Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
well timed
U
بهنگام در وقت مناسب
well-timed
U
بهنگام در وقت مناسب
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
updated
U
1-فایل اصلی که با افزودن مواد جدید بهنگام میشود. 2-اطلاع چاپ شده که گونه بهنگام اطلاع است .3-گونه جدید سیستم که به کاربرهای سیستم موجود ارسال میشود
updates
U
1-فایل اصلی که با افزودن مواد جدید بهنگام میشود. 2-اطلاع چاپ شده که گونه بهنگام اطلاع است .3-گونه جدید سیستم که به کاربرهای سیستم موجود ارسال میشود
update
U
1-فایل اصلی که با افزودن مواد جدید بهنگام میشود. 2-اطلاع چاپ شده که گونه بهنگام اطلاع است .3-گونه جدید سیستم که به کاربرهای سیستم موجود ارسال میشود
trial and error
<idiom>
U
یافتن راه حلهای مناسب برای یافتن راهی مناسب
up to date
U
بهنگام
up-to-date
U
بهنگام
betimes
U
بهنگام
timely
U
بهنگام
mistimed
U
تا بهنگام
in season
U
بهنگام
seasonable
U
بهنگام
precociously
U
نا بهنگام
opportune
U
بهنگام
timous
U
بهنگام
timeous
U
بهنگام
timous or meous
U
بهنگام
microsoft
U
بهنگام سازی
update
U
بهنگام در اوردن
update
U
بهنگام دراوری
updated
U
بهنگام در اوردن
updated
U
بهنگام دراوری
updates
U
بهنگام در اوردن
patting
U
بهنگام بموقع
The untively death ( passing away ) …
U
درگذشت نا بهنگام ...
updating
U
بهنگام دراوری
pat
U
بهنگام بموقع
pats
U
بهنگام بموقع
patted
U
بهنگام بموقع
updates
U
بهنگام دراوری
to poach a start in race
U
نا بهنگام پیش افتادن
intempestive laughter
U
خنده بیجا یا نا بهنگام
whiffle
U
نا بهنگام وزیدن جنبیدن شعله
premature decision
U
تصمیم نا بهنگام یا شتاب امیز
journals
U
لیست تغییرات یا بهنگام سازی ها در فایل
turnaround jumper
U
پرش از پشت و چرخش بهنگام شوت
journal
U
لیست تغییرات یا بهنگام سازی ها در فایل
upgrade
U
قدرتمندتر و بهنگام تر با افزودن قط عات جدید
upgrading
U
قدرتمندتر و بهنگام تر با افزودن قط عات جدید
upgraded
U
قدرتمندتر و بهنگام تر با افزودن قط عات جدید
turnaround jump shot
U
پرش از پشت و چرخش بهنگام شوت
upgrades
U
قدرتمندتر و بهنگام تر با افزودن قط عات جدید
o quake at work and sweet at meals.
<proverb>
U
به وقت کار,جدیت ,بهنگام غذا,رئوفت.
storage
U
حافظهای که نیاز دارد محتوایش مرتب بهنگام شود
dual
U
صفحه LCD رنگی که تصویر را در دو مرحله بهنگام میکند
upto the mark
U
داخل موضوع درست درجای خود بهنگام بموقع
I dont mean to intrude .
U
قصد مزا حمت ندارم ( ملاقات یا ورود نا بهنگام )
stepped motor
U
دستگاه مکانیکی که بهنگام پالس دادن به ان مقدار ثابتی می چرخد
refreshes
U
مدت زمانی که کنترول محتوای قطعه RAM پویا را بهنگام میکند
dynamic
U
حافظه با دستیابی تصادفی که نیاز دارد و محتوای آن مرتب بهنگام شود
dynamically
U
تصویر مثل گراف که با ورود داده جدید بلارنگ بهنگام در می آید
addition
U
رکوردی که برای بهنگام سازی رکورد اصلی فایل بکار می رود
refreshed
U
مدت زمانی که کنترول محتوای قطعه RAM پویا را بهنگام میکند
refresh
U
مدت زمانی که کنترول محتوای قطعه RAM پویا را بهنگام میکند
switching
U
بهنگام سازی ثابت اطلاعات بین تغییر مبدا و مقصد در شبکه
dynamically
U
حافظه با دستیابی تصادفی که نیاز دارد و محتوای آن مرتب بهنگام شود
dynamic
U
تصویر مثل گراف که با ورود داده جدید بلارنگ بهنگام در می آید
additions
U
رکوردی که برای بهنگام سازی رکورد اصلی فایل بکار می رود
master
U
مجموعه دادههای مرجع لازم برای یک برنامه کاربردی که متناوبا بهنگام میشود
maintenance
U
فرآیند بهنگام سازی فایل با تغییر دادن یا اضافه کردن یا حذف ورودی ها
database
U
بازیابی و بهنگام سازی محاورهای رکوردهای پایگاه داده با استفاده از ترمینالهای line-on
mastered
U
مجموعه دادههای مرجع لازم برای یک برنامه کاربردی که متناوبا بهنگام میشود
databases
U
بازیابی و بهنگام سازی محاورهای رکوردهای پایگاه داده با استفاده از ترمینالهای line-on
changing
U
رکوردی که حاوی داده جدید برای بهنگام سازی رکورد اصلی است
changed
U
رکوردی که حاوی داده جدید برای بهنگام سازی رکورد اصلی است
masters
U
مجموعه دادههای مرجع لازم برای یک برنامه کاربردی که متناوبا بهنگام میشود
changes
U
رکوردی که حاوی داده جدید برای بهنگام سازی رکورد اصلی است
change
U
رکوردی که حاوی داده جدید برای بهنگام سازی رکورد اصلی است
adding
U
فایل مخصوصی که در آن رکوردها پیش از بهنگام سازی پایگاه داده اصلی ذخیره می شوند
add
U
فایل مخصوصی که در آن رکوردها پیش از بهنگام سازی پایگاه داده اصلی ذخیره می شوند
amendment record
U
رکوردی که حاوی اطلاعات جدید برای بهنگام سازی رکورد یا فایل اصلی است
adds
U
فایل مخصوصی که در آن رکوردها پیش از بهنگام سازی پایگاه داده اصلی ذخیره می شوند
changed
U
نواری که حاوی تغییرات اخیر یا تراکنشهای رکورد استفاده شده برای بهنگام سازی فایل اصلی است
changing
U
نواری که حاوی تغییرات اخیر یا تراکنشهای رکورد استفاده شده برای بهنگام سازی فایل اصلی است
change
U
نواری که حاوی تغییرات اخیر یا تراکنشهای رکورد استفاده شده برای بهنگام سازی فایل اصلی است
updates
U
فایلی که حاوی تغییرات اخیر یا تراکنشهای رکوردها است که برای بهنگام سازی فایل اصلی به کار می رود
updated
U
فایلی که حاوی تغییرات اخیر یا تراکنشهای رکوردها است که برای بهنگام سازی فایل اصلی به کار می رود
update
U
فایلی که حاوی تغییرات اخیر یا تراکنشهای رکوردها است که برای بهنگام سازی فایل اصلی به کار می رود
changes
U
نواری که حاوی تغییرات اخیر یا تراکنشهای رکورد استفاده شده برای بهنگام سازی فایل اصلی است
changed
U
فایل که حاوی رکوردهایی برای بهنگام سازی فایل اصلی است
changes
U
فایل که حاوی رکوردهایی برای بهنگام سازی فایل اصلی است
change
U
فایل که حاوی رکوردهایی برای بهنگام سازی فایل اصلی است
changing
U
فایل که حاوی رکوردهایی برای بهنگام سازی فایل اصلی است
detail
U
فایل حاوی رکودهایی که برنامه بهنگام سازی فایل اصلی به کار می روند
detailing
U
فایل حاوی رکودهایی که برنامه بهنگام سازی فایل اصلی به کار می روند
revising
U
بهنگام کردن یا صحیح کردن یک گونه از متن یا فایل
revise
U
بهنگام کردن یا صحیح کردن یک گونه از متن یا فایل
revises
U
بهنگام کردن یا صحیح کردن یک گونه از متن یا فایل
deletion
U
رکوردی که حاوی داده جدید برای بهنگام سازی یا حذف داده در رکورد اصلی است
transaction
U
رکورد حاوی داده جدید که برای بهنگام سازی رکورد اصلی باید استفاده شود
oportuneness
U
مناسب
shapeable
U
مناسب
semblable
U
مناسب
idoneous
U
مناسب
irrelative
U
نا مناسب
adaptation
U
مناسب
adaptations
U
مناسب
suitable
<adj.>
U
مناسب
proper
U
مناسب
adaption
U
مناسب
by fits and starts
U
مناسب
close fit
U
مناسب
condign
U
مناسب
congurous
U
مناسب
accomodating
U
مناسب
euqal
U
مناسب
apposite
U
مناسب
habile
U
مناسب
in point
U
مناسب
infelicitous
U
نا مناسب
fitting
U
مناسب
utile
[archaic]
[useful]
<adj.>
U
مناسب
real
<adj.>
U
مناسب
proper
<adj.>
U
مناسب
exact
<adj.>
U
مناسب
correct
<adj.>
U
مناسب
accurate
[correct]
<adj.>
U
مناسب
incompetent
U
نا مناسب
becoming
U
مناسب
practicable
<adj.>
U
مناسب
beneficial
<adj.>
U
مناسب
convenient
<adj.>
U
مناسب
acceptable
<adj.>
U
مناسب
utilitarian
[useful]
<adj.>
U
مناسب
valuable
<adj.>
U
مناسب
serviceable
<adj.>
U
مناسب
helpful
<adj.>
U
مناسب
handy
[useful]
<adj.>
U
مناسب
purposive
<adj.>
U
مناسب
appropriate
[for an occasion]
<adj.>
U
مناسب
functional
<adj.>
U
مناسب
advantageous
<adj.>
U
مناسب
sufficing
<adj.>
U
مناسب
sufficient
<adj.>
U
مناسب
satisfactory
<adj.>
U
مناسب
good
[sufficient]
<adj.>
U
مناسب
practical
<adj.>
U
مناسب
purpose-built
<adj.>
U
مناسب
assorted
U
مناسب
optimum
U
مناسب
true
<adj.>
U
مناسب
tailored
U
مناسب
relevant
U
مناسب
applicatory
<adj.>
U
مناسب
fit
U
مناسب
handy
<adj.>
U
مناسب
vantage
U
مناسب
fits
U
مناسب
fittest
U
مناسب
useful
<adj.>
U
مناسب
pertained
U
مناسب
purposeful
<adj.>
U
مناسب
appropriate
<adj.>
U
مناسب
adequate
<adj.>
U
مناسب
expedient
<adj.>
U
مناسب
pertain
U
مناسب
appropriate
[to]
<adj.>
U
مناسب
[به]
pertains
U
مناسب
transaction
U
فایل حاوی تغییرات اخیر یا تراکنشهای رکورد که برای بهنگام سازی فایل اصلی به کار می رود
movement
U
فایل که تغییر اخیر را تراکنشهای رکورد را ذخیره میکند تا برای بهنگام سازی فایل اصلی استفاده شود
ablest
U
مطیع مناسب
able
U
مطیع مناسب
appropriates
U
درخور مناسب
commodity
U
وسیله مناسب
commodities
U
وسیله مناسب
appropriate
U
درخور مناسب
appropriately
U
بطور مناسب
appropriated
U
درخور مناسب
appropriating
U
درخور مناسب
abler
U
مطیع مناسب
moderate
U
میانه رو مناسب
moderated
U
میانه رو مناسب
fitting demension
U
بعد مناسب
fitting joint
U
اتصال مناسب
topicality
U
حالت مناسب
indispose
U
نا مناسب کردن
suitable conditions
U
شرایط مناسب
pull the plug
<idiom>
U
شغل مناسب
fit like a glove
<idiom>
U
کاملا مناسب
opportuneness
U
مورد مناسب
wintery
U
مناسب زمستان
prompt deployment
U
گسترش مناسب
proportional spacing
U
فضادهی مناسب
shapable
U
مناسب موزون
fitting clearance
U
بازی مناسب
fitly
U
بطور مناسب
fit size
U
اندازه مناسب
moderates
U
میانه رو مناسب
moderating
U
میانه رو مناسب
acceptable quality level
U
کیفیت مناسب
appositely
U
بطور مناسب
appropriate technology
U
تکنولوژی مناسب
body fit bolt
U
پیچ مناسب
fitting bolt
U
پیچ مناسب
it is unsuitable
U
مناسب نیست
fair price
U
قیمت مناسب
when the time is ripe
U
در وقت مناسب
fair weather
U
مناسب برای
felicitous
U
مناسب مقتضی
the proper time to do a thing
U
موقع مناسب
long
U
مناسب بودن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com