English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (33 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
acupunctuate U با سوزن سوراخ کردن سوزن فروکردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
acupuncture U روش چینی بی حس سازی بوسیلهء فروکردن سوزن در بدن
to prick at something U بچیزی سوزن یا تیغ زدن چیزیرا کمی سوراخ کردن
the eye of the needle U سوراخ سوزن
eye U دهانه سوراخ سوزن
eye U گوشوارهای سوراخ سوزن
eyeing U دهانه سوراخ سوزن
eyes U گوشوارهای سوراخ سوزن
eying U دهانه سوراخ سوزن
eying U گوشوارهای سوراخ سوزن
eyeing U گوشوارهای سوراخ سوزن
eyes U دهانه سوراخ سوزن
reeve U ازتنگنا یا جای باریکی گذشتن نخ را از سوراخ سوزن گذراندن
needle point U سر سوزن سوزن دوزی
erasable U قطعه حافظه فقط خواندنی که توسط ولتاژ اعمال شده به سوزن نوشتن آن برنامه ریزی است و داده بهاین سوزن نوشتن اعمال میشود وتوسعه اشعه مافوق بنفش پاک میشود
needling U با سوزن تزریق کردن
needles U سوزن دوزی کردن
needled U سوزن دوزی کردن
needles U با سوزن تزریق کردن
needled U با سوزن تزریق کردن
needle U با سوزن تزریق کردن
needle U سوزن دوزی کردن
needling U سوزن دوزی کردن
staple U سوزن [حرف ] یو شکل [برای محکم کردن سیمی به دیوار]
needles U سوزن
styluses U سوزن
stilus U سوزن
bard U سوزن
bards U سوزن
needle U سوزن
needleful U یک سوزن نخ
needled U سوزن
needling U سوزن
switch point U سوزن
stylus U سوزن
styli U سوزن
firing pin U سوزن اتش
staple U سوزن منگنه
darning neddle U سوزن رفوگری
work baskets U سبد سوزن و نخ
work basket U سبد سوزن و نخ
catwhisker U سوزن بلور
prick U خراش سوزن
sailmaker's needle U سوزن چادردوزی
vga U - سوزن یا پورت
pinned U ورودی با سه سوزن
pinning U ورودی با سه سوزن
needle U سوزن پیکاپ
pricks U خراش سوزن
core nail U سوزن هسته
housewives U سوزن دان
darning needle U سوزن رفوگری
housewife U سوزن دان
pricking U خراش سوزن
switch U سوزن دوراهی
pricked U خراش سوزن
needled U سوزن پیکاپ
switched U سوزن دوراهی
switches U سوزن دوراهی
pin U ورودی با سه سوزن
pointsman U سوزن بان
sew U سوزن کاری
needling U سوزن پیکاپ
aciculate U سوزن وار
aciform U بشکل سوزن
packing needle U سوزن جوالدوزی
injected U سوزن زدن
whisker U سوزن بلور
inject U سوزن زدن
acicular U سوزن وار
injecting U سوزن زدن
injects U سوزن زدن
test point U سوزن ازمایشی
firing pin U سوزن ماشه
touch needle U سوزن محک
belonephebia U سوزن هراسی
needle point U نوک سوزن
drilling pipe U سوزن حفاری
needles U سوزن پیکاپ
A sharp knife (pin , needle) U چاقو (سوزن ) تیر
vaccine point U سوزن ابله کوبی
gates U سوزن اتصال به یک FET
needle test of vicat U ازمایش با سوزن ویکا
gate U سوزن اتصال به یک FET
needle book U سوزن دان کتابی
needle lace U کار سوزن دوزی
gas inlet valve needle U سوزن شیرورودی بنزین
drop on U سوزن دوراهی خط اهن
needlework U کار سوزن دوزی
dog spike U سوزن نوک گیر
firing pin U سوزن قفل اتش
There is no room to throw a needle . <proverb> U جاى سوزن انداختن نیست .
needling U سوزن سرنگ وگرامافون و غیره
switchman U سوزن بان راه اهن
firing pin U سوزن گلنگدن اسلحه اتشی
needles U سوزن سرنگ وگرامافون و غیره
tone arm U الت سوزن نگهدار گرامافون
palm and needle U کفه چرمی ملوانی و سوزن
needle U سوزن سرنگ وگرامافون و غیره
hypo U سوزن تزریق زیر جلدی
needled U سوزن سرنگ وگرامافون و غیره
hyodermic needle U سوزن امپول یا تزریق زیر جلدی
jacks U ورودی ای که از یک سوزن تشکیل شده باشد
jack U ورودی ای که از یک سوزن تشکیل شده باشد
etui U جعبهء کوچک زینتی سوزن نخ و دکمه
hypodermic U سوزن مخصوص تزریق زیر جلد
prickling U احساس سوزن سوزنی یا تیغ تیغی
needleful U نخی که یکبار درته سوزن میکنند
hypodermics U سوزن مخصوص تزریق زیر جلد
needle work U سوزن دوزی [برای تزئین حاشیه و یا طرح فرش]
center fire U اتش درنتیجه ضربه سوزن یاچخماق به مرکز فشنگ
socket [سوراخی که سوزن یا ورودی وارد میشود تا اتصال الکتریکی برقرار کند]
sockets U سوراخی که سوزن یا ورودی وارد میشود تا اتصال الکتریکی برقرار کند
embriodery U [آراستن و زینت دادن زمینه فرش به کمک سوزن کاری و گلدوزی]
pinout U شرح محل سوزن ها در مدار مجتمع به همراه کار و سیگنال آنها
isoclinal line U خطی که در روی نقشه بوسیله ان جاهایی که تمایل سوزن مغناطیسی یکسان است
needles U سوزن نازک آهنی روی چاپگر matrix-dot که یکی از نقاط را چاپ می گیرد
needling U سوزن نازک آهنی روی چاپگر matrix-dot که یکی از نقاط را چاپ می گیرد
needled U سوزن نازک آهنی روی چاپگر matrix-dot که یکی از نقاط را چاپ می گیرد
needle U سوزن نازک آهنی روی چاپگر matrix-dot که یکی از نقاط را چاپ می گیرد
isoclinic line U خطی بر روی نقشه که بوسیله ان نقاطی که درانجاها تمایل سوزن مغناطیسی یکسان است نشان داده میشود
pin U قطعه الکترونیکی که مستقیما جایگین دیگری میشود چون ترکیب سوزن ها یکسان است و سیگنالهای یکسانی را حمل می کنند
pinning U قطعه الکترونیکی که مستقیما جایگین دیگری میشود چون ترکیب سوزن ها یکسان است و سیگنالهای یکسانی را حمل می کنند
pinned U قطعه الکترونیکی که مستقیما جایگین دیگری میشود چون ترکیب سوزن ها یکسان است و سیگنالهای یکسانی را حمل می کنند
drill extractor U التی که مته حفاری شکسته رااز سوزن حفاری جدا میکند
to strain at a gnat U ازدروازه بیرون نرفتن وازچشم سوزن بیرون رفتن
DB connector U اتصال به شکل D که معمولاگ به صورت دو ردیف سوزن است برای اتصال وسایل ارسال داده
fancy work U سوزن دوزی ذوقی یاتفننی کارهای ذوقی
printhead U 1-ردیف سوزن ها در چاپگر matrial-dot که حروف را به صورت مجموعهای از نقاط ایجاد میکند. 2-حالت فلزی یک حرف که برای چاپ حرف روی کاغذ در ریبون جوهری فشار داده شده است
electrically U قطعه حافظه فقط خواندنی که مختوای آن با اعمال ولتاژ خاص به سوزن نوشتن فایل برنامه ریزی است و توسط نور یا ولتاژ مخصوص قابل پاک شدن است
BNC connector U متصل کننده فلزی استوانهای شکل با هسته مسی که در انتهای کابل Coaxial قرار دارد و برای اتصال کابل ها به هم اسفاده میشود و با فشار دادن و چرخاندن استوانه فلزی دور دو سوزن قفل کنند و و صل میشود
to pink out leather U چرم را برای زیبایی سوراخ سوراخ کردن
perforation U عمل سوراخ کردن ایجاد سوراخ
breached U سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
breach U سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
breaches U سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
pinker U سوراخ سوراخ کردن یا بریدن
pinkest U سوراخ سوراخ کردن یا بریدن
pink U سوراخ سوراخ کردن یا بریدن
thirl U سوراخ سوراخ کردن دریدن
cancellate U سوراخ سوراخ سوراخ سوراخ کردن
pierce U فروکردن
jams U فروکردن
pierces U فروکردن
to beat into U فروکردن
jam U فروکردن
jammed U فروکردن
engrain U مخمرکردن فروکردن
submergible U قابل فروکردن در اب
riddles U سوراخ سوراخ کردن
riddle U سوراخ سوراخ کردن
ingraft U در جسم چیزی فروکردن
to mug up U به زور در مغز خود فروکردن
to poke at any thing U چوب یا چیزدیگر در چیزی فروکردن
engrain U درجسم چیزی فروکردن خورد دادن
to ram a thing intoa person U چیزیرا بزور تکراردرمغز کسی فروکردن
centers U سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centre U سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
center U سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centred U سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centered U سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
clair-voie U [پرچین با دیواره های مشبک که سوراخ سوراخ است.]
dilly bag U کیف دستی یا کیسه سوراخ سوراخ زنانه
pricks U خلیدن باچیز نوک تیز فروکردن خراش دادن
pricking U خلیدن باچیز نوک تیز فروکردن خراش دادن
pricked U خلیدن باچیز نوک تیز فروکردن خراش دادن
prick U خلیدن باچیز نوک تیز فروکردن خراش دادن
float stone U سنگ اجرسای یکجورسنگ سوراخ سوراخ
sight U سوراخ روشنی رسان سوراخ دید
sights U سوراخ روشنی رسان سوراخ دید
fenestration U چیزی که سوراخ سوراخ یاروزنه داراست
foraminate U ثقبه دار سوراخ سوراخ
gruyere cheese U پنیر سوراخ سوراخ سوئیسی
scuttle U سوراخ کردن
gore U سوراخ کردن
stab U سوراخ کردن
stabbed U سوراخ کردن
gored U سوراخ کردن
scuttles U سوراخ کردن
pools U سوراخ کردن
scuttling U سوراخ کردن
stabs U سوراخ کردن
to break open U سوراخ کردن
scuttled U سوراخ کردن
pierce U سوراخ کردن
bores U سوراخ کردن
pooled U سوراخ کردن
drilled U سوراخ کردن
pierces U سوراخ کردن
to burn a hole U سوراخ کردن
bore U سوراخ کردن
drill U سوراخ کردن
drills U سوراخ کردن
steek U سوراخ کردن
pool U سوراخ کردن
perforate U سوراخ کردن
boring U سوراخ کردن
punched U سوراخ کردن
punches U سوراخ کردن
perforates U سوراخ کردن
to drill through U سوراخ کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com