Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (34 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
pace
U
باگامهای اهسته و موزون حرکت کردن قدم زدن
paced
U
باگامهای اهسته و موزون حرکت کردن قدم زدن
paces
U
باگامهای اهسته و موزون حرکت کردن قدم زدن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
fudge
U
فریفتن اهسته حرکت کردن
fudged
U
فریفتن اهسته حرکت کردن
fudges
U
فریفتن اهسته حرکت کردن
fudging
U
فریفتن اهسته حرکت کردن
plod
U
اهسته ومحکم حرکت کردن صدای پا
plods
U
اهسته ومحکم حرکت کردن صدای پا
plodding
U
اهسته ومحکم حرکت کردن صدای پا
plodded
U
اهسته ومحکم حرکت کردن صدای پا
rhytmic movement
U
حرکت موزون
slow motion picture
U
تصویر با حرکت اهسته
logged
U
اهسته وکند شده در حرکت
scutter
U
دو باگامهای کوتاه
ploddingly
U
باگامهای کند
orchestrated
U
هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
orchestrate
U
هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
orchestrates
U
هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
orchestrating
U
هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
he swung out of the room
U
باگامهای سنگین وموزون ازاطاق بیرون رفت
tolling
U
طنین موزون باصدای ناقوس یا زنگ اعلام کردن
toll
U
طنین موزون باصدای ناقوس یا زنگ اعلام کردن
tolls
U
طنین موزون باصدای ناقوس یا زنگ اعلام کردن
stews
U
اهسته جوشانیدن اهسته پختن
stewing
U
اهسته جوشانیدن اهسته پختن
stewed
U
اهسته جوشانیدن اهسته پختن
stew
U
اهسته جوشانیدن اهسته پختن
tapping
U
ضربت اهسته ضربات اهسته وپیوسته زدن شیر اب زدن به
tap
U
ضربت اهسته ضربات اهسته وپیوسته زدن شیر اب زدن به
tapped
U
ضربت اهسته ضربات اهسته وپیوسته زدن شیر اب زدن به
slacken
U
اهسته کردن
slackened
U
اهسته کردن
slackening
U
اهسته کردن
slackens
U
اهسته کردن
trickle charge
U
پر کردن اهسته
to slack up
U
کم کم اهسته کردن
anneal
U
نرم کردن فلز به وسیله حرارت دادن و سرد کردن اهسته در کوره
cruising
U
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruise
U
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruised
U
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruises
U
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
elutriate
U
اهسته خالی کردن
gentlest
U
اهسته ملایم کردن
decelerate
U
کندکردن اهسته کردن
decelerated
U
کندکردن اهسته کردن
decelerates
U
کندکردن اهسته کردن
decelerating
U
کندکردن اهسته کردن
gentle
U
اهسته ملایم کردن
gentler
U
اهسته ملایم کردن
slowest
U
اهسته کردن یاشدن
slow
U
اهسته کردن یاشدن
slower
U
اهسته کردن یاشدن
slowing
U
اهسته کردن یاشدن
slows
U
اهسته کردن یاشدن
slowed
U
اهسته کردن یاشدن
decanted
U
اهسته خالی کردن
decants
U
اهسته خالی کردن
decant
U
اهسته خالی کردن
decanting
U
اهسته خالی کردن
coo
U
اهسته بازمزمه ادا کردن
cooed
U
اهسته بازمزمه ادا کردن
cooing
U
اهسته بازمزمه ادا کردن
retards
U
عقب انداختن اهسته کردن
retard
U
عقب انداختن اهسته کردن
coos
U
اهسته بازمزمه ادا کردن
retarding
U
عقب انداختن اهسته کردن
instils
U
کم کم تزریق کردن اهسته القاء کردن
instills
U
کم کم تزریق کردن اهسته القاء کردن
instilling
U
کم کم تزریق کردن اهسته القاء کردن
instilled
U
کم کم تزریق کردن اهسته القاء کردن
instil
U
کم کم تزریق کردن اهسته القاء کردن
instill
U
کم کم تزریق کردن اهسته القاء کردن
parade lap
U
رژه اهسته دور پیست برای گرم کردن
concordant
U
موزون
rhythmical
U
موزون
lilting
U
موزون
concerted
U
موزون
shapeable
U
موزون
metrical
U
موزون
symphonious
U
موزون
swinging
U
موزون
immusical
U
نا موزون
tunably
U
کوک موزون
shapable
U
مناسب موزون
fabliau
U
افسانه موزون
weighted indexes
U
شاخصهای موزون
harmonic
U
هم اهنگ موزون
weighted average
U
میانگین موزون
weight index
U
شاخص موزون
rhythm
U
اهنگ موزون
lilt
U
اهنگ موزون
lilts
U
اهنگ موزون
rhythms
U
اهنگ موزون
tunable
U
کوک موزون
tuneable
U
کوک موزون
metrically
U
بطور موزون
differential ailerons
U
ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
eurythmics
U
حرکات بدنی موزون
well proportioned
U
با تناسب متناسب موزون
leveled
U
موزون هدف گیری
levelled
U
موزون هدف گیری
levels
U
موزون هدف گیری
rhythmize
U
باهنگ موزون دراوردن
eurhythmics
U
حرکات بدنی موزون
symphonic
U
موزون شبیه سمفونی
reciting
U
با صدایی موزون خواندن
harmonious
U
موزون سازگار موافق
recites
U
با صدایی موزون خواندن
level
U
موزون هدف گیری
recited
U
با صدایی موزون خواندن
polyphony
U
چندنثر موزون ومقفی
recite
U
با صدایی موزون خواندن
harmoniously
U
بطور موزون یا خوش اهنگ
well balanced
U
سالم سلیم موزون باقرینه
well-balanced
U
سالم سلیم موزون باقرینه
in peal
U
دارای صداهای موزون یامنظم
polonaise
U
نوعی رقص موزون لهستانی پولونز رقصیدن
pussyfoot
U
دزدکی راه رفتن اهسته ودزدکی کاری کردن طفره رفتن
goose step
U
رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
drawls
U
کشیده حرف زدن اهسته و کشیده ادا کردن
drawl
U
کشیده حرف زدن اهسته و کشیده ادا کردن
drawled
U
کشیده حرف زدن اهسته و کشیده ادا کردن
drawling
U
کشیده حرف زدن اهسته و کشیده ادا کردن
pace
U
با قدم اهسته رفتن قدم رو کردن
paces
U
با قدم اهسته رفتن قدم رو کردن
paced
U
با قدم اهسته رفتن قدم رو کردن
raster
U
سیستم اسکن کردن تمام صفحه نمایش CRT تمام صفحه , پیش نمایش CRT با یک اشعه تصویر با حرکت افقی روی آن و حرکت به پایین در انتهای هر خط
to keep time
U
موزون خواندن یارقصیدن یاساز زدن یاراه رفتن وفاصله ضربی نگاه داشتن
sailings
U
باکشتی حرکت کردن روی هوا با بال گسترده پرواز کردن
sailed
U
باکشتی حرکت کردن روی هوا با بال گسترده پرواز کردن
sail
U
باکشتی حرکت کردن روی هوا با بال گسترده پرواز کردن
waved
U
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
wave
U
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waves
U
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waving
U
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
feints
U
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feint
U
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinting
U
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinted
U
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
mouses
U
نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
mouse
U
نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
route order
U
ترتیب حرکت در روی جاده حرکت به ستون راه
lumber
U
چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
braided
U
ناگهان حرکت کردن جهش ناگهانی کردن
braids
U
ناگهان حرکت کردن جهش ناگهانی کردن
lumbers
U
چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
braid
U
ناگهان حرکت کردن جهش ناگهانی کردن
lumbering
U
چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
lumbered
U
چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
move on
U
ازجای خود حرکت دادن ازجای خود حرکت کردن
trackball
U
وسیلهای برای حرکت نشانه گر روی صفحه که با حرکت دادن توپ موجود در محفظه کنترل می شوند
fish tailing
U
حرکت نوسانی یا تاب
[تریلر در حال حرکت]
tapes
U
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
tape
U
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
taped
U
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
stroking
U
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
move off the ball
U
حرکت سریع از نقطه معین پس از حرکت توپ
strokes
U
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroked
U
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroke
U
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
loiters
U
معطل کردن باتنبلی حرکت کردن
loiter
U
معطل کردن باتنبلی حرکت کردن
loitered
U
معطل کردن باتنبلی حرکت کردن
loitering
U
معطل کردن باتنبلی حرکت کردن
skews
U
کج حرکت کردن
sailed
U
حرکت کردن
waggling
U
حرکت کردن
sail
U
حرکت کردن
waggles
U
حرکت کردن
waggled
U
حرکت کردن
skew
U
کج حرکت کردن
have way on
U
حرکت کردن
sailings
U
حرکت کردن
skewing
U
کج حرکت کردن
waggle
U
حرکت کردن
moves
U
حرکت کردن
departures
U
حرکت کردن
departure
U
حرکت کردن
moved
U
حرکت کردن
inch
U
حرکت کردن
get under way
U
حرکت کردن
move
U
حرکت کردن
to weigh anchor
U
حرکت کردن
whir
U
حرکت کردن
to bear oneself
U
حرکت کردن
counter clockwise
U
حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
compound motion
U
حرکت صلیبی حرکت عرضی و طولی
transfers
U
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transferring
U
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transfer
U
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
harmonics
U
مبحث مطالعه خواص ومختصات اصوات موسیقی مبحث الحان موزون همسازها
jink
U
بسرعت حرکت کردن
to tail to the tide
U
باجزرومد حرکت کردن
zigzags
U
حرکت زیگزاگی کردن
to bolt
U
ناگهانی حرکت کردن
zigzagged
U
حرکت زیگزاگی کردن
zigzag
U
حرکت زیگزاگی کردن
whirry
U
بعجله حرکت کردن
underway
U
در حال حرکت کردن
spiraled
U
بطورمارپیچ حرکت کردن
spiraling
U
بطورمارپیچ حرکت کردن
spiralled
U
بطورمارپیچ حرکت کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com