English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
coherently U بطور متصل
connectedly U بطور متصل
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
irretrievably U بطور غیر قابل استرداد جنانکه نتوان برگردانید بطور جبران ناپذیر
inconsiderably U بطور غیر قابل ملاحظه بطور جزئی یا خرد
nauseously U بطور تهوع اور یا بد مزه بطور نفرت انگیز
horridly U بطور سهمناک یا نفرت انگیز بطور زننده
indisputable U بطور غیر قابل بحث بطور مسلم
lusciously U بطور خوش مزه یا لذیذ بطور زننده
indeterminately U بطور نامعین یا غیرمحدود بطور غیرمقطوع
grossly U بطور درشت یا برجسته بطور غیرخالص
poorly U بطور ناچیز بطور غیر کافی
immortally U بطور فنا ناپذیر بطور باقی
indecorously U بطور ناشایسته بطور نازیبا
genuinely U بطور اصل بطور بی ریا
incisively U بطور نافذ بطور زننده
martially U بطور جنگی بطور نظامی
abusively U بطور ناصحیح بطور دشنام
improperly U بطور غلط بطور نامناسب
latently U بطور ناپیدا بطور پوشیده
conjunct U متصل
on line U متصل
contiguous U متصل
connected U متصل
joint U متصل
continuous U متصل
anchored U متصل به
clung U متصل
adjoin U متصل کردن
cartridges U بخش متصل
lacer U متصل کننده
connects U متصل کردن
interlocked U متصل شدن
connect U متصل کردن
engagedness U متصل بهم
link U متصل کردن
off line U غیر متصل
connecting arrangement U ترتیب متصل
pans U متصل کردن
adjoins U متصل کردن
interlock U متصل شدن
connector U متصل کننده
adjacent span U دهانه متصل
interlocking U متصل شدن
interlocks U متصل شدن
ligature U دخشههای متصل
coupler U متصل کننده
colligate U متصل کردن
connective U متصل کننده
pan U متصل کردن
pan- U متصل کردن
adjoined U متصل کردن
attachments U نمائات متصل
basifixed U متصل در پایه
applying U متصل کردن
tie down U متصل کردن
interurban U متصل بشهر ها
joggle U متصل کردن
joggled U متصل کردن
joggles U متصل کردن
adjacent span U دهانه متصل
splicer U متصل کننده
syndetic U متصل شده
joggling U متصل کردن
apply U متصل کردن
join U متصل کردن
cartridge U بخش متصل
tying U متصل کننده
male connector U متصل کننده نر
fixed shell U گلوله متصل
joins U متصل کردن
joined U متصل کردن
applies U متصل کردن
connected load U بار متصل شده
enjoining U بهم متصل کردن
enjoins U بهم متصل کردن
connected passes pawns U پیادههای رونده متصل
connected load U بار خارجی متصل
enjoin U بهم متصل کردن
kirkyard U گورستان متصل بکلیسا
enjoined U بهم متصل کردن
parallel U تعداد آدرسهای متصل به هم
pinned U متصل کردن به گیرافتادن
pinning U متصل کردن به گیرافتادن
corbel-course U زیر سری متصل
abut U متصل بودن یاشدن
abuts U متصل بودن یاشدن
abutted U متصل بودن یاشدن
splices U باهم متصل کردن
spliced U باهم متصل کردن
splice U باهم متصل کردن
parallels U تعداد آدرسهای متصل به هم
parallelling U تعداد آدرسهای متصل به هم
parallelled U تعداد آدرسهای متصل به هم
paralleling U تعداد آدرسهای متصل به هم
paralleled U تعداد آدرسهای متصل به هم
splicing U باهم متصل کردن
pin U متصل کردن به گیرافتادن
connecting socket [دوشاخه متصل کننده]
ballcocks U سیفون و ابزار متصل به آن
adjoin U افزودن متصل شدن
united pawns U پیادههای متصل شطرنج
adjoined U افزودن متصل شدن
adjoins U افزودن متصل شدن
ballcock U سیفون و ابزار متصل به آن
chockablock U بهم متصل وپیوسته
tie in <idiom> U به چیزدیگری متصل کردن
shafting U میله بهم متصل
catenate U پیوستن متصل کردن
connexions U اتصال یا چیزی که متصل میشود
grounded field U سیم پیچ متصل به زمین
adjacent U دو میدان متصل به دو گروه مجاور
connection U اتصال یا چیزی که متصل میشود
united pressed pawns U پیادههای رونده متصل شطرنج
continous U متصل متوالی بدون وقفه
ligature U دو یاچند حرف متصل بهم
catena U سریهای متصل شده concatenate
concatenated data set U مجموعه داده ها متصل شده
interconnection U بخش ماده متصل به دو وسیله
gang hook U دو یا سه قلاب ماهیگیری متصل بهم
untapped <adj.> U متصل نشده [در وسط مدار]
bond U متصل کردن چسباندن اتصال
adnexa U قسمتهای متصل بهم زائده
to be connected U بهم پیوسته [متصل] بودن
irrevocably U بطور تغییر ناپذیر بطور چاره ناپذیر
camshaft U میلهای که بچرخ دنده متصل میشود
dowel U بامیخ پرچ بهم متصل کردن
universal joint U دو میله متصل بهم وفا دربچرخش
camshafts U میلهای که بچرخ دنده متصل میشود
gang hook U دو یا سه قلاب ماهی گیری متصل بهم
forests U تعداد درختهای ساختار داده متصل
forest U تعداد درختهای ساختار داده متصل
vestry U نمازخانه کوچکی که متصل بکلیسا میباشد
stemson U چوب منحنی شکل متصل بجلوکشتی
connection of loom pieces U متصل کردن قطعات دار [قالی]
vestries U نمازخانه کوچکی که متصل بکلیسا میباشد
to plug U متصل کردن [الکترونیک یا مهندسی برق]
stylolite U ستون سنگی همجنس صخره متصل بخود
OLE container object U شی ای که حاوی مرجع به شی متصل است یا یک کپی از شی توکار
draining U یکی از سه ترمینال متصل ترانزیستور نوع FET
plowhead U چارچوبی که گاو اهن بدان متصل میشده
destinations U صفحه مقصد در مجموعهای صفحات متصل بهم
drain U یکی از سه ترمینال متصل ترانزیستور نوع FET
drains U یکی از سه ترمینال متصل ترانزیستور نوع FET
bat weight U وزنه اضافی متصل به چوب بیس بال
drained U یکی از سه ترمینال متصل ترانزیستور نوع FET
blade butt U انتهای تیغه ملخ که به توپی متصل است
destination U صفحه مقصد در مجموعهای صفحات متصل بهم
faceplate U صفحه فلزی یا چوبی متصل به چرخ تراش
backplane U مدار و اعضای مکانیکی که بردهای یک سیستم را متصل می کنند
seam U درز دادن بوسیله درزگیری بهم متصل کردن
interplane strut U پایه هایی که دو بال هواپیماهای دوباله را به هم متصل میکند
seams U درز دادن بوسیله درزگیری بهم متصل کردن
thoroughbrace U تسمه چرمی متصل کننده بدنه کالسکه به فنر
associated document U متن یا فایلی که به برنامه کاربردی اصلی اش متصل است
associated file U متن یا فایلی که به برنامه کاربردی اصلی اش متصل است
trailer camp U محل استقرار ترایلربااتاقهای چرخدار متصل به وسائط نقلیه
peripheral U آنچه ضروری نیست یا متصل به چیز دیگری است
meshes U که هر وسیله مستقیما به وسایل دیگر در شبکه متصل است
mesh U که هر وسیله مستقیما به وسایل دیگر در شبکه متصل است
daisy chain U خط ی که تمام خروجیهای وقفه وسایل را به CPU متصل میکند
ca U Arrangment Connecting ارایش و ترتیب به صورت پیوندی و متصل
bow line U نوعی گره برای متصل کردن هواپیما به زمین
meshing U که هر وسیله مستقیما به وسایل دیگر در شبکه متصل است
thinned U روی یک مادهای برای ایجاد قط عات متصل مورد نیاز
thinners U روی یک مادهای برای ایجاد قط عات متصل مورد نیاز
AUI connector U اتصال D برای متصل کردن کابلهای انترنت به آداپتور شبکه
direct objects U نرم افزاری که با استاندارد COBRA اشیا را بهم متصل میکند
combinational U مدار الکترونیکی که از چندین عنصر متصل تشکیل شده است
thinnest U روی یک مادهای برای ایجاد قط عات متصل مورد نیاز
trailer court U محل استقرار ترایلر بااتاقهای چرخدار متصل به وسائط نقلیه
thins U روی یک مادهای برای ایجاد قط عات متصل مورد نیاز
share U که توسط کاربران متعدد متصل به شبکه قابل دستیابی است
shared U که توسط کاربران متعدد متصل به شبکه قابل دستیابی است
shares U که توسط کاربران متعدد متصل به شبکه قابل دستیابی است
indirect objects U نرم افزاری که با استاندارد COBRA اشیا را بهم متصل میکند
object U نرم افزاری که با استاندارد COBRA اشیا را بهم متصل میکند
objected U نرم افزاری که با استاندارد COBRA اشیا را بهم متصل میکند
bobber U کسی یا چیزی که متصل بالاوپایین رود یا داخل وخارج شود
bulb root U وسیلهای که توسط ان تیغههای گردنده توربین به توپی متصل میشوند
trailer park U محل استقرار ترایلربا اتاقهای چرخدار متصل به وسائط نقلیه
organometallic U ترکیباتی که در ان اتم فلزی به رادیکالهای الی متصل شده است
thin U روی یک مادهای برای ایجاد قط عات متصل مورد نیاز
track bolt U پیچی که قطعات راه اهن رابه یکدیگر متصل میکند
objects U نرم افزاری که با استاندارد COBRA اشیا را بهم متصل میکند
objecting U نرم افزاری که با استاندارد COBRA اشیا را بهم متصل میکند
ring U نوعی شبکه که هر ترمینال آن در حلقه یکی پس از دیگری متصل هستند
inexplicably U بطور غیر قابل توضیح چنانکه نتوان توضیح داد بطور غیر قابل تغییر
cantilever U تیرکی که تنها در یک انتهابصورت صلب به تکیه گاهی متصل شده است
microprocessors U متصل به حافظه دیگر و قط عات ورودی /خروجی است تا ریزکامپیوتر را بسازد
microprocessor U متصل به حافظه دیگر و قط عات ورودی /خروجی است تا ریزکامپیوتر را بسازد
connector U در یک شبکه FDDI وسیلهای متصل کننده درانتهای فیبرنوری یا کابل مسی
ganged U وسایل که به صورت مکانیکی متصل شده اند و با یک عمل انجام می شوند
GND U مدار الکتریکی متصل به زمین یا به نقط های با سطح ولتاژ صفر
Dialer U امکانی در ویندوز که در صورت وجود مودم متصل به PC شماره گیری میکند
wrist pin U پینی که در موتور رادیال دسته پیستون را به شاتون اصلی متصل میکند
master slave computer system U یک سیستم کامپیوتری متشکل از یک کامپیوتر اصلی متصل شده به یک یا چندین کامپیوترکارپذیر
expansion U تخته مدار چاپ شده متصل به سیستم برای افزایش کارایی آن
low power standby U خصوصیت حفظ انرژی در کامپیوترهای قابل حمل و صفحه تصویرهای متصل به آن
multilayer U تخته مدار چاپ شده که چندین لایه یا شیارهای هادی متصل دارد
back end server U کامپیوتر متصل به شبکه که امور مربوط به ایستگاههای کاری مشتری را انجام میدهد
card U تخته مدار چاپ شده که به سیستم متصل است برای افزایش کارایی آن
conferencing U بحث بین کاربران راه دور با استفاده از کامپیوترهای متصل به هم با مودم یا شبکه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com