ماهی تفنگ دولول
doubled
U
گرفتن همزمان دو ماهی تفنگ دولول
synchronising
U
همزمان بودن هماهنگ کردن حرکت
coresident
U
دو یا چند برنامه که همزمان در حافظه اصلی هستند
parallels
U
که امکان افزودن چندین رقم همزمان میدهد
isochronal
U
همزمان واقع شونده در فواصل منظم و مساوی
paralleling
U
که امکان افزودن چندین رقم همزمان میدهد
paralleled
U
که امکان افزودن چندین رقم همزمان میدهد
interleaving
U
به طوری که در حین اجرا همزمان آماده می شوند
parallelled
U
که امکان افزودن چندین رقم همزمان میدهد
sdlc
U
Control Link SynchronousData کنترل پیونددادهای همزمان
parallelling
U
که امکان افزودن چندین رقم همزمان میدهد
multitasking
U
همزمان بدون کم کردن سرعت اجرای پردازنده
simultaneous
U
ارسال داده و کدهای کنترل در دو جهت همزمان .
multi tasking
U
همزمان بدون کم کردن سرعت اجرای پردازنده
pseudostereo
U
ناوبری همزمان و هماهنگ موشک در سمت و ارتفاع
parallel
U
که امکان افزودن چندین رقم همزمان میدهد
deals
U
قراردادی که در آن روی چنیدن موضوع همزمان توافق میشود
alternate
U
که دو اپراتور می توانند به یک فایل همزمان دستیابی داشته باشند
alternated
U
که دو اپراتور می توانند به یک فایل همزمان دستیابی داشته باشند
macs
U
کد مخصوص که همزمان با پیام ارسال میشود برای صحت آن
coordination
U
سازماندهی کارهای پیچیده همزمان کردن دو یا چند فرآیند
duplexes
U
مدار الکترونیکی برای ارسال داده در دو جهت همزمان
parallel
U
کامپیوتری که روی چندین کاز همزمان کار میکند
multi programming
U
سیستم عامل که چندین برنامه را همزمان اجرا میکند
duplex
U
مدار الکترونیکی برای ارسال داده در دو جهت همزمان
alternates
U
که دو اپراتور می توانند به یک فایل همزمان دستیابی داشته باشند
paralleled
U
کامپیوتری که روی چندین کاز همزمان کار میکند
parallelled
U
کامپیوتری که روی چندین کاز همزمان کار میکند
arithmetic
U
عمل ریاضی انجام شده توسط پردازنده همزمان
Glasgow School
U
[نامی برای معماری ها و طراحی های همزمان در گلاسکو]
parallels
U
کامپیوتری که روی چندین کاز همزمان کار میکند
paralleling
U
کامپیوتری که روی چندین کاز همزمان کار میکند
mac
U
کد مخصوص که همزمان با پیام ارسال میشود برای صحت آن
parallelling
U
کامپیوتری که روی چندین کاز همزمان کار میکند
deal
U
قراردادی که در آن روی چنیدن موضوع همزمان توافق میشود
parallels
U
تعداد پردازنده ها انجام شده همزمان روی تعدادی ورودی
multitasking
U
توانایی سیستم کامپیوتری برای اجرا دو یا چند برنامه همزمان
clocking
U
روشی برای همزمان کردن دو دستگاه فرستنده و گیرنده مخابراتی
parallelled
U
تعداد پردازنده ها انجام شده همزمان روی تعدادی ورودی
vector
U
پردازنده همزمان که روی یک سط ر یا ستون آرایه در هر لحظه کار میکند
paralleled
U
تعداد پردازنده ها انجام شده همزمان روی تعدادی ورودی
concurrent jurisdiction
U
رسیدگی قضایی همزمان به چند جرم دادگاه الحاقی یاهمزمان
parallelling
U
تعداد پردازنده ها انجام شده همزمان روی تعدادی ورودی
multi tasking
U
توانایی سیستم کامپیوتری برای اجرای دو یا چند برنامه همزمان
packages
U
توافق وقتی چندین موضوع مختلف همزمان موافق باشند
package
U
توافق وقتی چندین موضوع مختلف همزمان موافق باشند
parallel
U
تعداد پردازنده ها انجام شده همزمان روی تعدادی ورودی
chord keying
U
عمل انتخاب دو یا چند کلید همزمان برای انجام کاری
paralleling
U
تعداد پردازنده ها انجام شده همزمان روی تعدادی ورودی
packaged
U
توافق وقتی چندین موضوع مختلف همزمان موافق باشند
pack
U
توافق وقتی چندین موضوع مختلف همزمان موافق باشند
packs
U
توافق وقتی چندین موضوع مختلف همزمان موافق باشند
vectors
U
پردازنده همزمان که روی یک سط ر یا ستون آرایه در هر لحظه کار میکند
secondary
U
کانال دوم که حاوی اطلاعات کنترلی ارسالی همزمان با داده باشد
interleaved
U
بخشی از دو برنامه که جداگانه اجرا می شوند به طوری که به نظر همزمان می آید
free
U
حالت محاورهای که به بیش از یک کاربرد امکان استفاده همزمان از برنامه میدهد
freeing
U
حالت محاورهای که به بیش از یک کاربرد امکان استفاده همزمان از برنامه میدهد
freed
U
حالت محاورهای که به بیش از یک کاربرد امکان استفاده همزمان از برنامه میدهد
entrymate
U
اسب شرکت کننده همزمان بااسب دیگر برای شرط بندی
frees
U
حالت محاورهای که به بیش از یک کاربرد امکان استفاده همزمان از برنامه میدهد
diplexer
U
وسیلهای که استفاده از یک انتن را بصورت همزمان یامجزا توسط دو فرستنده ممکن میسازد
GOSIP
U
استاندارد دولت آمریکا برای اطمینان از کار همزمان کامپیوترها و سیستمهای ارتباطی
concurrent
U
نرم افزار سیستم عامل که به چندین برنامه یافعالیت اجازه اجرای همزمان میدهد
electromagnetic wave
U
موجی که دراثر تاثیرشدت میدان الکتریسته و مغناطیسی یا تناوب همزمان برروی هم ایجاد میشود
simultaneity
U
زمانی که CPU و بخشهای ورودی و خروجی کامپیوتر می توانند داده یا کاری را همزمان کنترل کنند
coming in speed
U
حداقل سرعت گردش مگنتوبرای تامین ولتاژ لازم جهت جرقه زدن همزمان تمام شمع ها
coincidence element
U
مدار الکترونیکی که یک سیگنال خروجی تولید میکند وقتی که دو ورودی همزمان اتفاق میافتد یا دو کلمه دودویی معادل باشند
coincidence circuit
U
مدار الکترونیکی که یک سیگنال خروجی تولید میکند وقتی که دو ورودی همزمان اتفاق میافتد یا دو کلمه دودویی معادل باشند
overlays
U
ابتدای متن که ذخیره شده است و همزمان با متن چاپ میشود
transmissions
U
مجموعه خط وط داده که تمام بیتهای کلمه داده را همزمان اجرا می کنند
overlaying
U
ابتدای متن که ذخیره شده است و همزمان با متن چاپ میشود
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com