English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 207 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
last in first out U به ترتیب عکس ورود
lifo U به ترتیب عکس ورود
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
accession number U شماره رکورد که ترتیب ورود رکوردها را نشان میدهد
batting order U ترتیب ورود توپزنها به بازی بیس بال ترتیب ورود توپزنهابه بازی کریکت
fifo U به ترتیب ورود
fifo U خروج به ترتیب ورود
first in first out U به ترتیب ورود
Other Matches
random processing U پردازش داده به ترتیب مورد نیاز و نه ترتیب ذخیره شده
scheduled U ترتیب انجام کارها یا ترتیب اختصاص زمان CPU برای پردازش در سیستم چند کاربره
schedules U ترتیب انجام کارها یا ترتیب اختصاص زمان CPU برای پردازش در سیستم چند کاربره
schedule U ترتیب انجام کارها یا ترتیب اختصاص زمان CPU برای پردازش در سیستم چند کاربره
collocation U ترتیب نوبت و ترتیب پرداخت بدهی به طلبکاران
chain U 1-مجموعهای از فایل ها یادادههای متصل بهم به ترتیب 2-مجموعهای از دستورالعمل ها که به ترتیب اجرا می شوند
chains U 1-مجموعهای از فایل ها یادادههای متصل بهم به ترتیب 2-مجموعهای از دستورالعمل ها که به ترتیب اجرا می شوند
firing order U ترتیب احتراق موتور وایرچینی موتور ترتیب تیراندازی سلاح
dock receipt U قبض رسید ورود کشتی برای تعمیر اعلام ورود کشتی برای تعمیر
inning U ورود
arrivals U ورود
admitance U ورود
arrival U ورود
entrance fees U حق ورود
ingression U ورود
arr U ورود
entrancing U ورود
induction U ورود
inductions U ورود
appulse U ورود
ingress U ورود
entrance fee U حق ورود
entrances U ورود
re entry U ورود
importation U ورود
import U ورود
imported U ورود
accession U ورود
importing U ورود
air inclusion U ورود هوا
entree U ورود
infare U ورود
introit U ورود
introgression U ورود
entry U ورود
right of entry U حق ورود
entranced U ورود
entrance U ورود
re-entry U ورود
influx U ورود هجوم
entree U اجازهء ورود
free entrance U ورود مجانی
admission U اجازهء ورود
landfall n U ورود بخشکی
capital inflow U ورود سرمایه
homecomings U ورود بخانه
on arrival U هنگام ورود
when entering U هنگام ورود
inlet U ورود دخول
log in sequrity U ایمنی ورود
arrival hall U سالن ورود
entry U ورود راهرو
influxes U ورود هجوم
admissions U اجازهء ورود
inlets U ورود دخول
admittance U ورود دخول
homecoming U ورود بخانه
cost to entry U هزینه ورود
importing U مفهوم ورود
entering angle U زاویه ورود
receipt statement U اعلامیه ورود
landding U ورود بخشکی
house-warmings U جشن ورود
reebtry U ورود مجدد
acetylation U ورود ریشهء
arrival hall U سالن ورود
intervance of third party U ورود ثالث
house-warming U جشن ورود
input of current U ورود جریان
house warming U جشن ورود
port of entry U بندرمحل ورود
due in U در شرف ورود
imported U مفهوم ورود
import U مفهوم ورود
forcible entry U ورود عدوانی
tardiness U تاخیر ورود
ease of entry U سهولت ورود
intrant U ورود رسمی
entry side U جهت ورود
entry point U نقطه ورود
energy intake U ورود انرژی
data insertion U ورود داده ها
data import U ورود داده
landing U ورود بخشکی
tokens U بلیط ورود
landfall U ورود بخشکی
landing U ورود به خشکی
landings U ورود بخشکی
advent ظهور و ورود
approach ramp U فرازای ورود
landings U ورود به خشکی
landfalls U ورود بخشکی
arrival rate U نرخ ورود
tokens U اجازه ورود
token U بلیط ورود
inlet time U زمان ورود
initation U ورود بعضویت
first in first out U بترتیب ورود
token U اجازه ورود
hail U اعلام ورود کردن
clearance inwards U مجوز ورود کشتی
hails U اعلام ورود کردن
inflow of foreign funds U ورود وجوه خارجی
hailing U اعلام ورود کردن
hailed U اعلام ورود کردن
entranced U حق ورود دروازهء دخول
exhaust gas admission اگزوز ورود گاز
ingress U حق دخول اجازه ورود
entrancing U ورودیه اجازه ورود
gates U وسایل ورود ورودیه
subroutine reentry U ورود جمله به زیرروال
infare U مهمانی بمناسبت ورود
barrier to entry U منع ورود به صنعت
inflow of labor U جریان ورود کارگر
nonjoinder U عدم ورود در دعوا
entrances U حق ورود دروازهء دخول
entrances U ورودیه اجازه ورود
raid U ورود ناگهانی پلیس
raided U ورود ناگهانی پلیس
raiding U ورود ناگهانی پلیس
raids U ورود ناگهانی پلیس
entrance U ورودیه اجازه ورود
entrance U حق ورود دروازهء دخول
school readiness U امادگی ورود به مدرسه
entranced U ورودیه اجازه ورود
gate U وسایل ورود ورودیه
gangplanks U تخته ورود به ناو
law of prior entry U قانون تقدم ورود
gangplank U تخته ورود به ناو
round-up U ورود ناگهانی پلیس
police raid U ورود ناگهانی پلیس
entrancing U حق ورود دروازهء دخول
search warrants U حکم بازرسی و ورود
coast in point U نقطه ورود به ساحل
visas U اجازه ورود به کشوربیگانه
last in first out U بترتیب عکس ورود
let someone through U اجازه ورود دادن
entry plan U طرح ورود به بندر
estimated time of arrival U زمان تقریبی ورود
freedom of entry and exit U ازادی ورود و خروج
bust [colloquial] U ورود ناگهانی پلیس
search warrant U حکم بازرسی و ورود
visa U اجازه ورود به کشوربیگانه
gold import point U نقطه ورود طلا
customs entry U افهار یا اعلام ورود به گمرک
gangways U محل ورود و خروج از ناو
street inlet U دریچه ورود فاضلاب سطحی
we watched for his arrival U منتظر ورود او شدیم یا بودیم
time table U جدول زمانی ورود و عزیمت
free entry U ورود ازاد بنگاهها به صنعت
clearance inwards U اعلامیه ورود کشتی به گمرک
house warming U جشن ورود بخانه تازه
house-warming U جشن ورود بخانه تازه
sign-on U ورود به سیستم [رایانه شناسی]
gangway U محل ورود و خروج از ناو
house-warmings U جشن ورود بخانه تازه
docl pass U گواهی ورود به لنگرگاه یاخروج از ان
rje U ورود برنامه ازراه دورEntry ob
clearance inwards U ورود کشتی به محوطه گمرک
to announce one's arrival U ورود خود را اعلام کردن
velocity stacks U لوله ورود هوای مساوی به هر سیلندر
postulancy U تقاضای ورود بدین یا جمعیتی تازه
burglaries U ورود بخانهای درشب بقصدارتکاب جرم
burglary U ورود بخانهای درشب بقصدارتکاب جرم
pound breach U هتک حرز یا ورود غیرقانونی به چراگاه
port of entry U مرز ورود کالا یا فرد به کشور
demurring U ایراد بدون ورود در ماهیت بدوی
check in U نام نویسی کردن مراسم ورود
demur U ایراد بدون ورود در ماهیت بدوی
snug down U امادگی قبل از ورود به دریای طوفانی
demurred U ایراد بدون ورود در ماهیت بدوی
demurs U ایراد بدون ورود در ماهیت بدوی
check-in U نام نویسی کردن مراسم ورود
check-ins U نام نویسی کردن مراسم ورود
to refuse somebody entry [admission] U اجازه ندادن ورود کسی [به کشوری]
single sign-on U ورود یگانه به سیستم [رایانه شناسی]
Upon his arrival , he delinered a speech . U به محض ورود نطقی ایراد کرد
immediate U روش اجرای یک دستور کامپیوتری پس از ورود
Open to the publice. U ورود برای عموم آزاد است
prep schools U دبیرستان آمادگی برای ورود به دانشگاه
prep school U دبیرستان آمادگی برای ورود به دانشگاه
entry U شرطبندی روی اسب معین ورود به اب
scenario U دستورنوشته ورود وخروج بازیگران نمایش
dead on arrival U مرحوم هنگام ورود [بیماری در آمبولانس]
scenarios U دستورنوشته ورود وخروج بازیگران نمایش
eta U arrival of time estimated زمان تقریبی ورود
picketed U اعتصاب وجلوگیری از ورود سایرین بمحل کار
pickets U اعتصاب وجلوگیری از ورود سایرین بمحل کار
picket U اعتصاب وجلوگیری از ورود سایرین بمحل کار
pratique U اجازه مقامات بندری جهت ورود کشتی
input U لیست دستورات که به صورت ورود انجام می شوند.
the open door U ازادی ورود بیگانگان به کشوری برای بازرگانی
to take off one U رفع توقیف از ورود و خروج کشتی کردن
open general license U اجازه ورود کالاهایی که دارای محدودیتی نمیباشند
valves U دریچه ورود و خروج هوا درسیلندر غواصی
valve U دریچه ورود و خروج هوا درسیلندر غواصی
admission is free to all ورود برای همه یا همگان آزاد است
inputted U لیست دستورات که به صورت ورود انجام می شوند.
organizations U ترتیب
catenation U ترتیب
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com