Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
uniformly
U
بطور یکسان
equably
U
بطور یکسان
identically
U
بطور یکسان
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
collective pitch control
U
کنترلی در رتورگرافی که زاویه تیغه یا پیچ همه تیغه ها را بطور یکسان و مستقل از وضعیت سمتی انها تغییرمیدهد
Other Matches
autosync
U
خصوصیت یک مودم برای ارسال سیگنال دادههای یکسان به کامپیوتری که فقط سیگنالهای غیر یکسان را منتقل میکند
flat rate
U
نرخ یکسان تعرفه یکسان
constant angle arch dam
U
بند قوسی با زاویه یکسان سد کمانی با زاویه یکسان
coragne line
U
خطوط جذر و مد یکسان خطوط کشند یکسان
irretrievably
U
بطور غیر قابل استرداد جنانکه نتوان برگردانید بطور جبران ناپذیر
inconsiderably
U
بطور غیر قابل ملاحظه بطور جزئی یا خرد
nauseously
U
بطور تهوع اور یا بد مزه بطور نفرت انگیز
horridly
U
بطور سهمناک یا نفرت انگیز بطور زننده
indisputable
U
بطور غیر قابل بحث بطور مسلم
lusciously
U
بطور خوش مزه یا لذیذ بطور زننده
invariant
U
یکسان
uniforms
U
یکسان
similar
U
یکسان
of kin
U
یکسان
uniform
U
یکسان
akin
U
یکسان
identic
U
یکسان
same
U
یکسان
equals
U
یکسان
identical
U
یکسان
equalling
U
یکسان
similiar
U
یکسان
equalled
U
یکسان
equaling
U
یکسان
equaled
U
یکسان
equal
U
یکسان
alike
U
شبیه یکسان
uniforms
U
یک شکل یکسان
solid
U
یکسان فضائی
assimilated
U
یکسان کردن
uniform
U
یک شکل یکسان
spreading
U
پخش یکسان
solids
U
یکسان فضائی
uniform movement
U
جنبش یکسان
assimilates
U
یکسان کردن
assimilating
U
یکسان کردن
standard
U
یکسان معیار
assimilatc
U
یکسان کردن
standards
U
یکسان معیار
assimilate
U
یکسان کردن
immortally
U
بطور فنا ناپذیر بطور باقی
grossly
U
بطور درشت یا برجسته بطور غیرخالص
indeterminately
U
بطور نامعین یا غیرمحدود بطور غیرمقطوع
poorly
U
بطور ناچیز بطور غیر کافی
equate
U
یکسان فرض کردن
balanced design
U
طرح با تراز یکسان
rase
U
باخاک یکسان کردن
equally appearing difference
U
تفاوتهای یکسان نما
without distinction
U
بدون فرق یکسان
The city was razed to the ground.
U
شهر با خاک یکسان شد
equal appearing intervals
U
فاصلههای یکسان نما
nuclear parity
U
قدرت اتمی یکسان
to make even with the ground
U
با خاک یکسان کردن
isoelectronic
U
دارای الکترونهای یکسان
coconsciousness
U
ادراک چیزهای یکسان
to kiss the dust
U
باخاک یکسان شدن
it ius all one to me
U
برای من یکسان است
coconscious
U
ادراک چیزهای یکسان
equates
U
یکسان فرض کردن
equated
U
یکسان فرض کردن
to raze a city to the ground
U
شهری را با خاک یکسان کردن
to lump them all together
<idiom>
U
با همه یکسان رفتار کردن
method of equal appearing intervals
U
روش فاصلههای یکسان نما
irregular polygon
U
شی گرافیکی که ابعاد یکسان دارد
to prostrate a city
U
شهری را با خاک یکسان کردن
balances
U
برای همه خطاها یکسان است
It is exact to hair.
U
مو نمی زند ( کاملا"یکسان است )
an e. battle
U
جنگی که برای دو طرف یکسان است
balance
U
برای همه خطاها یکسان است
shannon
U
انتخابی بین دو واقعه بااحتمال یکسان
plugs
U
امکان نصب در سوکت یکسان میدهد
plugging
U
امکان نصب در سوکت یکسان میدهد
plug
U
امکان نصب در سوکت یکسان میدهد
incisively
U
بطور نافذ بطور زننده
improperly
U
بطور غلط بطور نامناسب
abusively
U
بطور ناصحیح بطور دشنام
martially
U
بطور جنگی بطور نظامی
genuinely
U
بطور اصل بطور بی ریا
latently
U
بطور ناپیدا بطور پوشیده
indecorously
U
بطور ناشایسته بطور نازیبا
Hamming code
U
تعداد ارقامی که در دو کلمه با طول یکسان متفاوتند
equisignal zone
U
منطقهای که دارای امواج مغناطیسی یکسان است
logical
U
تابع بررسی یکسان بودن دو سیگنال منط قی
frequencies
U
فرکانس ساعت اصلی که سیستم را یکسان میکند
frequency
U
فرکانس ساعت اصلی که سیستم را یکسان میکند
external
U
ساعت یا سیگنال یکسان کننده در خارج یک وسیله
externals
U
ساعت یا سیگنال یکسان کننده در خارج یک وسیله
To treat them all alike. (indiscriminately).
U
همه رابا یک چوب راندن ( یکسان رفتار کردن )
democratic network
U
شبکه همان که همه ایستگاهای آن حق تقدم یکسان دارند
peer
U
هر دو وسیله مشابه که در سطح پروتکل شبکه یکسان باشند
peered
U
هر دو وسیله مشابه که در سطح پروتکل شبکه یکسان باشند
isocracy
U
حکومتی که اختیارات سیاسی همه دران یکسان است
peering
U
هر دو وسیله مشابه که در سطح پروتکل شبکه یکسان باشند
differential laser gyro
U
دو اشعه لیزر با پلاریزاسیون یکسان که برای یک ژایروبکار میروند
duplication check
U
بررسی ای که لازمه اش یکسان بودن نتایج دو اجرای مستقل یک عملیات میباشد
asynchronous
U
ارتباطی که از hadshaking برای یکسان کردن ارسال داده استفاده می کنند
homonym
U
کلمهای که تلفظ ان با کلمه دیگر یکسان ولی معنی ان دگرگون باشد
homograph
U
کلمهای که املای ان باکلمه دیگر یکسان ولی معنی ان مختلف باشد
isodynamic line
U
خطی در روی نقشه که بوسیله ان جاهایی که زورمغناطیسی درانها یکسان است
identity
U
دروازه منط ق که حاوی خروجی ست که در صورتی که ورودی ها یکسان باشد درست است
identities
U
دروازه منط ق که حاوی خروجی ست که در صورتی که ورودی ها یکسان باشد درست است
isoclinal line
U
خطی که در روی نقشه بوسیله ان جاهایی که تمایل سوزن مغناطیسی یکسان است
universal time
U
زمان که به گردش زمین بستگی داشته باشد و لذا بطورمطلق یکسان نمیباشد
rhumb line
U
خط فرضی روی کره زمین که همه نصف النهارها را تحت زاویه یکسان قطع میکند
isochronous network
U
شبکهای که در آن تمام قط عات شبکه از یک ساعت عمومی استفاده می کنند تا زمان بندی یکسان باشد
out of step
U
دو یا چند سری پالسهای دیجیتال یا سایر پدیدههای ناپیوسته با فرکانسهای یکسان که در زمانهای متفاون رخ میدهند
baud rate
U
وسیلهای که سیگنالهای زمانی متفاوت برای یکسان کردن دادههای با نرخ مختلف را تولید میکند
baud
U
وسیلهای که سیگنالهای زمانی متفاوت برای یکسان کردن دادههای با نرخ مختلف را تولید میکند
multiplex
U
سیستم تنظیم تقسیم که تمام کانال ها حاوی داده با استفاده از پروتکل یکسان و نرخ ارسال هستند
pascal
U
فشار وارد بریک نقطه صرف نظر از شتاب ناشی از گرانش در همه جهات یکسان میباشد
clocks
U
مداری که فرکانس آن توسط کاربر تنظیم میشود. برای یکسان کردن سیگنالها و مدار ها با یک باس ساعت
clock
U
مداری که فرکانس آن توسط کاربر تنظیم میشود. برای یکسان کردن سیگنالها و مدار ها با یک باس ساعت
eraser
U
در یک برنامه گرافیک تابعی که به فضاهای تصویر اجازه پاک شدن میدهد و یا اینکه با رنگ شب صفحه یکسان شود
isoclinic line
U
خطی بر روی نقشه که بوسیله ان نقاطی که درانجاها تمایل سوزن مغناطیسی یکسان است نشان داده میشود
erasers
U
در یک برنامه گرافیک تابعی که به فضاهای تصویر اجازه پاک شدن میدهد و یا اینکه با رنگ شب صفحه یکسان شود
pinning
U
قطعه الکترونیکی که مستقیما جایگین دیگری میشود چون ترکیب سوزن ها یکسان است و سیگنالهای یکسانی را حمل می کنند
pin
U
قطعه الکترونیکی که مستقیما جایگین دیگری میشود چون ترکیب سوزن ها یکسان است و سیگنالهای یکسانی را حمل می کنند
letter quality printing
U
خصوصیت برخی چاپگرهای matria-dot که حروف با کیفیت یکسان با ماشین تایپ را با نقاط بسیار نزدیک به هم تامین میکند
pinned
U
قطعه الکترونیکی که مستقیما جایگین دیگری میشود چون ترکیب سوزن ها یکسان است و سیگنالهای یکسانی را حمل می کنند
dual
U
دو سیستم کامپیوتری که به طور موازی روی داده یکسان کار می کنند با دستورات مشابه برای اطمینان از صمت بالا
irrevocably
U
بطور تغییر ناپذیر بطور چاره ناپذیر
departmental LAN
U
شبکه محلی کوچک برای اتصال گروه افرادی که در سازمان یا اداره یکسان کار می کنند و اجازه میدهد به کاربران تا از فایلها
isocratic
U
دارای اختیارات برابر که دران اختیارات سیاسی همه کس یکسان است
combinatorics
U
محاسبه تعداد موارد یکسان تعداد راههای انجام یک کار ترکیب شناسی
homogeneous computer network
U
یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
noncompatibility
U
دو یا چند سخت افزار که نمیتوانند داده رد و بدل کنند یا از وسیله جانبی یکسان استفاده کنند
lasers
U
وسیله تولید نور با طول موج یکسان در یک اشعه باریک به وسیله برانگیختن یک ماده به حدی که فوتونهای نورانی منتشر کند
laser
U
وسیله تولید نور با طول موج یکسان در یک اشعه باریک به وسیله برانگیختن یک ماده به حدی که فوتونهای نورانی منتشر کند
inexplicably
U
بطور غیر قابل توضیح چنانکه نتوان توضیح داد بطور غیر قابل تغییر
function
U
سیستم برنامه نویسی که در آن توابع مختلف نام یکسان دارند ولی متفاوتند چون روی نوع دادههای مختلف اجرا می شوند
functions
U
سیستم برنامه نویسی که در آن توابع مختلف نام یکسان دارند ولی متفاوتند چون روی نوع دادههای مختلف اجرا می شوند
functioned
U
سیستم برنامه نویسی که در آن توابع مختلف نام یکسان دارند ولی متفاوتند چون روی نوع دادههای مختلف اجرا می شوند
graphics
U
استاندارد برای دستورات نرم افزاری و توابع شرح ورودی /خروجی گرافیکی برای تامین تابع یکسان روی هر نوع سخت افزار
equivalence
U
تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که ورودی یکسان نباشند وگرنه خروجی نادرست است
inequivalence
U
تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که ورودی ها یکسان نباشند وگرنه خروجی نادرست است
one level address
U
سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
isopiestic
U
دارای فشار یکسان خط هم فشار
MIDI sequencer
U
داده MIDI از درون دستگاه یکسان کننده میدهد. 2-وسیله سخت افزاری که داده MIDI ذخیره شده را ضب و اجرا میکند
gresham's law
U
پول بد پول خوب را از جریان خارج میکند از دو نوع پول با ارزش قانونی یکسان انکه پشتوانه اش طلاست در جریان می ماند
lappets
U
[حواشی و نقوش بکار رفته در انتهای فرش بافته شده در ترکیه که شکل اصلی بصورت بندی پنج ضلعی است و در آن اشکال هندسی یکسان که انتهای آن تا حدودی به نرمه گوش شباهت دارد استفاده می شود.]
iso product curve
U
منحنی برابری محصول منحنی محصول یکسان
atilt
U
بطور کج
meanly
U
بطور بد
transtively
U
بطور
wetly
U
بطور تر
loosely
U
بطور شل یا ول
lastingly
U
بطور پا بر جا
confusedly
U
بطور در هم و بر هم
streakily
U
بطور خط خط
flabbily
U
بطور شل و ول
compulsorily
U
بطور اجباری
indicatively
U
بطور اشاره
inexpressively
U
بطور گنگ
desultorily
U
بطور بی ترتیب
inferiorly
U
بطور پست
inferentially
U
بطور استنباطی
commodiously
U
بطور راحت
indefeasibly
U
بطور پابرجا
determinately
U
بطور معین
infernally
U
بطور جهنمی
compatibly
U
بطور موافق
incorporeally
U
بطور غیرمحسوس
compositely
U
بطور مرکب
comprehensibly
U
بطور مفهوم
inferiorly
U
بطور زبردست
indecently
U
بطور ناشایسته
comprehensively
U
بطور جامع
inexpressibly
U
بطور نگفتنی
inexplicitly
U
بطور ناصریح
connectedly
U
بطور متصل
inefficaciously
U
بطور بی فایده
industriously
U
بطور ساعی
inductively
U
بطور قیاس
indissolubly
U
بطور پایدار
contrarily
U
بطور متضاد
indissolubly
U
بطور غیرقابل حل
contagiously
U
بطور مسری
consumedly
U
بطور زیاد
indispensably
U
بطور حتمی
contrary to nature
U
بطور معجزه
ineligibly
U
بطور ناشایسته
indicatively
U
بطور اخباری
inexpensively
U
بطور کم خرج
indiscretely
U
بطور یک پارچه
destructively
U
بطور مهلک
destructively
U
بطور مخرب
inexactly
U
بطور ناصحیح
cozily
U
بطور راحت
deplorably
U
بطور اسفناک
inexactly
U
بطور نادرست
declaredly
U
بطور اعلام
indispansably
U
بطور ضروری
itineratly
U
بطور گردنده
irrelevantly
U
بطور نامربوط
irrelevantly
U
بطور بی ربط
irrelatively
U
بطور نامربوط
briefly speaking
U
بطور خلاصه
by contract
U
بطور مقاطعه
by way of exception
U
بطور استثناء
cannily
U
بطور عاقلانه
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com