English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (19 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
magnifier U بزرگ کننده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
micro U کم بزرگ کننده
micros U کم بزرگ کننده
Other Matches
My grandparents are six feet under. <idiom> U پدر بزرگ و مادر بزرگ من فوت و به خاک سپرده شده اند.
megalomania U مرض بزرگ پنداری خویش جنون انجام کارهای بزرگ
big game U صید ماهیهای بزرگ حیوانات بزرگ شکاری
fossil U آدم پیر [پدر بزرگ ] [مادر بزرگ]
museum piece U آدم پیر [پدر بزرگ ] [مادر بزرگ]
macropterous U دارای بالهای دراز یا بزرگ بزرگ بال
grandparents U پدر بزرگ یا مادر بزرگ
so large U چندان بزرگ بقدری بزرگ
grandparent U پدر بزرگ یا مادر بزرگ
grandam U مادر بزرگ ننه بزرگ
cray U نوعی کامپیوتر بسیار بزرگ شرکت سازنده کامپیوترهای بسیار بزرگ
corrector U جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
altitude/height hold U متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
inhibitor U کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
marshaller U هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
propounder U ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
quick disconnect coupling U کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
primers U وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
sensor U گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
primer U وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
homogeneous computer network U یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
steam fitter U نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
del credere U وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
distractive U گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
interceptors U هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
makgi boowi U نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
vasomotor U اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
interceptor U هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
detonators U منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
changer U دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
detonator U منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
search jammer U تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
prepossessing U مجذوب کننده جلب توجه کننده
claqueur U تشویق کننده [یا هو کننده] استخدام شده
padding U پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
expostulator U سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
suppressive U خنثی کننده اتش سرکوب کننده
sprining charge U خرج چال کننده یا گود کننده
astigmatizer U وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
stop order U دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
supplicants U درخواست کننده تضرع کننده
coordinator U هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
contractive U جمع کننده چوروک کننده
transmitters U منتقل کننده مخابره کننده
transmitter U منتقل کننده مخابره کننده
thickener U غلیظ کننده پرپشت کننده
thickeners U غلیظ کننده پرپشت کننده
oppressive U خورد کننده ناراحت کننده
whetstone U تیز کننده تند کننده
modulator demodulator U تلفیق کننده- تفکیک کننده
preventive U حفافت کننده جلوگیری کننده
vibrator U ارتعاش کننده نوسان کننده
vibrators U ارتعاش کننده نوسان کننده
presentor U ارائه کننده معرفی کننده
modifier U اصلاح کننده تعدیل کننده
modifiers U اصلاح کننده تعدیل کننده
corrupter U فاسد کننده منحرف کننده
supplicant U درخواست کننده تضرع کننده
corruptor U فاسد کننده منحرف کننده
provisioner U تدارک کننده تهیه کننده
hanger U اویزان کننده معلق کننده
practicer U تمرین کننده مشق کننده
cogitator U اندیشه کننده مطالعه کننده
trimmer U دستکاری کننده صاف کننده
homager U تجلیل کننده کرنش کننده
hangers U اویزان کننده معلق کننده
gesticulant U اشاره کننده وحرکت کننده
lifter U مرتفع کننده برطرف کننده
acknowledger U تصدیق کننده قبول کننده
insulators U جدا کننده عایق کننده
suberter U سرنگون کننده تضعیف کننده
toasters U سرخ کننده برشته کننده
sniffy U افهار تنفر کننده فن فن کننده
desolater U ویران کننده متروک کننده
desolator U ویران کننده متروک کننده
discriminant U تفکیک کننده جدا کننده
toaster U سرخ کننده برشته کننده
favourer U یاری کننده مساعدت کننده
the producer and the consumer U تولید کننده و مصرف کننده
thwarter U خنثی کننده مسدود کننده
accaimer U هلهله کننده تحسین کننده
insulator U جدا کننده عایق کننده
designative U اشاره کننده تعیین کننده
diverting U سرگرم کننده منحرف کننده
divider U جدا کننده تقسیم کننده
spell binder U مسحور کننده مجذوب کننده
prosecutors U پیگرد کننده تعقیب کننده
intermediary U وساطت کننده مداخله کننده
intermediaries U وساطت کننده مداخله کننده
presenters U ارائه کننده معرفی کننده
venerator U تکریم کننده ستایش کننده
presenter U ارائه کننده معرفی کننده
striking force U نیروی تک کننده یا کمین کننده
prosecutor U پیگرد کننده تعقیب کننده
fuel cooled oil cooler U خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
skeletonizer U تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
dragger U شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
plasticizer U ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
procuring activity U یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
agent authentication U معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
parity bit U عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
component U اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
components U اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
immane U بزرگ
hugeous U بزرگ
enormous U بزرگ
largest U بزرگ
voluminous U بزرگ
egregious U بزرگ
gross U بزرگ
grossed U بزرگ
highest U بزرگ
grosses U بزرگ
grossest U بزرگ
grossing U بزرگ
high U بزرگ
megapod U بزرگ پا
larger U بزرگ
highs U بزرگ
large U بزرگ
nonus U بزرگ
walloping U بزرگ
considerably large U بس بزرگ
gates U در بزرگ
spankings U بزرگ
stour U بزرگ
wallopings U بزرگ
doyenne U زن بزرگ
majoring U بزرگ
swingeing U بزرگ
doyennes U زن بزرگ
majored U بزرگ
major U بزرگ
biggest U بزرگ
propylon U در بزرگ
bulkier U بزرگ
massive U بزرگ
eminent U بزرگ
mightier U بزرگ
bulkiest U بزرگ
grave U بزرگ
graves U بزرگ
massively U بزرگ
full bottomed U بزرگ
decuman U بزرگ
headman U بزرگ
headmen U بزرگ
spanking U بزرگ
extensive U بزرگ
vasty U بزرگ
gravest U بزرگ
bulky U بزرگ
small U بزرگ نه
smaller U بزرگ نه
smallest U بزرگ نه
big U بزرگ
vast U بزرگ
mighty U بزرگ
mightiest U بزرگ
extras U بزرگ
extra- U بزرگ
extra U بزرگ
swith U بزرگ
dignified U بزرگ
adult U بزرگ
adults U بزرگ
paternal grandmother U نه نه بزرگ
bigger U بزرگ
king size U بزرگ
jumbo U بزرگ
macrocephalic U بزرگ سر
magacephalic U بزرگ سر
gate U در بزرگ
majestic U بزرگ
bandog U سگ بزرگ
long ton U تن بزرگ
great U بزرگ
great- U بزرگ
large sized U بزرگ
greatest U بزرگ
macro U بزرگ
canis majoris U سگ بزرگ
grosser U بزرگ
majuscular U بزرگ
of a large size U بزرگ
large sized a U بزرگ
canis major U سگ بزرگ
majuscule U بزرگ
jumbos U بزرگ
user freindly U اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
dismantling shot U تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
voltage stabilizer U تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
amplify U بزرگ شدن
amplifying U بزرگ شدن
great persons U مردمان بزرگ
great persons U اشخاص بزرگ
great gross U قراص بزرگ
bring up <idiom> U بزرگ کردن
a large car U یک اتومبیل بزرگ
amplified U بزرگ شدن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com