English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 304 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
fragment U بسک گلوله
fragmenting U بسک گلوله
fragments U بسک گلوله
shell fragments U بسک گلوله
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
globe U گلوله
globes U گلوله
rotund U گلوله وار
round U گلوله
roundest U گلوله
burst U محل اصابت گلوله
bursts U محل اصابت گلوله
summit U حداکثر ارتفاع قله مسیر بلندترین قله مسیر گلوله
summits U حداکثر ارتفاع قله مسیر بلندترین قله مسیر گلوله
rounds U گلوله ها
ping U صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
pinged U صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
pinging U صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
pings U صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
bolt U گلوله چفت روایک
bolted U گلوله چفت روایک
bolting U گلوله چفت روایک
bolts U گلوله چفت روایک
fragmentation U ضد نفر گلوله افشان
shoot U گلوله زدن
shoot U پرتاب کردن گلوله
shoot U برد گلوله
shoots U گلوله زدن
shoots U پرتاب کردن گلوله
shoots U برد گلوله
string U سری پیام یک سری گلوله
launch U به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
launched U به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
launches U به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
launching U به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
flare U گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
flares U گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
lead U شاقول گلوله
leads U شاقول گلوله
clue U گلوله کردن بشکل کلاف یا گلوله نخ درامدن
clue U گلوله نخ
clues U گلوله کردن بشکل کلاف یا گلوله نخ درامدن
clues U گلوله نخ
hit U اصابت گلوله
hit U اصابت تیر تصادف ضربه زدن به دشمن خوردن گلوله به هدف برخورد کردن با دشمن اثرتیر
hits U اصابت گلوله
hits U اصابت تیر تصادف ضربه زدن به دشمن خوردن گلوله به هدف برخورد کردن با دشمن اثرتیر
hitting U اصابت گلوله
hitting U اصابت تیر تصادف ضربه زدن به دشمن خوردن گلوله به هدف برخورد کردن با دشمن اثرتیر
ball U گلوله
ball U گلوله کردن
ball U گلوله توپ
shot U گلوله
shot U گلوله تیراندازی شده
shot U پرتاب وزنه گلوله سربی
shots U گلوله
shots U گلوله تیراندازی شده
shots U پرتاب وزنه گلوله سربی
bullet گلوله
bullet گلوله تفنگ
bullet گلوله فشنگ
bullets U گلوله
bullets U گلوله تفنگ
bullets U گلوله فشنگ
stabilization U برقرار کردن تعادل یاثبات گلوله در مسیر
miss U موفق نشدن عدم اصابت گلوله به هدف خطای گلوله
missed U موفق نشدن عدم اصابت گلوله به هدف خطای گلوله
misses U موفق نشدن عدم اصابت گلوله به هدف خطای گلوله
pellet U گلوله
pellet U بشکل گلوله دراوردن
pellet U بشکل سرگنجشکی دراوردن گلوله
canister U محفظه گلوله افشان
canisters U محفظه گلوله افشان
marble U گلوله شیشهای
marbles U گلوله شیشهای
deliveries U پرتاب گلوله
deliveries U فروریختن گلوله
delivery U پرتاب گلوله
delivery U فروریختن گلوله
reload U گلوله گذاری مجدد
reloaded U گلوله گذاری مجدد
reloading U گلوله گذاری مجدد
reloads U گلوله گذاری مجدد
blob U گلوله حباب
blobs U گلوله حباب
impact U اصابت گلوله
impacts U اصابت گلوله
yield U قدرت انفجار گلوله تسلیم شدن پس دادن
yielded U قدرت انفجار گلوله تسلیم شدن پس دادن
yields U قدرت انفجار گلوله تسلیم شدن پس دادن
spot U مشاهده کردن گلوله ها
spots U مشاهده کردن گلوله ها
gunshot U گلوله
gunshot U زخم گلوله
gunshots U گلوله
gunshots U زخم گلوله
misfire U گیر در اتش شدن گلوله
misfire U عمل نکردن گلوله مانع اتش
misfired U گیر در اتش شدن گلوله
misfired U عمل نکردن گلوله مانع اتش
misfires U گیر در اتش شدن گلوله
misfires U عمل نکردن گلوله مانع اتش
fireball U گلوله انفجاری
fireballs U گلوله انفجاری
short U کوتاه خوردن گلوله
Other Matches
sensing U تخمین محل اصابت گلوله به زمین مشاهده ترکش گلوله
trend U مسیرانحراف گلوله در برد که معمولا باعث گذارخوردن گلوله میشود
trends U مسیرانحراف گلوله در برد که معمولا باعث گذارخوردن گلوله میشود
sabot U کمربند گلوله حلفه تمرکز یا وسیله ثبات گلوله در مسیر بوش استقرار لوله جوفی
fire ball U گلوله انفجاری گوی اتشین اتمی گلوله
frangible bullet U گلوله غیر فلزی بی استحکام گلوله نرم
ogive U ورم تمرکز گلوله رومی گلوله
dud U منفجرنشدن گلوله گلوله ناپیدا
splinterproof U ضدبسکهای گلوله ضد قطعات گلوله
velocity jump U جهش لوله توپ یا جهش گلوله در اثر سرعت اولیه پرتاب گلوله
maximum ordinate U حداکثر ارتفاع سهمی گلوله ارتفاع نقطه اوج مسیر گلوله
base of trajectory U تصویر افقی مسیر گلوله پایه مسیر گلوله
nuclear stalemate U گلوله اتمی خارج از رده گلوله اتمی ممنوعه
square base U کف گلوله یا قسمت ته گلوله
side spray U بسکهای جانبی گلوله ترکشهای جانبی گلوله
ballistics of penetration U شناسایی شرایط نفوذ گلوله شناسایی مسیر نفوذ گلوله
lead collision course U مسیر تصادم گلوله با هدف خط تصادم گلوله با هدف
angle of arrival U زاویه فرود مسیر گلوله زاویه فرود گلوله
line shot U گلوله در خط
fire ball U گلوله
glomerule U گلوله رگ
shell proof U ضد گلوله
cartridges U گلوله
bullet-proof U ضد گلوله
cartridge U گلوله
projectile U گلوله
cannon proof U ضد گلوله
plummets U گلوله سربی
plummeting U گلوله سربی
illumination round U گلوله منور
gun shot U گلوله توپ
plumb U گلوله سربی
plummeted U گلوله سربی
bombard U گلوله باران
gunshot wound U زخم گلوله
starshell U گلوله منور
gun stone U گلوله توپ
bombarded U گلوله باران
base fuze U ماسوره ته گلوله
base spray U بسکهای ته گلوله
bombards U گلوله باران
blank cartridge U فشنگ بی گلوله
bombarding U گلوله باران
live round U گلوله جنگی
number of rounds U تعداد گلوله ها
beehive U گلوله ضد نفر
beehives U گلوله ضد نفر
ditto U گلوله در راه
slug U گلوله بی شکل
incendiary U گلوله اتش زا
slugged U گلوله بی شکل
smoke round U گلوله دودانگیز
loading tray U سینی پر کن گلوله
slugs U گلوله بی شکل
shell U گلوله توپ
cannon ball U گلوله توپ
ballistic trajectory U خط سیربالیستیکی گلوله
cannon balls U گلوله توپ
line of impact U خط اصابت گلوله
plummet U گلوله سربی
illuminating shell U گلوله منور
graupel U گلوله برف
bulletproof U ضد یا مانع گلوله
blank catridge U گلوله سلام
trajectories U مسیر گلوله
shells U گلوله توپ
cannon shot U گلوله توپ
shelling U گلوله توپ
drill ammunition U گلوله مشقی
center of burst U مرکزاصابت گلوله
cannonball U گلوله توپ
conglobate U گلوله شدن
clew U گلوله کردن
trajectory U خط سیر گلوله
lost U گلوله ناپیدا
cartouche U گلوله توپ
cartouch U گلوله توپ
trajectory U مسیر گلوله
canon ball U گلوله توپ
trajectories U خط سیر گلوله
bombardments U گلوله باران
clew U گلوله نخ گره
snowballs U گلوله برف
snowballing U گلوله برف
gas shell U گلوله دودانگیز
snowballed U گلوله برف
snowball U گلوله برف
gilding metal U روکش گلوله
globus hystericus U گلوله هیستریایی
shaft U خدنگ گلوله
shafts U خدنگ گلوله
cannon proof U ضد گلوله توپ
equivalent service rounds U گلوله معادل
bombardment U گلوله باران
buckshot U گلوله سربی
can , not observe U گلوله ناپیدا
burst center U مرکز گلوله
fixed shell U گلوله متصل
cease loading U گلوله را پرنکنید
ounce of lead U گلوله سربی
snow ball U گلوله برف
smoke projectile U گلوله دودانگیز
single shot U گلوله منفرد
shrapnel shell U گلوله انفجاری
shoot down U با گلوله کشتن
to round up U گلوله کردن
to toll up U گلوله شدن
sugarplum U گلوله نبات
tracer shell U گلوله رسام
star shell U گلوله منور
star shell U گلوله نورافشان
trial shot U گلوله ازمایشی
shilleilagh U گلوله شلیلاق
shell room U انبار گلوله
shrapnel U گلوله نارنجکی
shrapnel U گلوله افشان
missile U گلوله موشک
projectile flat U سکوی گلوله
potshot U گلوله هوایی
plumb bob U گلوله شاقول
shrapnel U گلوله ضد نفر
shell fragments U قطعات گلوله
bullet-proof U پاد گلوله
shell proof U ضد نفوذ گلوله
shrapnel U گلوله انفجاری
rotating band U کمربند گلوله
bullet-proof U ضد گلوله کردن
piercing shell U گلوله ثاقب
missiles U گلوله موشک
center of burst U مرکز ترکش گلوله
armor piercing capped U گلوله باکلاهک ثاقب
angle of safety U زاویه تامین گلوله
cannonade U گلوله باران کردن
wooden round U گلوله سالم و بادوام
zone of dispersion U منطقه پراکندگی گلوله ها
bourrelet U روپوش کمربند گلوله
weight zone U مربع وزن گلوله
volley fire U پرتاب همزمان گلوله ها با هم
discharge U خالی کردن گلوله
angle of incidence U زاویه اصابت گلوله
visual elevation U افت بصری گلوله
white phosphorous U گلوله فسفر سفید
bourrelet U ورم تمرکز گلوله
time of flight U زمان پرواز گلوله
illumination round U گلوله روشن کننده
impact area U منطقه اصابت گلوله ها
impact point U محل اصابت گلوله
impact point U نقطه ترکش گلوله
lack vt U با گلوله سوراخ کردن
shell proof U مقاوم در مقابل گلوله
shell off U گلوله باران کردن
line of fall U خط فرود گلوله به زمین
sabot U روکش گلوله ثاقب
rotating band U کمربند مسی گلوله
rectangle of dispersion U مستطیل پراکندگی گلوله ها
powder charge U خرج پرتاب گلوله
missfire U عمل نکردن گلوله
muzzle wave U موج پرتاب گلوله
nose spray U بسکهای جلوی گلوله
nuclear equipoise U گلوله اتمی ممنوعه
phiz U صفیر گلوله تفنگ
starshell U گلوله روشن کننده
shell wave U صدای زوزه گلوله
center of dispersion U مرکزمستطیل پراکندگی گلوله ها
time fire U تیراندازی با گلوله زمانی
terminal velocity U سرعت داخلی گلوله
terminal ballistics U بالیستیک نهایی گلوله
conglobe U گردکردن گلوله شدن
cross fire U اتش گلوله متقابل
stick and ball model U الگوی گلوله و میله
false ogive U سپر رومی گلوله
false ogive U روکش کلاهک گلوله
point of impact U محل اصابت گلوله
splinterproof U سنگر ضد ترکش گلوله
full service round U گلوله با خرج کامل
snow ball U با گلوله برف زدن
gilding metal U فلز روکش گلوله
high explosive shell U گلوله محترقه شدید
shilleilagh U گلوله با خرج موشکی
illuminating shell U گلوله روشن کننده
on the way U گلوله درراه است
pommel U گلوله قاش زین
slug U گلوله باران کردن
trajectories U منحنی مسیر گلوله
trajectory U منحنی مسیر گلوله
pommels U جسم گلوله مانند
pommels U گلوله قاش زین
pommel U جسم گلوله مانند
beehive U گلوله افشان شراپنل
beehives U گلوله افشان شراپنل
crater U چاله ترکش گلوله ها
craters U چاله ترکش گلوله ها
slugged U گلوله باران کردن
slugs U گلوله باران کردن
dud U بی مصرف گلوله معیوب
dud U گلوله عمل نکرده
shortest U کوتاه خوردن گلوله
shorter U کوتاه خوردن گلوله
ballistic U منحنی مسیر گلوله
ballistic U وضع حرکت گلوله
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com